What do you think?


Les Thibault #7
Les Thibault, Tome III
À travers les destins de Jacques Thibault, idéaliste et révolté, et d'Antoine, sérieux, conservateur, deux frères que tout oppose, Roger Martin du Gard nous entraîne dans une vaste fresque sociale et historique.
Dans une famille déchirée par l'autorité d'un père égoïste et brutal, le jeune Jacques vit une amitié passionnée avec Daniel de Fontanin ; la découverte de leur correspondance conduira au drame, tandis qu'Antoine, partagé entre la tendresse qu'il porte à son frère et le respect qu'il voue à son père, tente de trouver sa voie en se consacrant corps et âme à la médecine...
Après l'interminable agonie de leur père, Jacques, bouleversé, découvre que l'homme qu'il croyait dur et sans tendresse aimait ses fils. Dans cette famille en deuil, l'Histoire fait soudain irruption lorsque se profile le spectre de la guerre après l'attentat de Sarajevo. Devenu socialiste aux côtés de Jaurès, Jacques tente en vain de convaincre son frère de l'imminence du conflit et de ses répercussions dramatiques...
Tandis que la guerre est sur le point de ravager l'Europe, Jacques tente désespérément de sauver la paix, mais l'assassinat de Jaurès précipite le monde dans l'horreur, horreur à laquelle le jeune homme se refuse. Antoine, lui, participe au conflit. En 1918, survivant condamné par les gaz des champs de bataille, il comprend enfin le sens de la vie de son frère et les limites de la sienne.
Dans une famille déchirée par l'autorité d'un père égoïste et brutal, le jeune Jacques vit une amitié passionnée avec Daniel de Fontanin ; la découverte de leur correspondance conduira au drame, tandis qu'Antoine, partagé entre la tendresse qu'il porte à son frère et le respect qu'il voue à son père, tente de trouver sa voie en se consacrant corps et âme à la médecine...
Après l'interminable agonie de leur père, Jacques, bouleversé, découvre que l'homme qu'il croyait dur et sans tendresse aimait ses fils. Dans cette famille en deuil, l'Histoire fait soudain irruption lorsque se profile le spectre de la guerre après l'attentat de Sarajevo. Devenu socialiste aux côtés de Jaurès, Jacques tente en vain de convaincre son frère de l'imminence du conflit et de ses répercussions dramatiques...
Tandis que la guerre est sur le point de ravager l'Europe, Jacques tente désespérément de sauver la paix, mais l'assassinat de Jaurès précipite le monde dans l'horreur, horreur à laquelle le jeune homme se refuse. Antoine, lui, participe au conflit. En 1918, survivant condamné par les gaz des champs de bataille, il comprend enfin le sens de la vie de son frère et les limites de la sienne.
639 pages, Mass Market Paperback
First published January 1, 1923
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 40 reviews
February 5, 2024
The world is on the threshold of catastrophic changes.
Jacques is in Geneva… Geneva is a boiling cauldron of international revolutionary brew…
To deprive human being of individuality… To take away man’s humanity… Isn’t it a straight way to real equality?
With the special assignment Jacques is sent to Paris… There he meets his brother… Antoine is a true humanist… His purpose is to work for the advancement of medical science and serve mankind… To him his brother’s way of life seems to be just fruitless and even somewhat malicious…
Revolutionaries attempt to stop war… They write manifestos… They try to organize a global strike… A lot of tubthumping… But all their efforts are no more effective than the barking of a lapdog…
And patriotism is – as usual – the last refuge of the scoundrel…
Meanwhile Antoine manages to end his vacuous love affair… And Jacques at last succeeds in regaining a love of his youth…
But the war is already here…
Pursuits, hopes, love, life – war pitilessly sweeps away everything that stands in its way.
Jacques is in Geneva… Geneva is a boiling cauldron of international revolutionary brew…
“Nietzsche did away with the idea of God, and replaced it by the concept of ideal man. That was nothing much – only a first step forward. It’s up to modern atheism to go one better and do away with the concept of ideal man as well.”
To deprive human being of individuality… To take away man’s humanity… Isn’t it a straight way to real equality?
With the special assignment Jacques is sent to Paris… There he meets his brother… Antoine is a true humanist… His purpose is to work for the advancement of medical science and serve mankind… To him his brother’s way of life seems to be just fruitless and even somewhat malicious…
“Inequality, injustice! Of course they exist. Do those fellows imagine they’re the first to spot that interesting fact? But what’s to be done about it? Our present civilization is a datum, damn it! We’d do best to start by taking things as they really are instead of as they might have been. And their revolution?” he murmured sotto voce. “A fine mess they have in store for us. Smashing the whole show up, and starting all over again – like kids playing with toy bricks. They’d do better to get on with their jobs instead of wailing about the rotten state of society – and refusing to do their share in it…”
Revolutionaries attempt to stop war… They write manifestos… They try to organize a global strike… A lot of tubthumping… But all their efforts are no more effective than the barking of a lapdog…
And patriotism is – as usual – the last refuge of the scoundrel…
“A good bloodletting is necessary sometimes for a nation’s health. When there’s been a too long spell of peace, the world secretes a host of toxins which it has to get out of its system somehow, like the man who leads a too sedentary life. And just now, I believe, a good bloodletting will do the French morale a world of good.”
Meanwhile Antoine manages to end his vacuous love affair… And Jacques at last succeeds in regaining a love of his youth…
She cast on him a troubled gaze but so instinct with love that he walked up to her and unthinkingly stretched out his arms. Trembling, with closed eyes, she flung herself upon his breast. Their first embrace.
But the war is already here…
Pursuits, hopes, love, life – war pitilessly sweeps away everything that stands in its way.
November 19, 2021
سنگین، سختخوان و غنی از محتوا اما به شدت خستهکننده و کسالتآور!
جلد سوم این کتاب که به اهتمام آقای «ابولحسن نجفی» به زبان فارسی و صدالبته به شکل ممتازی برگردان شده است، شامل «۵۸ فصلِ نخست» از «مجموعِ ۸۲ فصلِ کتاب هفتم» یعنی «کتاب تابستان ۱۹۱۴» میباشد.
هشدار
هر آنچه که در این ریویو مینویسم، در مورد جلد سوم است، طبیعیست که برای هر جلد، مانند این ریویو و ریویوی جلد نخست و دوم، نظرم را خواهم نوشت، و نهایتا در صورتی که عمر من کفافِ خاتمهی داستان را داد نظر نهایی خود را به شکل کامل و مفصل بیان خواهم نمود.
حقیر در این ریویو، به رویدادها و وقایع کتاب ورود نمیکنم و فقط به بیان نکاتی پررنگ از جلد سوم به شرح زیر بسنده میکنم:
اول آنکه، برخلاف دو جلد نخست با متنی سخت، خستهکننده و ملالآور روبرو هستیم.
دوم آنکه، کتابِ هفتم را من یک رمان نمیدانم، زیرا نویسنده از قالب رمان خارج شده و کاملا درس سیاست و جامعهشناسی به ما میدهد و به قدری محتوا در این زمینه غنی است که حتی بخش زیادی از محتوای آن را میتوان در دانشگاهها تدریس نمود.
سوم آنکه، ژاک با همهی سگ دو زدنهایش نتوانست توجه من را به شخصیت خود جلب کند و برعکس حرص من را به شکل عجیبی در میآورد، بنابراین شخصیت محبوب من همچنان دکتر آنتوان است.
چهارم آنکه، اعتراف میکنم این جلد، سختترین کتابی بود که آن را تا به امروز مطالعه کردهام و مدت زیادی شدیدا من را درگیر خود کرد، اما با تمام این سختیها اطلاعات زیادی با خواندنش کسب کردم و خوشحالم که برایش وقت گذاشتم.
پنجم آنکه، درست است که سه جلد نخست را بدون توقف و پشتِ هم مطالعه نمودم اما حال استراحت را برای شروع جلد چهارم ضروری میدانم، این جلد شدیدا ذهنم را خسته کرده است.
نقلقول نامه
"انسان میتواند از وطنش بیرون برود، ولی نمیتواند بیوطن بشود. و این وطنخواهی هیچ تناقض ذاتی با آرمان انقلابی و بینالمللی ما ندارد."
"واژگون کردن نظام طبقاتی یعنی بدی را با بدی دفع کردن، یعنی ظلمی را جانشین ظلم دیگر کردن.. همهی طبقههای موجود رنج میکشند."
"برای بسیاری از ما انقلاب پیش از آن که اقدامی برای تغییر و تحول اجتماعی باشد در وهله اول فرصتی است برای برآوردن نیاز به انتقامجویی و این نیاز از نزاع و آشوب و جنگِ داخلی و تسخیر وحشیانهی قدرت سیراب و سرمست میشود."
"پایگاه مذاهب در عمق جامعه است. همیشه مذاهب نیروی اصلی خود را از رنجهای انسان اسیر به دست آوردهاند. مذاهب همواره از فقر و بدبختی استفاده کردهاند. روزی که این نقطه اتکا را از دست بدهند، قدرتشان خود به خود از میان خواهد رفت. اگر انسانها خوشبختتر شوند، طبعا مذاهب بر آنها تسلط نخواهند داشت."
"اصلاحات ممکن است بعضی از معلولهای شر را تخفیف دهد، ولی هرگز به علتها حمله نمیکند! و این طبیعیست: اصلاحطلبها هر قدر هم که دارای حسن نیت باشند، دقیقا به همین سیاست، به همین نظام اقتصادی که باید از میان برود وابستهاند. نمیشود از سرمایهداری توقع داشت که خودش خودش را نابود کند، تیشه به ریشهی خودش بزند."
"کسی که از خودش حرف میزند، هرچقدر هم که کوشش کند باز نمیتواند تمام حقیقت را بگوید."
کارنامه
یک ستاره بابت اینکه این جلد شدیدا خستهکننده و کسالتآور بود، یک ستاره بابت اینکه نیاز به این همه بحث و تفسیر در مورد انقلاب و نظامهای حاکمیتی در یک رمان نبود و خیلی از مطالب کاملا اضافی و ملالآور بود، از کتاب کسر و نهایتا برای جلد سوم خانواده تیبو، سه ستاره منظور مینمایم.
بیست و هشتم آبانماه یکهزار و چهارصد
جلد سوم این کتاب که به اهتمام آقای «ابولحسن نجفی» به زبان فارسی و صدالبته به شکل ممتازی برگردان شده است، شامل «۵۸ فصلِ نخست» از «مجموعِ ۸۲ فصلِ کتاب هفتم» یعنی «کتاب تابستان ۱۹۱۴» میباشد.
هشدار
هر آنچه که در این ریویو مینویسم، در مورد جلد سوم است، طبیعیست که برای هر جلد، مانند این ریویو و ریویوی جلد نخست و دوم، نظرم را خواهم نوشت، و نهایتا در صورتی که عمر من کفافِ خاتمهی داستان را داد نظر نهایی خود را به شکل کامل و مفصل بیان خواهم نمود.
حقیر در این ریویو، به رویدادها و وقایع کتاب ورود نمیکنم و فقط به بیان نکاتی پررنگ از جلد سوم به شرح زیر بسنده میکنم:
اول آنکه، برخلاف دو جلد نخست با متنی سخت، خستهکننده و ملالآور روبرو هستیم.
دوم آنکه، کتابِ هفتم را من یک رمان نمیدانم، زیرا نویسنده از قالب رمان خارج شده و کاملا درس سیاست و جامعهشناسی به ما میدهد و به قدری محتوا در این زمینه غنی است که حتی بخش زیادی از محتوای آن را میتوان در دانشگاهها تدریس نمود.
سوم آنکه، ژاک با همهی سگ دو زدنهایش نتوانست توجه من را به شخصیت خود جلب کند و برعکس حرص من را به شکل عجیبی در میآورد، بنابراین شخصیت محبوب من همچنان دکتر آنتوان است.
چهارم آنکه، اعتراف میکنم این جلد، سختترین کتابی بود که آن را تا به امروز مطالعه کردهام و مدت زیادی شدیدا من را درگیر خود کرد، اما با تمام این سختیها اطلاعات زیادی با خواندنش کسب کردم و خوشحالم که برایش وقت گذاشتم.
پنجم آنکه، درست است که سه جلد نخست را بدون توقف و پشتِ هم مطالعه نمودم اما حال استراحت را برای شروع جلد چهارم ضروری میدانم، این جلد شدیدا ذهنم را خسته کرده است.
نقلقول نامه
"انسان میتواند از وطنش بیرون برود، ولی نمیتواند بیوطن بشود. و این وطنخواهی هیچ تناقض ذاتی با آرمان انقلابی و بینالمللی ما ندارد."
"واژگون کردن نظام طبقاتی یعنی بدی را با بدی دفع کردن، یعنی ظلمی را جانشین ظلم دیگر کردن.. همهی طبقههای موجود رنج میکشند."
"برای بسیاری از ما انقلاب پیش از آن که اقدامی برای تغییر و تحول اجتماعی باشد در وهله اول فرصتی است برای برآوردن نیاز به انتقامجویی و این نیاز از نزاع و آشوب و جنگِ داخلی و تسخیر وحشیانهی قدرت سیراب و سرمست میشود."
"پایگاه مذاهب در عمق جامعه است. همیشه مذاهب نیروی اصلی خود را از رنجهای انسان اسیر به دست آوردهاند. مذاهب همواره از فقر و بدبختی استفاده کردهاند. روزی که این نقطه اتکا را از دست بدهند، قدرتشان خود به خود از میان خواهد رفت. اگر انسانها خوشبختتر شوند، طبعا مذاهب بر آنها تسلط نخواهند داشت."
"اصلاحات ممکن است بعضی از معلولهای شر را تخفیف دهد، ولی هرگز به علتها حمله نمیکند! و این طبیعیست: اصلاحطلبها هر قدر هم که دارای حسن نیت باشند، دقیقا به همین سیاست، به همین نظام اقتصادی که باید از میان برود وابستهاند. نمیشود از سرمایهداری توقع داشت که خودش خودش را نابود کند، تیشه به ریشهی خودش بزند."
