این نسخه از شاهنامه فردوسی توسط ادیب، پژوهشگر و شاهنامهشناس ایرانی، «جلال خالقی مطلق» تصحیح و ویرایش شده است. جلال خالقی مطلق، ادیب، پژوهشگر و شاهنامهشناس ایرانی است. مهمترین دستاورد جلال خالقی مطلق، تصحیح شاهنامه فردوسی است در هشت دفتر که طی سالهای ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۶ در نیویورک زیر نظر احسان یارشاطر انتشار یافت. تصحیح شاهنامهٔ فردوسی، حاصل بیش از سی سال کار مداوم خالقی در گردآوری و بررسی کهنترین دستنویسهای شاهنامه و مقابلهٔ آنها با پیروی از روشهای جدید تصحیح متون است. جلال خالقی در کار مقابلهٔ دستنویسها از همکاری محمود امیدسالار و ابوالفضل خطیبی در دفترهای ششم و هفتم بهره گرفت. شاهنامه، حماسهای منظوم در بحر متقارب مثمن محذوف و شامل حدود ۶۰٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگترین و برجستهترین اثر حماسهای جهان است که سرایش آن سی سال به طول انجامید. محتوای این شاهکار ادبی، اسطورهها، افسانهها و تاریخ ایران از ابتدا تا فتح ایران توسط اعراب در سدهٔ هفتم است که در چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان خلاصه می شوند و به سه بخش اسطورهای (از عهد کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم) و تاریخی (از پادشاهی بهمن و ظهور اسکندر تا فتح ایران توسط اعراب) تقسیم می شود. شاهنامه بزرگترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به همهٔ زبانهای زندهٔ جهان بازگردانی شدهاست. نخستین بار بنداری اصفهانی شاهنامه را به زبان عربی بازگردانی کرد و پس از آن بازگردانی های دیگری از شاهنامه (از جمله بازگردانی ژول مل به فرانسوی) انجامگرفت.
تو بیماری و پند داروی توست بگوییم تا تو شوی تندرست، وگر چيره شد بر دلت کام و رِشک سخن گوی تا دیگر آرم بزشک: بزشک تو بندست و دارو خرد مگر آزِ تاج از دلت بستَرَد! جلد۴، صفحه ۸۹۴ ، بیت ۳۹۰
تصحیح دکتر خالقی مطلق و روش ایشان واقعن مرا جذب کرد. من این کتاب را بهصورت صوتی از طریق پادکست «فردوسیخوانیِ امیر خادم» گوش دادم و مشتاقم در اولین فرصت نسخهی چاپی آن را به دست بیاورم. خواندن شاهنامه بهصورت کامل کار آسانی نیست؛ من یک بار پیشتر با نسخهی مسکو که در خانواده داشتیم شروع کردم، اما مثل بسیاری از خوانندگان در بخش اسکندر متوقف شدم. به نظرم جدا از ناهماهنگیهای تاریخی، داستانهای اسکندر با گرایش عمیق اسلامیشان در میانهی شاهنامه کمی غیرمنتظرهاند و توی ذوق میزنند.
با این حال، این بار به لطف نسخهی صوتی توانستم تا پایان ادامه دهم. شگفتانگیز است که فردوسی تا واپسین بخش کتاب، تعهد و انسجام خود را حفظ کرده، حتی با وجود همهی دشواریها. در بخشهای پایانی، ماجراهای بهرام چوبین و خسرو پرویز دوباره بسیار جذاب میشوند—ترکیبی گیرا از سیاست، دلاوری و حضور چند زن تحسینبرانگیز، از جمله خواهر بهرام چوبین.
نکتهی دیگری که باید ستود، ادب و حیای فردوسی است؛ نهتنها در روایتهای عاشقانه، بلکه حتی در بخشهای رزمی نیز از توهینهای نژادی و جنسیتی پرهیز میکند، هرچند چنین تعابیری گاه از زبان شخصیتها نقل شدهاند. همچنین چندصد بیت دقیقی که فردوسی بیتغییر نقل میکند، تفاوت سبک و کیفیت کار او را بهخوبی نشان میدهد.
داستانهای دیگرشاهنامه که خیلی دوست دارم و فکر میکنم کمتر شناخته شدهاند اینهاست: زال و رودابه، ماجراهای بهرام پسر گودرز در دل داستان کین سیاوش و همینطور پادشاهی همای و داراب.