عنوان: روزنامه ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه ی امریغ؛ نویسنده: احمد شاملو؛ مشخصات نشر: تهران، انتشارات مازیار، 1384، در 134 ص، اندازه 14 و نیم در 21 و نیم س.م.، چاپ دوم 1393 ، شابک: 9789645676467؛ موضوع: طنز فارسی، قرن 14 هجری، قرن 21 میلادی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، مترجم و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛.زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیتهای سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم میزند. شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونهای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر منثور شناخته میشود. شاملو در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و سبک دیگری را در شعر معاصر فارسی شکل داد. شاملو علاوه بر شعر، فعالیتهایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمههایی شناختهشده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران میباشد. آثار وی به زبانهای: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی∗ ترجمه شدهاند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود. شاملو در زندگی خانوادگی نیز زندگی پر فراز و نشیبی داشت ابتدا با اشرف الملوک اسلامیه در سال ۱۳۲۶ ازدواج کرد. اشرف الملوک همدم روزهای آغازین فعالیت هنری شاملو بود. ده سال بعد در ۱۳۳۶ که شاملو برای کسی شدن خیز برداشت اشرف را طلاق داد و با طوسی حائری که زنی فرهیخته و زبان دان و ثروتمند بود ازدواج کرد. طوسی کمک زیادی به فرهیخته شدن و مشهور شدن شاملو کرد. با ثروت و فداکاری خود در ترک اعتیاد به احمد کمک کرد و با زبان دانی خود کاری کرد تا شاملو به عنوان مترجم شناخته شود. پنج سالی از این ازدواج گذشت و شاملو طوسی را هم طلاق داد. ابراهیم گلستان مدعی شده این کار با بالا کشیدن خانه و ثروت طوسی حائری همراه بوده است. در سال ۱۳۴۳ شاملو بار دیگری ازدواج کرد، اینبار با آیدا سرکیسیان دختری ارمنی که چهارده سال از او جوانتر بود و تا آخر همدم روزهای پیری شاملو بود. همچنین آیدا به جز پرستاری، به شاملو در نگارش کارهای پژوهشی اش کمک می کرد
همچنین شاملو برخلاف اکثر شاعران ایرانی ارتباط خوبی با سفارت خانه های خارجی داشت. «نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد. احمد شاملو پس از تحمل سالها رنج و بیماری، در تاریخ 2 مرداد 1379 درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شدهاست.
Ahmad Shamlou (Persian pronunciation: [æhˈmæd(-e) ʃˈɒːmluː], also known under his pen name A. Bamdad (Persian: ا. بامداد)) (December 12, 1925 – July 24, 2000) was a Persian poet, writer, and journalist. Shamlou is arguably the most influential poet of modern Iran. His initial poetry was influenced by and in the tradition of Nima Youshij. Shamlou's poetry is complex, yet his imagery, which contributes significantly to the intensity of his poems, is simple. As the base, he uses the traditional imagery familiar to his Iranian audience through the works of Persian masters like Hafiz and Omar Khayyám. For infrastructure and impact, he uses a kind of everyday imagery in which personified oxymoronic elements are spiked with an unreal combination of the abstract and the concrete thus far unprecedented in Persian poetry, which distressed some of the admirers of more traditional poetry. Shamlou has translated extensively from French to Persian and his own works are also translated into a number of languages. He has also written a number of plays, edited the works of major classical Persian poets, especially Hafiz. His thirteen-volume Ketab-e Koucheh (The Book of Alley) is a major contribution in understanding the Iranian folklore beliefs and language. He also writes fiction and Screenplays, contributing to children’s literature, and journalism.
تلاش جالبی بود از شاملو برای به تصویر کشیدن حماقت عادی شده ی سیاست مداران آن دوران. البته به نظرم خیلی از آن حماقت ها دورانش گذشته است و دیگر نمی توان به بزرگان سیاست ایران امروز پیوندشان داد - امروز مخالفت آگاهانه با خیلی چیزها درد ما است و نه ندانستن ها و حماقت های کله خرانه
معتقدم همونجور که خود شاملو در مقدمه گفته این تقلید اصلا به پای اصلش نرسیده - البته منظور من صرفا همان چند صفحه ای است که خود شاملو نقل کرده. من تقریبا می توانم بگویم که همان چند صفحه ی نقل شده را به تقلید شاملو ترجیح می دهم. هنگام خواندن متن شاملو گاهی با نوعی تصنع و گل درشتی روبرو می شدم که حس خوبی نداشت - مسخره کردن وقتی از یه حدی بگذره و طبیعی نباشه حس خوبی به آدم نمی ده
طنز شاملو تو روایت های قجری این کتاب فوق العاده بود. ولی همانی که تو اولین صفحه ی کتابش نوشته بود: او هر چه قدر هم که در سفرنامه ی خیالی اش طنز و تخیل به کار برده در مقابل واقعیت شاهان قاجار کم آورده. روزنامه ی خاطرات اعتمادالسلطنه از کتاب شاملو هم طنزتر است. به هر حال خواندن روایت پرپیچ و اطناب شاه خیالی قاجاری مایه ی فراخ خاطر می شود.
