با اينكه ايده ش كلاًً خيلى خاص و عجيب بود اصلا دوسش نداشتم. تك گويى دوست دارم و واسه همينم اوليه رو بيشتر از دومى دوست داشتم، ولى قطعاً چيزى نبود كه سليقه من باشه :))
دو مونولوگ از زبان دو قاتل رومانتیک... کسانی که مقتول های خود عشق میورزیدند...اولی زنی که عاشقش بوده را به دلیل بد خلقی میکشد و دومی نویسنده ی مورد علاقه اش... ولی پس از مرگ آنها همه چیز به روال بهتری برمیگردد
This entire review has been hidden because of spoilers.
عزیزترین مونولوگهای دنیا. [یادِ سی خرداد نودویک و کشفِ این توی یکی از قفسههای پایینی کتابفروشی ققنوس -فکر کنم- با حانیه. و همهی جاهایی که این کتاب دستبهدست چرخید و همهمون خوندیمش.]
خوندن نمایشنامه همیشه جذاب بوده برام اینکه با قوه تخیل خودم جای کاراکترهاش میتونم بازیگر قرار بدم و اونجوری که دلم میخواد توی صحنه داشته باشمشون همیشه لذت بخشه… این کتاب هم دوتا نمایشنامه کوتاه داره که ساده و قشنگن… مخصوصا دومیش!
یک . می دونم عده ایی این کار را کلا یا برای تک گویی ها انجام می دهند اما باز هم من پیشنهاد می کنم ، دستِ کم نمایشنامه هایی که تک گویی هستند را بلند بلند بخوانید و اجرا کنید تجربه اش فوق العاده است و فوق العاده بیشتر لذت می برید از خواندن آن نمایشنامه .. این تجربه رو از دست ندهید . دو . هر دو نمایشنامه ایده ی خوبی پشتشون بود و خوب هم پرداخت شده بودند . بیشتر نمره ایی که دارم می دم واسه ایده و تجربه خوندنِ خودم است . سه . با تموم کردن این نمایشنامه باز هم همان دغدغه سراغم اومد که چرا برای اینکه یه اثرِ خوب بنویسن ایرانی ها - یا به تصویر بکشند در سینما - اصالتی از خودشون ندارند . یعنی اگر اسم ِ روی جلد رو نمی دیدم آخرین حدسم این بود که این نمایشنامه را یک ایرانی نوشته . - البته بیضایی و نمایشنامه هاش استثنا است - شما وقتی از چخوف نمایشنامه می خونید با تمام وجود روسی بودنش رو حس می کنید یا نمایشنامه آمریکایی یا شرق آسیایی حتی ؛ اما نمایشنامه ها و فیلم های کمی هستند که توانسته باشند با حفظ اصالتِ ایرانی خودشون جهانی هم بشوند ... - این استدلال که چون این هنر ها اصالتی در ایران ندارند پس نمی توانند اصالت ایرانی را هم به نمایش بگذارند اصلا پذیرا نیستم و قبول نمی کنم ، نمونه نقضِش در کشورهای دیگر فوق العاده زیاد است . -