این کتاب پژوهشیست پیرامون ٢٥٠٠ سال تاریخ روابط سکسی در ایران و از زناشویی، زناشویی موقت، روسپیگری و همجنس ـ گرایی و نیز پیامد ناخواستهی این روابط که بیماریهای آمیزشی است سخن میگوید. تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران از سفرنامههای غیرایرانیان و از نوشتههای موجود در بایگانیهای ایرانی و بین المللی و نیز از دادههای دولتی بهره جسته تا به تفصیل چیستی و تنوع و مشگلات روابط سکسی در ایران درطی صدها سال گذشته را درمتن فرهنگ و دین ایرانی بررسی کند. در پایان کار، ویلم فلور فشردهای از مواردی را که جامعه ایرانی امروزه با آنها روبهروست به دست میدهد.
دمِ نویسنده گرم واقعا! که انقدر جامع!!! و دقیق!!! تحقیق کرده و کتابشو نوشته...ماشالله انقدر دقیق و متعهد!! بوده که حتی کوچکترین داستان ها و شعرهای هجو و دم دستی که دده خان باجی ها توی کوچه و خیابون میخوندن یا توی "گرمابه" ها گفته میشدن رو هم توی کتاب آورده و براساس اونا حسابی نتیجه گیری کرده! بیشتر از نصف کتاب درباره قانون های ازدواج در صد سال اخیر بود، و بیشتر درباره قانونهای اسلام درباره ازدواج و روابط سکسی قبل و بعد از ازدواج...جوری تفسیر و نتیجه گیری کرده که انگار همه مردهای ایرانی هوس باز و عوضی ان و همه زنها یه جور وبال گردن خانواده، که هیچ ارزشی توی جامعه نداشته و ندارن و به خاطر این همه محدودیت که دین و تعصب و خانواده براشون به وجود آورده تقریبا همه شون هرزه و بدکار میشن...من میدونم همیشه توی ایران مردسالاری بوده، همیشه محدودیت برا زنها و دخترها توی ایران بوده و هست، ولی انقدر زیاده روی و انقدر تفسیر بد اون هم از طرف کسی که فقط از روی داستان ها و خاطره های زشت و چرک توی کوچه و خیابان نتیجه کرده...حسابی کفرمو درمیاورد... هنوزم عصبانی ام و نمیدونم چطوری و از کجا احساس دقیقمو درباره این کتاب بگم...شاید بعدها تونستم یه ریویو کاملتر بنویسم...فعلا عصبانی ام همین.
کتابی بسیار ضعیف با ترجمه ای ضعیف تر و پراز ایراداتی که در جابه جای متن نقض هایش را میتوان پیدا کرد . نویسنده تمام تلاشش را کرده تا با نگاهی از بالا به پایین ایرانیان را هوسباز و لوند معرفی کند و از نجابت مستشاران و سفیران فرنگی تعریف و تمجید کند !!! مگر میشود ایرانی عشق و مهرورزی را نشناسد در حالیکه بزرگانی چون سعدی و حافظ و مولانا و امثال ایشان بهترین نمونه و تعاریف را از عشق بیان کرده اند . در کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی دکتر شمیسا با سند و مدرک اثبات میکند که در عهد صفوی مردان میل زیادی به هم جنس خود داشته اند به طوریکه جمعیت رو به افول گذاشته بود در اینجا نویسنده بدون هیچ سند و مدرکی جمعیت روسپیان عهد صفوی را فقط در شهر اصفهان چیزی بین دوازده تا سی هزار نفر میداند بدیهی است که چنین رقمی هیچ منطقی را پذیرا نیست ! یا مثلا در جایی دیگر تعداد دقیقی از رجاله های تهران در دهه ی نخستین قرن جدید بیان میکند این در حالی است که نخستین سرشماری رسمی در دهه ی 30 در ایران آغاز شده است ! با این