تسلط به گونهگونهی ادبیات ایرانی ... کاری که از احمد شاملو انتظار میره. اپیزودهای کتاب اکثرا پیرامون مسائل و شوخیهای جنسی و اربابرعیتی روایت میشه، و این ممکنه توی ذوق عاشقان شاملو و یا خوانندههای پایبند به هنجارهای فکری زبانی موضوعی بزنه. اما در هر صورت کار قدرتمندانهای برای نوشتن انجام شده، ریزتکهها و ریزانتقادهای خیلیخیلی تندی در زیرلایهی داستان پنهانه، جملات و دغدغههای تا این حد نازل هم از زبان راوی قجری نامنتظره نیست. تا صفحهی ۹۰ کیفیت ادبی اثر بالاتره و بعد از اون افت میکنه و از سانسور هم بینصیب نمیمونه. هر اپیزود رو لااقل باید سهچهاربار با صدای بلند برای خود یا شخص دیگهای خوند. کتاب ارزشمندیه، از لحاظهای مختلف. تاریخی. اجتماعی. انتقادی. جنسیتی و ... پیشنهادش میکنم.
واقعیت اینه که غول زیبای شعر معاصر، به قول بعضیها: شاملوی کبیر! هم میتونه چرت بنویسه. میتونه تلاش کنه طنز بنویسه ولی کتاب ملغمهای از چرت و پرت در بیاد. میتونه زحمت بکشه خفتآور ترین دوران تاریخ معاصر را با دوربین خودش به ما نشان بدهد و این فیلم(شما بخوانید کتاب) مزخرف از آب در بیاید. بله! بزرگان نیز چرت مینویسند
... خلاصه قره مرواری اول به رسم ( خونه ی خاله از این وره و از اون وره ) سعی کرده نگذارد گرگ به گله بزند ، اما چون آقاموچول سخت به او چسبیده بوده خیال دست برداشتن نداشته است و ورود خلیفه به بغداد عنقریب به نظر می رسیده ، معلوم نیست تاکتیک قرون وسطایی ( دفاع از قلعه با ریختن آب جوش بر سر مهاجمان ) را از کجا می دانسته که لج کرده ناگهان مجمعه را کج کرده داغ آن عیش آبگوشتی را با ریختن آبگوشت داغ بر سر آقاموچول ، به دل آن مادرمرده ی سوته دماغ باقی گذاشته است ... ص ۸۰ - چاپ سوم
سفر شاملو به آمریکا در اواخر دهه 60 الهام بخش پردازش داستانی خیالی از سفر شاهیِ خیالی از دودمان قاجار به آن دیار است اما تسلط شاملو به ظرائف ادبی در منتها علیه راستِ کلام و شوخی های کوچه بازاری با لعاب قاجاری و با کنایه هائی از زبان ترکی در منتها علیه چپ، از این طنزنامه یِ گاها گریه دار، اثری دلچسب و نازنین میسازد. شوخی های شاملو با اسامی شهرهای آمریکا و لغات انگلیسی و تفسیرشان به فارسی از زبان شاه قاجاری(و بعضا زیشه یابی آن لغات از فارسی)، حقا نشاندهنده طبع ظریف و لطیف او در طنزپردازی انتقادی است. بخونینش
همانطور که خود شاملو معترف است تلاشش در این کتاب هیچگاه به پای طنز تلخ تاریخی و حماقتهای شاهان قاجار نمیرسد چرا که آنان حماقتها و اشتباهات تاریخی خود را با غرور در جای جای تاریخ ثبت و ضبط کردهاند افسوس و صد افسوس که این حماقتها و خیانتها هنوز که هنوز است گریبان این مملکت و ملت را رها نمیکند چرا که تاریخ همین است تکرار و دوباره تکرار ....
طنزش همچین زیاد به دلم نچسبید و فقط از دو سه جاش خیلی خوشم اومد. نثرش با دو تا از نثرهای قاجاری ای که خونده بودم (خاطرات ناصرالدین شاه و تاج السلطنه) خیلی متفاوت بود. به نسبت اونها خیلی تصنعی بود و پرتکلف که به نظرم انقدر جا نداشت. البته که خوشمون اومد کلی لغت جدید یاد گرفتیم
به نظر من این اثر از نظر ادبی ارزش چندانی نداشت و طنزش هم چندان گیرا نبود. بیشتر شبیه دست گرمی یا نوشتن از سر بیکاری برای شاملو بود. شاید بهتر میبود که زمان صرف شده برای این اثر در جای بهتر و برای خلق اثر ارزشمندتری صرف میشد.
