Jump to ratings and reviews
Rate this book

آدم‌ها

Rate this book
ما آدم‌های بیچاره‌ای بودیم و ستوان مکری بیچاره‌تر از ما. درست است که لیسانس وظیفه بود و فرمانده ما اما کسی او را به رسمیت نمی‌شناخت و همه به او می‌گفتند: «ستوان سوتی.» این حرف معنی‌اش این بود که درجه‌های ستوان مکری را جدی نگیرید. ما بیچاره بودیم چون عدل شده بودیم سرباز پیاده و ستوان مکری بیچاره‌تر بود چون شده بود فرمانده ما. اما بیچارگی او همین‌جا تمام نمی‌شد…

252 pages, Paperback

First published January 1, 2011

16 people are currently reading
227 people want to read

About the author

احمد غلامی

14 books26 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
47 (15%)
4 stars
96 (31%)
3 stars
109 (35%)
2 stars
43 (14%)
1 star
10 (3%)
Displaying 1 - 30 of 51 reviews
Profile Image for Maryam.
20 reviews10 followers
May 12, 2020
جواتی پیراهنش را زد بالا و کتاب را تا نیمه چپاند توی شلوارش و پیراهنش را انداخت روی آن. رفت خانه و تا فردا کتاب را تمام کرد و آورد.
Profile Image for Maral.
1 review
June 6, 2013
‎"مجموعه‌ای از آدم ها، آدم‌هایی که، بسیار ساده از کنار آنها میگذریم، آدم هایی که یا اصلا نمی‌بینمشان یا حتی اگر هم ببینیم به یادشان نمی‌آوریم. اما احمد غلامی همه‌ی آنها با تمام جزئیاتشان به یاد دارد و از آنها می‌نویسد."
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,074 followers
Read
August 9, 2016
می‌خواستم چیزی بنویسم ولی دیدم بقیه دوستان نوشته‌اند و صد البته خوب هم نوشته‌اند
فقط این‌که بعضی از شخصیت‌ها بودن که جداَ پتانسیل تبدیل شدن به یک داستان کوتاه 14-15 صفحه‌ای را داشتند و من دلم می‌خواست انقدر زود تمام نشود
و دیگر این که یک داستان از شخصیت‌های این کتاب بقدری برای من بکر بود و پر از پیرنگ، که وقتی تمام شد از جایم بلند شدم و یکبار دیگه پاراگراف آخر را خواندم. فکر می‌کنم این تجربه را بیشتر خواننده‌های این کتاب داشته باشند
Profile Image for KamRun .
398 reviews1,623 followers
May 2, 2014
آدم ها،داستان آدم هاست،داستان هایی که این حس را به خواننده القا می کنند که گویی آدم ها پیش از شکل گرفتن داستان نیز بوده اند و این آدم ها هستند که داستان را به دنبال خود می کشند و این آدم ها هستند که داستان را به وجود آورده اند و نه برعکس.پرتره روی جلد کتاب نیز حس مشابهی را ایجاد می کند.داستان ها نه آنقدر ساده و کوتاه اند که مینیمال (داستانک) محسوب شوند و نه آنقدر طولانی و ساخته و پرداخته شده که داستان کوناه.با این حال نام داستان کوتاه را بر آن ها می گذاریم.داستان وجوه مشترک زیادی دارند،نام گذاری آن ها،شخصیت پردازی،سیر داستان و پایان تراژدیک اغلب آن ها.به عنوان مثال در مورد شخصیت پردازی تمام داستان ها می توان گفت 50 درصد این امر را عنوان داستان و باقی آن را نیز نویسنده در دو یا سه خط(حداکثر) ابتدایی داستان انجام داده است که این جملات نیز بیش از آن که شکل داستانی داشته باشند،حالت خبری دارند. کتاب پر است از شخصیت های گوناگون که جا دادن این تعداد شخصیت در یک کتاب از یک روزنامه نگار بعید نیست.
با وجود جذابیت،کتاب ضعف های بسیاری داشت که شخصیت پردازی و داستان پردازی ضعیف یکی از آن هاست.به عنوان مثال راوی در اغلب داستان ها عاشق خواهر شخصیت اول داستان است و ... با این وجود غلامی می توانست هنر خود را در این کتاب نیز مانند داستان "جیرجیرک" به کارگیرد،به عنوان مثال بین داستان ها ارتباطی نامرئی وجود داشت که در پایان کتاب مرئی می شد و یا داستان ها حالت به هم ریخته ی پازلی را داشتند که در پایان مرتب می شد،اما چنین نیست و داستان ها ارتباط خاصی با یکدیگر ندارند
