در این مجموعه، جستارها، سخنرانیها، مصاحبهها، نقدها و نوشتههایی از دکتر مهرداد بهار گردآمده که برخی از آنها پیش از این در نشریات علمی و فرهنگی کشور منتشر شدهاست. این مطالب در سه بخش و یک پیوست تدوین شدهاست: بخش نخست با عنوان «جستارها» مشتمل بر هفت مقاله دربارهٔ اساطیر و تاریخ ایران باستان است. بخش دوم شامل «سخنرانیها و مصاحبهها» یی است دربارهٔ اسطوره و تاریخ. بخش سوم مجموعهای از «نقدها و نظرها» ی وی دربارهٔ پارهای از اسطورههای ایرانیاست. بخش بعدی پیوستی است که شامل هفت مقالهاست. کتاب با نمایه به پایان میرسد
●اگر ضحاک شخصیت واقعی نبوده، چرا هنوز ازش میترسیم؟ ● آیااسطورهها درباره آینده ما بیشتر بهمون میگن یا گذشتهمون؟ ●چطور ممکنه یه آهنگر ساده، نماد انقلاب ملی بشه؟ ● آیا ما هنوز توی افسانههای شاهنامه زندگی میکنیم؟ ● چه چیز باعث میشه اسطورهها حتی از تاریخ هم زندهتر بمونن؟ ●جمشید چرا سقوط کرد؟ و چرا هر تمدنی ممکنه همین سرنوشت رو داشته باشه؟ ● آیا کوروش واقعاً همون کیخسرو عه؟ و اگه نه، چرا انقدر شبیهان؟ ●اسطوره یعنی دروغِ زیبا، یا حقیقتی که مستقیم حرف نمیزنه؟ ● آیا میتونیم بدون شناخت اسطورهها، خودمون رو بشناسیم؟ ●چرا یک ملت باید شناخت تاریخ خودش رو با قصهها و افسانهها شروع کنه؟
اگه این سوالات برای شماهم در طول زندگی مطرح شده، و یا براتون مسائل جذابیان، و میخواهید پاسخی درست و منطقی براشون پیدا کنید، کتاب از اسطوره تا تاریخ رو بخونید. ................
از اسطوره تا تاریخ نوشته مهرداد بهار، یکی از آن آثاریست که وقتی میخوانیاش، احساس میکنی گذشته ایران، دیگر فقط یک سری اسم و تاریخ خشک نیست؛ تبدیل میشود به قصهای زنده، پر از رمز و راز، و البته پر از معنا. بهار در این کتاب به روشنی و با زبانی پرشور، نشان میدهد که افسانهها فقط تخیلات مردمان باستانی نیستند؛ بلکه راهی هستند برای فهم تاریخ، فرهنگ و ذهنیت مردم ایران در هزاران سال پیش. مثلاً وقتی درباره ضحاک و مارهای روی دوشش مینویسد، میخواهد بگوید واقعاً چنین موجودی در تاریخ وجود ندلشته، و نشان میدهد که این تصویر، نماد قدرتیست که از جان مردم تغذیه میکند. یا وقتی از کاوه آهنگر حرف میزند، در واقع دارد درباره خشم مردم و امید به رهایی میگوید. همین نگاه نمادین و عمیق است که باعث میشود این کتاب فراتر از یک تحقیق تاریخی باشد؛ یک گفتوگوی زنده با گذشته است، چیزی شبیه آیینهای که خودمان را و هویت جمعیمان را در آن میبینیم.
بهار بدون قضاوت، با ذهنی باز و زبانی خلاق، اسطورهها را میکاود، ریشههایشان را بررسی میکند، و رابطهشان با تاریخ را توضیح میدهد. کتابش پر است از بینش، از نکاتی که آدم را به فکر میاندازد، و زبانی که آدم را جذب میکند. از اسطوره تا تاریخ کتابیست برای هرکسی که دلش میخواهد بداند ما کی هستیم، از کجا آمدهایم، و چرا قصههایی مثل رستم و سهراب، یا جمشید و فریدون هنوز اینقدر در دل ما زندهاند. خواندنش مثل باز کردن دری به جهان خیال و تاریخ است؛ جهانی که مهرداد بهار با دَم مسیحاییاش، برای ما زنده کرده.
بخش آخر کتاب که نقد چند کتاب بود رو نخوندم. از مصاحبه ها هم یکی رو نخوندم.
