حلاج، عارف نامداری که «از او گشت سرِ دار بلند»، در زمان خود در سراسر جهان اسلام شخصیتی مطرح و بحثانگیز بود و پس از آن نیز که به اتهام بدعتگذاری در دین مقتول شد آنقدر واقعیت و افسانه پیرامون او و اندیشههای او در هم آمیخت که هنوز جای این پرسش هست که او که بود، چه میگفت و چه میخواست.
نویسندهٔ این کتاب، که سی سال تحقیق و تتبع در آثار و شخصیت حلاج او را به مقام صاحبنظری مرجع در این زمینه رسانده، در این اثر تحقیقی و تحلیلی ابعاد شخصیت حلاج، و اوضاع دینی و سیاسی و اجتماعی عصر او را به دقت بررسی کرده و استنتاجهایی مستند و معتبر دربارهٔ رگههای اعتقادی حلاج، انگیزهها و آرمانهای روحانی و اجتماعی او، عوامل صفآرایی قشرهای مختلف جامعه در کنار و در مقابل او، و بالاخره شهادت این عارف شوریده سر به دست میدهد.
حلاج از آن شخصیتهایی بحث برانگیز تاریخی است: گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا میکرد
و این اسرار چه بود؟ آن اسرار این بود که او تفسیری متفاوت از قرآن داشت. و میگفت که خدا را باید در خودت جست جو کنی چون بنا به گفته ی قرآن او از رگ گردن به تو نزدیک تر است. شطح و طامات بسیاری را به او نسبت دادند. ول باید در نظر داشت که آدمی سفر کرده و دنیا دیده بود و از عقاید و آداب آن زمان مطلع بود. از آیین مزدایی تا بودایی، با یاران و اهل دل در آن دوران نشست و برخاست داشت. به عقاید همگان احترام میگذاشت. با تمام این احوال بری از گناه نبود و خطاها و تندرویهای بسیاری داشت که شاید همان سرش را بر بلندای دار برد.