Profile Image for Negar.
5 reviews4 followers
November 13, 2017
ما مردمان خاورمیانه ایم بعضی در جنگ کشته می شویم بعضی در زندان..بعضی هامان در جاده می میریم بعضی در دریا حتی بلند ترین کوه ها انتقام تنهایی
شان را از ما می گیرند چرا که شغلمان ((مردن ))است
نشاط حمدان
Profile Image for Mohsenam.
135 reviews19 followers
May 18, 2020
انگار نویسنده با قیچی افتاده جان داستان و نصفه نیمه بریده داستاتو.
خوندن بعضی هاش لذت بخش بود.
Profile Image for احسان.
120 reviews16 followers
June 4, 2014
چقدر برای من کتاب جالب و عجیبی بود. آدمهای داستان ها بنظرم بسیار واقعی بودند. بنظرم تا حد زیادی برگرفته از آدمهای اطراف خود غلامی. به نوعی تجربه زیسته خودش را تبدیل به شخصیت های داستان هایش کرده بود. ‌‏
و نیز از این جهت جالب بود: بسیاری از ما (بخصوص اگر اهل سفر باشید و در سفرهایمان) تجربه های مشابهی داریم: آدمهایی را برای چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز میبینیم. در خاطره مان مینشینند و بعد برای همیشه از هم جدا میشویم.‏
Profile Image for Taha Rabbani.
164 reviews214 followers
January 11, 2013
فکر کنم کل کتاب رو خوندم دیگه. از اول پیش نرفتم. یعنی یه سری از اول خوندم. بعد یه سری از آخر خوندم. بعد دیگه گذاشتمش کنار. بسیار کتاب جالبیه و اسمش هم کاملا متناسب. کلی آدم رو توصیف می‌کنه. من خوشم اومد هر چند شاید یه کم سخت باشه
Profile Image for Atefe gholami.
12 reviews3 followers
October 5, 2012
اینقد خوب هس که همه رو به خوندنش دعوت کنم!
Profile Image for Kaveh.
41 reviews
June 5, 2013
به نظرم احمد غلامي تخصص خوبي توي ديدن ادمها داره، يادمه سالهاي دانشجويي روزايي كه از دانشگاه بر ميگشتم يه اقايي بود كه هر روز ميدي م جلوي در خونه اش نشسته و كساني رو كه دارن از اين خيابون رد ميشن رو نگاه ميكنه، فكر كنم هر روز همين برنامه رو از صبح تا شب داشت چون من تقريبا هميشه ميديدمش
حالا حس ميكنم احمدغلامي هم شبيه به اون ادمه، ميشينه يه جا و ادمها رو خوب ميبينه و قصه اونها رو توي ذهنش ميسازه، و اينقدر با جزييات ميسازه كه ادم واقعا حس ميكنه غلامي اين ادمها رو راستي راستي ديده
14 reviews
May 3, 2023
آدم ها روایت انسان های مختلف و دنیای دهه شصتی هاست...
چشمان خود را ببند و در آن دوران سیر کن...
Profile Image for HAMiD.
519 reviews
January 10, 2017
نويسنده اصرار زيادي دارد كه آدمهاي روايت شده را يا بكشد يا گم و گورشان كند. اين اصرار در برخي قصه ها ديگر خيلي توي ذوق مي زند و لحن نويسنده چيزي مي شود شبيه داستانهاي ادبيات نوجوان، هرچند كليت كتاب لحن خاصي ندارد و نويسنده گاهي بسيار شتاب زده روايت را تمام مي كند كه آدم آن قصه زودتر گم و گور شود.
اگر كمي از حجم كتاب كاسته مي شد و از شتاب زدگي روايت هم و اينكه اينقدر اصرار به معدوم كردن شخصيتها نبود خيلي كتاب دلچسب تر مي شد. با اين حال من براي حدود ده قصه اي كه بيشتر به دلم نشست چهار ستاره ي ناقابل تقديم مي كنم
Profile Image for Mercedé Khodadadi.
254 reviews18 followers
June 11, 2024
من دوستش داشتم. داستان‌ها کوتاه و خوش‌خوان‌اند. موضوع هر داستان با دیگری متفاوت و جدید است. بیشتر داستان‌ها مضمون نرسیدن، فراغ، جدایی و مرگ دارند با این‌حال دستمایه‌ی طنز و گاهی طنز سیاه هم دارند. شخصیت‌های داستان اکثراً قشر متوسط رو به پایین و از زمان قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب‌اند. نمادین‌ترین داستان این کتاب، اولین داستان آن به نام «سلطان» است: یک پیکان زرد ۵۷ به مردی به نام سلطان می‌زند و او را واژگون می‌کند و سلطان می‌میرد.

