Xueqin Cao (Chinese: 曹雪芹; pinyin: Cáo Xuěqín; Wade–Giles: Ts'ao Hsueh-ch'in, 1715 or 1724 — 1763 or 1764) was the pseudonym of a Qing Dynasty Chinese writer, best known as the author of Dream of the Red Chamber, one of the Four Great Classical Novels of Chinese literature. It has been suggested that his given name was Zhan Cao (曹霑) and his courtesy name is Mengruan (夢阮; 梦阮; literally "Dream about Ruan" or "Dream of Ruan")[...]
رویای خانهی سرخ در نگاه اول بنظر میرسه که چیزی شبیه ی افسانهی شرقی، جادویی، پر رمز و سبکبال باشه اما در واقع ما در این کتاب با ی دنیا جزئیات و نثر سنگین و اسم و روابط پیچیده طرفیم🤦♀️🫠 این اثر نشون میده که کائو ژوکین اصلا اهل کوتاه اومدن و ساده نویسی نیست، چون هر پرده، هر شخصیت، اتاق، گلدون، شالگردن و...و ... حتی اشک ی نفر در این کتاب، فلسفه و معنای پنهونی و رازگونه ی خودش رو داره. این ظاهرا شاهکار ادبیات کلاسیک شرقی، چیزی در مایههای پیوند دادن دنکیشوت و مادام بواری و ی دایرهالمعارف اجتماعیه، اما با هویتی چینی! ریشههای داستان تا عمق قرن هجدهم میره، در دل دورهی امپراتوری چینگ، جایی که نویسنده خودش وسط زوال ی خاندان اشرافی بزرگ گیر افتاده و بهنوعی تاریخ خانوادگیش رو در قالب این قصه ی عاشقانه ـ تراژیک بیان میکنه، همین هم کتاب رو از سطح رمان عاشقانهی معمولی خارج میکنه و تصویری از ی دورهی اجتماعی تاریخی مهم ارائه میده. کائو ژوکین انگار میخواد به ما یادآوری کنه که زندگی، فقط ی رویاس ( البته نه از اون مدلهای خودمراقبتی انگیزشی اینستاگرامی🙃)، بلکه از اون رویاهاییه که کابوسی به دنبال داره و وقتی بیدار میشی میبینی نه عشقی مونده، نه خونهی سرخی، نه اون عظمت و جلال و زرق و برق... پیام ته ته ماجرا هم همون نابودی تدریجی طبقهی اشرافه، ی سقوط از درون. عشق و جوانی و زیبایی هم فقط ابزاری هستن برای نشوندادن شکنندگی این جهان. در دل این همه تشریفات و قصر و زنعمو و مادربزرگ و...، ی عاشق مالیخولیایی به اسم بائویو وجود داره که حساسیتش به اندازهی ی شاعره. رابطهی بائویو و دخترهای این کتاب از عشقی بیمارگون، لطیف و عصبی سرچشمه میگیره که دائم بین خودش و محیطش در کشمکش باقی میمونه، خط سیر داستان ما رو میبره توی ذهن کسی که داره زوال رو در همه ابعاد و لایه های زندگیش با پوست و استخوان میفهمه. رویای خانهی سرخ، ی جور مستند ـ رمان ه، ی نقد اجتماعی که در کنار روایت عاشقانه ش، روال سبک روابط و زندگی در جریان رو بازتاب میده و طنز پنهانش، تشریفات احمقانه ی اون دوران رو با تراژدی شاعرانه ای همراهی میکنه. نویسنده دقیقا میدونه که نظام خانوادههای بزرگ چینی داره از بیدرایتی و فساد و وسواسهای پوچ خودش فرو میپاشه و تکتک اونها را نشون میده، از وضعیت خدمتکار و اربابی گرفته تا روابط زنونهی درون خونه و سیاستهای ریز و درشت دربار. افسانهها و استعارهها از همون صفحهی اول حضور دارن، سنگی که قراره انسان بشه، رویاها و نشونهها، شعرها و فالها… اما در کنار اینها و پشتوانه های تاریخی دیگه، ژوکین از قدرت مطلق مادربزرگها، دسیسه ها، ساختار درباری و فرهنگ سختگیرانهی اون زمان برای مخاطب قرن های آینده، قصه ی مسموم و حال و روزشون رو تعریف میکنه. این رمان با توصیفهای ریز و شعرهای درونمتنی و ظرافتهاش، اگرچه ارزشمنده اما گاهی درک و دنبال کردن ماجرا رو سخت میکنه و اگه دنبال حادثهای باشیم که صفحه بعد رو با اشتیاق ورق بزنیم، برای خوندن این کتاب بیشتر باید به صبرِ بودایی پناه ببریم! رویای خانه سرخ مثل ی باغ چینی بزرگه، پر از جزئیات شگفتانگیز، زیباییهای ریز و نشانههای فلسفی… اما کندی و پیچیدگی روایت ممکنه تا جایی ما رو خسته کنه که بگیم: "خب، من فهمیدم که این خونه داره فرو میریزه، اما واقعا اینهمه توصیف های پر شاخ و برگ براش لازمه؟"، اما در نهایت میبینیم که بله ، احتمالا لازمه، چون نویسنده، موقعیت اجتماعی و هنریش، و شرایط زندگیش برآمده و متعلق به دوره ایه که چنین ادبیاتی رو میطلبیده...