کدام اعتدال؟ از وسط به دو طرف؟
بچه که بودیم گاهی پیش میآمد با رفقا یا بچههای همسایه به هر دلیلی دست به یقه میشدیم و زد و خورد کودکانه میکردیم. آن موقعها هم وضعیت کار و اشتغال پدر و مادرها طوری نبود که مثل مادر هاچ زنبورعسل هیچ وقت پیدایشان نباشد. همیشه میشد انتظار حضورشان را دور و اطراف خانه کشید. گاهی میانه یکی از همین دعواهای کودکانه مادر یا مخصوصا پدری سر میرسید و طبق مد آن روزها قبل از اینکه از دلیل دعوا جویا شود، شتلق! یکی یک کشیده مردانه حواله طرفین دعوا میکرد. بعدتر هم در گپ و گفتهای بزرگترانه سینه جلو میداد که بعله ما به خاطر حفظ عدالت هر دو طرف دعوا را مورد عنایت قرار دادیم.
اگر از این موضوع بگذریم که اصولا این نوع عنایت به اشتباهات ما بچهها در آن دوران یک اشتباه تربیتی بود، نوع نگاه آن بزرگترها به عدالت حتما قابل گذشت و اغماض نیست. چرا باید طرفین یک اختلاف بدون اینکه تحقیقی درباره ماهیت اختلاف و درگیریشان بشود، به صورت مساوی مورد تنبیه قرار بگیرند. و اصولا چرا ما هیچ وقت درست و حسابی فرق بین عدالت و مساوات را درک نکردیم. چرا نباید به جای تحقیق در مورد اتفاق و اصرار در تحقق حق و فقط برای سریع فیصله دادن به یک مساله یا اختلاف، مساوات را به اسم عدالت خرج کنیم؟
قضیه دعواهای کودکانه دو دهه قبل نیست، هنوز هم گاهی در حل اختلافات آدم بزرگها از این روش استفاده میشود. اصرار بر کوتاه آمدن طرفین یک اختلاف بدون توجه به اینکه حق با کیست، هنوز جاری و رایج است. نمیخواهم بگویم اگر آدمی درگیر اختلافی شد نباید گذشت کند. حرف بر سر مواجهه دیگران برای رفع اختلاف است.
معنی اعتدال این نیست که بین سر و ته اختلاف وسطش را انتخاب کنیم و بعد بگوییم حالا صلوات بفرست. باید یاد بگیریم در تحقق حق و آنچه صحیح است اعتدال داشته باشیم.
هر چند هر شهروندی حقوق مخصوص خودش را دارد و کسی نمیتواند او را محدود کند ولی سوال بپرسیم از خودمان که این حقوق در چه پارادایمی تعریف شده است. آیا معنی اعتدال و میانهروی این است که اگر عدهای آزادانه میتوانند بروند مسجد ومتدین باشند، یک عده هم میتوانند به بهانه شادی برای برنده شدن فلان تیم ورزشی کشف حجاب کنند در خیابان و مهارتشان را در نمایش حرکات موزون به رخ بقیه بکشند؟ این هم شد میانهروی؟ حالا اگر اختلافی بین این دو گروه پیش آمد، کدخدامنشی و ریشسفیدیِ مساواتمحور چطور میخواهد وسط ماجرا را بگیرد؟!
آیا اعتدال فرصتی برای هنجارشکنی است؟ سالهاست صدای زنگ آن کشیده محکم آدم بزرگها در گوش کودکیمان زنگ میزند و این سوال هنوز بی جواب مانده که پس حق چه میشود؟ اصلا حق پیشکش، عقل چه میشود؟
قابل انکار نیست که طرح مساله اعتدال و میانهروی (که خدا مخالف آن را ذلیل کناد) مستمسک ایجاد فضای تنفس بیشتر برای کسانی بوده که به دلیل رعایت نکردن بعضی هنجارها و عرفهای اجتماعی و سیاسی و مذهبی، دچار محدودیتهایی شدهاند. و سوال این است که آیا شعار اعتدالی که این روزها زیاد شنیده میشود هم ربطی به شیب رو به رشد تظاهر به هنجارشکنیهای فرهنگی و اجتماعی دارد یا خیر.
این مطلب در روزنامه خراسان مورخ 11 تیرماه در ستون بدون موضوع چاپ شده است.
مهدی قزلی's Blog
- مهدی قزلی's profile
- 10 followers

