What do you think?
Rate this book


173 pages, Paperback
First published April 1, 2001
تحولات حاصل از نوسازی در ایران نسبت به تحولات فکری سبقت تاریخی داشتند، تجربه نوسازی در غرب که مقدمات فکری تحولات اجتماعی (بویژه نگرش پروتستانی به زندگی مادی) از پیش در آنها فراهم گردیده بود. بدین سان پوشش فکری لازم برای تحولات عینی جامعه وجود نداشت.
با قرار گرفتن ایران در تحت تأثیرات مختلف تمدن غربی از اواخر قرن نوزدهم به بعد و با توجه به ناتوانی نظام فکری سنتی در تأمین توجیهات نظری برای تحولات جدید، خلائی فکری در محیط معنوی ایران پدید آمد که بتدریج تا اندازهای به وسیله شاخههای گوناگون اندیشه مدرن پر شد. خاستگاه ایدئولوژیهای عمده قرن بیستم در ایران بویژه ناسیونالیسم، مدرنیسم اسلامی و سیاسی شدن اسلام را در همین دوران باید جست. حتی میتوان گفت که نهضت بابیه درایران نهضت مدرن نافرجامی بود که تحت تأثیر دورادور افکار غربی کوشید تا به نحوی خاماندیشانه برخی مبادی فکری لازم برای تحولات عینی جدید را فراهم آورد. چنین کوششی از آنجا که برخی مفاهیم مذهب مستقر را به کار میبرد و در آن تغییر میداد و در حریم حصین روحانیت مذهب شیعه تعدی میکرد، به نتیجه نرسید.
در فرهنگ پاتریمونیالیستی و تابعیت، اعتراض بر ضد حکومت... اغلب دو شکل دارد: یکی اعتراض از موضع اخلاقی بر ضد فرصتطلبی و قدرتپرستی که نمونه آن را میتوان در اعتراضات صوفیانه جست. این گونه اعتراض معمولاً به عزلتگزینی و کنارهجویی و انفعال کامل سیاسی میانجامد. دوم اعتراض ناگهانی و عصبی همانند اعتراض فرزند بردبار نسبت به پدر خودکامه که ناگهان صورت میگیرد و بزودی دوباره جای خود را به اطاعت و تابعیت محض میدهد. به طور کلی در فرهنگ سیاسی تابعیت، رفتارهای سیاسی افراد ترکیبی است از فرصتطلبی، انفعال و کنارهگیری، اعتراض سرپوشیده و ترس.
با توجه به اینکه ایران متشکل از ایلات و عشایر بود و هر ایل واحد اداری، سیاسی، فرهنگی و قومی نسبتاُ جداگانهای محسوب میشد، یگانگی و وحدت ملی در ایران در گرو تمرکز منابع قدرت بود. در عین حال با توجه به خودمختاری نسبی قبایل و عشایر و پراکندگی منابع قدرت و عدم امکان حفظ تمرکز نظامی و اداری در درازمدت، سخن گفتن از وجود دولت مطلقه پیش از قرن بیستم در ایران دشوار است. هرچند نظام فئودالی به معنای غربی آن در ایران پیدا نشد، با این حال و به رغم دعاوی مطلقگرایانه شاهان و حکام سیاسی در عمل نوعی پراکندگی قدرت وجود داشت و در برخی از برهههای تاریخ ایران مناطق ایلنشین همچون ممالک مجزایی به نظر میرسیدند.