"کسی که از خودش حرف میزند، هرچقدر هم که کوشش کند باز نمیتواند تمام حقیقت را بگوید."
کارنامه
یک ستاره بابت اینکه این جلد شدیدا خستهکننده و کسالتآور بود، یک ستاره بابت اینکه نیاز به این همه بحث و تفسیر در مورد انقلاب و نظامهای حاکمیتی در یک رمان نبود و خیلی از مطالب کاملا اضافی و ملالآور بود، از کتاب کسر و نهایتا برای جلد سوم خانواده تیبو، سه ستاره منظور مینمایم.
بیست و هشتم آبانماه یکهزار و چهارصد
October 27, 2024
با همه ریویوو های سه ستاره موافقم
April 5, 2024
جلد سوم از یک بخش به اسم تابستان 1914 تشکیل شده.بخشی که ادامه اون در جلد چهارم میاد.این جلد برای من شوکه کننده شروع شد! در حالی که در دو جلد اول شخصیت ها زیاد نبودند،اما در این جلد از همون اوایل کلی شخصیت جدید به داستان اضافه شد.شخصیت هایی که مدام بحث سیاسی و تاریخی با هم میکردند.شخصیتهایی از ملل مختلف.در اون بین فقط ژاک آشنا بود و بقیه تازه وارد.تا میومدم شخصیتی رو بشناسم،چند صفحه بعد سر و کله شخصیتهای دیگری پیدا میشد.در این جلد شخصیتها بسیار زیاد در مورد سیاست با هم حرف میزنند.یکی از انقلاب میگه و دیگری از اصلاح طلبی،یکی از خشونت در انقلاب دفاع میکنه و دیگری به مقابله با اون میپردازه.بحث های زیادی حول محور کارگران شکل میگیره.یکی میاد و عاشق موسولینی است و دیگری از سوسیالیسم حرف میزنه.در مورد کشورهای مختلف و شخصیتهای سیاسیشون بحث های زیادی شکل میگیره. اینطور بگم جلد سوم کاملا با دو جلد قبلی متفاوت است.
بحث ها به همین صورت ادامه پیدا میکنه تا ولیعهد اتریش ترور میشه.خب،از اینجا به بعد بحثهای شخصیتهای کتاب بیشتر به این سمت میره که آیا جنگ میشود یا خیر و افراد از موافقت ها و مخالفت هاشون با جنگ میگند. در ادامه کم کم سر و کله ی آنتوان پیدا میشه و همچنین داستان کمی رنگ و بوی عشق میگیره و از اون حالت اولیه کمی خارج میشه و تا حدی تعدیل میشه اما اکثریت جلد سوم رو همین مباحث سیاسی و تاریخی تشکیل میده.طبیعتا اگر به این مباحث علاقه نداشته باشید خواندن این جلد عذاب بزرگی خواهد بود!
جلد سوم تا اینجا سخت خوان ترین جلد مجموعه بود.اما اگر کسی بخواد از حال و هوای جنگ جهانی اول خبردار بشه،این جلد رو حتی میتونه جداگانه بخونه و از این منظر منبع ارزشمندی است.شخصیتهای سیاسی و تاریخی که در خلال گفت و گوهای شخصیتها اسمشون آورده میشه با پانویس های خوب مترجم معرفی میشند.ژاک و آنتوان با تفاوت هایی که دارند برام بسیار جذاب هستند و هر کدوم کشش خاصی رو برای من دارند.
پیش به سوی جلد چهارم که از همین الان غم تمام شدن این مجموعه خواندنی منو گرفته و در کنارش برام سوال بزرگی رو در ذهنم کاشته که چرا این مجموعه اینقدر کم خوانده شده؟
بحث ها به همین صورت ادامه پیدا میکنه تا ولیعهد اتریش ترور میشه.خب،از اینجا به بعد بحثهای شخصیتهای کتاب بیشتر به این سمت میره که آیا جنگ میشود یا خیر و افراد از موافقت ها و مخالفت هاشون با جنگ میگند. در ادامه کم کم سر و کله ی آنتوان پیدا میشه و همچنین داستان کمی رنگ و بوی عشق میگیره و از اون حالت اولیه کمی خارج میشه و تا حدی تعدیل میشه اما اکثریت جلد سوم رو همین مباحث سیاسی و تاریخی تشکیل میده.طبیعتا اگر به این مباحث علاقه نداشته باشید خواندن این جلد عذاب بزرگی خواهد بود!
جلد سوم تا اینجا سخت خوان ترین جلد مجموعه بود.اما اگر کسی بخواد از حال و هوای جنگ جهانی اول خبردار بشه،این جلد رو حتی میتونه جداگانه بخونه و از این منظر منبع ارزشمندی است.شخصیتهای سیاسی و تاریخی که در خلال گفت و گوهای شخصیتها اسمشون آورده میشه با پانویس های خوب مترجم معرفی میشند.ژاک و آنتوان با تفاوت هایی که دارند برام بسیار جذاب هستند و هر کدوم کشش خاصی رو برای من دارند.
پیش به سوی جلد چهارم که از همین الان غم تمام شدن این مجموعه خواندنی منو گرفته و در کنارش برام سوال بزرگی رو در ذهنم کاشته که چرا این مجموعه اینقدر کم خوانده شده؟
May 12, 2024
از تموم شدن این جلد بینهایت خوشحالم. مثل بار سنگینی روی دوشم شده بود که تموم نمیشد. واقعا الان متوجه میشم که منظور بقیه از سختخوان بودن جلد سوم مجموعه چی بوده :) البته اگر مثل من به تاریخ کمی علاقه داشته باشید این جلد خیلی براتون لذت بخش تر میشه.
این جلد یک منبع خیلی خیلی خوب برای آشنایی با وقایع در آستانه جنگ جهانی اول هست و تو رو کاملا میذاره وسط یه فضای پر التهاب. انتظار پیش رفتن سریع "داستان" رو اصلا نباید ازش داشت و تمرکز کاملا روی تاریخ و سیاست هست. خیلی خوبه که نویسنده تو این جلد سعی داشت ما رو به ژاک نزدیک تر کنه و شخصیتش رو بشکافه ولی باز هم چیزهایی از شخصیت ژاک هست که برای من مجهوله و قابل درک نیست. امیدوارم تو جلد ۴ تا حدودی برطرف بشه. رابطه عاشقانه آنتوان که البته نمیدونم توصیف درستی براش باشه یا نه برام کمی بیمعنی بود.
به نظرم بدون پانوشت های مترجم و همینطور ترجمه بی نظیرشون غیرقابل خوندن میشد. حقیقتا از این همه اطلاعاتی که میدادن لذت میبردم.
در نهایت در کنار این همه بحث ها و نگرانی و آژیر خطر جنگ و سیاست جایی بود که میگفت:
"میخواستم صدایت را بشنوم...یعنی تو نمیدانی که آدم یک دفعه احتیاج پیدا میکند صدای کسی را بشنود؟"
این جلد یک منبع خیلی خیلی خوب برای آشنایی با وقایع در آستانه جنگ جهانی اول هست و تو رو کاملا میذاره وسط یه فضای پر التهاب. انتظار پیش رفتن سریع "داستان" رو اصلا نباید ازش داشت و تمرکز کاملا روی تاریخ و سیاست هست. خیلی خوبه که نویسنده تو این جلد سعی داشت ما رو به ژاک نزدیک تر کنه و شخصیتش رو بشکافه ولی باز هم چیزهایی از شخصیت ژاک هست که برای من مجهوله و قابل درک نیست. امیدوارم تو جلد ۴ تا حدودی برطرف بشه. رابطه عاشقانه آنتوان که البته نمیدونم توصیف درستی براش باشه یا نه برام کمی بیمعنی بود.
به نظرم بدون پانوشت های مترجم و همینطور ترجمه بی نظیرشون غیرقابل خوندن میشد. حقیقتا از این همه اطلاعاتی که میدادن لذت میبردم.
در نهایت در کنار این همه بحث ها و نگرانی و آژیر خطر جنگ و سیاست جایی بود که میگفت:
"میخواستم صدایت را بشنوم...یعنی تو نمیدانی که آدم یک دفعه احتیاج پیدا میکند صدای کسی را بشنود؟"
October 28, 2024
*خمیازه
این جلد ما رو به دل تابستون ۱۹۱۴ اروپا میبره. جایی که جنگ بزرگ تو یه قدمی مردمه و ترس و وحشت از جنگ روی زندگی همه سایه انداخته. وقایع این جلد رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول بحثهای بسیار طولانی سیاسی و اجتماعیه که اطلاعات دقیقی از اوضاع سیاسی و افکار مردم اون زمان به ما میده و بخش دوم تیکههای مربوط به ژاک و ژنی و آنتوان و آن هست که سهم کمتری از کتاب برده ولی جذابیت بیشتری نسبت به اون بخشهای سیاسی داره.
فعلا که تابستون ۱۹۱۴ هنوزم ادامه داره ولی امیدوارم بعدش بتونه جبران کنه و به ورق رو برگردونه.
این جلد ما رو به دل تابستون ۱۹۱۴ اروپا میبره. جایی که جنگ بزرگ تو یه قدمی مردمه و ترس و وحشت از جنگ روی زندگی همه سایه انداخته. وقایع این جلد رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول بحثهای بسیار طولانی سیاسی و اجتماعیه که اطلاعات دقیقی از اوضاع سیاسی و افکار مردم اون زمان به ما میده و بخش دوم تیکههای مربوط به ژاک و ژنی و آنتوان و آن هست که سهم کمتری از کتاب برده ولی جذابیت بیشتری نسبت به اون بخشهای سیاسی داره.
فعلا که تابستون ۱۹۱۴ هنوزم ادامه داره ولی امیدوارم بعدش بتونه جبران کنه و به ورق رو برگردونه.
August 10, 2025
Les Thibault III, suite et fin
Il y a, évidemment, encore beaucoup plus à dire sur Les Thibault que ce que j'ai fait dans mes deux notes de lecture précédentes (ici et ici), notamment sur les personnages secondaires.
Je ne veux pas gâcher votre plaisir de lecture, par contre, donc je m'abstiens. Sachez seulement que si vous avez aimé la première partie de L'Été 1914, vous allez adorer la deuxième, et l'Épilogue vous brisera le cœur.
Faites donc en sorte d'avoir ce dernier volume près de vous au moment où vous terminez la lecture du deuxième. Sinon, vous mourirez de suspense — et il vaut mieux mourir le cœur brisé que d'impatience et de frustration.
Bonne lecture!
Il y a, évidemment, encore beaucoup plus à dire sur Les Thibault que ce que j'ai fait dans mes deux notes de lecture précédentes (ici et ici), notamment sur les personnages secondaires.
Je ne veux pas gâcher votre plaisir de lecture, par contre, donc je m'abstiens. Sachez seulement que si vous avez aimé la première partie de L'Été 1914, vous allez adorer la deuxième, et l'Épilogue vous brisera le cœur.
Faites donc en sorte d'avoir ce dernier volume près de vous au moment où vous terminez la lecture du deuxième. Sinon, vous mourirez de suspense — et il vaut mieux mourir le cœur brisé que d'impatience et de frustration.
Bonne lecture!
March 16, 2022
و بالاخره جلد سوم تمام!
November 27, 2024
این جلد برام یه مقدار خسته کننده تر از بقیه جلدها بود
August 2, 2023
جلد سوم خانواده تیبو: بخش ششم، تابستان ۱۹۱۴
در باب روایت و تغییرات آن: در دو جلد اول خانواده تیبو، همه مسائل راجع به آنتوان و ژاک، دو شخصیت اصلی کتاب بود، در حالی که در جلد سوم شاهد تمرکز به روی جنبههای تاریخی و سیاسی رمان خانواده تیبو هستیم. روژه مارتین دوگار به تابستان ۱۹۱۴ شیرجه میزند و در همین مسیر شخصیتهای عزیزتر از جان خود را در پیرنگ داستان غرق میکند.
تابستان ۱۹۱۴ طولانیترین بخش کتاب، و همچنین سختخوانترین آن است، تعداد اسامی زیاد است، موضوعات تماتیک عمیقی که قبلاً در لایههای زرین کتاب بررسی میشد، در جلد سوم به روی کار آمدهاند و پیرنگ اصلی داستان را شکل میدهند.
در باب تز تاریخی جنگ جهانی اول و دلایل رخ دادن آن:
در تابستان ۱۹۱۴ که زمزههای جنگ با ترور ولیعهد اتریش-مجارستان شروع میشود، و سلسلهای از اقدامات رخ میدهد که در نهایت مسیر اروپا، کرهی زمین و اگه بخواهیم کلی بنگریم نسل بشریت را تغییر میدهد. دوگار آنچنان دقیق و با موشکافی راجع به جنگ جهانی اول مینویسد که گاهی در هنگام خواندن کتاب یادم میرفت خانواده تیبو تحلیلی تاریخی از مورخی مجرب نیست و رمان است.
در باب شخصیتها:
دکتر آنتوان تیبو، اسطوره زندگی من است، شخصیتی بهشدت دوستداشتنی، خوشفکر، خوشدل، و در کمال تعجب بازیگوش؛ حتی اشتباهات آنتوان را دوست دارم، اشتباهاتی که میکند همزادپنداری من را نسبت به خود برمیانگیزد.
در آن سوی دیگر، ژاک، نسبت به دو جلد اول که از مرگ ژاک خوشحال میشدم، باید بگویم که الان کمی نسبت به او اهمیت میدم، مخصوصاً که بزرگوار تصمیم گرفت بیشعوری و حماقت را کنار بگذارد و به همان شخصیت مورد نظر که اسم آن را برای دوری از اسپویل به کار نمیبرم، ابراز علاقه کند. دو برادر هر کدام محاسن و معایب خود را دارند و همین است که آنها را زنده و به شکلی انسانی در میآورد.