تاریخ اتمام:
سه‌شنبه ۴ ژوئن ۲۰۲۴
سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳
Profile Image for Gaurdin.
60 reviews8 followers
February 27, 2015
62 داستان در مورد 60 آدم که هر کدوم از داستانها قابلیت تبدیل به یک داستان نیمه بلند رو داشتن! در بین تمامی صفحات داشتم دنبال خود راوی میگشتم تا بتونم اثری ازش پیدا کنم! آدمها رو شش ماه پیش خریدم ولی الان به خودم میگم چرا زودتر خوندنش رو شروع نکردم! داستان ها کوتاهه در لابه لای زمان کمی که انسان امروز برای مطالعه پیدا میکنه جایی واسه خودش پیدا میکنه! لذت بردم.
Profile Image for Dorsa🏳️‍🌈.
27 reviews14 followers
January 15, 2021
اگر همون پایان‌های بعضا تکان دهنده رو هم نداشت، کتابی بود بسیار بسیار معمولی
مطمئنم سال دیگه همین موقع هیچی ازش یادم نمونده
Profile Image for Parsa Parvin.
16 reviews5 followers
August 27, 2017
اول دبیرستان بعد از امتحانات نوبت اول رفتم کتافروشی محام که حال و هوام عوض بشه.از یکی از کتابفروش های اونجا خواستم که یه مجموعه داستان بهم معرفی کنه.این کتاب رو بهم داد.خوندن این کتاب باعث شد از اون موقع به بعد گرفتار کتاب خوندن بشم.به قدری این کتاب رو خوندم که صفحات کتاب از هم جدا شدن.جامعیت این کتاب در به تصویر کشیدن طیف های مختلف جامعه باعث میشه از خوندنش خسته نشد.در کل ارزش یک بار خوندن رو داره حداقل.
Profile Image for مایی.
5 reviews1 follower
November 13, 2019
شروع کردم به خواندن کتاب آدمها، کتابی پر از شخصیت، پر از انسانهای جورواجور، هرکدام با روحیه و خلق و خوی  مختص خودش...
یاد قبرستان افتادم، آن وقتی که  در حال عبور از وسطش هستیم و ناخودآگاه شروع میکنیم به خواندن روی آرامگاهها، هر کدام یک جور، هر کدام یک داستان، یکی کوچک یکی پیر، یکی لاغر و تکیده، یکی درشت و با سبیل، یکی نجار بوده، یکی دانشجو، آن یکی خادم حرم و دیگری بنا... ولی همه شان در یکجا کنار هم. یک پکیج فشرده از انسانهایی در گذر تاریخ. مثل همین کتابی که آدمهای جورواجور را در دل خود مدفون کرده. انسانهایی که ما دیگر بدون نگاه به جا و مقام شان، بدون قضاوت کردن شان، بدون مقایسه و خوب و بد کردن شان، فقط دوست داریم بخوانیم و بشنویم شان؛ از برای اینکه بشناسیم شان و برویم در دنیای زندگی آنها تا با چشم آنها ببینیم دیدنی های دنیا را و با لباس های آنها، (هرچند ژنده و هرچند سوخته با ته سیگار)، اما دمی کوتاه با آنها زندگی کنیم.

