Jump to ratings and reviews
Rate this book

دولت و جامعه در ایران: انقراض قاجار و استقرار پهلوی

Rate this book
مطالعات جدید درباره‌ی دولت، سیاست و جامعه‌ی ایران غالباً برپایه‌ی نظریه‌هایی انجام گرفته است که برای مطالعه‌ی جامعه‌ی اروپایی پدید آمده‌اند و همین باعث ناکامی آن نظریه‌های در تبیین برخی پدیده‌ها و رویدادهای تاریخی و اجتماعی ایران شده است. دکتر همایون کاتوزیان با توجه به این واقعیت، نظریه‌ای جدید و متفاوت در این زمینه عرضه کرده است که تناوب پیوسته‌ی استبداد و هرج‌ومرج را ویژگی تاریخی سیاسی ایران می‌شمارد. در کتاب حاضر، این نظریه به طور تفصیلی و کامل و با تحلیل شواهد تطبیقی از تاریخ ایران و اروپا در زمینه‌ی چگونگی مالکیت، قانون، مشروعیت، عصیان، تحرک اجتماعی و غیره عرضه شده است. سپس این نظریه، به عنوان الگوی جامعه‌شناسی تاریخی ایران، در مورد رویدادهای پایان قرن نوزدهم ایران به کار بسته می‌شود و شواهد فراوانی از رویدادهای این دوره‌ی نسبتاً کوتاه در تأیید آن دیدگاه به دست می‌آید. نظریه‌ی یادشده نیز به نوبه‌ی خود در فهم و تحلیل وقایع و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در این دوره راهگشاست.

464 pages, Paperback

First published January 1, 2006

7 people are currently reading
127 people want to read

About the author

Homa Katouzian

51 books183 followers
محمدعلی همایون کاتوزیان

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
20 (42%)
4 stars
15 (31%)
3 stars
9 (19%)
2 stars
2 (4%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Ali Karimnejad.
348 reviews228 followers
December 26, 2025
چطور انگلیس برای ایرانی‌ها «روباه پیر» شد؟

مصیبتی به نام روسیه
ایران از زمان فتحعلی‌شاه تا ظهور رضاخان، همواره زیر سایه تهدید روسیه قرار داشت که خیلی از ایران قوی‌تر بود. اینکه چرا در ابتدای قاجار روسیه (نه انگلیس و فرانسه) اینقدر از ایران قوی‌تره، شاید یکی از بهترین سوالاتی هست که می‌شه از تاریخ ایران پرسید ولی علی‌الحساب بگذریم. اون شکست‌ها در دو جنگ بزرگ و عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، به نوعی مشت ایران را پیش تزارها باز کرده بود و سیاست روسیه رو در قبال ایران کاملا تهاجمی کرد. از نظر روسیه ایران دیگه هرگز نباید مدعی قفقاز و آسیای میانه می‌بود. (چه بسا حتی شاید بشه این رو به سیاست امروز روسیه هم تعمیم داد.) با اون وضع فشلی که ایران داشت، سیاستمداران ایرانی برای مهار سیاست تهاجمی روسیه، سعی کردند پای انگلستان رو به کشور باز کنند تا با استفاده از موقعیت استراتژیک ایران به‌عنوان «حائل بین روسیه و هند» انگلیس رو به مقابله با سیاست روسیه در قبال ایران ترغیب کنند؛ سیاستی که اگرچه نه به عنوان یک راه حل دائمی، اما به عنوان یک راه حل موقت، کاملا هوشمندانه بود.

باید در نظر گرفت که در اون دوران، ایران نه ارتش منظمی داشت و نه ساختار دولتی مدرن. بخش بزرگی از جمعیت، کوچ‌نشینانی بودند که مفاهیمی مثل بازار، صنعت و بهداشت براشون بی‌معنی بود. مابقی هم رعیت بی‌سوادی بودن که یا درگیر گرسنگی بود یا درگیر وبا و زگیل تناسلی. و از همه بدتر، ناامنی و غارتگری بود که بخشی از زیستِ عشایر و البته حاکمان محلی محسوب می‌شد.