در باب درونمایه اصلی کتاب:
بعد از کمی تفکر خواهید فهمید که خانواده تیبو راجع به تفاوت عقاید است، عقایدی که در نهایت به انتخابهای متفاوت و دو سبک زندگی مجزا ختم میشوند. تفاوتی که من حتی در زندگی خودم هم شاهد آن هستم، برادری دارم که زمین تا آسمون با من تفاوت دارد و از همین حالا انشعاب زندگیمان را در انتخابهایمان میبینم.
در باب ترجمه کتاب:
ابولحسن نجفی یکی از بهترین مترجمهای ایرانی هست، البته اگه بخواهیم تأمل کنیم و متعصبانه نگوییم بهترین مترجم است، کاری که او با ترجمه خانواده تیبو کرده است بعید میدانم تا به حال انجام شده باشد، یا اگر انجام شده من سعادت خواندن آن را نداشتم، غلطهایی که در ترجمه خانواده تیبو در طول سه جلد پیدا کردهام از تعداد انگشتان یک دستم فراتر نمیرود.
امتیاز کتاب:
صرفاً به علت سرعت روایت عذابآور کتاب در بخشهای ابتدایی و میانی و کسالتباری آن یک ستاره کم میکنم و چهار ستاره را برای جلد سوم خانواده تیبو میگذارم.
با فاصلهای کوتاه به سراغ جلد چهارم میرم و نظر کلیام را راجع به خانواده تیبو به قلم روژه مارتین دوگار مینویسم.
در باب روایت و تغییرات آن: در دو جلد اول خانواده تیبو، همه مسائل راجع به آنتوان و ژاک، دو شخصیت اصلی کتاب بود، در حالی که در جلد سوم شاهد تمرکز به روی جنبههای تاریخی و سیاسی رمان خانواده تیبو هستیم. روژه مارتین دوگار به تابستان ۱۹۱۴ شیرجه میزند و در همین مسیر شخصیتهای عزیزتر از جان خود را در پیرنگ داستان غرق میکند.
تابستان ۱۹۱۴ طولانیترین بخش کتاب، و همچنین سختخوانترین آن است، تعداد اسامی زیاد است، موضوعات تماتیک عمیقی که قبلاً در لایههای زرین کتاب بررسی میشد، در جلد سوم به روی کار آمدهاند و پیرنگ اصلی داستان را شکل میدهند.
در باب تز تاریخی جنگ جهانی اول و دلایل رخ دادن آن:
در تابستان ۱۹۱۴ که زمزههای جنگ با ترور ولیعهد اتریش-مجارستان شروع میشود، و سلسلهای از اقدامات رخ میدهد که در نهایت مسیر اروپا، کرهی زمین و اگه بخواهیم کلی بنگریم نسل بشریت را تغییر میدهد. دوگار آنچنان دقیق و با موشکافی راجع به جنگ جهانی اول مینویسد که گاهی در هنگام خواندن کتاب یادم میرفت خانواده تیبو تحلیلی تاریخی از مورخی مجرب نیست و رمان است.
در باب شخصیتها:
دکتر آنتوان تیبو، اسطوره زندگی من است، شخصیتی بهشدت دوستداشتنی، خوشفکر، خوشدل، و در کمال تعجب بازیگوش؛ حتی اشتباهات آنتوان را دوست دارم، اشتباهاتی که میکند همزادپنداری من را نسبت به خود برمیانگیزد.
در آن سوی دیگر، ژاک، نسبت به دو جلد اول که از مرگ ژاک خوشحال میشدم، باید بگویم که الان کمی نسبت به او اهمیت میدم، مخصوصاً که بزرگوار تصمیم گرفت بیشعوری و حماقت را کنار بگذارد و به همان شخصیت مورد نظر که اسم آن را برای دوری از اسپویل به کار نمیبرم، ابراز علاقه کند. دو برادر هر کدام محاسن و معایب خود را دارند و همین است که آنها را زنده و به شکلی انسانی در میآورد.
در باب درونمایه اصلی کتاب:
بعد از کمی تفکر خواهید فهمید که خانواده تیبو راجع به تفاوت عقاید است، عقایدی که در نهایت به انتخابهای متفاوت و دو سبک زندگی مجزا ختم میشوند. تفاوتی که من حتی در زندگی خودم هم شاهد آن هستم، برادری دارم که زمین تا آسمون با من تفاوت دارد و از همین حالا انشعاب زندگیمان را در انتخابهایمان میبینم.
در باب ترجمه کتاب:
ابولحسن نجفی یکی از بهترین مترجمهای ایرانی هست، البته اگه بخواهیم تأمل کنیم و متعصبانه نگوییم بهترین مترجم است، کاری که او با ترجمه خانواده تیبو کرده است بعید میدانم تا به حال انجام شده باشد، یا اگر انجام شده من سعادت خواندن آن را نداشتم، غلطهایی که در ترجمه خانواده تیبو در طول سه جلد پیدا کردهام از تعداد انگشتان یک دستم فراتر نمیرود.
امتیاز کتاب:
صرفاً به علت سرعت روایت عذابآور کتاب در بخشهای ابتدایی و میانی و کسالتباری آن یک ستاره کم میکنم و چهار ستاره را برای جلد سوم خانواده تیبو میگذارم.
با فاصلهای کوتاه به سراغ جلد چهارم میرم و نظر کلیام را راجع به خانواده تیبو به قلم روژه مارتین دوگار مینویسم.
March 6, 2022
Serinin en sevdiğim bölümü bu kitap oldu. Savaşın gerek cephe gerisinde gerekse ön saflarda sebep olduğu yıkımı, kötülüğü, çaresizliği kısacası çatışmanın gerçek yüzünü bu kitapta derin bir şekilde hissediyorsunuz.
Kitabı bu dönemde okumak oldukça moral bozucuydu. Tarihten asla ders alınmadığının bir kanıtı adeta bu metin. Günümüzle benzerlikler o kadar çarpıcı ki karamsarlığa kapılmamak elde değil.
"Hepinizi, komşu "emperyalist ordular"la dövüşeceğinize inandırdılar. Sanki bütün ordular böyle değilmiş gibi. Sanki şu son yıllarda cenkçi milliyetçilik Fransa'da olduğu kadar Almanya'da da yandaş bulmamış gibi!
Hangi birini yazsam bilemiyorum.
"az ya da çok bilerek savaşın çıkmasına yardımcı olanlar var. Bunlar ya büyük bankaların parasal dalaverelerine destek olarak ya da hırslı devlet adamlarının girişimlerini, yan tutarcasına onaylarıyla cesaretlendirenlerdir, tutucu partilerdir, patronların örgütleridir, milliyetçi gazetelerdir! Kiliselerdir aynı zamanda. Çünkü ruhban sınıfı hemen her yerde varlıklı sınıfların manevi jandarmalığını yapmaktadır."
Dünyanın nereye gittiğini daha iyi kavramak isteyenlere tavsiye ediyorum bu seriyi. Benzerlikler gerçekten korkutucu. Özellikle son bölümlere doğru silahlanmayla ilgili tespitler ufuk açıcı.
Son olarak, yazar Roger Martin du Gard ve aynı zamanda çevirmen Adnan Cemgil yetenekleri ile her türlü takdiri hak eden kişiler. Bu eser iyi ki Türkçe'ye kazandırılmış.
Kitabı bu dönemde okumak oldukça moral bozucuydu. Tarihten asla ders alınmadığının bir kanıtı adeta bu metin. Günümüzle benzerlikler o kadar çarpıcı ki karamsarlığa kapılmamak elde değil.
"Hepinizi, komşu "emperyalist ordular"la dövüşeceğinize inandırdılar. Sanki bütün ordular böyle değilmiş gibi. Sanki şu son yıllarda cenkçi milliyetçilik Fransa'da olduğu kadar Almanya'da da yandaş bulmamış gibi!
Hangi birini yazsam bilemiyorum.
"az ya da çok bilerek savaşın çıkmasına yardımcı olanlar var. Bunlar ya büyük bankaların parasal dalaverelerine destek olarak ya da hırslı devlet adamlarının girişimlerini, yan tutarcasına onaylarıyla cesaretlendirenlerdir, tutucu partilerdir, patronların örgütleridir, milliyetçi gazetelerdir! Kiliselerdir aynı zamanda. Çünkü ruhban sınıfı hemen her yerde varlıklı sınıfların manevi jandarmalığını yapmaktadır."
Dünyanın nereye gittiğini daha iyi kavramak isteyenlere tavsiye ediyorum bu seriyi. Benzerlikler gerçekten korkutucu. Özellikle son bölümlere doğru silahlanmayla ilgili tespitler ufuk açıcı.
Son olarak, yazar Roger Martin du Gard ve aynı zamanda çevirmen Adnan Cemgil yetenekleri ile her türlü takdiri hak eden kişiler. Bu eser iyi ki Türkçe'ye kazandırılmış.
October 5, 2024
بیشتر جلد سوم خانواده تیبو در مورد اتفاقاتی است که منجر به جنگ جهانی اول شد، و همینطور افکار و فعالیتهای سوسیالیستهای سراسر اروپا. با این که این اتفاقات مربوط به تاریخ گذشته است، اما سادهلوحانه منتظر بودم یکی از اقدامات صلحطلبانه به نتیجه برسد و از این جنگ خونین جلوگیری کند. جنگی که تبعاتش همین امروز جانهای زیادی را در خاورمیانه میگیرد و زندگیهای بیشماری را هدر میدهد.
«نگرانی مسافری را حس میکرد که ناگهان در میان طوفان پی برده باشد که همهی افسران کشتی عقل خود را از دست دادهاند.»
این حس آشنا از زبان کسی است که تبعات ویرانگر جنگ را درک میکند ولی زمامدارانی را میبیند که یا جنگطلبند یا اقداماتشان برای رسیدن به صلح کافی نیست.
چند نقل قول از کتاب:
«اغلب در مورد جوانان پیرامون خود سخت قضاوت میکرد. به نظرش میآمد که بیشتر آنها به شیوهای عجولانه و سطحی میاندیشند و به آسانی تن به کینهتوزی و بیانصافی میدهند و هوش خود را فقط برای محکومکردن اعتقادشان و نه برای گسترش دادن و نو کردن آن به کار میاندازند و انگیزهی بسیاری از آنها سرکشی است و نه انقلاب، و سرکشی خود را بیشتر از انسانها دوست دارند.»
«انقلابی که با بیدادگری، با دروغ، با قساوت صورت بگیرد برای انسانها پیروزی دروغین است. چنین انقلابی نطفهی فساد را در خودش دارد. آنچه با چنین وسایلی به دست میآورد پایدار نمیماند. و خود این انقلاب هم دیر یا زود محکوم به فناست… خشونت سلاح ستمگر است! هرگز آزادی حقیقی برای ملتها نمیآورد. فقط باعث پیروزی ستم تازهای میشود…»
«منتظرم ببینم که شما همه وقتی که میخواهید جهان نو را بسازید چه میکنید. چون به هر دری بزنید باز هم مجبورید که با همان عنصر اصلی جهان را از نو بسازید. و این عنصر اصلی هرگز عوض نمیشود: مقصودم طبیعت بشری است!»
«تا زمانی که توپها ساکتاند سیاستمدارها میتوانند حرف بزنند…»
جملهای از پاسکال که در پاورقی ذکر شده بود: «اگر بینی کلئوپاترا کوتاهتر میبود سرتاسر تاریخ جهان عوض میشد.»
«نگرانی مسافری را حس میکرد که ناگهان در میان طوفان پی برده باشد که همهی افسران کشتی عقل خود را از دست دادهاند.»
این حس آشنا از زبان کسی است که تبعات ویرانگر جنگ را درک میکند ولی زمامدارانی را میبیند که یا جنگطلبند یا اقداماتشان برای رسیدن به صلح کافی نیست.
چند نقل قول از کتاب:
«اغلب در مورد جوانان پیرامون خود سخت قضاوت میکرد. به نظرش میآمد که بیشتر آنها به شیوهای عجولانه و سطحی میاندیشند و به آسانی تن به کینهتوزی و بیانصافی میدهند و هوش خود را فقط برای محکومکردن اعتقادشان و نه برای گسترش دادن و نو کردن آن به کار میاندازند و انگیزهی بسیاری از آنها سرکشی است و نه انقلاب، و سرکشی خود را بیشتر از انسانها دوست دارند.»
«انقلابی که با بیدادگری، با دروغ، با قساوت صورت بگیرد برای انسانها پیروزی دروغین است. چنین انقلابی نطفهی فساد را در خودش دارد. آنچه با چنین وسایلی به دست میآورد پایدار نمیماند. و خود این انقلاب هم دیر یا زود محکوم به فناست… خشونت سلاح ستمگر است! هرگز آزادی حقیقی برای ملتها نمیآورد. فقط باعث پیروزی ستم تازهای میشود…»
«منتظرم ببینم که شما همه وقتی که میخواهید جهان نو را بسازید چه میکنید. چون به هر دری بزنید باز هم مجبورید که با همان عنصر اصلی جهان را از نو بسازید. و این عنصر اصلی هرگز عوض نمیشود: مقصودم طبیعت بشری است!»
«تا زمانی که توپها ساکتاند سیاستمدارها میتوانند حرف بزنند…»
جملهای از پاسکال که در پاورقی ذکر شده بود: «اگر بینی کلئوپاترا کوتاهتر میبود سرتاسر تاریخ جهان عوض میشد.»
December 29, 2023
تموم شد؟ واقعا؟ دلم نمیخواست این جلد تموم شه... مخصوصا فصل آخرش... دلم نمیخواست اون شخص از روی صحنه پایین بیاد...