فضاحت دم و دستگاه دربار همایونی رو خیلی شیرین و تر و تمیز نشون داده بود. با قابلیت تعمیم به همه دورانها. البته یکی دو بار هم تیکه به مهندس بازرگان بیچاره انداخته بود
یک سفرنامه خیالی از یک شاه خیالی قاجار. در حقیقت میشه یک جورهایی در ژانر علمی تخیلی و ساب ژانر یا زیرگونه تاریخ موازی هم قرار بگیره. یک شاهی از سلسله قاجار و تقریبا در دوران مدرن سفری با خدم و حشم سفری به آمریکا می کنه. این کتاب شرح اون سفره. البته به اعتراف خود شاملو این شاه خیالی به مزخرفی و بی شعوری یک شاه واقعی و بقیه شون نیست و حتی در مقدمه کتاب مثال هایی از کتاب روزنامه اعتمادالسلطنه که دربار ناصرالدین شاه رو روایت می کنه، آورده. کتاب به زبان طنز نوشته و الحق که شاملو به خوبی از عهده این کار براومده و سعی کرده با استفاده از لغات قدیمی و الگو قرار دادن کتاب اعتمادالسلطنه، نثری رو پدید بیاره که شبیه به اون دوران باشه و کاملا از عهده این کار براومده. کتاب سراسر طنز موقعیته، تقابل یک شاه مستبد با یک کشور دموکرات و همین کنتراست ایجادشده باعث میشه که مخاطب بخنده. شاملو این کتاب رو در سفری که به دانشگاه برکلی آمریکا داشته نوشته.
به غایت حوصله سر بر. تمام متن کتاب (تا اونجا که من خوندم) کلمات زائدیه که کیلویی روی هم ریخته شدن صرفن. یحتمل دلیل این که در زمان حیات شاملو چاپ نشده کتاب اینه که خودش هم می دونسته که کیفیت کارش چندان بالا نیست. صرفن یه ایده ی بامزه س که با پرداخت خیلی ضعیفش، به هیچ وجه ارزش خوندن نداره.
شاملو کتابش رو با گزیدهای از خاطرات اعتمادالسلطنه شروع میکنه و بعد داستان خیالی خودش از سفر شاه قاجار به یکی از ایالتهای آمریکا رو روایت میکنه. جالب اینجاست که خاطرات خشک و جدی اعتمادالسلطنه، با اون نثر مثلاً رسمی، طنز واقعیتری دارند، طنزی که از دل تاریخ بیرون میزنه (هرچند که باعث شرمساریه).
در مقابل، بخش ساختگی شاملو از سفر شاه به فرنگ بیش از حد تصنعی به نظر میرسه و جذابیتش کمتره. ظاهراً تاریخ کمدی بهتری ساخته!
نثر زیبا و طنزآمیز از بیلیاقتی پادشاه و درباریان قاجار. در ابتدای کتاب چند نقلی از روزنامههای دوران میآورد که خود شاملو اقرار دارد که ادامه کتاب که طنزی است از پادشاه فرضی (احتمالا از سلسلهی منحوس قاجاریه) به پایش نمیرسد! اما به خوبی میتوان سفاهت را در بریدهی جراید دید و این باعث میشه که ادامه داستان که طنزآلود هست به واقعیت نزدیکتر شود. ریشهی این حماقتها و بیلیاقتیها رو همچنان میشه حس کرد و از این دید به نظر من طنز کتاب میتونه یک طنز تلخ تلقی بشه که تا حد خوبی از واقعیت به دور نیست و به شکلهای طبیعتا متفاوت تا امروز هم حس کرد.
شاملو به تاسی از "خاطرات اعتمادالسلطنه" یا چیزی شبیه به خاطرات اسدالله علم، منتها به زبان معمول دوران قاجاری، از سفر خود به ایالات متحده نوشته. راوی (شاملو) خود را جای یکی از پادشاهان قاجار (ناصرالدین شاه یا مظفرالدین شاه) گذاشته و با همان سبک و سیاق نوشته، شرح سفر داده است. طنز شاملو و آگاهی او به زبان و سنت و فرهنگ و.... در این نوشته آشکار است.
اى كاش شاملو بزرگ هيچ وقت چنين چيزى نمى نوشت با دست كم اين كار هيچ وقت منتشر نمى شد. اين كتاب كه نه، غرغر نامه پر است از بغض و شوخى هاى لوس و بى محتوا درست نقطه مقابل هرآنچه از شاملو مى توان سراغ داشت.
متاسفانه بسیار سانسور شده. قسمتی از کتاب رو خود شاملو تو یه گردهمایی با صدای زیبای خودش خونده که خیلی جذابه که وقتی همونو با کتاب مقایسه میکنی به سانسورش پی مییبری.