کتابی بسیار آموزنده، برای یک لایه عمیقتر شدن در شناخت اساطیر ایران. اما فکر می کنم بهتر باشه قبلش آدم آشنایی اجمالی با این اساطیر داشته باشه. هر چند خود بهار خیلی روشن توضیح میده و در بیانش ابهام و پیچیدگی نیست.
کتاب قطور و سنگینیه؛ بعضی وقتها باید برگردی چیزی که قبلتر خوندی ر مرور کنی تا متوجه بشی چه اتفاقی داره میافته؛ گرچه که هنوز به عنوان این کتاب اعتراض دارم. اگر به اسطوره علاقه مند هستید این یکی از کتابهایی هست که حتمن باید بخونید.
وقتی شروع به خوندن این کتاب کردم که هنوز ذهنم خیلی خام بود و اطلاعاتم را فقط چیزهایی تشکیل داده بود که اساتید دوره کارشناسی سر کلاس گفته بودند (و مسلماً خیلی وقتها من اصلاً حواسم به آنها نبود و اگر هم چیزی گفته شده بود نشنیده بودم یا فراموش کرده بودم و یا برداشت دیگری از آنها داشتم). خلاصه که هر صفحهای که از این کتاب میخواندم به قطر چشمهایم افزوده میشد، تو گویی که دریچهای از دنیای عجیب و غریب دیگری بر من باز شده باشد! امروز که ذهنم اندکی سوال داشتن و سوال پرسیدن را یاد گرفته و بعد از هر جملهی خبری که میشنود یک «چرا؟» میگذارد، خواندن این کتاب و کتابهایی مثل این از لذتبخشترین کارهای ممکن من است. میخوانم و با کلمه کلمه جملات درگیر میشوم. موتور ذهنم شروع به حرکت میکند و میرود و میرود تا آن دنیایی که آنقدر دور است که اسطوره جانشین تاریخ میشود... این کتاب و هم خانوادههایش این روزها برای من مثل نور فانوس در شب تار اند. :)
حوالی ورود به و ابتدای دوره کارشناسی ارشد تهران - اصفهان
امتیاز اصلی این کتاب ۲ و نیمه محتوای کتاب به صورت کلی ارزشمنده اما متن کتاب به حدی شلختس و زیاده گویی داره که بارها و بارها در پروسه خوندن پشیمون میشدم که کنارش بذارم. حالا کتاب چی میخواد بگه؟ اسطوره شناسی این کتاب بیشتر به ایران و حتی بین النهرین پیش از ورود آریایی ها میپردازه. نکات بسیار جالبی میگه (هر ۲۰ صفحه یکبار) که احتمالا جای دیگه ای نشنیده باشید. اگه این کتاب یک دور باز نویسی بشه و حجم کتاب به نصف کاهش پیدا کنه به نظرم هم کافیه هم مطلوب.
سالها پیش این کتاب رو خونده بودم در زمانی که نه شناخت کافی از اساطیر داشتم و نه حتی از مهرداد بهار... این بار خوندن هر سطر از این کتاب لذتی وافر بود برای منی که دارم با اساطیر و آیین ها و ادیان و میراث ملموس و ناملموس فرهنگیمون زندگی میکنم و درسشون میدم... چه مقالات، چه بحثهای چند نفره و چه خاطرات و نقدها، همه بسیار شیرین و آموزنده بودن و باز هم کلی از این مرد یاد گرفتم! دقت نظرش در نقدها و طبع بلندش در بحثها کلی بهم اضافه کرد، بگذریم که خیلی از بخشها مثل مقالهی کورنگون، کلی سوال توی ذهنم ایجاد کرد که دربارهی اتیمولوژی یه سری واژگان بیشتر فکر و مطالعه کنم.... روانت شاد مهرداد بهار
A collection of essays on Iranian mythology, epic (Shahname / The book of king) چاپ پاره ی نخست این مجموعه در اواخر زندگی دکتر مهرداد بهار دست داد. اما مرگ مهلت نداد تا چاپ پاره ی دوم را هم ببیند. قسمت دوم بعدها توسط شاگردان او ویراستاری و منتشر شد و بالاخره هم دو پاره ای از این مجموعه در یک کتاب تدوین گردید. پژوهش های دکتر مهرداد بهار، برخلاف بسیاری از پژوهشگران ما، بر مبنای اصول آکادمیک مدرن غربی، همه جا با سند و استدلال همراه است. در زمینه ی ادیان و اساطیر و حماسه ی ایرانی به هیچ نام و اثر ایرانی دیگری به اندازه ی مهرداد بهار و آثارش، نمی توان مطمئن بود. مهرداد بهار، آنجا که سند و مدرکی هم در دست نیست، گمان و حدس هایش بر مبنای اصول علمی ارائه می شود.