لذا اعطای امتیازاتی مثل «رویترز» یا «تنباکو» در واقع تلاش دولتمردان ایرانی برای درگیر کردن منافع انگلیس در ایران بود؛ هرچند بعدها در دوره‌های پهلوی و جمهوری اسلامی، این اقدامات صرفاً به «خیانت» تعبیر شد. ولی واقعیت اینه که در اون زمان، انگلیس نه «روباه پیر»، بلکه تنها امید ایران برای ایستادگی مقابل روسیه، و همچنین سمبلی از پیشرفت و توسعه بود. با این همه، باز لازمه این رو بگیم که با همه این تلاش‌ها، اولویت انگلستان در این ایام، دوری و اجتناب از درگیری دیپلماتیک با روسیه بود. لذا حتی در برابر تمام اون امتیازنامه‌ها که با تجار انگلیسی و نه دولت انگلیس به ثبت رسید، در هیچ کدوم، دولت انگلیس حاضر به دادن تضمین نشد.

بعلاوه، اون چه که قرار بود یک راه حل موقت هوشمندانه باشه، متاسفانه و در ضمن شکست اصلاحات داخلی منجر به یک روال سیاسی در سیاست خارجی ایران شد که عاقبت کار دستش داد. باز اینکه چرا اصلاحات خصوصا در دوره ناصرالدین شاه به نتیجه نرسید خودش سوال خیلی مهمی هست که نمی‌شه اینجا بازش کرد. ولی اینطور نیست که بگیم فشار برای اصلاحات وجود نداشت. هرچه بود نهایتا منجر شد به انقلاب مشروطه که در آخرین روزهای عمر مظفرالدین شاه رخ داد.

نخستین شکاف: قرارداد ۱۹۰۷
اولین ضربه کاری در سال ۱۹۰۷ و ۲ سال بعد از انقلاب مشروطه وارد شد؛ زمانی که انگلیس و روسیه برای مقابله با تهدید اتحاد ایتالیا، اتریش-مجارستان، و آلمان در اروپا با هم متحد شدند، و قرار شد دیگه فعلا به پر و پای هم نپیچن. طبق این قرارداد، ایران عملاً به سه منطقه تقسیم شد و انگلیس در برابر تجاوزات روسیه به شمال ایران سکوت کرد. حتی وقتی محمدعلی‌شاه با حمایت روسیه مجلس رو به توپ بست، انگلیس واکنشی نشان نداد. اینجا بود که بذر بدبینی به انگلیس برای اولین بار در خاطره جمعی ایرانیان کاشته شد. اگرچه مشروطه‌خواهان هم جنم و غیرت نشون دادن و در سال ۱۹۰۹ تهران رو فتح و محمد علی شاه رو خلع کردند، ولی اون سکوت تا حدود ۲۰ سال بعد، که طی اون اتفاقات زیادی رخ داد، از یاد کسی نرفت، اگرچه باعث هم نشد که مثلا همون سال کمپانی نفت ایران-انگلستان در جنوب تاسیس نشه.

در حالی که ایران هنوز در فضای سیاسی سابق چندان توفیقی بدست نیاورده بود و مملکت در مجموع همچنان فشل بود، با شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴، فضای سیاسی ایران دچار تغییرات بسیار بزرگی شد، بدون اینکه سیاستمداران ایرانی کوچکترین تغییری بکنن. نه تنها عثمانی شکست خورد و سرزمین‌های پهناورش بین انگلیس و فراسنه تقسیم شد، بلکه روسیه تزاری هم در سال ۱۹۱۷ در اثر انقلاب بلشویک فروپاشید. ایران ناگهان خودش رو بین مناطق تحت اشغال انگلیس از شرق و غرب (هند و بین‌النهرین) تنها دید، درحالی که بزرگترین دشمنش (روسیه) محو شده بود و حالا انگلیس می‌توانست بدون رقیب، ایران رو یک لقمه چرب کنه. این احتمالا همون هراسی بود که وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر وقت، رو به سمت قرارداد ۱۹۱۹ سوق داد.

