یعنی: سرد. خنک. تفلون. یخ. حیف یخ. برفک یخچال و... اینها و خیلی چیزهای دیگر که اینجا جای بیان کردنش نیست، حسی بود که بعد از خواندن این کتاب داشتم و دارم. در حد پشیمانی که چرا چند ساعت وقتم را برای خواندن حرفهای موحد هدر دادم. به این امید که چیزی بگوید از دانشش که به درد من خواننده هم بخورد؛ اما دریغ و افسوس که در تمام کتاب از فرهیختگی و فرزانگی و دانش خویش سخن سر داد و همین و بس