حسین بشیریه در سال ۱۳۳۲ در همدان متولد شد. وی لیسانس خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران گرفت و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت. در سال ۱۹۷۹ در رشته رفتارشناسی سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان فوق لیسانس دریافت کرد و در سال ۱۹۸۲ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته تئوری سیاسی از دانشگاه لیورپول گردید.
او که در دانشگاه تهران ممنوعالتدریس شده بود ایران را ترک کرد و به دانشگاه سیراکیوز در نیویورک رفت.
وقت آن رسیده است که بحث درباره توسعه و عوامل عدم تحقق انواع آن در کشورمان (من جمله توسعه سیاسی)از کوچه و بازار و تاکسی و اتوبوس به دانشگاه و فضای علمی انتقال یابد و اهل فن و متخصصین این عرصه به بررسی موشکافانه ی آن بپردازند. کتاب "موانع توسعه سیاسی در ایران" حسین بشیریه یکی از بهترین آثاری بود که می شد در این باب نوشت.نگاه بی طرفانه و پراگماتیستی بشیریه در تمام طول کتاب به همراه قلم ساده و همه فهم وی سبب شده است ظرافت بینشی که در این تحقیق مختصر و مفید لمس می شود،لذت نگاه معتبر و علمی بشیریه را به خواننده بچشاند و زمینه ساز ایجاد سوال های متعدد در ذهن وی گردد.
بشیریه در تحقیقی کم نظیر و شاید به لحاظ ارائه بحثی به این قوت در چنین حجمی ( 170 صفحه) که محال مینماید، سه مانع عمده بر سر راه توسعه سیاسی در ایران معاصر را؛ تمرکز بر منابع قدرت سیاسی به عنوان اصلی ترین ویژگی ساخت دولت مطلقه، چند پارگی های اجتماعی فرهنگی جامعه و ایدئولوژی و نگرش سیاسی الیت جامعه، میداند. تحقیق کتاب بررسی این موانع در دوره آغاز تاسیس ساخت دولت مطلقه مدرن ( پهلوی اول) و ادامه آن تا قبل از انقلاب اسلامی است، و نویسنده در مقدمه کتاب خبر از انتشار جداگانه همین بررسی در دوره جمهوری اسلامی میدهد اما گویا چنین تحقیقی تا به امروز چاپ نشده است و دلایلش هم با خواندن کتاب قابل فهم است، هرچند بسیاری از این موانع اختصاص به دوران قبل از انقلاب ندارد! کتاب از بین سایر آثار چاپ شده بشیریه به کتاب دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی در ایران نزدیک است و به همان اندازه خواندنی، از بین سه مانع اصلی یاد شده، مورد تکوین ساخت دولت مطلقه حجم اصلی کتاب را شامل میشود ( 130 صفحه) که نویسنده به تفصیل در شرح نظام پاتریمونیالی و ویژگی های عمده آن در بافت فرهنگ اجتماعی سیاسی ایرانیان و علل و عوامل تکوین ساخت دولت مطلقه بحث کرده است اما به نظر نویسنده در دوبخش بعدی کتاب حق مطلب را آنچنان ادا نکرده ( که احتمالا در آن صورت حجم کتاب میبایست بسیار بیشتر می بود) و به لحاظ دقت هم اندکی با فصل اول کتاب فاصله دارد، شاید دلیلش کمرنگ تر شدن وجوه جامعه شناختی بحث و پررنگتر شدن موضع ایدئولوژیک نویسنده میباشد.
اين كتاب به خوبي ساختار نظام پاتريمونيال و پدر-شاهي در ايران را توضيح مي دهد و ساخت قدرت در ايران معاصر را تا پايان دوران پهلوي بررسي مي كند . مطالبي بسيار ارزنده در حجم بسيار كم .
کتاب تحلیلی هست بر اینکه چرا در ایران توسعه سیاسی (مشارکت عموم جامعه با طرز تفکرهای متفاوت در سیاست) اتفاق نیوفتاد. بررسی هم از مشروطه تا آخر پهلوی هست و جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار نمیگیره.
در مقدمه دلایلی که برای توسعه ساسی ایجاد مانع میکند توضیح داده میشه و در فصلهای بعد این عوامل در ایران مورد بررسی قرار میگیره.
خوندن کتاب سخت نیست و دید خوبی هم از شرایط و موانع توسعه سیاسی میده
مشکلی که من توی کتابای بشیریه میبینم اینه که با همهی اهمیتش جوری نوشته شده که زمان خوندن انگار باید قبلیا رو هم خونده باشی و هی ارجاعاتی بهش داده میشه نه بصورت مستقیم ولی همش باید رجوع کرد
کتاب جمع و جور و ارزشمندیست که اولا مسئله را خوب تعریف کرده و ثانیا از مقولههای وسیعی برای بررسی این مسئله استفاده کرده. مقولاتی نظیر فرهنگ سیاسی، ساختار، منابع قدرت، ایدئولوژی، شکاف اجتماعی، نظریات گذار، مدرنیزاسیون، تاریخ و ... . میتوان از این کتاب استفاده کرد و این مقولات و تاثیرشان روی یکدیگر را کنار هم دید و سپس جداگانه به سراغ هر کدام رفت. چنین بررسی ساختارمندی را در بین پژوهشگران ایرانی کمتر میشود دید.