کتاب را می‌خواندم و جلو می رفتم.

زیرکی و سیّاسی نویسنده که گاهی در آخرین کلمات داستان، روند قصه را تغییر میداد برایم جالب بود. اما گاهی، همین روند، تکراری میشد همین ریتم تقریباً یک جور داستان ها و این یک‌دستی زدن هایش در آخر داستان.
من زیاد قدرت تحلیل داستان را ندارم، یعنی بیشتر دنبال لذت خوانش هستم تا پیکربندی آن، اما در این کتاب، همیشه یک «احمد غلامی» را در تمام داستان ها می دیدم. در همه داستان ها کمین کرده بود و جزئی از داستان شده بود. حتی همان داستان هایی، که به عنوان کاراکتر شرکت نکرده بود،  به عنوان بیننده حضورش در تمام داستان ها حس میشد. انگار با یک دوربین قدیمی بر دوش، به سبک « آوینی» رفته است وسط زندگی مردم و حالا دارد فیلم‌هایش را برایمان پخش میکند.

کتاب های داستانی زیادی خواندم اما در همه شان این حس را نداشتم که خود نویسنده، به عنوان راوی، یک راوی مهربان و صمیمی، دارد برای ما از زندگی اش، از آدمهایی که شناخته، تجربه کرده، دیده و شنیده، مثل همان کاسب های زیر گذرشان، از قصاب و زن همسایه و پیرمردِ واکر به دستی که هر عصر، آرام و بی صدا توی کوچه می آید؛  برای ما تعریف می کند.

