بیشتر بخشهای کتاب برای من شبیه به مناظرههای شبکه چهار بود که حالا یکی از مهمانها یه خرده پا از استانداردهای صداسیما فراتر میذاره و به 4 تا مسئله جدی هم اشاره میکنه و فیلم تقطیعشده صحبتها توی گروههای خانوادگی واتس اپ دست به دست میشه به علل واقعی مشکلات پرداخته نمیشد و نویسنده بیشتر تلاش میکرد آدرس عوضی بده و این چیزی نیست که بشه راحت ازش گذشت ولی برای اینکه منصف باشم باید بگم چند فصل رو هم پسندیدم از جمله فصلی که کتاب سریعالقلم رو نقد میکرد و دو فصلی که به یوسف اباذری میپرداخت
ایران بر لبۀ تیغ تعبیری از ایران بر سر دوراهی «توسعه یا فرسایش تمدنی» است. محمد فاضلی که مهمترین پیشنیاز گام نهادن کشورها در مسیر توسعه را ظرفیت حکمرانی بالا و هوشمندی در سیاستگذاریهای عمومی قلمداد میکند، چهار دهۀ گذشته را دوران بوروکراسی ناکارآمد، نهادهای کژکارکرد، کاهش روزافزورن ارتباط موثر حاکمیت با نیروهای اجتماعی و مردمی، سیاستهای نادرست اقتصادی، تنشهای شدید بینالمللی، بحرانهای زیستمحیطی و شاید از همه مهمتر زوال سرمایۀ اجتماعی و افت ظرفیت سیاستگذاری میداند. او در تبیین آنچه گفته شد، از آمارها و دادههای تجربی و همچنین تحلیل جریانهای اصلی فکری و سیاسی موثر در شکلگیری ایران امروز در بستری تاریخی بهره میبرد.
پر از نکات نو بر اساس سنجههای علمی. نقدهای دقیق با استناد به آمار و ادبیات(لیترچر علمی) مرتبط، با ارائه راهکارهای عملی برای توسعه «متوازن» و پایدار ایران. سطر به سطر این کتاب با عشق به ایران و «دغدغه» پیشرفت و آبادانی اون نوشته شده. این روزها که همه ما با خبرها و تحلیلهای آبکی رسانهای بمبارون میشیم، نیاز به همچین گنجینهای از مطالب عمیق و تخصصی که با رویکردی اخلاقی و دلسوزانه نوشته شده باشن، بیشتر احساس میشه. نویسنده دکتر فاضلی عزیزه که پادکست «دغدغه ایران» رو هم داره. خوندن این کتاب رو هرچی توصیه بکنم کمه. اگر وقت یا حوصلهش رو ندارین پادکست رو گوش کنید. مقالاتی که به نظرم خوندنیتر بودن: ایران جامعه مسائل حل نشده، نوستالژی دهه شصت: نشانگان مسئلهها، موانع ساختاری تحکیم دموکراسی، نقد گفتمان خودزنی، اباذری علیه اباذری، جامعهشناس دال بیدلول نئولیبرالیسم(این دو تا آخری نقد کوبنده به گفتمان یوسف اباذری و این ماجرای عجیب نسبت دادن نئولیبرالیسم به ایرانه، که این روزا خیلی مد شده)، عمران فیزیکالیستی، مسئله مجلس چیست؟، خطر تکرار و تداوم پوپولیسم، آیا فروپاشی؟
محمد فاضلی همیشه برای من شخصیت قابل توجهی بوده. از چند جهت:
اول اینکه علم رو به صرف کسب علم دنبال نمیکنه و تلاش میکنه تا از دانشش برای تحلیل شرایط جامعه و ارائهی راهکار برای مسائل ملموس اون استفاده کنه.
دوم از این جهت که تلاش میکنه تا حد امکان ساده صحبت کنه و بنویسه تا مخاطب غیرجامعهشناس هم زبونش رو بفهمه. (برخلاف خیلی از اهالی جامعهی علوم اجتماعی) مسیری که علاوه بر نوشتهها و سخنرانیهاش، توی پادکست فوقالعادهی دغدغهی ایران هم دنبال میکنه.
و سوم اینکه شخصیتی داره که پذیرای گفتوگو، کار بینرشتهای و همکاریه، حتی با کسایی که باهاش زاویهی فکری دارن و تلاش کرده که با گفتوگو و همکاری با اهالی سیاست، به حل بعضی از بحرانهای کشور کمک کنه. (که البته بابت اون خیلی هم مورد انتقاد قرار گرفته)
تو روزایی که این کتاب رو میخوندم خبر اخراج محمد فاضلی و اساتید دیگهای از دانشگاهها منتشر شد. هر چند که نمیشه گفت خبر تعجببرانگیزی بود، اما به هر حال مایهی تاسف بود. با این حال همین خودش نشونهی دیگهایه که این آدم متفکر مستقل و خوشفکریه و جا داره که به حرفاش گوش داد و بهشون فکر کرد. :)
با توجه به مطالبی که توی پادکست دغدغه ی ایران از محمد فاضلی شنیده بودم و مطالبی که توی اندیشه ی پویا ازش خونده بودم، انتظار بیشتری از این کتاب داشتم. نمیگم مطالب خوب توش نبود. حرفهای خوب و تحلیلهای درستی هم وجود داره در کتاب و خواننده چیزهایی هم از کتاب یاد میگیره. اما به نظرم بخش زیادی از تحلیل ها و راه حلها و گزاره های کتاب، سطحی و یک طرفه و بدون در نظر گرفتن واقعیت در فضای جمهوری اسلامی ایران نوشته شده بود.