قرارداد ۱۹۱۹: حماقت یا خیانت؟
وثوق‌الدوله احمق و فاسد بود ولی قصدش خیانت نبود؛ او گمان می‌کرد در دنیای جدید، داشتن همراهی انگلیس‌ها بهتر از خصومت اون‌هاست. بعلاوه اینکه پیشنهاد انگلستان هم سخاوتمندانه بود. اما مساله اینه که وثوق درک نکرد که با تشکیل «جامعه ملل» و حساسیت آمریکا و فرانسه، می‌شد امتیازات حتی بهتری گرفت. خصوصا که یک گروه از ایرانی‌ها همون زمان به جامعه ملل رفتن به قصد مطرح کردن مساله غرامت هم از انگلیس و هم از روسیه (البته اونها هم بیشتر خیال‌پرداز بودن و بعضی توقعاتشون خیلی خوشبینانه بود) ولی وثوق به کلی اونها رو نادید گرفت که هیچ، اصلا اطلاعات کافی در مورد قرارداد رو هم با اونها در میون نمی‌گذاشت مردکه نادون! منتها همونطور که گفتم، وثوق هنوز در فضای فکری و چارچوب سیاسی قبل از جنگ جهانی بود و اصلا در مخیله‌اش این مباحث جدید نمی‌گنجید. لذا همینکه می‌دید انگلستان سخاوتمندانه قصد کمک داره دیگه حول برش داشته بود!

واقعا هم انگلیس قصد داشت ایران رو به‌عنوان حائلی در برابر بلشویک‌ها و البته کشوری که در شرق و غرب اون منافع انگلستان قرار گرفته بودند، سر و سامان بده. یه طوری که اسما ایران مستقل بمونه ولی رسما کار بیوفته دست مستشاران و افسران خودشون و سریعا ایران رو یک بازسازی بکنن، چون به سیاستمداران ایرانی اعتماد و امیدی نداشتن – این رو از متن تلگراف‌ها می‌فهمیم. اما پنهان‌کاری وثوق در مورد قرارداد و البته رشوه‌ای که او و همراهانش (مثلث معروف) به اصرار خودشون دریافت کردند (و انگلیس از دادنش بسیار بیم داشت که بعدا کار دستشون بده و البته داد!)، افکار عمومی ایران رو شدیدا مسموم کرد. بعلاوه، رسانه‌های فرانسوی هم به عنوان رقیب انگلستان، در تبیین این فکر که قرارداد ۱۹۱۹ رسما استقلال ایران رو ازش می‌گیره چه از طریق سفارتشون در ایران و چه در جامعه ملل، ذره‌ای مضایغه نکردند. در حالی که لااقل و در متن مفاد قرارداد، استقلال ایران تضمین شده بود و تا به عمل اجرا نمی‌شد چنین ادعاهایی اساس نداشت.

ولی به هر صورت، با اون کارهایی که وثوق‌الدوله کرد، این قرارداد با هر کشور دیگه‌ای هم که بود قطعا مورد خشم عمومی قرار می‌گرفت. بعلاوه اینکه چون ایرانی‌ها از انگلیس در مورد قضیه قرارداد ۱۹۰۷ بد دیده بودن، نسبت به این دومی واکنش مضاعفی نشون دادن. لذا دومین تجربه بد ایرانی‌ها بیش از مکر لندن، ناشی از خریت وثوق‌الدوله بود. لازم به ذکر اینکه قرارداد ۱۹۱۹ هیچ وقت در عمل اجرا نشد. و ایضا یک نکته دیگه اینکه گرفتن رشوه یا شیرینی ضمن عقد قرارداد مختص به این مورد نبود و جزو رسومات فاسد اداری دم و دستگاه سیاسی اون ایام بود – و چه بسا که همین الان هم هست!

معمای کودتای ۱۹۲۱ سید ضیاء
پس از قرارداد ۱۹۱۹، ایران در بن‌بست کامل بود. دولت انگلیس کمک‌های مالی رو منوط به تایید قرارداد در مجلس کرده بود، اما روشنفکران و مجلس زیر بار نمی‌رفتند. لذا عمر هر دولتی که بر سر کار میومد کوتاه بود. این وسط، شوروی هم که به قرارداد ۱۹۱۹ حساس شده بود، همین رو بهونه کرده بود و در گیلان پایگاه ساخته بود و تهران رو تهدید به حمله نظامی می‌کرد.