وای دوگار این جلد تماما محشر بود. و ناراحتم که نمیتونم احساس درونیام رو در کلمات محدود بیان کنم :)
توی این جلد، جلد سوم بالاخره متوجه شدم این مجموعه واقعا شاهکار هست. بالعکس برداشت اولیهای که از کارکترها و روابطشون داشتم، الان به این نتیجه رسیدم که نویسنده ملموسترین و واقعیترین کارکترپردازی و زندگی انسانها رو به تصویر کشیده.
۷۰درصد این جلد مباحث سیاسی و انقلابی و جنگی بود. درکمال تعجب اگرچه فهمش نیاز به پيشزمینه داره اما طرز روایت همین مباحث و دیالوگها و وارد کردنشون به داستان زندگیهای جاری در این کتاب، از نظر من بسیار هوشمندانه و جالب بوده.
هیجان زیادی اواسط و اواخر کتاب تجربه کردم. احساسات کارکترها متفاوت و معصومانه و پر اضطراب بودن... و میتونم بگم شاید در هیچ کتابی به این شکل ندیده بودم یا تحت تأثیر قرار نگرفته بودم.
این جلد رو بیشتر از دوتای قبلی دوست داشتم. از جهت قلم هم پختهتر و شیرینتر بود.
کارکترها بزرگ شدن و تکلیف خیلی چیزها مشخص شده.(در نتیجه درک بهتر)
پ.ن: لعنت به مجموعه/کتابهای پیرامون خانواده و نسل که اینقدر وابسته و درگیر میکنن~_~
|تکه کتاب|
▪︎انقلاب را نباید با شورش اشتباه کرد «انقلاب» را نباید با موقعیت انقلابی اشتباه کرد. هر موقعیت انقلابی لزوماً به انقلاب منجر نمیشود حتی اگر به شورش منجر شود... مثال: در ۱۹۰۵ در روسیه، اول موقعیت انقلابی بود و بعد شورش ولی انقلاب نشد چند لحظه به فکر فرو رفت. ریچاردلی می گوید: «حدسیات» مقصود از این حرف چیست؟ اینکه بتوانیم دقیقاً پیشبینی کنیم که موقعیت در چه لحظه ای انقلابی میشود دشوار است با این وصف طبقه کارگر میتواند در موقعیتی "پیش انقلابی" تأثیر کند و زمینه را برای رشد موقعیت انقلابی آماده سازد و حرکت آن را تسریع کند. ولی عملاً آنچه انقلاب را برمیانگیزد رویدادی بیرون از آن است، رویدادی غیر منتظر و روی همرفته پیشبینی ناپذیر مقصودم این است که زمانش را نمیتوان از پیش مشخص کرد.
▪︎همیشه باید مثالها را نمونهها را در نظر گرفت فقط این می تواند چیزی به ما بیاموزد کار ما کار ریاضیات نیست. کار انقلاب مثل کار پزشکی است. اول علم و بعد عمل. حتی چیز دیگری هم هست کاردانی بگذریم.
▪︎همه در ته دلمان انتقام کهنهای داریم که میخواهیم بگیریم؛ عقده دیرینهای داریم که میخواهیم خالی کنیم و برای اینکه از این کینهتوزی بی احساس پشیمانی لذت ببریم، چه خوبتر از اینکه بتوانیم به بهانه تبعیت از جبر محتوم، آن را توجیه کنیم... نیاز به شکستن نیرومندتر از امید به ساختن است. برای بسیاری از ما انقلاب پیش از آن که اقدامی برای تغییر و تحول اجتماعی باشد، در وهله اول فرصتی است برای برآوردن نیاز به انتقامجویی، و این نیاز از نزاع و آشوب و جنگ داخلی و تسخیر وحشیانه قدرت سیراب و سرمست میشود. چه انتقامی خواهیم گرفت آن روز که با فتحی خونین، ما نیز بتوانیم استبدادمان را برقرار کنیم. استبدادِ عدالتمان را.
▪︎نگاهت مثل نگاه زنهای افسونگری است که سرنوشت مرد را زیر و رو میکنند.
▪︎خوشبختی ظرف آبخوری نیست که از روی طاقچه برداریم... خوشبختی گمانم یک جور استعداد است... که شاید من نداشته باشم.
▪︎اندیشیدن دربارۀ زندگی؟ چه فایده؟ همه میدانند که زندگی چیست: مجموعه در هم و برهم و بیمعنایی از لحظههای خوش و ناخوش! تمام شد و رفت کاریش هم نمیشود کرد. زندگی کردن به معنای دائماً شک کردن و تجدید نظر کردن درباره همه چیز نیست...
▪︎بگذارد زندگی راه خودش را برود.
▪︎آنچه باعث شد که من انقلابی بشوم این بود که اینجا، در این خانه به دنیا آمدهام... و پسر مرد بورژوایی بودهام... و از اول جوانی، هر روز شاهد بیعدالتیهایی شدهام که این جماعت متنعم از قبل آنها زندگی میکنند... و از اول طفولیت، گویی احساس گناه... احساس مباشرت در جرم کردهام. بله احساس گزنده اینکه از این نظام متنفرم و در عین حال از آن استفاده میکنم!
خیلی زودتر از اینکه بفهمم سرمایه داری چیست، حتی زودتر از اینکه اسمش را بدانم در دوازده سالگی سیزده سالگی، یادت باشد، من در برابر دنیایی که در آن به سر میبردم سرکشی کردم دنیای همشاگردیهایم، معلمهایم... دنیای پدر و امور خیریهاش!
▪︎اختیار اندیشه خود را نداشت. گذشته بر حافظهاش هجوم میآورد مانند فیلمی به سرعت رویا از برابر دیدگانش میگذشت...
▪︎چه فایده دارد که به گذشته برگردیم؟
▪︎آیا حقیقتاً به نظر تو عجیب میآید که مردی بخواهد یک روز از همه چیز ببرد؟ و تک و تنها راه بیفتد و برود؟ ... یعنی تو این را نمیفهمی؟ که نخواهد تا ابد به او دهنبند بزنند، مثلهاش کنند؟ و یک بار در زندگی جرئت کند و خودش باشد! دل به دریا بزند و در خودش شیرجه برود و آنجا چیزی را که دیگران نشناختهاند و تحقیر کردهاند کشف کند و سرانجام بگوید "من ذاتاً اینم!" جرئت کند و به صدای بلند به همه بگوید: «من به شما احتیاجی ندارم...» نه؟ یعنی تو حقیقتاً نمیتوانی این را بفهمی؟
▪︎عجیب است که هر چه پا به سن میگذارم به گذشته بیشتر دل میبندم.
▪︎این بار دیگر شفا نمییافت، چون دیگر آرزوی شفا نمیکرد.
▪︎از کجا نیرو بگیرم تا بتوانم فردا، پس فردا، همه روزهای آینده زندگی کنم؟
▪︎کسی که از خودش حرف میزند هر چقدر هم که کوشش کند، باز نمیتواند تمام حقیقت را بگوید.
▪︎_امروز مطمئنم که اگر موجودی در جهان باشد که بتواند مرا شفا بدهد، مرا در جایم نگه بدارد... این موجود شمایید!
_آیا من چهار سال پیش توانستم شما را نگه بدارم؟
▪︎_شاید کس دیگری را دوست داشتهاید. من از زندگی شما هیچ نمیدانم.
آن طور که من شما را دوست دارم، کسی هرگز کسی را دوست نداشته است...
_من هم همین طور.
▪︎رویای شب پیش ادامه داشت.
▪︎آن پیشانی را، آن حلقه مو را، آن نگاه نافذ و سرکش و گستاخ را، آن لبخند پر از اعتماد را که از نوید آینده میدرخشید تا پایان عمر، بارها و بارها با حدّتِ وهمانگیزی در برابر خود میدید.
▪︎یکی از بزرگترین روزهای زندگیم روزی بود که فهمیدم آنچه در من به نظر دیگران ناپسند و خطرناک میآید، اتفاقاً بهترین و اصیلترین خصوصیات من است!
▪︎آنجا هم من غریبهام! من همه جا غریبهام. همیشه غریبه بودهام. من غریبه به دنیا آمدهام!... فقط در کنار شماست که از این احساس غربت کمی فارغ میشوم.
▪︎آخر من هنوز برای اعتماد کردن آماده نشدهام... به یاد نمیآورم که در زندگی هرگز احساس امنیت کرده باشم. حتی وقتی که بچه بودم. من اینطور ساخته شدهام... یا لااقل تا حالا اینطور بودهام. هیچ وقت این را به کسی نگفته بودم.
▪︎بگذارید چشمهایتان را تماشا کنم. میخواهم با آنها انس بگیرم. چه رنگ زلالی دارند... رنگ آبی پاک، آبی سرد و این مردمکها! انگار همیشه شکل عوض میکنند... تکان نخورید بینظیر است.
مثلاً وقتی که شما دقیق میشوید عنبیه منقبض میشود... و مردمک کوچک میشود. مدام کوچک میشود و دست آخر به صورت یک نقطه گرد و مشخص مثل نوک سوزن در میآید. چه ارادهای در چشمهای شما هست.
▪︎نه، از ترس نیست. او شجاع است، او منطقی است. نباید مثل دیگران عمل کند. نباید تسلیم شود. نباید برود. او برای من میماند.
▪︎هر کس کاری را میکند که قول داده بود نکند و تا دیروز مطلقاً نمیخواست بکند.
▪︎معامله منافع آسانتر از معامله احساسات است!
▪︎آنچه باعث جنگ میشود سرمایه داری است، رقابت ملتهاست، شرکتهای بزرگ است، تجارت اسلحه است.
همه اینها درست است. ولی بیشتر فکر کنید، جنگ چیست؟ آیا فقط اصطکاک منافع است؟ بدبختانه نه. جنگ درگیری میان انسانها و خونریزی است! جنگ بسیج ملتهاست که به جان همدیگر میافتند ولی همه وزرای مسئول همه بانکدارها، همه رؤسای شرکتها، همه اسلحه فروشها در دنیا از برانگیختن جنگ عاجزند به شرطی که ملتها زیر بار بسیج نروند. به شرطی که ملتها زیر بار جنگ نروند. توپها و تفنگها خود به خود در نمی روند! برای جنگ سرباز لازم است! و سربازهایی که نظام سرمایهداری میخواهد نقشه سودجویی و نقشه خونریزی را به دست آنها اجرا کند، ما هستیم. هیچ قدرت حاکمی، هیچ فرمان بسیجی بی ما، بیرضایت ما، بیقبول ما نمیتواند کاری از پیش ببرد. پس زندگی ما به دست خود ماست. ما اختبار سرنوشتمان را داریم چون اکثریت با ماست. چون نیرو با ماست.
▪︎حرف روزنامهها را باور نکنید! روزنامهها دروغ میگویند!
روزنامهها جیرهخوار ملی پرستها هستند. همه دولتها برای اینکه مطامع خود را پنهان کنند احتیاج به روزنامههایی دارند که با انتشار دروغ به ملتها بقبولانند که اگر همدیگر را بکشند شجاعانه در راه آرمان متعالی و دفاع مقدس از سرزمین، در راه پیروزی حق و عدالت و آزادی و تمدن فدا میشوند!... انگار جنگ عادلانه میتواند وجود داشته باشد. انگار میلیونها انسان را به دست شهادت و مرگ سپردن عادلانه است.
▪︎تصمیم به جنگ را هرگز ملتها نمیگیرند، این فقط کار دولتهاست. ملتها هرگز دشمن دیگری نداشتهاند جز کسانی که آنها را استثمار میکنند! ملتها دشمن همدیگر نیستند. هیچ کارگر آلمانی نیست که بخواهد زن و فرزند و کسب و کارش را زمین بگذارد و تفنگ بردارد و به روی کارگر فرانسوی نشانه برود.
وای دوگار این جلد تماما محشر بود. و ناراحتم که نمیتونم احساس درونیام رو در کلمات محدود بیان کنم :)
توی این جلد، جلد سوم بالاخره متوجه شدم این مجموعه واقعا شاهکار هست. بالعکس برداشت اولیهای که از کارکترها و روابطشون داشتم، الان به این نتیجه رسیدم که نویسنده ملموسترین و واقعیترین کارکترپردازی و زندگی انسانها رو به تصویر کشیده.
۷۰درصد این جلد مباحث سیاسی و انقلابی و جنگی بود. درکمال تعجب اگرچه فهمش نیاز به پيشزمینه داره اما طرز روایت همین مباحث و دیالوگها و وارد کردنشون به داستان زندگیهای جاری در این کتاب، از نظر من بسیار هوشمندانه و جالب بوده.
هیجان زیادی اواسط و اواخر کتاب تجربه کردم. احساسات کارکترها متفاوت و معصومانه و پر اضطراب بودن... و میتونم بگم شاید در هیچ کتابی به این شکل ندیده بودم یا تحت تأثیر قرار نگرفته بودم.
این جلد رو بیشتر از دوتای قبلی دوست داشتم. از جهت قلم هم پختهتر و شیرینتر بود.
کارکترها بزرگ شدن و تکلیف خیلی چیزها مشخص شده.(در نتیجه درک بهتر)
پ.ن: لعنت به مجموعه/کتابهای پیرامون خانواده و نسل که اینقدر وابسته و درگیر میکنن~_~
|تکه کتاب|
▪︎انقلاب را نباید با شورش اشتباه کرد «انقلاب» را نباید با موقعیت انقلابی اشتباه کرد. هر موقعیت انقلابی لزوماً به انقلاب منجر نمیشود حتی اگر به شورش منجر شود... مثال: در ۱۹۰۵ در روسیه، اول موقعیت انقلابی بود و بعد شورش ولی انقلاب نشد چند لحظه به فکر فرو رفت. ریچاردلی می گوید: «حدسیات» مقصود از این حرف چیست؟ اینکه بتوانیم دقیقاً پیشبینی کنیم که موقعیت در چه لحظه ای انقلابی میشود دشوار است با این وصف طبقه کارگر میتواند در موقعیتی "پیش انقلابی" تأثیر کند و زمینه را برای رشد موقعیت انقلابی آماده سازد و حرکت آن را تسریع کند. ولی عملاً آنچه انقلاب را برمیانگیزد رویدادی بیرون از آن است، رویدادی غیر منتظر و روی همرفته پیشبینی ناپذیر مقصودم این است که زمانش را نمیتوان از پیش مشخص کرد.