مهرداد بهار از نادر پژوهشگران ماست که بسیار منصفانه علمی و به دور از غرض ورزی و احساسات افراطی نوشته است. در همین کتاب جا به جا و در فصل اقوام ایرانی در نجد ایران از تمدن های چند هزار ساله قبل از هخامنشیان می گوید و در دام ناسیونالیسم افراطی و عوامانه نمی افتد. البته مصاحبه های داخل کتاب هم تصویری بسیار جذاب از او به دست می آید که در زندگی پر نشیب و فراز او و البته زیر سایه نام بلند پدر دیده می شود.
این کتاب از اون کتابهایی بود که چسبید به دستم و به زور تونستم بذارمش پایین. خیلی هم تصادفی توی شهرکتاب پیداش کردم. نویسندهٔ کتاب مهرداد بهار (پسر پنجم ملکالشعرای بهار) نیست، بلکه کتاب دربارهٔ چیزهایی هست که بهار دربارهٔ اونها پژوهش کرده و سخنرانی کرده. یه بخشهایی از مجلهها برداشته شده، یه بخشی مصاحبه بوده، یه بخشی همنشینی بوده (با امثال جهانبگلو و شایگان و مزداپور و...) و تیکه تیکه کنار هم جمع شده و شده یه کتاب ۶۰۰ صفحهای.
کتاب دربارهٔ چی هست؟ خلاصه: فرهنگ ایران. این که ایرانیها چه اسطورههایی داشتن، چه باورهایی داشتن، و این موارد چه تاثیری روی تاریخشون گذاشته. مثلا شما میدونستید که قبل زرتشت ایرانیها مهرپرست (میترائیست) بودن؟ و دلیل ایجاد شاهنشاهی ایران و متحدکردن امپراطوریهای قومی، باور مشترک ایرانیها به «ایزد مهر» بوده؟ یا مثلا شما میدونستید که قبل آریاییها تمدنهایی مثل بابل، عیلام، آرامی، آشور و... وجود داشتن و آریاییها مهمون بودن توی اقلیم ایران؟ یا میدونستید که تخت جمشید کاخ نبوده، بلکه یه مدل کلاب بوده برای جشنگرفتن نوروز در حضور نمایندگان همهٔ اقوام ایرانی؟
کتاب یه دید خوبی از باورهای اسطورهای و حماسی ایران و تاثیرپذیریهاش و تاثیرگذاریهاش رو به من داد و دید خوبی نسبت به هویت ایرانی و مفهوم «ملت ای��ان» پیدا کردم. همه میدونیم که الآن یه عدهای از توی لپلپ اومدن بیرون و دارن میگن «ملتهای ایرانی»؛ خوندن این کتاب یه دید خوبی نسبت به مفهوم فرهنگ و ملیت ایرانی به من داد و به نظرم دونستن حرفهای�� که توی این کتاب اومدن برای همه واجبه.
و درک میکنم که یک عدهای موقعی که با چنین کتابهایی مواجه میشن، با این ذهنیت مواجه میشن که انگار نویسندهٔ کتاب یه فردی در مایههای سعید سکویی هست و خیلی جانبدارانه حرف میزنه، در صورتی که اصلا اینطوری نبود. مهرداد بهار تو بخشهایی از کتاب از دگماتیسم و قفلبودنِ فکری ما نسبت به تمدن ایرانی و آریایی گله میکنه و فرهنگ رو به عنوان یک چیز بسته نمیبینه. و این به نظرم خیلی ارزشمند و جالب بود.