در لندن، چرچیل (وزیر دارایی) با کرزن (وزیر خارجه) درگیری لفظی پیدا کرده بودن که این قرارداد ۱۹۱۹ جز هزینه مالی و سیاسی هیچ عایدی برای انگلیس نداشته. لذا با فشار چرچیل، دستور خروج نیروهای انگلیس از ایران صادر شد تا هزینه‌ها کاهش پیدا کنه. به زبان ساده‌تر، کل طرح و سیاست لندن در اون روزها در مورد ایران، رها کردنش به امان خدا بود! هیچ طرح و سیاست دیگه‌ای نبود. و اگر درک اشتباه بودن این تصمیم در لندن دشوار بود، اما در تهران، «نورمن» (سفیر) و «آیرونساید» (ژرنال نظامی) به خوبی می‌فهمیدن که خروج انگلیس در این برهه یعنی سقوط ایران به دست بلشویک‌ها. و این برای منافع انگلیس که در غرب و شرق ایران سرحدات مهمی داشت، یعنی واگذار کردن ابتکار عمل به دشمن قسم خورده اونها.

اینطور بود که در فضایی که نورمن در به در به دنبال یک راه حل داخلی برای ایران بود، سیدضیا با طرح کودتا به آیرونساید نزدیک شد و نورمن هم نهایتا پذیرفت. و اگرچه رضاخان گزینه اول نبود، اما در نهایت براش یک درجه ارتقا گرفتن و قرار شد فرماندهی نظامی کودتا با رضاخان باشه. نکته کلیدی اینجاست: این کودتا بدست سید ضیاء و با هماهنگی مأموران محلی انگلیس صورت گرفت، نه نقشه دولت مرکزی در لندن. لندن تا دو هفته بعد از کودتا از جزئیات بی‌خبر بود. با این همه دولت انگلیس برای حفظ پرستیژ جلوی دنیا، طوری رفتار کرد که انگار همه‌چیز طبق نقشه اونها پیش رفته! همین «ژستِ قدرت» هم در اصل باعث شد ایرانی‌ها دچار توهم توطئه بشن.

انباشت این خاطرات بد از انگلیس در یک فاصله کوتاه حدودا ۱۰ ساله، آرام آرام نگاه ایرانیان به انگلیس رو برای همیشه منفی کرد و عینک بدبینی و بدترین توهم‌های توطئه از اینجا به بعد همیشه در کنار اسم انگلیس بود. البته که این ژست‌ها و گنده‌گویی‌(!)‌ها نهایتا به ضرر خودشون هم تموم شد و مثلا بعدها سر ملی شدن نفت، نفت جنوب ایران از چنگشون در اومد. ولی نه در اون ایام و نه تا مدت‌ها بعد که اسناد محرمانه از طبقه‌بندی خارج بشه، نخوت انگلیسی‌ها اجازه نداد تا شفاف‌سازی کنن و ایرانی هم از نویسنده و روشنفکر تا مردم عامی همه در مورد کودتای سال ۱۲۹۹ تا سال‌ها به اشتباه افتادن.

میراث روباه پیر
پس از کودتا، سیدضیا ، قرارداد ۱۹۱۹ رو لغو کرد و بسیاری از سیاستمداران فاسد و کهنه‌کار رو دستگیر کرد و به زندان انداخت (من جمله نصرت‌الدوله، از رشوه‌بگیران قرارداد ۱۹۱۹). این رو باید گفت که خیلی از سیاستمداران با آبروی اون زمان پشت سید ضیاء در اومدن. چون حقیقتا کار مملکت پیش نمی‌رفت و سید ضیاء هم در مسیر درست می‌خواست قدم بذاره. با این همه مردم نمی‌فهمیدند چطور کسی که با حمایت انگلیس اومده، قرارداد اونها رو لغو می‌کنه؟ این تناقض‌ها ذهن ایرانی رو به سمت تئوری‌های پیچیده سوق داده بود. حتی زمانی که سید ضیا بخاطر عدم همکاری دولت انگلیس زمین خورد باز هم مردم تئوری‌های توطئه عجیبی ساختن. و بعد از اینکه رضاخان اومد جای سید ضیاء و نخست‌وزیر شد، و به ضرب زور همه سر و صداها رو انداخت، و یک ثبات نسبی برقرار کرد، و حتی زمانی که به شیخ خزعل، که حامی رسمی منافع انگلستان در منطقه خوزستان بود، رحم نکرد، باز هم برچسب «عامل انگلیس» از او جدا نشد.