▪︎همیشه باید مثالها را نمونهها را در نظر گرفت فقط این می تواند چیزی به ما بیاموزد کار ما کار ریاضیات نیست. کار انقلاب مثل کار پزشکی است. اول علم و بعد عمل. حتی چیز دیگری هم هست کاردانی بگذریم.
▪︎همه در ته دلمان انتقام کهنهای داریم که میخواهیم بگیریم؛ عقده دیرینهای داریم که میخواهیم خالی کنیم و برای اینکه از این کینهتوزی بی احساس پشیمانی لذت ببریم، چه خوبتر از اینکه بتوانیم به بهانه تبعیت از جبر محتوم، آن را توجیه کنیم... نیاز به شکستن نیرومندتر از امید به ساختن است. برای بسیاری از ما انقلاب پیش از آن که اقدامی برای تغییر و تحول اجتماعی باشد، در وهله اول فرصتی است برای برآوردن نیاز به انتقامجویی، و این نیاز از نزاع و آشوب و جنگ داخلی و تسخیر وحشیانه قدرت سیراب و سرمست میشود. چه انتقامی خواهیم گرفت آن روز که با فتحی خونین، ما نیز بتوانیم استبدادمان را برقرار کنیم. استبدادِ عدالتمان را.
▪︎نگاهت مثل نگاه زنهای افسونگری است که سرنوشت مرد را زیر و رو میکنند.
▪︎خوشبختی ظرف آبخوری نیست که از روی طاقچه برداریم... خوشبختی گمانم یک جور استعداد است... که شاید من نداشته باشم.
▪︎اندیشیدن دربارۀ زندگی؟ چه فایده؟ همه میدانند که زندگی چیست: مجموعه در هم و برهم و بیمعنایی از لحظههای خوش و ناخوش! تمام شد و رفت کاریش هم نمیشود کرد. زندگی کردن به معنای دائماً شک کردن و تجدید نظر کردن درباره همه چیز نیست...
▪︎بگذارد زندگی راه خودش را برود.
▪︎آنچه باعث شد که من انقلابی بشوم این بود که اینجا، در این خانه به دنیا آمدهام... و پسر مرد بورژوایی بودهام... و از اول جوانی، هر روز شاهد بیعدالتیهایی شدهام که این جماعت متنعم از قبل آنها زندگی میکنند... و از اول طفولیت، گویی احساس گناه... احساس مباشرت در جرم کردهام. بله احساس گزنده اینکه از این نظام متنفرم و در عین حال از آن استفاده میکنم!
خیلی زودتر از اینکه بفهمم سرمایه داری چیست، حتی زودتر از اینکه اسمش را بدانم در دوازده سالگی سیزده سالگی، یادت باشد، من در برابر دنیایی که در آن به سر میبردم سرکشی کردم دنیای همشاگردیهایم، معلمهایم... دنیای پدر و امور خیریهاش!
▪︎اختیار اندیشه خود را نداشت. گذشته بر حافظهاش هجوم میآورد مانند فیلمی به سرعت رویا از برابر دیدگانش میگذشت...
▪︎چه فایده دارد که به گذشته برگردیم؟
▪︎آیا حقیقتاً به نظر تو عجیب میآید که مردی بخواهد یک روز از همه چیز ببرد؟ و تک و تنها راه بیفتد و برود؟ ... یعنی تو این را نمیفهمی؟ که نخواهد تا ابد به او دهنبند بزنند، مثلهاش کنند؟ و یک بار در زندگی جرئت کند و خودش باشد! دل به دریا بزند و در خودش شیرجه برود و آنجا چیزی را که دیگران نشناختهاند و تحقیر کردهاند کشف کند و سرانجام بگوید "من ذاتاً اینم!" جرئت کند و به صدای بلند به همه بگوید: «من به شما احتیاجی ندارم...» نه؟ یعنی تو حقیقتاً نمیتوانی این را بفهمی؟
▪︎عجیب است که هر چه پا به سن میگذارم به گذشته بیشتر دل میبندم.
▪︎این بار دیگر شفا نمییافت، چون دیگر آرزوی شفا نمیکرد.
▪︎از کجا نیرو بگیرم تا بتوانم فردا، پس فردا، همه روزهای آینده زندگی کنم؟
▪︎کسی که از خودش حرف میزند هر چقدر هم که کوشش کند، باز نمیتواند تمام حقیقت را بگوید.
▪︎_امروز مطمئنم که اگر موجودی در جهان باشد که بتواند مرا شفا بدهد، مرا در جایم نگه بدارد... این موجود شمایید!
_آیا من چهار سال پیش توانستم شما را نگه بدارم؟
▪︎_شاید کس دیگری را دوست داشتهاید. من از زندگی شما هیچ نمیدانم.
آن طور که من شما را دوست دارم، کسی هرگز کسی را دوست نداشته است...
_من هم همین طور.
▪︎رویای شب پیش ادامه داشت.
▪︎آن پیشانی را، آن حلقه مو را، آن نگاه نافذ و سرکش و گستاخ را، آن لبخند پر از اعتماد را که از نوید آینده میدرخشید تا پایان عمر، بارها و بارها با حدّتِ وهمانگیزی در برابر خود میدید.
▪︎یکی از بزرگترین روزهای زندگیم روزی بود که فهمیدم آنچه در من به نظر دیگران ناپسند و خطرناک میآید، اتفاقاً بهترین و اصیلترین خصوصیات من است!
▪︎آنجا هم من غریبهام! من همه جا غریبهام. همیشه غریبه بودهام. من غریبه به دنیا آمدهام!... فقط در کنار شماست که از این احساس غربت کمی فارغ میشوم.
▪︎آخر من هنوز برای اعتماد کردن آماده نشدهام... به یاد نمیآورم که در زندگی هرگز احساس امنیت کرده باشم. حتی وقتی که بچه بودم. من اینطور ساخته شدهام... یا لااقل تا حالا اینطور بودهام. هیچ وقت این را به کسی نگفته بودم.
▪︎بگذارید چشمهایتان را تماشا کنم. میخواهم با آنها انس بگیرم. چه رنگ زلالی دارند... رنگ آبی پاک، آبی سرد و این مردمکها! انگار همیشه شکل عوض میکنند... تکان نخورید بینظیر است.
مثلاً وقتی که شما دقیق میشوید عنبیه منقبض میشود... و مردمک کوچک میشود. مدام کوچک میشود و دست آخر به صورت یک نقطه گرد و مشخص مثل نوک سوزن در میآید. چه ارادهای در چشمهای شما هست.
▪︎نه، از ترس نیست. او شجاع است، او منطقی است. نباید مثل دیگران عمل کند. نباید تسلیم شود. نباید برود. او برای من میماند.
▪︎هر کس کاری را میکند که قول داده بود نکند و تا دیروز مطلقاً نمیخواست بکند.
▪︎معامله منافع آسانتر از معامله احساسات است!
▪︎آنچه باعث جنگ میشود سرمایه داری است، رقابت ملتهاست، شرکتهای بزرگ است، تجارت اسلحه است.
همه اینها درست است. ولی بیشتر فکر کنید، جنگ چیست؟ آیا فقط اصطکاک منافع است؟ بدبختانه نه. جنگ درگیری میان انسانها و خونریزی است! جنگ بسیج ملتهاست که به جان همدیگر میافتند ولی همه وزرای مسئول همه بانکدارها، همه رؤسای شرکتها، همه اسلحه فروشها در دنیا از برانگیختن جنگ عاجزند به شرطی که ملتها زیر بار بسیج نروند. به شرطی که ملتها زیر بار جنگ نروند. توپها و تفنگها خود به خود در نمی روند! برای جنگ سرباز لازم است! و سربازهایی که نظام سرمایهداری میخواهد نقشه سودجویی و نقشه خونریزی را به دست آنها اجرا کند، ما هستیم. هیچ قدرت حاکمی، هیچ فرمان بسیجی بی ما، بیرضایت ما، بیقبول ما نمیتواند کاری از پیش ببرد. پس زندگی ما به دست خود ماست. ما اختبار سرنوشتمان را داریم چون اکثریت با ماست. چون نیرو با ماست.
▪︎حرف روزنامهها را باور نکنید! روزنامهها دروغ میگویند!
روزنامهها جیرهخوار ملی پرستها هستند. همه دولتها برای اینکه مطامع خود را پنهان کنند احتیاج به روزنامههایی دارند که با انتشار دروغ به ملتها بقبولانند که اگر همدیگر را بکشند شجاعانه در راه آرمان متعالی و دفاع مقدس از سرزمین، در راه پیروزی حق و عدالت و آزادی و تمدن فدا میشوند!... انگار جنگ عادلانه میتواند وجود داشته باشد. انگار میلیونها انسان را به دست شهادت و مرگ سپردن عادلانه است.
▪︎تصمیم به جنگ را هرگز ملتها نمیگیرند، این فقط کار دولتهاست. ملتها هرگز دشمن دیگری نداشتهاند جز کسانی که آنها را استثمار میکنند! ملتها دشمن همدیگر نیستند. هیچ کارگر آلمانی نیست که بخواهد زن و فرزند و کسب و کارش را زمین بگذارد و تفنگ بردارد و به روی کارگر فرانسوی نشانه برود.
July 4, 2024
آیا میدانی در سرمایهداری چه چیز بیشتر باعث طغیان من میشود؟ اینکه کارگر را از هر آنچه مایه انسان بودن اوست محروم میکند. با ایجاد واحدهای متراکم صنعتی، کارگر را از زادبودمش، از خانوادهاش، از همه خصوصیتهای انسانی زندگیش جدا میکند. او را بیریشه کرده است. همه شادیهای والایی را که کار برای پیشهور فراهم میآورد از او گرفته است. او را به صورت جانور تولیدکننده در لانه موریانه کارخانه درآورده است!
در جلد سوم کتاب اسامی واقعی زیادی آورده شده که هرکدام به نحوی در وقایع جنگ جهانی اول نقش ایفا کردهاند. تابستان ۱۹۱۴ طولانیترین بخش کتاب است که میتوان آن را هسته اصلی رمان دانست. در این بخش با جنبههایی از شخصیتهای اصلی کتاب مواجه میشویم که پیش از آن ممکن است متوجه آنها نشده باشیم.
در جلد سوم کتاب اسامی واقعی زیادی آورده شده که هرکدام به نحوی در وقایع جنگ جهانی اول نقش ایفا کردهاند. تابستان ۱۹۱۴ طولانیترین بخش کتاب است که میتوان آن را هسته اصلی رمان دانست. در این بخش با جنبههایی از شخصیتهای اصلی کتاب مواجه میشویم که پیش از آن ممکن است متوجه آنها نشده باشیم.
March 13, 2022
ریویو در جلد آخر.
March 14, 2025
دیگه جلد چهارم انشالله ۱۴۰۴
June 1, 2025
به امید فصل پایانی جذابتر
اما فعلا بریم مردگان جیمز جویس رو بخونیم
اما فعلا بریم مردگان جیمز جویس رو بخونیم
December 14, 2024
Thibault'lar" (Les Thibault), Fransız yazar Roger Martin du Gard tarafından yazılmış, 20. yüzyılın en önemli edebiyat eserlerinden biri olarak kabul edilen bir roman serisi. Yapı Kredi Yayınları sekiz ciltlik kitabı üç ciltte toplamış. Tabi puntolar biraz küçük. Uzun bir okuma oldu. Sıkıntı değil, acelemiz yok. Baştan şunu diyeyim acayip keyif alarak okudum.
Herkes sever mi? Bence herkes sevmez. Eğer "Proust" tarzını seviyorsaniz bu kitabıda okursunuz. Yok ben "Kayıp Zamanın İzinde" okurken çok daraldim, sıkıldım diyorsanız bunun içinde dersiniz....🫣 Kitaba dönersek;
"Thibault'lar", esas olarak Thibault ailesinin iki oğlu olan Jacques ve Antoine üzerinden ilerler. Bu iki kardeşin hayatları, kişilikleri ve dünya görüşleri romanın ana çatışma noktalarını oluşturuyor. Mesela büyük oğlan ile rahip arasında bir konusma geçiyor ki..off dedim...
Roman, bireyin özgürlüğü ile toplumsal sorumluluklar arasındaki çatışmayı işler.
"Thibault'lar", yalnızca bir aile dramı değil, aynı zamanda dönemin toplumsal sorunlarına, savaşın yıkıcı etkilerine ve modern insanın kimlik arayışına dair güçlü bir eleştiridir. Özellikle:
Katı burjuva değerleri ve bireysel özgürlük çatışması,
Din, ahlak ve toplumsal baskılar,
Savaşın getirdiği yıkım ve anlamsızlık temaları derinlemesine işlenir.
Eseri okurken, bir yandan aile içindeki duygusal bağlar ve çatışmalar üzerinden insan doğasının karmaşıklığını görürken, diğer yandan savaşın yıkıcı etkileri ve dönemin toplumsal dönüşümleri hakkında güçlü bir tarihsel perspektif kazanırsınız.
Herkes sever mi? Bence herkes sevmez. Eğer "Proust" tarzını seviyorsaniz bu kitabıda okursunuz. Yok ben "Kayıp Zamanın İzinde" okurken çok daraldim, sıkıldım diyorsanız bunun içinde dersiniz....🫣 Kitaba dönersek;
"Thibault'lar", esas olarak Thibault ailesinin iki oğlu olan Jacques ve Antoine üzerinden ilerler. Bu iki kardeşin hayatları, kişilikleri ve dünya görüşleri romanın ana çatışma noktalarını oluşturuyor. Mesela büyük oğlan ile rahip arasında bir konusma geçiyor ki..off dedim...