بارها و بارها گزاره های خوش بینانه به اصلاح و تغییر و بهبود وضعیت در بخش های مختلف دیده میشد. اینکه تحلیل هایی که در اوایل دهه ی 90 شمسی نوشته شده رو توی یه کتاب بذاری، شاید به این درد بخوره که روند فکری و پژوهشی نویسنده رو نشون بده، اما چیز زیادی به دست خواننده نمیده.
مثلا کلی تحلیل و توصیه در مورد اینکه مجلس فلان باید فلان بشود و اگه مجلس اینجوری بشه، ممکلت فلان میشه بود. اما به وضوح با واقعیت حکومت در ج.ا. و حضور شورای نگهبان و اشخاص و گروه های پرقدرت و مسئولیت گریز و مسئولیت ستیز درون ج.ا. در تضاد بود.
اینور و اونور برای مردم و جامعه دستورالعمل نحوه ی حضور در فلان انتخابات و تغییر صادر کرده، اما دریغ از واقع بینی و دریغ از اینکه نگاهی هم به وضعیت روبروی مردم هم بندازه.
نقدهایی که اول کتاب از قول 2-3 پژوهشگر دیگه در مورد محمد فاضلی و تحلیلهاش بود، واقعا درست و به جا بودن
«شما میتوانید راحت بنشینید گذشته و حال را به باد انتقاد بگیرید و از فاجعه ای که بر ما رفته است و می رود حرف بزنید اما خب که چه؟ چه میکنید اگر قدرت در دستان شما باشد یا سهمی در اعمال آن به دست اورید ؟» خیلی وقتها نقد ، نقد آن چیزیست که هست و پرداختن ب اینکه یک سیستم چگونه نباید باشد اما خیلی وقتها نقد به این پردازد ک یک چیز چگونه باید باشد و تلاش برای فهم اینکه ساختن یک سیستم خوب چگونه است محمد فاضلی از جمله این منتقدان است و کتابش شامل مقالاتیست در همین حال و هوا البته خیلی جاها حرفها تکرار میشوند یا مقاله صرفا ب یک مسئله کوچک در یک برهه زمانی خاص پرداخته اما مجموعا خواندنش خالی از لطف نیست
این کتاب برای من خیلی جالب نبود چون: 1. کتاب در واقع مجموعه مقالات ایشان بود و نه یک کل منسجم 2. تقریبا نصف مقالات را قبلا در اندیشه پویا خوانده بودم. 3. یک سری از مطالب نیز تاریخ مصرفشان گذشته بود، مانند مطلبی که راجع انتخابات 88 بود برای من هیچ نکته جدیدی نداشت. همینطور تحلیل ایشان بعد از انتخابات 1392 4. نوشته های قدیمتر ایشان (مانند نوشته های 10 سال پیش ایشان) به وضوح از نظر تحلیلی ضعیف تر از نوشته های متاخر ایشان هستند.
اما یک مثالی در این کتاب بود (برای نشان دادن تاثیر قوانین بر میزان رشد یک مجموعه) که برای من خیلی خیلی جذاب و آموزنده بود - تغییر قوانین والیبال - و اگر از این کتاب همین را هم اموخته باشم برایم کافیست.
مجموعه مقالاتی سختخوان و تخصصی که مطالبش را با گوشت و پوست و استخوانتان درک میکنید.
جای خالی چنین مکتوبات علمی در ایران حس میشود. شاید دلیل استقبال عمومی ضعیف از این کتاب، روان نبودن آن است. ناگفته نماند بعد از اخراج دکتر فاضلی، این کتاب تازه دیده شد.
بخش قابل توجهی از کتاب صرف نقد آثار سایرین شده است. بنابراین هرچند که نقل قولهایی از آثار مذکور هست، اما بهتر است ابتدا با تفکر نویسندگان و آثار اشاره شده آشنایی داشت.
اما مهمترین عنصر این مرقومه، علمی بودم آن است. یعنی نویسنده هرموضوعی را با اتکا به تئوریهای مطرح جهانی مورد بررسی قرار میدهد.
کتاب جالبی بود،مطالبی که از مطالعه و تجربه پانزده سال اخیر نویسنده نشات میگیره.علل به وجود آمدن مشکلات،تاکید بر لزوم دولت مدرن و نقدهایی بر نگاه یوسف اباذری و سریع القلم.در کل نگاه نویسنده رو در جاهای مختلف کتاب واقع نگرانه دیدم