ذهنیت ایرانی در قبال عدم فهم مسائلی که در اون ایام گذشت، از یکجا به بعد، کاملا از تلاش برای درک مسائل دست کشید و به تئوری‌های توطئه متوسل شد. جالب اینکه خود رضا شاه تا آخر عمر معتقد بود انگلیسی‌ها او را سر کار آوردن! (رضاشاه و سید ضیا هرگز متوجه نشدن که «آیرونساید» و «نورمن» سرخود و پنهان از دولت مرکزی بهشون کمک کردن) این نگاه– شاید حتی با درجاتی بیشتر- به محمدرضاشاه هم ارث رسید. کاتوزیان معتقده دلیل ترک سریع ایران توسط محمدرضا در سال ۵۷، همین باور درونی او بود که "غربی‌ها نقشه پیچیده‌ای برای من کشیده‌اند و مقاومت فایده‌ای ندارد." کم و کیف این مساله به کنار، اما در مورد رفتار بدبینانه رضاشاه بعد از سلطنتش، تقریبا می‌شه با اطمینان گفت که عدم امکان درک واضح رفتار انگلیسی‌ها، او رو به شدت به هر کسی که با نه فقط انگلیسی‌ها که با هر خارجی مراوداتی داشت بدبین کرده بود. چنانکه بعد از سلطنتش، به تدریج به تک تک سیاستمداران و تکنوکرات‌هایی که اطرافش بودن ظنین شد و خیلی از اونها رو به زندان انداخت یا به قول خودش "معدوم کرد!".