Roman, bireyin özgürlüğü ile toplumsal sorumluluklar arasındaki çatışmayı işler.
"Thibault'lar", yalnızca bir aile dramı değil, aynı zamanda dönemin toplumsal sorunlarına, savaşın yıkıcı etkilerine ve modern insanın kimlik arayışına dair güçlü bir eleştiridir. Özellikle:
Katı burjuva değerleri ve bireysel özgürlük çatışması,
Din, ahlak ve toplumsal baskılar,
Savaşın getirdiği yıkım ve anlamsızlık temaları derinlemesine işlenir.
Eseri okurken, bir yandan aile içindeki duygusal bağlar ve çatışmalar üzerinden insan doğasının karmaşıklığını görürken, diğer yandan savaşın yıkıcı etkileri ve dönemin toplumsal dönüşümleri hakkında güçlü bir tarihsel perspektif kazanırsınız.
May 31, 2016
Os Thibault, de Roger Martin du Gard
Ed. Livros do Brasil,
Roger Martin du Gard é, actualmente, um nome quase desconhecido. Todavia, o monumental romance “Os Thibault” valeu-lhe o Nobel em 1937.
Escrito entre 1922 e 1940, trata-se de um longo romance que retrata, em todas as suas vertentes, a sociedade francesa do dealbar do século XX, da Belle Époque até ao desfecho da Grande Guerra.
A acção desenvolve-se em torno da família Thibault, constituída pelo patriarca, Oscar Thibault e pelos dois irmãos, Antoine e Jacques.
Oscar Thibault encarna o espírito da alta burguesia clerical francesa dos finais do século XIX. Enquistado numa mentalidade ultra-conservadora e reaccionária, tenta condicionar o futuro dos filhos à preservação da linhagem e à glória do seu nome.
Antoine, o filho mais velho, encarna o espírito positivista e racional. Dedicado à ciência (medicina), à qual pretende dedicar inteiramente a sua vida, acaba por se debater constantemente com a dificuldade em aceitar a falta de uma dimensão afectiva que o preencha integralmente.
Em contraste com Antoine, encontramos o filho mais novo, Jacques, de espírito inconformado, rebelde, sonhador e generoso, que procura escapar à tirania do pai através de constantes fugas e que acaba por aderir ao socialismo, tornando-se um activo militante e agitador no esforço contra a guerra.
Temáticas como a oposição entre as mentalidades católica e protestante (a segunda representada pela família Fontanin), a forma de lidar com os jovens desviantes e a condição dos reformatórios em França, são tratadas magistralmente na obra.
Na segunda parte do romance – O Verão de 1914 –, Martin du Gard faz-nos mergulhar, através de Jacques, então exilado em Genebra, no caldo cultural que precede a guerra. O autor descreve, com grande rigor histórico, as discussões tidas por personagens inseridas num vasto espectro ideológico, que vai dos anarquistas aos socialistas e militantes comunistas mais radicais, a respeito do que as grandes potências farão a partir do atentado em Sarajevo, até ao assassinato de Jean Jaurès e às declarações de guerra.
Em contraste flagrante com o idealismo e o activismo de Jacques nos esforços pacifistas e anti-militaristas, vemos Antoine, o qual tomou posse de sua parte na herança paterna, que utilizou para dar um impulso decisivo à sua carreira médica. Completamente alienado face às ameaças de guerra, Antoine representa o adormecimento das sociedades aburguesadas da Europa, que assistem impávidas à escalada das retóricas nacionalistas e militaristas e que ignoram todos os sinais de perigo, que culminarão numa das mais sangrentas e incompreensíveis guerras que atingiram a Europa.
Toda esta parte do romance é interessantíssima, pela riqueza das discussões dos intervenientes, que mostram, sem maniqueísmos, as diversas correntes ideológicas que se digladiavam (incluindo os pontos de vista da Tríplice Aliança), mas também profundamente impressionante, pela forma como percebemos a caminhada irresistível para o absurdo da guerra. Provavelmente nenhum romance mostrou tão bem o que é um país preparar-se para entrar em guerra, através manipulação das mentalidades colectivas, acirradas por um patriotismo à flor da pele e por uma lógica de incremento das tensões que se alimenta de si mesma.
Aparentemente o romance deveria terminar com o eclodir da guerra e com a opção tomada por cada um dos irmãos. Tanto assim que Roger Martin du Gard vem a receber o Nobel em 1937. Contudo, entre 1937 e 1938, já sob a sombra do nazismo que vai ganhando forma na Europa, o autor escreve o Epílogo, onde acompanhamos Antoine no final da Guerra. É o destino de um personagem, mas também é o destino de uma civilização que terminou, tal como era conhecida.
Em suma, trata-se de um romance de grande escala (perto de 1500 páginas na edição portuguesa), de pendor enciclopédico, tal é a amplitude das matérias tratadas – crítica social, crítica de costumes, a religião, história das ideias e das ideologias, evolução histórica, as questões do pacifismo e do nacionalismo, as alternativas de engajamento individual perante os grandes acontecimentos, etc. – mas que se lê com enorme interesse e proveito.
A sua leitura despertou-me o interesse em aprender mais sobre essa época de charneira na civilização ocidental, cujas consequências geopolíticas ainda hoje são sentidas, embora com frequente ignorância das respectivas causas profundas.
Daí o grande interesse em ler, ainda hoje, esta obra injustamente esquecida. Pena é que a sua edição – Livros do Brasil – esteja esgotada há muitos anos.
Ed. Livros do Brasil,
Roger Martin du Gard é, actualmente, um nome quase desconhecido. Todavia, o monumental romance “Os Thibault” valeu-lhe o Nobel em 1937.
Escrito entre 1922 e 1940, trata-se de um longo romance que retrata, em todas as suas vertentes, a sociedade francesa do dealbar do século XX, da Belle Époque até ao desfecho da Grande Guerra.
A acção desenvolve-se em torno da família Thibault, constituída pelo patriarca, Oscar Thibault e pelos dois irmãos, Antoine e Jacques.
Oscar Thibault encarna o espírito da alta burguesia clerical francesa dos finais do século XIX. Enquistado numa mentalidade ultra-conservadora e reaccionária, tenta condicionar o futuro dos filhos à preservação da linhagem e à glória do seu nome.
Antoine, o filho mais velho, encarna o espírito positivista e racional. Dedicado à ciência (medicina), à qual pretende dedicar inteiramente a sua vida, acaba por se debater constantemente com a dificuldade em aceitar a falta de uma dimensão afectiva que o preencha integralmente.
Em contraste com Antoine, encontramos o filho mais novo, Jacques, de espírito inconformado, rebelde, sonhador e generoso, que procura escapar à tirania do pai através de constantes fugas e que acaba por aderir ao socialismo, tornando-se um activo militante e agitador no esforço contra a guerra.
Temáticas como a oposição entre as mentalidades católica e protestante (a segunda representada pela família Fontanin), a forma de lidar com os jovens desviantes e a condição dos reformatórios em França, são tratadas magistralmente na obra.
Na segunda parte do romance – O Verão de 1914 –, Martin du Gard faz-nos mergulhar, através de Jacques, então exilado em Genebra, no caldo cultural que precede a guerra. O autor descreve, com grande rigor histórico, as discussões tidas por personagens inseridas num vasto espectro ideológico, que vai dos anarquistas aos socialistas e militantes comunistas mais radicais, a respeito do que as grandes potências farão a partir do atentado em Sarajevo, até ao assassinato de Jean Jaurès e às declarações de guerra.
Em contraste flagrante com o idealismo e o activismo de Jacques nos esforços pacifistas e anti-militaristas, vemos Antoine, o qual tomou posse de sua parte na herança paterna, que utilizou para dar um impulso decisivo à sua carreira médica. Completamente alienado face às ameaças de guerra, Antoine representa o adormecimento das sociedades aburguesadas da Europa, que assistem impávidas à escalada das retóricas nacionalistas e militaristas e que ignoram todos os sinais de perigo, que culminarão numa das mais sangrentas e incompreensíveis guerras que atingiram a Europa.
Toda esta parte do romance é interessantíssima, pela riqueza das discussões dos intervenientes, que mostram, sem maniqueísmos, as diversas correntes ideológicas que se digladiavam (incluindo os pontos de vista da Tríplice Aliança), mas também profundamente impressionante, pela forma como percebemos a caminhada irresistível para o absurdo da guerra. Provavelmente nenhum romance mostrou tão bem o que é um país preparar-se para entrar em guerra, através manipulação das mentalidades colectivas, acirradas por um patriotismo à flor da pele e por uma lógica de incremento das tensões que se alimenta de si mesma.
Aparentemente o romance deveria terminar com o eclodir da guerra e com a opção tomada por cada um dos irmãos. Tanto assim que Roger Martin du Gard vem a receber o Nobel em 1937. Contudo, entre 1937 e 1938, já sob a sombra do nazismo que vai ganhando forma na Europa, o autor escreve o Epílogo, onde acompanhamos Antoine no final da Guerra. É o destino de um personagem, mas também é o destino de uma civilização que terminou, tal como era conhecida.
Em suma, trata-se de um romance de grande escala (perto de 1500 páginas na edição portuguesa), de pendor enciclopédico, tal é a amplitude das matérias tratadas – crítica social, crítica de costumes, a religião, história das ideias e das ideologias, evolução histórica, as questões do pacifismo e do nacionalismo, as alternativas de engajamento individual perante os grandes acontecimentos, etc. – mas que se lê com enorme interesse e proveito.
A sua leitura despertou-me o interesse em aprender mais sobre essa época de charneira na civilização ocidental, cujas consequências geopolíticas ainda hoje são sentidas, embora com frequente ignorância das respectivas causas profundas.
Daí o grande interesse em ler, ainda hoje, esta obra injustamente esquecida. Pena é que a sua edição – Livros do Brasil – esteja esgotada há muitos anos.
September 6, 2022
از چند جنبه این جلد را بررسی میکنم و به دو دلیل به شرح ماجراها و رویدادها نمیپردازم؛ دلیل اول آنکه متاسفانه حافظهام در ثبت اتفاقها ضعیف است و دلیل دوم آنکه این جلد واقعاً اتفاقی در خود ندارد جز جنگ و عوامل ایجاد آن. پس بهتر است آنچه را درک کردهام بازگو کنم.
۱) جنبهی تاریخی:
بیبرو برگرد، با یک کلاس درس طرفیم. ثبت وقایع و تاریخنگاری، شناخت شخصیتها، نیات و اهداف، کارکرد احزاب بهطور کلی یک نقشهی جهاننمای جامع از چگونگی شکلگیری جنگ جهانی اول پیش روی ماست. بیطرفی نویسنده عنصر مهمیست که بهوضوح قابل درک است. وقتی به شرح سوسیالیسم و همچنین به تحلیل احساسات و تفکرات سوسیالیستها پرداخته میشود، گویی نویسنده، جناب آقای دوگار، خود واقعاً یک سوسیالیست تمامعیار است. آنقدر همهچیز دقیق و موشکافانه است که خواننده بهراحتی میتواند به عمق دست یابد. البته در مورد نگاه سیاسی جناب دوگار، درحالحاضر، اطلاعات چندانی ندارم. چیزی که من دریافتهام این است که نویسنده با آنکه تلاش میکند کفهی ترازو را برابر در نظر بگیرد و قضاوت منصفانهای داشتهباشد، اما واضحاً در بعضی جاها ملیگراها را میکوبد که بهنظرم کار درستی هم میکند [خنده]. در مورد سیطرهی آگاهی مترجم بر حوادث نیز باید سخن کوتاه کرد و حظ برد از نکات ریز و اشارههای دقیق ایشان، هم در رعایت امانت متن، و هم در پانوشتها.
۲) جنبهی داستانی:
عملاً داستان در این جلد کم میآورد. تلاشهایی صورت میگیرد اما همهچیز در فضای مهآلود جنگ و بیانیه و سیاست گم است. از آنتوان و رابطهاش با آن باتنکور (همسر سیمون باتنکور) گرفته تا کشش مجددی که بین ژاک و ژنی _این دو شخصیت سرد و مبهم_ و حتی مرگ پدر دانیل و ژنی، البته خودکشیاش. خلاصه اینکه در جلد سوم داستان آنچنانی وجود ندارد اما از لحاظ ادبی بهمانند جلد دوم همچنان کلمات قدرتمندند، بهخصوص بیانیهها یا سخنرانیهای استدلالمحور. ما در حال خوانش کتابی از یک نویسندهی بهتمام معنا هستیم. هرچه تاریخ و وقایع تاریخی زیادند، هرچه داستان کم و بیمایه است، اما قدرت ادبی آقای دوگار همچنان پابرجاست.
۳) جنبهی روانشناختی:
جدا مسالهی جنگ، بهنظرتان ژاک چرا باید به سوسیالیسم رو بیاورد؟ و چرا آنتوان همچنان یک خرده بورژوا باقی ماندهاست؟ سرخوردگیهای دوران کودکی چقدر تاثیرگذار است؟ مد بودن یک مساله (در اینجا چپگرایی) تا چه حد میتواند ارادهی آدمی را در دست بگیرد و آن آدم هیچ نفهمد؟ تربیت خانوادگی و چگونگی رفتار والدین چه میزان بر شخصیت آیندهی فرزند مؤثر یا مخرب است؟ سایهی جبر بر سر هر آدم چقدر سنگینی میکند؟ معنای آزادی برای انسان مجبور چیست؟
*جلد سوم بسیار فرسایشی طی شد و زمانبر بود اما چنان مفید بود که تا نخوانی، ندانی. البته نیاز به اطلاعات مقدماتی در باب کشورها دارد، همچنین خواننده باید واقعاً به این مسائل علاقه داشتهباشد؛ یک درصد علاقه هم باشد کافی است. سختی کشیدم و جلد سوم را تمام کردم اما بسیار به آنچه میدانستم اضافه شد، آنقدر زیاد دریافتی داشتم که انگار قبل از شروع کتاب، هیچ نداشتم. بیاغراق جلد سوم خانوادهی تیبو، برای من یک درسنامهی تحلیلی بود، یک بکش پس کشِ منطقی.