حال حکایتی در کتاب توجهم را جلب کرد که شاید زبان حال بسیاری از دختران باشد ( پیشاپیش از مخاطب این ریویو به خاطر کلام دور از ادب این داستانک پوزش میطلبم امیدوارم که ظرافت و طنز موجود در آن بر زشتی کلام چیره شود ) یک دختره کاشی ایستاده بود سر زمین و پسری داشت رد میشد . دختره با لهجه ی غلیظ کاشانی به پسره گفت به م نگاه نکن وگرنه جیغ میزنم پسره نگاه کرد دختره گفت نزدیک تر نیا وگرنه جیغ میزنم پسره آمد نزدیک تر دختره گفت دست به م نزن وگرنه جیغ میزنم پسره دست به ش زد دختره گفت ماچم نکن وگرنه جیغ میزنم پسره ماچش کرد دختره گفت دست به ناف و پستانم نزن وگرنه جیغ میزنم پسره همینکار را کرد دختره گفت اگر دستت را پایین تر ببری جیغ میزنم پسره دستش را پایین تر برد دختره گفت اون را توش نکن وگرنه جیغ میزنم پسره همان کرد دختره با عشوه و ناز گفت وای خدا جون ... بیرونش نیار وگرنه جیغ میزنم
دوستانِ گرانقدر، این کتاب از نظرِ بیان اخبار و رویداد ها و درست بودنِ مطالبی که بیان شده بود، بسیار ایراد داشت، ولی به اکثرِ مواردِ مربوط به مسائل جنسی، اشاره کرده بود در ابتدایِ کتاب بدونِ سند و مدرک میگوید: در دورۀ ساسانیان و هخامنشیان، ازدواج پدر با دختر، مادر با پسر و خواهر با برادر مرسوم بوده است، در صورتیکه این ادعا پوچ و دروغی کثیف و احمقانه بیش نیست... زیرا بارها در دورۀ ساسانیان، ایرانیان عرب هایِ عربستان را بی تمدن و حیوان خطاب میکردند چراکه ازدواجِ همخون در قبایلِ آنها به سببِ حفظِ مال و ثروت آن طایفه و قبیله مرسوم بوده است، لذا کاری را که ایرانیان سرزنش میکردند، بدونِ تردید خودشان انجام نمیدادند و مطمئن باشید که این کار بسیار زشت مرسوم نبوده، و اگر کسی انجام میداده، به صورت پنهانی بوده است. چراکه در صورت مشخص شدن موضوع، وی را بی آبرو و بی شرف میدانستند نویسنده از ازدواج در دورۀ هخامنشی تا 600 سالِ گذشته به اختصار توضیح میدهد سپس توضیحاتی در موردِ زشت شمردنِ سکس پیش از ازدواج در ایران ارائه کرده است از باکره بودنِ دختر و سختگیری از جانبِ ایرانیان نوشته است و در اینجا نیز نویسنده دوباره پایِ تازیان و اعرابِ وحشی را به میان کشیده و سخنی از علی ابن ابیطالب آورده، که معلوم نیست از کجا این سخن را درآورده، که علی گفته: شاید دختر بر اثرِ فعالیت روزانه پردهٔ بکارتش پاره شود و ربطی به سکس ندارد نویسنده توضیحاتی در موردِ سنِ ازدواج و اینکه مسلمان ها دختر را از 9 سالگی شوهر میدادند و حداکثر سنِ ازدواج 13 سال بوده است، ( بهرحال باید بر رویِ کارِ پیامبر و ائمۀ خود مهرِ تأیید میزدند) ارائه کرده و مثالی از آذربایجان آورده است، که به سمتِ دختر بچه ها کلاه پرت میکردند و اگر دختر به زمین نمیخورد، یعنی به سنِ ازدواج رسیده است و سپس در موردِ زنان بیوه صحبت کرده و باز مثال را از اعراب و کتابشان قرآن انتخاب کرده است در موردِ زناکاری و طلاق، زیبایی همسر و عملِ عرب پرستانۀ صیغه و بکن نکن و قانون هایِ خواست در سکس، در این کتاب آمده است در موردِ روسپی و روسپی گری در ایران میگوید، که