اکبر اکسیر، شاعر، منتقد، طنزپرداز و روزنامهنگار، متولد اسفند ماه ۱۳۳۲ در شهر مرزی آستاراست. او لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و هماکنون دبیر بازنشستهٔ آموزش و پرورش است. نخستین کتاب شعر اکسیر در سال ۶۱ به چاپ رسید اما پس از آن تقریبا به مدت دو دهه کتابی را منتشر نکرد تا آنکه با کتاب بفرمایید بنشینید صندلی عزیز در سال ۸۲ و ارائهٔ نظریهٔ شعر «فرانو» مورد توجه اهالی ادبیات قرار گرفت.
اول که شروع کردم به خوندن کتاب، با شناخت نسبی که از نویسنده داشتم فکر می کردم محض خنده باشه. اما واقعا شعرهای با مفهوم و خوبی رو دیدم. در ضمن بنظرم خیلی خیلی به کاریکلیماتور های پرویز شاپور هم نزدیکه! کتاب رو دو ساعته و در کتابفروشی دوست عزیزی خوندم و خوشم اومد.
ورود ممنوع دور زدن ممنوع بوق زدن ممنوع پارک ممنوع گردش ممنوع به تهران خوش آمدید!
***
مهمان که می رسد مادر از خجالت آب می شود پدر،در صد درجه به جوش می آید سماور می چاید قند بالا می رود کاشف السلطنه-قاچاقچی معروف چای!- با احمد و محمود وارد می شود و کارخانه های چای لاهیجان یک به یک کلوچه می شوند!
***
خدا برای ابراهیم گوسفندی فرستاد اسماعیل زنده ماند کاش برای رستم هم گور خری می فرستاد (یا این که سهراب خریت نمی کرد و کارت شناسایی اش را زودتر رو می کرد!)