۱۵ شهریور ۱۴۰۱
۱) جنبهی تاریخی:
بیبرو برگرد، با یک کلاس درس طرفیم. ثبت وقایع و تاریخنگاری، شناخت شخصیتها، نیات و اهداف، کارکرد احزاب بهطور کلی یک نقشهی جهاننمای جامع از چگونگی شکلگیری جنگ جهانی اول پیش روی ماست. بیطرفی نویسنده عنصر مهمیست که بهوضوح قابل درک است. وقتی به شرح سوسیالیسم و همچنین به تحلیل احساسات و تفکرات سوسیالیستها پرداخته میشود، گویی نویسنده، جناب آقای دوگار، خود واقعاً یک سوسیالیست تمامعیار است. آنقدر همهچیز دقیق و موشکافانه است که خواننده بهراحتی میتواند به عمق دست یابد. البته در مورد نگاه سیاسی جناب دوگار، درحالحاضر، اطلاعات چندانی ندارم. چیزی که من دریافتهام این است که نویسنده با آنکه تلاش میکند کفهی ترازو را برابر در نظر بگیرد و قضاوت منصفانهای داشتهباشد، اما واضحاً در بعضی جاها ملیگراها را میکوبد که بهنظرم کار درستی هم میکند [خنده]. در مورد سیطرهی آگاهی مترجم بر حوادث نیز باید سخن کوتاه کرد و حظ برد از نکات ریز و اشارههای دقیق ایشان، هم در رعایت امانت متن، و هم در پانوشتها.
۲) جنبهی داستانی:
عملاً داستان در این جلد کم میآورد. تلاشهایی صورت میگیرد اما همهچیز در فضای مهآلود جنگ و بیانیه و سیاست گم است. از آنتوان و رابطهاش با آن باتنکور (همسر سیمون باتنکور) گرفته تا کشش مجددی که بین ژاک و ژنی _این دو شخصیت سرد و مبهم_ و حتی مرگ پدر دانیل و ژنی، البته خودکشیاش. خلاصه اینکه در جلد سوم داستان آنچنانی وجود ندارد اما از لحاظ ادبی بهمانند جلد دوم همچنان کلمات قدرتمندند، بهخصوص بیانیهها یا سخنرانیهای استدلالمحور. ما در حال خوانش کتابی از یک نویسندهی بهتمام معنا هستیم. هرچه تاریخ و وقایع تاریخی زیادند، هرچه داستان کم و بیمایه است، اما قدرت ادبی آقای دوگار همچنان پابرجاست.
۳) جنبهی روانشناختی:
جدا مسالهی جنگ، بهنظرتان ژاک چرا باید به سوسیالیسم رو بیاورد؟ و چرا آنتوان همچنان یک خرده بورژوا باقی ماندهاست؟ سرخوردگیهای دوران کودکی چقدر تاثیرگذار است؟ مد بودن یک مساله (در اینجا چپگرایی) تا چه حد میتواند ارادهی آدمی را در دست بگیرد و آن آدم هیچ نفهمد؟ تربیت خانوادگی و چگونگی رفتار والدین چه میزان بر شخصیت آیندهی فرزند مؤثر یا مخرب است؟ سایهی جبر بر سر هر آدم چقدر سنگینی میکند؟ معنای آزادی برای انسان مجبور چیست؟
*جلد سوم بسیار فرسایشی طی شد و زمانبر بود اما چنان مفید بود که تا نخوانی، ندانی. البته نیاز به اطلاعات مقدماتی در باب کشورها دارد، همچنین خواننده باید واقعاً به این مسائل علاقه داشتهباشد؛ یک درصد علاقه هم باشد کافی است. سختی کشیدم و جلد سوم را تمام کردم اما بسیار به آنچه میدانستم اضافه شد، آنقدر زیاد دریافتی داشتم که انگار قبل از شروع کتاب، هیچ نداشتم. بیاغراق جلد سوم خانوادهی تیبو، برای من یک درسنامهی تحلیلی بود، یک بکش پس کشِ منطقی.
۱۵ شهریور ۱۴۰۱
January 18, 2022
This is exquisit stuff. About the few weeks before the outbreak of WW I from the perspective of people like you and me. There is good psychology, good philosophy; psychology and philosophy are nicely intertwined. The psychology part is about a brother-brother relationship and about coming of age after the death of the father, the philosophy part is about idealism and what should be allowed in fighting for the ideal. It is about fanaticism and violence and about avoiding these. It is a catalogue of arguments still strikingly relevant in our time. But never dull. There is dialogue on all pages. I like that. It makes you feel present among these people during the outbreak of a war that has seemed so improbable and unreal but proves nevertheless inescapable.
October 9, 2007
خانواده تیبو یکی از بهترین رمانهایی است که خونده ام ،شاهکاری اعجاب انگیز ، قصه عشق دوستی شجاعت شرافت و ...زندگی .برای تمام شدن یک جلد و آغاز جلد بعدی صبر نداشتم..:)و این تبدیل شد به یکی از بهترین خاطرات من از زندگی.
August 30, 2022
Thibaultien sukusaaga nousee lempikirjasarjakseni. Aiemmin keväällä luin sarjan ensimmäiset kuusi osa, joissa veljekset Jacques ja Antoine, Thibaultien porvarissuvun perilliset, kamppailevat yhteiskunnallisten paineiden ja 1900-luvun alun myllerysten kanssa.
Osassa seitsemän "Kesä 1914" siirrytään tarkastelemaan suurinta näistä mylleryksistä, ensimmäistä maailmansotaa. Tämä osa seitsemän on liki yhtä pitkä kuin muut seitsemän yhteensä. Siinä käydää suurella tarkkuudella läpi kuumeisia kuukausia ennen sodan syttymistä. Kirja kerrotaan vuorostaan pitkälti Jacquesin näkökulmasta, joka on osa kansainvälistä sosialistista liikehdintään, joka yrittää parhaansa mukaan estää sodan syttymisen.
Historijoitsijan koulutuksen saanut du Gard kuvaa tuskallisella tarkkuudella jokaista pientä liikettä diplomaattisuhteiden äärilleen pingottuneessa verkossa. Mutta jotenkin se, että vasemmistolaiset tyypit spekuloi näitä päivät pitkäkseen tuntuu aidolta (ja ehkä vähän tutulta). Hienosti myös kuvataan sitä miten idealistisen Jacquesin sydän särkyy kun sosialistinen internationaali ei kestä kansallismielisyyden nousemista. Kirja päättyy sodan ensimmäisiin taisteluihin.
Kahdeksas osa "Epilogi" kerrottaan taas Antoinen näkökulmasta, joka on sodassa lääkärinä palvellessaan loukkaantunut vakavasti sinappikaasuhyökkäyksessä. Surumielinen päätös saagassa, jossa Antoine seuraa meneillään olevaa sotaa ja miettii mahdollisuuksia rauhaan.
Nämä kaksi viimeistä osaa ovat aika erilaisia kuin kuusi aiempaa. Mutta se ei oikeastaan tunnu mitenkään oudolta: sota ja sen uhka tekevät aiempien romaanien porvarillisesta draamasta jotenkin tarpeetonta. Du Gard suoriutuu erinomaisesti käännöksestä sodanvastaiseen kirjallisuuteen - Jacquesin idealismin ja Antoinen pragmatismin - törmääminen sodan todellisuuteen on toteutettu oivasti.
Osassa seitsemän "Kesä 1914" siirrytään tarkastelemaan suurinta näistä mylleryksistä, ensimmäistä maailmansotaa. Tämä osa seitsemän on liki yhtä pitkä kuin muut seitsemän yhteensä. Siinä käydää suurella tarkkuudella läpi kuumeisia kuukausia ennen sodan syttymistä. Kirja kerrotaan vuorostaan pitkälti Jacquesin näkökulmasta, joka on osa kansainvälistä sosialistista liikehdintään, joka yrittää parhaansa mukaan estää sodan syttymisen.
Historijoitsijan koulutuksen saanut du Gard kuvaa tuskallisella tarkkuudella jokaista pientä liikettä diplomaattisuhteiden äärilleen pingottuneessa verkossa. Mutta jotenkin se, että vasemmistolaiset tyypit spekuloi näitä päivät pitkäkseen tuntuu aidolta (ja ehkä vähän tutulta). Hienosti myös kuvataan sitä miten idealistisen Jacquesin sydän särkyy kun sosialistinen internationaali ei kestä kansallismielisyyden nousemista. Kirja päättyy sodan ensimmäisiin taisteluihin.
Kahdeksas osa "Epilogi" kerrottaan taas Antoinen näkökulmasta, joka on sodassa lääkärinä palvellessaan loukkaantunut vakavasti sinappikaasuhyökkäyksessä. Surumielinen päätös saagassa, jossa Antoine seuraa meneillään olevaa sotaa ja miettii mahdollisuuksia rauhaan.
Nämä kaksi viimeistä osaa ovat aika erilaisia kuin kuusi aiempaa. Mutta se ei oikeastaan tunnu mitenkään oudolta: sota ja sen uhka tekevät aiempien romaanien porvarillisesta draamasta jotenkin tarpeetonta. Du Gard suoriutuu erinomaisesti käännöksestä sodanvastaiseen kirjallisuuteen - Jacquesin idealismin ja Antoinen pragmatismin - törmääminen sodan todellisuuteen on toteutettu oivasti.
May 11, 2017
Excellente série de 3 tomes !
Roger Martin du Gard relate dans ces 3 volumes, l'histoire de deux frères issus de la bourgeoisie, que l'on voit vivre avant et pendant la guerre de 14/18. Fils d'un père omnipotent et très catholique, et tous deux marqués par l'autorité du père, ils construisent leur vie de manière différentes. L'un devient médecin, l'autre révolutionnaire. On voit le cheminement de chacun avec leurs caractères différents.
Merveilleuse fresque de l'époque, très bien écrite, très réaliste.
En plus de l'histoire de la France et de l'Europe de cette époque, on y goûte les relations humaines de cette société bourgeoise et catholique (relation entre les classes, entre les hommes et les femmes, familiales), le monde de la médecine, le monde des socialistes pacifistes et révolutionnaires, la guerre.
C'est très bien rendu avec beaucoup de précisions.
Le tome 2 a cependant quelques longueurs.
A lire absolument !
Roger Martin du Gard relate dans ces 3 volumes, l'histoire de deux frères issus de la bourgeoisie, que l'on voit vivre avant et pendant la guerre de 14/18. Fils d'un père omnipotent et très catholique, et tous deux marqués par l'autorité du père, ils construisent leur vie de manière différentes. L'un devient médecin, l'autre révolutionnaire. On voit le cheminement de chacun avec leurs caractères différents.
Merveilleuse fresque de l'époque, très bien écrite, très réaliste.
En plus de l'histoire de la France et de l'Europe de cette époque, on y goûte les relations humaines de cette société bourgeoise et catholique (relation entre les classes, entre les hommes et les femmes, familiales), le monde de la médecine, le monde des socialistes pacifistes et révolutionnaires, la guerre.
C'est très bien rendu avec beaucoup de précisions.
Le tome 2 a cependant quelques longueurs.
A lire absolument !
January 27, 2021
آقای دوگار در مراسم دریافت نوبل میگه:"رماننویس واقعی کسی است که میخواهد همواره در شناخت انسان پیشتر برود و در هر یک از شخصیتهایی که میآفریند زندگی فردی را آشکار کند، یعنی نشان دهد که چگونه هر موجود انسانی نمونهای است که هرگز تکرار نخواهد شد. "
برداشت من تا این جلد کتاب این بوده که ایشون به حق در شناخت انسان پیشتر از بقیهی اندکی که من میشناسم گام برداشتند، نه تنها این انصاف رو در شناخت انسانها، بلکه در شناخت ملتها و جوامع هم رعایت کردند.
توصیفات کتاب مثل دو جلد قبل باعث لمس شخصیتها و موقعیتها از فاصلهای نزدیکتر میشه.
برداشت من تا این جلد کتاب این بوده که ایشون به حق در شناخت انسان پیشتر از بقیهی اندکی که من میشناسم گام برداشتند، نه تنها این انصاف رو در شناخت انسانها، بلکه در شناخت ملتها و جوامع هم رعایت کردند.
توصیفات کتاب مثل دو جلد قبل باعث لمس شخصیتها و موقعیتها از فاصلهای نزدیکتر میشه.
July 11, 2026
Waar de eerste 6 delen van de roman-cyclus Les Thibault een familie-saga waren over de broers Jacques en Antoine Thibault, verandert het verhaal in dit 7e deel opeens in een politiek relaas. Het verhaal speelt aan de vooravond van de Eerste Wereldoorlog. Jacques en zijn socialistische/anarchistische vrienden proberen oorlog te voorkomen door te pleiten voor een Europese algemene staking. Zo'n signaal van burgers Europa-wijd zou een oorlog misschien kunnen voorkomen en de arbeidersklasse kunnen verbinden.
Jacques Thibault is een dromer, die wil vechten voor zijn idealen. Hij verliest hierbij de realiteit volledig uit het oog en wil zelfs de onontkoombaarheid van de oorlog niet onder ogen zien als de mobilisatie al een feit is. Het boek laat zien hoe de oorlogszucht een land en burgers in zijn greep krijgt. Doordat we Jacques al goed kennen uit eerdere delen is het heerlijk om verder in zijn huid te kruipen. Ik begon me wel steeds meer te ergeren aan hoe Jenny de Fontanin wordt neergezet door Du Gard. Alsof een vrouw alleen maar moe is en alleen maar kan volgen, daar zou een 21e eeuwse schrijver niet meer mee weg komen...