البته بیشترِ اسنادش غیرِ معتبر میباشد از صفحۀ 300 به بعد واردِ مسائلِ حاشیه ای در سکس میشود و در موردِ کارِ زشت و کثیف غلام بارگی و پسر بازی صحبت میکند که در بین تازیانِ عربستان و مردمِ آسیایِ مرکزی و مغول ها و برخی از ساکنین افغانستانِ امروزی مرسوم بوده است... این کارِ کثیف و زشت آنقدر برایِ تازیانِ عربستان عادی بوده که پیامبرِ اسلام در بهشتِ موهوم به اعراب وعدۀ پسرانِ سفید و ترگل ورگل یا به قولِ خودشون «غلمان» را میدهد که مثل مروارید در صدف هستند و کونِ آنها لذتی دارد که انگار پهنایش از مغرب تا مشرق است! ... واقعاً این کارِ اعراب حرامی چندش آور بوده است، حیف از نامِ انسان که به این موجودات داده اند سپس دربارۀ موضوعِ <لزبی گری> یا لزبین نوشته و میگوید که در شهرِ شیراز این عمل انجام میشده است، که من تا کنون در هیچ کجایِ تاریخ، چنین اخبارِ مسخره و دروغین را نخوانده ام و در پایانِ کتاب از سکس با حیوان در ایران نوشته است، و از سخنانِ سعدی و مولانا که محضِ شوخی و طنز نوشته بوده اند، بهره برده است.. به عنوانِ مثال، از جانبِ سعدی نوشته است که: خری سفید و فربه پهلو و تیزهوش پیدا کنید و تخته به زانوانش ببندید و به او علوفه بدهید تا در زمانِ انزال هوسِ بوسه گرفتن به سرتان نزند
در کل عزیزانم، موضوعاتِ کتاب خیلی کامل بود ولی پرداختن به موضوعات، بسیار سطحی و از نظرِ تاریخی سرشار از اشتباه بود ************************** امیدوارم این ریویو برایِ شناختِ این کتاب، کافی و مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
This is the most carelessly written book of the 21 century. Full of typos and logical fallacies! It seems to me the book was never edited or even proof-read. Furthermore, there are conceptual problems in the book too. I am convinced that the author does not understand many terminology he uses in the book. For instance, he equates Mukhanas with "she-male" and she-male with eunuchs!... Extremely poorly written book.
این کتاب صرفا یه پژوهش بی اعتبار تاریخیه که صرفا با اتکا به گفته ها و شنیده ها به بیان تاریخ پرداخته ، محقق حتی زحمت کمی عمیق شدن در بیان رو به خودش نداده ،در کل انگاری که با یک.فرد عامی وارد گفتگو شدی، زبان نوشتاری هم در سطح عامیانه س ،ویرایش هم نشده و یکراست از دست نویسنده به چاپخونه رفته ،متاسفم برای دید نویسند و پژوهشگر به بخش مهمی از تاریخ.
به عنوان کسی که یه ذره در مورد نوشتن متون علمی میدونم باید بگم کتاب اصن از نظر علمی حرفی برای گفتن نداره. ولی این که مثال میزنه و داستان میگه و اینا بد نبود. رد کل باید بگم از اون ایرانیایی که رگ غیرتشون میزنه بالا نیستم ک وایسم از کتاب بد بنویسم. خوذه وضعیت کتاب گویای حاله. چهار فصل داره کتاب ازدواج ازدواج موقت همجنسگرایی و بیماری های امیزشی.
کتاب در پنج بخش نوشته شده و هر بخش از گذشته به حال عنوان میشود. از هخامنشی تا بعد از انقلاب و در دوران حکومت جمهوری اسلامی.