به همین ترتیب، این تصور از انگلیس به‌عنوان «روباه مکار»، نه تنها بعدها به تقویت گرایش‌های فکری چپ در ایران کمک بسزایی کرد، بلکه یکی از اصلی‌ترین بنیان فکری اسلام‌گرایان رو هم، یعنی «شیطان‌صفتی غرب» استوار کرد. ولی شاید تلخ‌ترین میراث این دوران، سوق یافتن تفکر سیاسی ایرانی از «مشاهده واقعیت» به سمت «شایعه و توهم توطئه» بود که هنوز هم گریبان‌گیر فضای سیاسی ماست.
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
November 22, 2021
به نظرم یک منبع بسیار خوب و خواندنی برای تاریخ معاصر با چند ویژگی مهم:
۱. مستند به اسناد دست اول و علی‌الخصوص اسناد وزارت امورخارجه بریتانیا که باعث شده در موارد زیادی، حرفهای جدیدی زده شود.
۲. شیوه‌ نقاد و تحلیلگر کتاب که در موضوعات مختلف مثلا "تاثیر انگلیس در کودتای ۱۲۹۹" یا "نقش انگلیسی‌ها در به قدرت رسیدن رضاخان" باعث شده تمام نظرات غالب و رایج با دلایل مستند رد شوند.
۳. نثر روان و خواندنی دکتر همایون کاتوزیان که ابدا خواننده را خسته نمی‌کند.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
April 17, 2015
همین الان کتاب "دولت و جامعه در ایران" را تمام کردم.راستش خیلی هم از خودم خجالت کشیدم که با این همه تاخیر این کتاب را خواندم.علیرغم این که طبعا بسیاری از خلقیات هم میهنانم را دارم ولی دست کم از این مطمئنم که نه اهل اغراق در تمجید از دیگرانم و نه هرگز بویی از احساس ناسیونالیستی اغلب ایرانیان برده ام.از این گذشته با خواندن حدود ده جلد از کتاب های جناب کاتوزیان و آشنایی با اندیشه ها و سطح بالای کارهایشان قاعدتا نباید این همه تحت تاثیر قرار می گرفتم.ولی باز هم کتاب از اولین صفحات شگفت زده ام کرد ،و به خاطرایرانی بودن و این که هم وطن ایشان هستم و نه دیگر صاحب نامانی که علیرغم تحصیل و تدریس در دانشگاه های معتبر امریکا و بریتانیا ، نوشته های گاه بسیار مشهورشان سطح بسیار نازلی دارد ، به خودم افتخار کردم.هرچه فکر کردم دیدم کتابی با این اهمیت در تاریخ معاصر ایران که متاسفانه هنوز جایگاه حقیقی آن شناخته نشده و به سادگی بر بسیاری افسانه های تاریخی شایع خط بطلان می کشد ، نه به خاطر نفع مادی یا کسب شهرت یا تکمیل سوابق علمی ، بلکه تنها می تواند با روح یک دانشمند واقعی و خدمت به روشن شدن زوایای مبهم تاریخ نوشته شده باشد.به همین دلیل احساس کردم دین و بدهی به نویسنده دارم که حداقل کاری که می توان برای ادای آن انجام بدهم همین تشکر خشک و خالی است.واقعا به کسانی که افتخار شاگردی حضوری چنین استادی را دارند حسادت می کنم.
تنها نکته ای که به نظرم رسید ناقص بودن فهرست اعلام وچند مورد اشتباه تایپی انگشت شمار و سهو مترجم در برگردان نادرست نامی مانند حسین لاله به جای حسین لله و سر انجام مطلبی است که در صفحه 430 مبنی بر این که ژنرال فرانکو "به رغم فشار شدید دول محور هیچ کمکی به آنها نکرد"ذکر شده.در حالی که گرچه اسپانیا رسما در جنگ بی طرف ماند اما لشکر داوطلبان پیراهن آبی اسپانیا با موافقت فرانکو در حمله آلمان به روسیه شرکت داشت و سوای زیرکی بیشنر ژنرال فرانکو نسبت به رضاشاه ،و پرهیز از درگیری و کمک بیشتر ، به نظرم عوامل دیگر از جمله موقعیت های سوق الجیشی ایران و اسپانیا هم در سرنوشت متفاوت این دو بی تاثیر نبود.
Profile Image for Hadi Akbari.
35 reviews9 followers
July 29, 2017
با دکتر کاتوزیان از کتاب سنت و مدرنیته دکتر زیبا کلام آشنا شدم و بسیار خوشحالم که ایشان را شناختم.
جامعه کوتاه مدت مرا بر آن داشت تا کتاب های دیگر ایشان نیز بخوانم و مطالعات تاریخی خودم رو افزایش بدم...
دولت و جامعه در ایران، نگاه تقریبا منصفانه ای به حوادث تاریخی قبل از مشروطه، مشروطه و استقرار پهلوی دارد و به خوبی زوایای مختلفی از آن را مشخص می کند و شخصیت ها و داستان های مستند را برای مخاطب بازگو می کند.
گاها در کتاب، حس کردم جزیئات بسیار ریز تاثیری در روند کلی ندارد و بعضا باعث پرش ذهن و از دست رفتن خط مطالعه می شود و این تجربه من بود.
با توجه به حضور دکتر کاتوزیان در موسسه شرق شناسی اکسفورد، در بعضی از بخش های کتاب، که درباره انگلیسی ها صحبت می شود، به نظرم می آمد که ایشان درحال طرفداری از دولت بریتانیا در شرح تاریخی و نمایش بی طرفی آن ها در سیاست های ایران هستند به نوعی که شاید ذهن را به سمتی ببرد که ایشان با توجه به جایگاهشان اینگونه نوشته اند... در کودتای رضاخان، با توجه به دست داشتن ژنرال ایرونساید و اطلاع وزیر جنگ بریتانیا، ایشان بارها از عدم نقش بریتانیا می گویند که با توجه به توضیحاتشان کمی در تناقض است.

این کتاب به شدت برای دوست داران تاریخ و آن هایی که می خواهند فضای امروز را با گذشته بسنجند و ایرانیان را در برهه های تاریخی بشناسند بسیار توصیه می شود. نگاه تقریبا بی طرفانه ایشان به موضوعات مختلفی، بسیار کمک کننده است.

به سوی مطالعه ی کتاب بعدی ایشان...