De plotselinge wijziging in de opzet van de roman komt doordat Roger Martin du Gard na een auto-ongeluk thuis kwam te zitten en besefte dat hij niet blij was met de richting van het boek. Hij verscheurde zijn oorspronkelijke 7e deel en begon opnieuw. Deze beslissing kan niet los worden gezien van de tijd waarin het boek geschreven is (1932-1936). Het nazisme was in opkomst en Europa maakte zich op voor een potentiële nieuwe oorlog, net als aan de vooravond van de Eerste Wereldoorlog. Het boek is daarmee een waarschuwing voor het uitbreken van een nieuwe wereldoorlog, tevergeefs, zoals we nu weten...
In tegenstelling tot de delen 1-6, die ieder 100-200 pagina's telden, beslaat 'L'Été 1914' maar liefst 750 pagina's. Dit komt voornamelijk door de uitgebreide beschrijvingen van Jacques anarchistische bijeenkomsten. Hierdoor wordt met name het middenstuk van het boek onnodig lang en minder interessant. Pas op het einde wordt het boek weer sterker, misschien juist wel doordat de familiegeschiedenis dan weer meer een rol gaat spelen.
Jacques Thibault is een dromer, die wil vechten voor zijn idealen. Hij verliest hierbij de realiteit volledig uit het oog en wil zelfs de onontkoombaarheid van de oorlog niet onder ogen zien als de mobilisatie al een feit is. Het boek laat zien hoe de oorlogszucht een land en burgers in zijn greep krijgt. Doordat we Jacques al goed kennen uit eerdere delen is het heerlijk om verder in zijn huid te kruipen. Ik begon me wel steeds meer te ergeren aan hoe Jenny de Fontanin wordt neergezet door Du Gard. Alsof een vrouw alleen maar moe is en alleen maar kan volgen, daar zou een 21e eeuwse schrijver niet meer mee weg komen...
De plotselinge wijziging in de opzet van de roman komt doordat Roger Martin du Gard na een auto-ongeluk thuis kwam te zitten en besefte dat hij niet blij was met de richting van het boek. Hij verscheurde zijn oorspronkelijke 7e deel en begon opnieuw. Deze beslissing kan niet los worden gezien van de tijd waarin het boek geschreven is (1932-1936). Het nazisme was in opkomst en Europa maakte zich op voor een potentiële nieuwe oorlog, net als aan de vooravond van de Eerste Wereldoorlog. Het boek is daarmee een waarschuwing voor het uitbreken van een nieuwe wereldoorlog, tevergeefs, zoals we nu weten...
In tegenstelling tot de delen 1-6, die ieder 100-200 pagina's telden, beslaat 'L'Été 1914' maar liefst 750 pagina's. Dit komt voornamelijk door de uitgebreide beschrijvingen van Jacques anarchistische bijeenkomsten. Hierdoor wordt met name het middenstuk van het boek onnodig lang en minder interessant. Pas op het einde wordt het boek weer sterker, misschien juist wel doordat de familiegeschiedenis dan weer meer een rol gaat spelen.
March 14, 2025
در واقع ۳/۵
کل این جلد سوم از مجموعهٔ خانوادهٔ تیبو در واقع «کتاب» هفتم از این مجموعهست، با عنوان «تابستان ۱۹۱۴»، که البته تو این جلد هم تموم نمیشه و تا اواسط جلد چهارم ادامه داره. جایزهٔ نوبل هم بعد از نوشتن این کتاب (تابستان ۱۹۱۴) به روژه مارتن دوگار داده شده. در نتیجه میشه گفت داستان هنوز تا اینجای کار کامل نیست و احتمالا به خاطر زیاد شدن حجم کتاب، ناشر نسخهٔ فارسی تصمیم گرفته از وسط نصفش کنه 🤷🏻♀️
به هر حال در مورد همون مقداری که تو این جلد دیدیم نظر میدم.
اینجا شاهد بحثهای بیپایان ژاک و رفقای سوسیالیستش در رابطه با مسائل مختلف و به خصوص جلوگیری از وقوع جنگ هستیم، طوری که واقعا خیلی جاها کتاب حالت داستانیش رو از دست میداد و خوندنش حتی برای من به عنوان یک عدد سمپات سوسیالیسم 😄 هم سخت میشد :)
ولی همین هم فراز و فرود داشت و بعضی بحثها واقعا جالب بودن، هرچند سرنوشت محتومی که در انتظار این آدمها بود باعث میشد همهٔ تلاشها و بحثهاشون عبث به نظر برسه و هر چی به آخر کتاب نزدیک میشدم بیشتر صبرم رو در برابرش از دست بدم. با خودم میگفتم وقتی میدونیم این جنبوجوشها و حرفها قرار نیست فایدهای داشته باشه چرا باید نویسنده این همه با جزئیات بهش بپردازه؟
البته که کتاب از تیکههای داستانی هم خالی نبود ولی این بخشها درصد کمی رو به خودشون اختصاص داده بودن. قشنگترین بخشهای داستانی هم به نظرم مربوط به تیکههای ژاک و ژنی بود. البته که من تو این تیکهها یه مقدار حالت انکار و ناباوری داشتم چون به نظرم چیزی که اینجا از ژنی میدیدیم به هیچوجه با شخصیتش تو کتابهای قبل قابل جمع نبود!
در مورد آنتوان هم که دیگه چیزی نگم 😒
همچنان در حوزهٔ شغلی پرتلاش و در حوزهٔ روابط جنسی داغون. اینقدر هم کلا نظریهٔ اخلاق حاکم بر زندگیش نسبت به خودش روادارانهست که هر کاری هم میکنه تهش با دو ثانیه فکر میتونه همه چیز رو به نفع خودش تفسیر کنه و در قبال اون مسائلی که احیانا ممکنه به محکومیتش منجر بشه راه حلش پاک کردن صورت مسئلهست 🙄
کل این جلد سوم از مجموعهٔ خانوادهٔ تیبو در واقع «کتاب» هفتم از این مجموعهست، با عنوان «تابستان ۱۹۱۴»، که البته تو این جلد هم تموم نمیشه و تا اواسط جلد چهارم ادامه داره. جایزهٔ نوبل هم بعد از نوشتن این کتاب (تابستان ۱۹۱۴) به روژه مارتن دوگار داده شده. در نتیجه میشه گفت داستان هنوز تا اینجای کار کامل نیست و احتمالا به خاطر زیاد شدن حجم کتاب، ناشر نسخهٔ فارسی تصمیم گرفته از وسط نصفش کنه 🤷🏻♀️
به هر حال در مورد همون مقداری که تو این جلد دیدیم نظر میدم.
اینجا شاهد بحثهای بیپایان ژاک و رفقای سوسیالیستش در رابطه با مسائل مختلف و به خصوص جلوگیری از وقوع جنگ هستیم، طوری که واقعا خیلی جاها کتاب حالت داستانیش رو از دست میداد و خوندنش حتی برای من به عنوان یک عدد سمپات سوسیالیسم 😄 هم سخت میشد :)
ولی همین هم فراز و فرود داشت و بعضی بحثها واقعا جالب بودن، هرچند سرنوشت محتومی که در انتظار این آدمها بود باعث میشد همهٔ تلاشها و بحثهاشون عبث به نظر برسه و هر چی به آخر کتاب نزدیک میشدم بیشتر صبرم رو در برابرش از دست بدم. با خودم میگفتم وقتی میدونیم این جنبوجوشها و حرفها قرار نیست فایدهای داشته باشه چرا باید نویسنده این همه با جزئیات بهش بپردازه؟
البته که کتاب از تیکههای داستانی هم خالی نبود ولی این بخشها درصد کمی رو به خودشون اختصاص داده بودن. قشنگترین بخشهای داستانی هم به نظرم مربوط به تیکههای ژاک و ژنی بود. البته که من تو این تیکهها یه مقدار حالت انکار و ناباوری داشتم چون به نظرم چیزی که اینجا از ژنی میدیدیم به هیچوجه با شخصیتش تو کتابهای قبل قابل جمع نبود!
در مورد آنتوان هم که دیگه چیزی نگم 😒
همچنان در حوزهٔ شغلی پرتلاش و در حوزهٔ روابط جنسی داغون. اینقدر هم کلا نظریهٔ اخلاق حاکم بر زندگیش نسبت به خودش روادارانهست که هر کاری هم میکنه تهش با دو ثانیه فکر میتونه همه چیز رو به نفع خودش تفسیر کنه و در قبال اون مسائلی که احیانا ممکنه به محکومیتش منجر بشه راه حلش پاک کردن صورت مسئلهست 🙄
February 17, 2019
فصل «تابستان ۱۹۱۴» درونمایه اجتماعی دارد و چالشهای انسان در برابر جامعه و قرادادهای اجتماعی را میکاود.نویسنده دراین فصل به تفصیل به وقایع اجتماعی زمینهساز و پیشبرنده جنگ میپردازد. تفاسیر گوناگون که از زوایای دید مختلف کاراکترهای اصلی و فرعی بیان میشود، چه آنان که خواهان جنگ هستند و چه کسانی که طرفدار انقلاب، راه قضاوتی آزاد و فارغ از تحمیل، باز میگذارد
«منتظرم ببینم که شما همه میخواهید جهان را از نو بسازید چه میکنید. چون به هر دری بزنید باز هم مجبورید که با همان عنصر اصلی جهان تازهای بسازید. عنصری که هرگز عوض نمیشود: طبیعت بشری!... زبانتان میگوید میهن، اما دلتان میگوید جامعه، طبقه! دفاع شما از میهن چیزی جز دفاع از نظام اجتماعی نیست... تصمیم به جنگ را هرگز ملتها نمیگیرند. این فقط کار دولتهاست. ملتها هرگز دشمن دیگری نداشتهاند جز کسانی که آنها را استثمار میکنند... انقلابی که با بیدادگری، با دروغ، با قساوت قدرت بگیرد، برای انسانها پیروزی دروغین است. چنین انقلابی نطفه فساد در درون خویش دارد، آنچه با چنین وسایلی به دست میآید پایدار نمیماند و انقلاب هم دیر یا زود محکوم به فناست. خشونت سلاح ستمگر است. هرگز آزادی حقیقی برای ملتها نمیآورد.»
(برگرفته از سایت مد و مه)
«منتظرم ببینم که شما همه میخواهید جهان را از نو بسازید چه میکنید. چون به هر دری بزنید باز هم مجبورید که با همان عنصر اصلی جهان تازهای بسازید. عنصری که هرگز عوض نمیشود: طبیعت بشری!... زبانتان میگوید میهن، اما دلتان میگوید جامعه، طبقه! دفاع شما از میهن چیزی جز دفاع از نظام اجتماعی نیست... تصمیم به جنگ را هرگز ملتها نمیگیرند. این فقط کار دولتهاست. ملتها هرگز دشمن دیگری نداشتهاند جز کسانی که آنها را استثمار میکنند... انقلابی که با بیدادگری، با دروغ، با قساوت قدرت بگیرد، برای انسانها پیروزی دروغین است. چنین انقلابی نطفه فساد در درون خویش دارد، آنچه با چنین وسایلی به دست میآید پایدار نمیماند و انقلاب هم دیر یا زود محکوم به فناست. خشونت سلاح ستمگر است. هرگز آزادی حقیقی برای ملتها نمیآورد.»
(برگرفته از سایت مد و مه)
January 28, 2026
جلد سوم برای من یکی از لذتبخشترین جلدهای خانوادهٔ تیبو بود؛ جلدی که هم از نظر ادبی و هم از نظر فکری حس یک شاهکار کامل را دارد. ترکیب روایت دقیق تاریخی با شخصیتپردازی عمیق، باعث میشود جنگ نه بهعنوان یک رویداد بزرگ، بلکه بهعنوان یک وضعیت انسانی پیچیده درک شود.
بزرگترین جذابیت این جلد برای من تقابل ژاک و آنتوان است. سبک زندگیام به آنتوان نزدیکتر است: درگیر علم، هدفمحور و تا حدی سرد در روابط. اما از نظر روحی، ژاک را تحسین میکنم؛ فداکار، آزاده و وفادار به اصولش. همین دوگانگی باعث شد مدام خودم را بین این دو شخصیت پیدا کنم: میان عقلانیت عملگرا و آرمانگرایی اخلاقی.
کتاب جنگ را نه قهرمانانه نشان میدهد و نه کاملاً توضیحپذیر. برعکس، این حس را میدهد که آغاز جنگ جهانی اول چقدر مبهم، پیچیده و حتی احمقانه است؛ انگار هیچکس دقیقاً نمیداند چرا باید بجنگد، اما همه واردش میشوند.
بزرگترین جذابیت این جلد برای من تقابل ژاک و آنتوان است. سبک زندگیام به آنتوان نزدیکتر است: درگیر علم، هدفمحور و تا حدی سرد در روابط. اما از نظر روحی، ژاک را تحسین میکنم؛ فداکار، آزاده و وفادار به اصولش. همین دوگانگی باعث شد مدام خودم را بین این دو شخصیت پیدا کنم: میان عقلانیت عملگرا و آرمانگرایی اخلاقی.
کتاب جنگ را نه قهرمانانه نشان میدهد و نه کاملاً توضیحپذیر. برعکس، این حس را میدهد که آغاز جنگ جهانی اول چقدر مبهم، پیچیده و حتی احمقانه است؛ انگار هیچکس دقیقاً نمیداند چرا باید بجنگد، اما همه واردش میشوند.
Displaying 1 - 30 of 40 reviews





