بخش نخست در خصوص ازدواج صحبت میکند. رابطهای که بسیار بسته بوده و انتخابهای بسیار محدودی وجود داشته (همان قضیهی ازدواج قبیلهای و حتی درونخانوادگی)؛ به خصوص برای دختران. بعد از گذشت مدتی و با فرارِ چند دختر و یا خودکشیشان این رسم کمکم تحول پیدا کرد. در اغلبِ منابعِ این کتاب (مثل قابوسنامه، سیاستنامه، لطایفالطوایف و حتی کتابهای مقدس) به پسران آموزش داده شده دنبال چه دختری باشند (دختری که زیبا باشد و مطیع!) چند زنی از دوران هخامنشیان، ساسانیان، پارتها و حتی پس از حملهی مسلمانان به ایران (دوره اسلامی) رایج بود و همسران متعدد حتی با هم زندگی میکردند.و علت دیگرش درآمدی بود که ملّایان در نتیجهی این وصلت به دست میآوردند. آنان همیشه تعدادی دخترِ فقیر یا زنِ مطلقه در چنته داشتند تا به تاجران و سربازها و جوانان قالب کنند!
بخش دوم در خصوص زناشویی موقت است که در گذشته به آن روسپیگری گفته میشده و در جمهوری اسلامی به آن ازدواج موقت گفته میشود! صیغه از دوران پیامبر و صدر اسلام صرفن برای رفع نیازهای جنسیِ سربازها و جنگویان بوده (و یا تاجرانی که همیشه در سفر بودند یا جوانانی که توانایی ازدواج نداشتند) و عملن ماهیتش مشابهِ روسپیگریست. کمی کنترلشدهتر. در دوران پهلوی به شدت با روسپیگری مخالفت شد و از سطح شهر برچیده و به جایی منتقل شد که به شهرنو معروف شده، اما با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ازدواج موقت (روسپیگری قانونی) شدت بیشتر گرفت.
بخش سوم در خصوص روسپیگریست. اتفاقی که از دوران هخامنشیان وجود داشته. در بابِل و سومر هر زن میبایست سالانه به پرستشگاه ملیتّا (آناهیتا) میرفت و به نشانهی میهماننوازی با بیگانهای همخوابه میشد! البته دین در دوران هخامنشی روسپیگری را نکوهیده میدانست و حضور زنان در آن معبدصرفن برای تنفروشی نبوده ومعتقدند برای خنیاگری و شیرینزبانی مردان خارجی را سرگرم میکردند. در کتاب مقدس اوستا دیوی وجود دارد به نامِ «جهی» که برای کوچک شمردن به آن «جهیکه» میگفتند. این کلمه در انگلیسی به «جنده» تعبیر میشود. و این نشان از دیدگاهِ نامناسبِ دین نسبت به روسپیگری در دوران هخامنشیان بود. روسپیگری همچنان ادامه یافت. از ساسانیان تا پارتها و مغولها و ایلخانان و تیموریان و ترکمانان و صفویان و افشاریه و زندیه و قاجار و پهلوی و ... یکی از اصلیترین دلایلی که دولتهای با روسپیان مقابله نمیکردند اولن به این دلیل بود که بسیاری از حاکمان حرمسراهای خود را با همین روسپیان سروسامان میدادند و موضوع مهمتر نفع مالی روسپیان برای دولتها بود. حضور خارجیها و آوردن پول به کشور باعث شده بود که دولتها مالیات خوبی از روسپیان و جاکشها (همانهایی که این دختران را نگاهداری میکردند و میفروختند) بگیرند. درصد قابل توجهی از درآمد حکومتها توسط روسپیان پرداخت میشد و این عاملی بوده تا آنچنان جلوی فعالیتشان گرفته نشود.
