Jump to ratings and reviews
Rate this book

یادداشتهای اسدالله علم: جلد ۶

Rate this book
۱۳۵۶- ۱۳۵۵

Hardcover

First published October 7, 2007

Loading...
Loading...

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
15 (53%)
4 stars
7 (25%)
3 stars
5 (17%)
2 stars
1 (3%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Maryam  Mosharraf.
16 reviews4 followers
August 22, 2020
این کتاب بسیار آموزنده است. در مجموع شش جلد یادداشتهای علم تمام تاریخ معاصر ایران و جهان دوره می‌شود. نقش ایران در منطقه× و جهان از دید مردی که نبض حرکتهای سیاسی زمانه خود را در دست داشت . هر چند از لحاظ اعتقادی همخوان نباشد، می‌تواند جهان اندیشه و اید‌ئولوژیک نسلهای گذشته را به ما معرفی کند.
جریان نفت، مساله عراق، روابط بین المللی ایران، نهضت ملی، سیاستهای داخلی و خارجی با نثری شیوا به قلم یکی از باسوادان بیرجند.
Profile Image for Hamid.
550 reviews
September 24, 2024
چه بهتر که در آغاز خاطر از داوری دور بداریم و در احوالِ گذشتگان بنگریم. درباره ی ایشان بخوانیم و بی آنکه آگاه باشیم ایشان را در بلندای دست نیافتنی یا ژرفای پستی نگذاریم. همان چیزی که بی گمان بزرگترین آفت است بر جانِ تاریخ و سرزمینِ ایران زمین. چه بسا دانستن و سپس اندیشیدن در گفتار و کردار و پندارِ اثرگذارن است که دستِ کم راهگشای ما خواهد شد در آینده برای به گونه ای دیگر پیش رفتن. این که در تاریکیِ مطلق زبان به ستایش یا نکوهش برگیرم معنایی جز نادانی در بر ندارد. از این رهگذر یادداشت های اسدالله عَلَم تحفه ای است ارزشمند از درون و بیرونِ شخصیت هایی که پی آمدِ حکومت شان چیزی است که در زمانه ی اکنون به گوشت و پوست و خون به شکلی رنج آور زیست اش می کنیم. از قضا همان آفت در این زمانه نیز هم چنان مساله ای است بسیار بزرگ و اندیشیدنی! درس های بسیاری در این خاطره نویسی ها هست که اگر خیال را حوصله آید و به نظم و یا حتا گاه به گاه نقبی به آنها زند به خوبی در می یابد که توهم و خودبزرگ بینی و خودخواهی و تمامیت خواهی چگونه می تواند سرزمینی را با همه ی خیرخواهی خیالی فرو ریزد. چگونه می شود که آدمیانی با تباری ساختگی تکیه بر سریر قدرت زنند و خونِ خویش را خالص ترین بدانند و خود را صاحب تاج و تخت بدانند! شگفت آنکه اهالیِ اندیشه نیز با همه ی دانسته ها هم چنان در بندِ تکفیرند و گویی نمی شود مرام و منش آنان را سوای چیزی دانست که در این یادداشت ها با آن رو در رو می شویم. کسانی که سالیانی دراز است داعیه ی ساختن و پرداختن داشته اند گو اینکه خود عمله گانِ سیاستِ نحیف و بیمار این مُلک بوده اند که وابسته گی اش چون خورشید به درخشش است و در ساختن پی کج آن بس تلاشِ بی خردانه کرده اند. پس می شود در هنگام خواندن، پرده ها را کنار زد و درونِ چیزی را که جسمی عفونت زده و بیمار است دید. اگرچه نویسنده به گمان خویش در آرایش این عفونت و زیبا نشان دادنش تلاش فراوانی کرده است اما مگر می شود پنهان اش کرد؟ و اگر بشود تا کی؟ و به یاد بیاوریم که سرانجامْ همان توده ی فریب خورده ی در دروغ زیسته ای همیشه در پی نجات دهنده است که در همان دروغ مدفون خواهد شد اگر چرخه را قطع نکند، اگر چشم ها را باز نکند، اگر خسته نشود از زیستن در نکبتِ دروغ. حالیا فرصت کوتاه است اگرچه عمر سیاهکاری ناچیز
Displaying 1 - 3 of 3 reviews