آدمها،  یک کتاب دوست داشتنی و صمیمی بود. یک کتابی بدون ادا و قر وفر، ساده و بی آلایش، با جمله هایی کوتاه. جمله های که در عین رعایت اصول نوشتاری، ابداً عصایی در گلوی کلماتش، دیده نمی‌شد! که این کار هر کسی نیست!
Profile Image for  مژگان.
137 reviews9 followers
September 3, 2016
کتاب آدم ها، نوشته احمد غلامی، از نشر ثالث، شامل داستان های روایی کوتاهی از آدم هایی است که هیچ ارتباطی با هم ندارند و بیشتر شبیه آدم هایی هستند که در زندگی دور و بر تک تک ما زندگی می کنند. کسانی که شناخت عمیقی از آنها نداریم اما داستان زندگی آنها را تا حدی می دانیم. کتاب فاقد ایدئولوژی، نتیجه گیری، نصیحت یا نکته اخلاقی است و صرفاً به روایت کوتاهی از زندگی آدم های مختلف بسنده می کند. آدم هایی که جایگاه های بسیار متفاوتی در طیف گسترده انواع شخصیت های انسانی دارند، آدم های خوب، بد، بزرگ، کوچک، شاد، غمگین، شریف، بدجنس و ...، اما تقریباً همه زندگی را همان طور که هست پذیرفته اند و منعکس می کنند. همین سادگی و سرراست بودن داستان هاست که باعث می شود جذابیت فوق العاده ای داشته باشند و همان طور که نویسنده کتاب عنوان می کند با توجه به اینکه «سادگی سخت است»، مبدل به نقطه قوت کتاب می شود. در کتاب هیچ اثری از قهرمان پروری، قابل پیش بینی بودن داستان ها و رویاپردازی دیده نمی شود، به عبارتی آدم های داستان هیچ یک آرمان گرایی را تقویت نمی کنند و به شدت واقعی هستند. نویسنده به سرعت از کنار این آدم ها رد می شود، گویی آدم های کوچه و بازاری هستند که تنها به این دلیل به آنها توجه می کنیم که از داستان کوتاه زندگی آنها سردربیاوریم و لذت ببریم.
بخشی از کتاب، صفحه 238
نصرالله گسک از آن آدم هایی هم نبود که خانه نشین می شوند و زنشان را دق مرگ می کنند چون اهل گیر دادن های بی خود نبود. یا تلویزیون ایران را نگاه می کرد یا ماهواره؛ البته کانال های غیرسیاسی. اهل کتاب و روزنامه خواندن هم نبود. اندکی ورزش می کرد، کمی در کارهای خانه کمک می کرد و بعد می نشست پای تلویزیون. اهل حرف زدن هم نبود، نه میهمانی می رفت و نه کسی به خانه شان می آمد. زنش معلم بود. به ندرت با هم حرف می زدند، به ندرت عشق می ورزیدند و به ندرت با یکدیگر دعوا می کردند. در دنیای پرتلاطم خانه ما که شتر با بارش گم می شد و مادرم روزی صد بار به فک و فامیل پدرم فحش می داد، زندگی آنها غبطه برانگیز بود.
Profile Image for Alireza Zamani .
107 reviews6 followers
February 17, 2022
خوبی کتاب:
1-داستان‌ های کوتاه دو الی چهار صفحه ای خوش خوان که هرکس میتونه باهاشون ارتباط بگیره و میشه تو زمان های کوتاه خوند، وقتی تو تاکسی منتظری یا مترو و بانکی جایی تا نوبتت بشه و... .
2-شخصیت های جالب و متنوع
3-بعضی داستان ها واقعا خوب بودن و پر کشش.
4-یجورایی به نظرم ایده های جالبی میده برای کسایی که نوشتن دوست دارن، یعنی میشه این داستان های کوتاه رو که دو و سه صفحه هستن برای تمرین نشست تبدیل به داستان های بیست و سی صفحه ای کرد که خیلی جالب میشه.