من کتاب رو کامل نخوندم (چون به یه سری مباحثش علاقهای نداشتم) ولی کتابیه که یه چیزی به دانش شما و بینش شما اضافه میکنه. حداقل برای من اینطوری بود.
pesare malekolshoaraye bahar,rahbare daneshjooyane tudeyi dar daneshgahe tehran ghabl a zkoodeta,fa'ale confedration,va albate mohagheghe geransang,jenabe mehrdade bahar in ketabe ba arzesho neveshte,vali baid begam baraye man kheili jazzab va jaleb nabood:(
کتاب "از اسطوره تا تاریخ" در زمانی منتشر شد که نویسنده آن زندهیاد "مهرداد بهار" از دنیا رفته بود. این کتاب مجوعهای از مقالات و نوشتههای پراکنده استاد بهار درباره موضوعات مرتبط به تاریخ و اساطیر ایران باستان و تاثیر تمدنهای مجاور آن بویژه تمدنهای بینالنهرینی و همچنین تمدن سند بر فلات ایران است. بهار تحقیقات ویژهای درباره تمدنهای آسیایغربی کرده بود که متاسفانه به علت بیماری وی و شاید نبود یک نظم آکادمیک در نظام مطالعات وی، این پژوهشها آن چنان به ثمر نرسید. از نکات برجستهای که زندهیاد بهار روی آن تاکید میکند،تاثیر تمدن بومی فلات ایران قبل از ورود آریاییها بر تمدنهای بعدی دوران پس از مهاجرت آریاییهاست. تاثیرات تمدنهایی مانند تمدن عیلامی و داد و ستد فرهنگی عظیم آن با تمدنهای منطقه بینالنهرین از فصلهای کمتر کار شده تاریخ و فرهنگ فلات ایران است. مقاله "اساطیر ایرانی در پهنه تلفیق فرهنگیِ آریایی - بومی" در این کتاب،موضوع این داد و ستد فرهنگی را بیشتر باز میکند. از دید من درخشانترین مقاله این کتاب، نوشتاری است با عنوان "تختجمشید: باغی مقدس با درختان سنگی". نوشتاری بسیار خواندنی درباره هخامنشیان و باورهای اساطیری آنان و کارکرد تخت جمشید در امپراطوری دوران قبل از حمله اسکندر مقدونی و آتش زدن تخت جمشید.
به طور کلی به مقاله ها و مخصوصا مقاله های جدید علاقه ای ندارم چون به نظرم باید مدت زمانی از چاپ اون مقاله گذاشته باشه تا به خوبی محک بخوره اما کتابهایی که شامل مجموعه مقاله ها هستند و تا حدی حاصل عمر یک نویسنده اند برام بسیار جذابن مخصوصا وقتی که خود نویسنده به کارهای گذشته اش . با دید انتقادی نگاه میکنه و تعدادیش رو حذف و بقیه رو که قابل اصلاح و حتی بعد از 50 سال هنوز معتبرن حفظ میکنه این کتاب دکتر بهار که مجموعه ای از مقاله، نقد و مصاحبه است گنجی بسیار ارزشمند است و پر از نکات ریز و درشت آموختنی و از خواندن کتاب بسیار لذت بردم
به بخش نخست که جستار است از اساطیر و دوران باستان امتیاز کامل میدم، ولی بخش دوم که سخنرانی و مصاحبهاست مطالب از حالت حرفهای خارج میشه و حتی به تکرر میوفته، بخش سوم که نقدها و نظرهاست به نظرم نقد سوگ سیاوش و تاریخ ماد درخور توجه و آموزنده بود و مثلا بخش بهار، خانه و خانواده و کبوترها رو اصلا دلیل حضورشون تو این کتاب رو نفهمیدم. قسمت آخر یعنی پیوستها هم برای من به شخصه و فردی که پیشتر مطالعه تاریخ و اسطوره و تاریخ هنر و آیین داشته، مطالب آنچنان جدید و عمیق نیست.
با مهرداد بهار اولین بار با کتاب جستاری چند در فرهنگ ایران آشنا شدم چیزهای زیادی یاد گرفتم به ویژه در مورد اسطوره های ایرانی و این که مهرداد فرزند ملک الشعرای بهار است برایم جالب بود خصوصاً زندگی نامه ای از بهار که در انتهای کتاب آمده است خیلی به دلم نشست بعدها پژوهشی در اساطیر ایران ادیان آسیایی و این کتاب را خواندم اما لذت کتاب اول و یافتههای آن که پایه شناخت من از اساطیر بود بسیار بیشتر از بقیه بود
کتابی بسیار جامع و زیبا که جواب بسیاری از سوال های خود مثل ریشه عید نوروز، ورزش باستانی، عاشورا، رستم ، عذاداری زیاد ایرانیان و خیلی دیگر رو میشه پیدا کرد. و واقعا باید همچین کتابی جز موارد درسی مدارس باشه نه گوشه کتابخانه های گمنام