Profile Image for HAMiD.
521 reviews
January 23, 2017
ديدگاههاي هماكاتوزيان را بسيار مي پسندم و به گمانم يكي از برجستگي هاي نوشته هاي او تلاشي به جاست دراسطوره زدايي و كج فهمي. از اين منظر و بسيار مناظر ديگر اين كتاب بسيار بهره مند است از مقاله هاي سرشار از درايت و بي طرفي
Profile Image for Soheil.
23 reviews7 followers
June 9, 2018
کاتوزیان در فضل اول کتاب از تز‌های مختلفش درباره تحلیل تاریخ ایران صحبت میکنه که به اجمال، بحران آب و جانشینی، جامعه کوتاه مدت، چرخه استبداد هرج‌ومرج استبداد و... از بحثایی هست که دربارش صحبت میکنه.
کتاب بیشتر با رویکرد اسناد وزارت خارجه انگلیس و مکاتبات بین وزیرمختارهای بریتانیا در ایران با وزارت خارجه دولت مرکزی نوشته شده و به سال‌های استبداد صغیر، قرارداد ۱۹۱۹ و حواشی اون، احمدشاه و کودتای ۳اسفند ۱۲۹۹ و نحوه به قدرت رسیدن رضا شاه اشاره می‌کنه و در آخر در سال ۱۳۲۰ه.ش کتاب تموم میشه.
به نظرم کتاب خیلی خوبیه برای دوره ۱۲۸۵-۱۳۲۰ که اطلاعات خوبی در اختیار آدم میذاره.
کاتوزیان از معدود افراده که درباره تاریخ ایران تحلیل داره [فارغ از درست یا غلط بودن تحلیلش]، به نظرم خوندن کتاب‌هاش خوبه.
Profile Image for AmirHossein Gholampour.
7 reviews9 followers
April 5, 2019
اگرچه با چارچوب نظری نگارنده (نظریۀ استبداد) چندان موافق نیستم، خود کتاب بسیار مفید بود و خوندنش رو توصیه می‌کنم.
فکر می‌کنم جامع‌ترین و مفصل‌ترین کاری باشه که تاکنون دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ و روی‌کار‌اومدن رضاخان انجام شده. ارجاعات فراوان به یادداشت‌های کارداران خارجی (علی‌الخصوص انگلیسی) ناگفته‌های زیادی رو مطرح می‌کنه.
از نظر شرح جزئیات مذاکرات دولت‌های خارجی با شاه و کابینه‌های ایرانی بی‌نظیره، منتها دربارۀ بحث «جامعه» آن‌چنان مفصل و باجزئیات طرح بحث نشده. نویسنده اکثر رخ‌دادهای جامعه رو زیر عنوان «هرج‌ومرج» مطرح می‌کنه و چند نمونه رو می‌آره و تمام.
بااین‌حال، خوندنش حتی برای مخالفان نظریۀ استبداد هم بسیار مفیده. امیدوارم کارهایی این‌چنین تحلیلی و پرنکته درباب تاریخ ایران فراوان‌تر بشن.
Profile Image for Masoud.
74 reviews
October 30, 2024
در فصل اول کتاب نویسنده به طور خلاصه نظریات خود برای بررسی و تحلیل رخدادهای دوران معاصر ایران را مبتنی بر رابطه دولت-ملت که در قرن 18 اروپا شکل گرفته است طبقه بندی می گردد. این روند تطابق، بومی سازی و اصلاح نظریه با تاریخ و سیاست ایران باعث می شود که تضادهای ایجاد شده به دلیل حضور حاکم مستبد نشان داده شود. این موضوع تبین کننده آن که است که بر خلاف مقام شاه در اروپا، که به نوعی نماینده اش��اف و فئودالهای آن کشور است و نمی تواند از مرزهای قانوی تخطی نماید، در ایران به دلیل وجود مقام ظل الهی شاه ( فره ایزدی) همه رعیت او بوده و املاک و اموال آنها به او تعلق دارد( تضاد دولت- ملت). همچنین به دلیل عمر کم دولتها و ناپایداری آنها( نظریه جامعه کوتاه مدت نویسنده) آینده نگری و اصلاحات اساسی که در برخی زمانها شروع گشته است در سیاست کلی دولت ها دوام چندانی نداشته و در نطفه خفه شده اند. از این رو حکوت در ایران عموما نوسانی از حکومت استبدای و آشوب و هرج و مرج بوده است.

در ادامه طبقه بندی نظریات مطرح شده در ابتدای کتاب و ایجاد الگوی تحلیلی مناسب، شرایط سیاسی و اجتماعی ایران در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، بیشتر با اتکا به اسناد و مدارک منتشر شده از وزارت امور خارجه بریتانیا، با تحلیلی منطقی و مستند بررسی شده است و روند کلی منتهی به انقراض قاجار و استقرار پهلوی نشان داده می شود.
Profile Image for Cameron Willis.
25 reviews38 followers
August 23, 2014
Bad theoretical framework (which is to say, barely a theory, just an insistence that Iran goes through periods of chaos and absolutism) welded to a detailed history of the last years of the Pahlavis, though that history is drawn heavily from elite British sources.
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.