یکمم انتقاد از کتاب:
گاهی به ورطه تکرار میفته، اکثر داستان ها پایانشون با بدبختی و فلاکت همراهه و دیگه از یه جایی به بعد منتظری که ببینی این یکی چطور بدبخت میشه.
بعضی از داستان ها پتانسیل طولانی شدن رو داستان که به نظرم حیف شده که تبدیل به داستانک شده.
Profile Image for ali KDM.
14 reviews8 followers
October 5, 2016
یک بار کتاب رو تموم کردم و آدم هایی که دوست داشتم رو دوباره خوندم. من خیلی اهل نوشتن نقد نیستم ولی نمی تونم درباره این یکی چیزی ننویسم: کتاب خیلی ساده س و در عین حال اصلن دلم نمی خواست قبل از این که تمومش کنم بذارمش زمین. ظاهرن این داستان ها به مرور زمان توی روزنامه چاپ می شدن و بعدها آقای غلامی اون ها رو در قالب کتاب چاپ کردن. به نظرم این ایده که زندگی هر آدمی برای خودش یه داستانه و همه ما توی زندگی هامون پر از آدم های معمولیه که هر کدومشون برای خودشون یه داستان جالب دارن، درون مایه اصلی کتابه؛البته به گفته خود نویسنده، بیشتر داستان های کتابش تخیلی هستن؛ به هر حال، کتاب در عین سادگی، عجیب و جذابه؛ من خوندنش رو به همه پیشنهاد می کنم.
Profile Image for Ahmad Salimi.
38 reviews3 followers
December 28, 2021
مجموعه داستان کوتاه آدم‌ها نوشتهٔ احمد غلامی، داستان‌هایی کوتاه با لحن ساده و بی‌پیرایه که هر کدام در مورد آدم‌هایی است که کم‌وبیش ممکن است مشابهشان را در اطراف خود مشاهده کرده باشیم و شاید با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کنیم. بازهٔ زمانی داستان ها از دههٔ 40-50 تا 80 متغیر است. با توجه به این‌که نویسنده از توصیفات ساده و خودمانی برای پیشبرد داستان استفاده کرده، متن گیرایی بالایی دارد و به راحتی با دو سه نفس کتاب را می‌شود به پایان رساند. داستان‌ها کشش خوبی دارند، ولی لحن نویسنده را در بعضی قسمت‌ها تبعیض‌آمیز دیدم که البته با توجه به زمان رخداد آن اتفاقات لحن رایجی بوده است. به هر حال مجموعه داستان قابل قبولی است و برای پر کردن اوقات فراغت توصیه می‌شود.
2.5/5.0
Profile Image for Raoof sibeveih.
101 reviews8 followers
May 29, 2023
اینکه نویسنده توانسته با وجود کوتاهی داستانها ۶۳ شخصیت واقعی و باورپذیر خلق کند از نقاط قوت کتاب میباشد.
پرداخت ضعیف داستانها و عدم تصویرسازی از نقاط ضعف داستانهای کتاب است.
ای کاش اسم همه داستانها به نام شخصیت داستان بود تعجب میکنم با توجه به نگاه شخصیت‌محور نویسنده به داستانها چطور از چنین مسئله ای غافل شده!
داستان پری ترکمان و مامان ملی را از بقیه داستانها بیشتر دوست داشتم
Profile Image for sakine76.
93 reviews8 followers
August 18, 2022
خیلی دوستش داشتم. شخصیت های متفاوت و شرایط مختلف رو روایت کرده ممکنه ما هر کدوم از اونها باشیم.
البته اعتراف می‌کنم که اول احساس کردم از اون کتابهای نچسبه و از اونجایی که عادت ندارم کتابی رو نصفه نیمه ول کنم ، خوندمش و خوشحالم که تمومش کردم.
Profile Image for Fateme Afzali.
22 reviews1 follower
June 20, 2023
کتابی که واقعا درباره آدمهاست! آدمهایی که خیلی‌شان را میشناسیم و نسل بعضی‌هاشان هم از بین رفته. اگر میخواهید با بیش از ۱۰۰ شخصیتی که جناب غلامی خلق کرده آشنا بشید و ببینید چقدر دستتان برای شخصیت پردازی باز است،‌حتما این کتاب را بخوانید!
Profile Image for Bahar B.
67 reviews6 followers
July 19, 2013
خوندنشون تو ستون روزنامه لذت دیگری داشت
Profile Image for Hadis book greader.
40 reviews1 follower
June 7, 2021
خلاصه: این کتاب مجموعه‌ای از ۶۲ داستان کوتاه ساده و روان است. داستان آدم‌ها... همانطور که هستند. بدون هیچ اسطوره‌سازی یا تعارف و تعریف اضافه! آدم‌هایی که در دنیای اطراف ما کم نیستند. آدم‌هایی که شاید حضورشان در زندگی ما به اندازه‌ی چند دقیقه باشد اما هر کدام از آن‌ها داستان خودشان را دارند...