بخش چهارم بسیار جنجالبرانگیز است: روابط همجنسگرایانه در ایران! به دلیل حضور کمِ زنان در جامعه (و برای رفع نیازهای جنسی جوانان) لواط در ایران بسیار بیشتر از کشورهای دیگر دیده میشد. و از نظر قانونی هم چندان به آن سخت نمیگرفتند. البته در حالتیکه مفعول سنش کم بوده باشد. شاخصی که برای این موضوع در نظر گرفتد ریش و سبیل بود. یعنی پسری که هنوز ریش و سبیلش در نیامده، میتواند مفعول در لواط باشد و این ایرادی ندارد! اما دو انسان بالغ نباید با هم لواط کنند. بسیاری از پادشاهان ایرانی لواط میکردند و این را نشانهی قدرت و توانشان میدانستند! اصلن لفظِ «لوطی» از همینجا آمده. به فاعل در رابطهی همجنسگرایانهی مرد با مرد میگویند «لوطی» و لوطی همیشه مفتخر بوده به این نام. داریوش سوم، سلطان محمود و مسعود، سبکتکین و شاه ابولفضل وزیر، گیخاتو (حاکمی در دوهی مغول)، شاه اسماعیل اول بنیانگذار حکومت صفوی، میر صانعی نیشابوری (شاعر) و حتی فتحعلی شاه قاجار لواط میکردند! در خصوص رابطهی مولانا با شمس تبریزی نمیشود به شکل دقیقی اظهار نظر کرد، هر چند خودِ مولانا در اشعارش با پسربارهگی مخالفت کرده! در دورهی قاجار، امیرکبیر از کسانی بود که خیلی شدید با این مسئله مقابله کرد؛ هرچند به نتایج خیلی مناسبی نرسید. اما در خصوص لزبیگری اطلاعات خیلی زیادی در دست نیست هرچند صادق هدایت در یکی از کتابهاش در این خصوص صحبت میکند و به استفاده از مچاچنک (آلت مصنوعی) توسط زنان در دوران پهلوی اشاره دارد.
بخش آخر هم در خصوص بیماریهای آمیزشی در ایران است. با توجه به نبود امکانات بهداشتی انتظار میرفت ایرانیانِ بسیاری دچار چنین بیماریهایی شوند (مثل سفلیس، سوزاک و ایدز)، ولی در عمل آنچنان شدت زیادی نداشت که شاید علت اصلیش عقاید مذهبی، منع خانوادهها و جلوگیری از ایجاد چنین رابطههایی توسط عموم مردم بوده باشد و کسانی که در خانوادههای آزادتری زندگی میکردند نکات بهداشتی را بیشتر رعایت مینمودند.
اطلاعات مفید و جالبی داشت از مسائلی مستندوار که خیلی اطلاعاتی ازش نمیشه پیدا کرد به راحتی،و البته نظرم راجع به یه سری چیزا واقعا عوض شد که باید از گردآورنده اش کمال تشکر رو داشته باشم 😄
بعنوان اینکه آدم این کتاب رو بخونه و یکسری اطلاعات از زندگی جنسی گذشتگان و طبیعتا همدوره ای ها به دست بیاره خوبه ولی بین مطالب کتاب یکسری مطالبی هم هست که به نظرم مورد تردیده مثل تمایلات جنسی شاه اسماعیل صفوی
اطلاعات غلط زیادی در این کتاب به چشم میخورد (برای نمونه مسائل فقهی و حقوقی معاصر) و البته این مسأله تلنگری است برای اینکه بسیاری از دادههای تاریخی کهن که حاصل نوشتههای یکیدو سفرنامهنویس یا مورخ هستند چقدر در خور شکاند. به هر روی، با توجه به نبود نمونه مشابه - تا جاییکه من میدانم - این اثر به یک بار خواندن بیرزد.
کتاب خوبی بود و روابط جنسی از زمان هخامنشیان تا امروز رو شرح میداد و واقعا نکته ها و واقعیت های زیبایی در کتاب وجود داشت و باعث افزایش اطلاعات عمومی(جنسی)میشد.
کتابی نوشته است با هزار و دویست مرجع، اونوقت مشتی احمق بیسواد خرده گرفته در این کامنت ها که کتاب معتبر نیست. اجتماع خریت «پان ایرانیست های مسلمان» بضاعت فهم بیش از این ندارد البته