یکی از بهترین مجموعه داستان کوتاه‌هایی بود که خوندم. سادگی قلم نویسنده که به دور از توصیفات پُرطمطراق بود برام به شدت لذت بخش بود. داستان‌ها کوتاهِ کوتاه بودند اما به شدت آشنا و به جا! گاهی چنان با شخصیت‌ها همراه می‌شدم که انگار توی دنیای واقعی هم وجود دارند. که البته امثال این آدم‌ها توی زندگی واقعی وجود دارند‌. و خودمون هم شاملشون می‌شیم. نکته‌ای که برام به شدت ارزشمند بود این بود که شخصیت‌ها خوب مطلق یا بد مطلق نبودند و همین آدم‌های این کتاب رو به شدت دوست‌داشتنی کرده بود‌. اینکه آدم‌ها رو همون‌طور که هستند بپذیریم و دنبال فرشته‌های پاک و بی‌گناه نگردیم‌. ما آدم هستیم. در عین سادگی به شدت پیچیده! همین هم هست که حق نداریم همدیگه رو قضاوت کنیم. گاهی فکر می‌کنم همین که از پس قضاوت کردن و کند و کاو کردن خودمون بر بیام سخت‌ترین کار دنیاست. بعد اونوقت چطور به خودمون اجازه می‌دیم که گاهی اینقدر بد همدیگه رو قضاوت کنیم و در انتها متهم؟
Profile Image for Riomi.
2 reviews
July 12, 2022
آدم‌ها، داستانی از جنس‌ِ ما، با قهرمان هایی بدون شنل و نقاب و سلاحِ مخصوص،بدون قدرت ویژه و خارق‌العاده. بعد از خواندن آدم‌ها، میبینی که هر آدمی که روز و شب در زندگی‌ت ملاقات‌ کرده‌ای؛ سبزی فروشِ سر کوچه، نونوای محل، مرد موتوری ای که در عرض ثانیه‌ای از جلومون رد میشه، راننده‌ی تاکسی، و هر آدمی که حتی چهره‌شون رو به خاطر نمیاری، نقش اصلی‌های زندگی خودشون هستن، داستان‌های جذاب خودشونو دارن با غما و شادیای خاصشون که ما نمیدونیم و ممکنه هیچ‌وقت نفهمیم.
کتاب فاقد هر گونه پیچیدگی بود، حتی از طرح جلد کتاب "اثرِ خانم عاطفه جرنده‌ئی" سادگی کاراکتر‌ها و فضاسازی های داستان قابل لمسه. اما با شروع اولین داستان، تا انتها پیش میری، تا وقتی کتاب تموم شه و با تک‌تکِ آدم‌های کتاب دست داده باشی.
Profile Image for Azin.
1 review
February 1, 2018
بچه که بودم فکر میکردم تنها «من»ِ دنیا منم، و مثه کارتونایی که میدیدم یا کتاب داستانایی که برام میخوندن همه‌ی دنیا حول محور شخصیت اصلی یعنی من میچرخه، بزرگتر که شدم دیدم هرکسی یه «من» داره و دنیا اصلا اونجور که فکر میکردم نیست و وقتی فهمیدم این همه «من» وجود داره دوس داشتم جای تک تکشون زندگی کنم شاید واسه همین رمان خوندن برام جذاب شد، این کتاب اجازه میده جای تعداد زیادی از آدما برای لحظاتی زندگی کنم و حساشون رو تجربه کنم…
Profile Image for Zahra.
115 reviews10 followers
November 25, 2022
قصه‌دونم حقیقتا ترکید. هرچند خیلی وقت‌ها نرفتن به عمق آزاردهنده می‌شد اما این تعداد داستان، آنهم داستان انسان ایرانی روی دور تند، قلب آدم را زیر و رو می‌کرد.
به عشاق دهه شصت شدیدا پیشنهاد می‌شود.

پ.ن
از انجا که نویسنده روزنامه‌نگار بوده، حدس زدم گاهی دستی به سر و روی صفحه حوادث زده و داستانش کرده.
Displaying 1 - 30 of 51 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.