هو من أَجَلّ كتب ابن ماجه وأعظمها وأبقاها على الزمان، وبها عُرِف واشتُهِر. وهو سادس الكتب الستة على القول المشهور؛ إذ كان المتقدمون يعدّون الكتب الأصول خمسة: الصحيحين، وسنن أبي داود، والترمذي، والنسائي، ثم ألحق بها سنن ابن ماجه. وإنما قُدِّم على غيره من الكتب؛ لما فيه من الجوانب التي تفضل به على غيره، ولما فيه من الزوائد على الكتب الخمسة الأصول، ولما فيه من الفقه وحسن الترتيب، وجَودة سَوق الأحاديث واختصار المتون. كما يمتاز سنن ابن ماجه بدقة الترتيب وكثرة الأبواب، وتناسبها مع ما اشتملت عليه من الفقه، وعدد كتبه (37) كتاباً، وعدد أبوابه (1500) باباً. قال الحافظ ابن حجر: كتابه في السنن جامعٌ جيّدٌ كثيرُ الأبواب والغرائب. وقد رَتّب ابنُ ماجه سننَهُ على الكتب والأبواب الفقهية، وقد أحسن وأجاد حينما بدأها بباب اتباع سنة رسول الله صلى الله عليه وسلم، وساق فيه الأحاديث الدالّةَ على حُجّية السنة، ووجوب اتباعها والعمل بها. وسنن ابن ماجه منها: الصحيح، والحسن، والضعيف، بل والمنكر والموضوع على قلة. ومهما يكن من شيء، فالأحاديث الموضوعة قليلة بالنسبة إلى جملة أحاديث الكتاب، التي تزيد عن أربعة آلاف حديث، فهي لم تَغُضّ من قيمة الكتاب، فسنن ابن ماجه أصل من أصول السنة، وينبوع من ينابيعها. ويبلغ عدد أحاديثه (4341) حديثاً، منها (3002) حديثاً وردت في الكتب الخمسة أو بعضها، أما زياداته على الخمسة فهي (1339) حديثاً، منها (428) حديثاً صحيحاً، و(613) حديثاً ضعيفاً، و(99) حديثاً ما بين واهية الإسناد أو منكرة موضوعة. والإمام ابن ماجه هو: محمد بن يزيد بن ماجه الرَبعي القَزويني، أبو عبد الله، أحد الأئمة في علم الحديث، من أهل قَزوين، ولد سنة (209ﻫ)، رحل إلى البصرة وبغداد والشام ومصر والحجاز والرَي في طلب الحديث، وتوفي سنة (273ﻫ)، له (تفسير القرآن) وكتاب في (تاريخ قَزوِين). بيانات الطبعة الأصلية: طبع هذا الكتاب عن الطبعة الأصلية المعتمدة المطبوعة في مطبعة عيسى البابي الحلبي وشركاه بمصر سنة 1373ﻫ-1954م، بتحقيق العلامة محمد فؤاد عبد الباقي. http://www.daralnawader.com/books/boo...
دوستانِ گرانقدر، از این کتاب بخشِ مربوط به "جهاد" را برایِ شما خردگرایان انتخاب نمودم و به برخی از احادیث و روایتها در زیر اشاره میکنم... خودتان با شعور و خردِ انسانیِ خویش، در آنها بیاندیشید --------------------------------------------- پیامبر گفت: شهید نزدِ خداوند مشخصاتی دارد، با ریخته شدنِ نخستین قطره هایِ خون، تمامی گناهانِ او بخشیده میشود. و جایِ خود را در بهشت میبیند و با حورالعین ازدواج خواهد کرد و از عذابِ قبر معاف میشود.. از هولِ وحشتِ اکبر در ایمن میماند... بر فرقِ سرش تاجی نهاده میشود که یک دانهٔ یاقوتِ آن گرانبهاتر همهٔ دارایی هاست و هفتاد و دو حورالعین به همسریِ او در خواهند آمد و شفیعِ هفتاد تن از خویشانِ خود خواهد شد ********************************** پیامبر گفت: بهترین شهیدان، آن کسانی هستند که به دشمن یورش میبرند و بر نمیگردند تا زمانی که کشته شوند.. آنها در بالاترین اتاق های بهشت ساکن میشوند و خداوند به آنها لبخند خواهد زد ********************************** عوف بن حارث بن عفرا، از پیامبر پرسید: ای رسول الله، چه چیزی بیش از همه باعثِ رضایِ خداوند از بندهٔ خود میباشد؟؟ پیامبر پاسخ داد: کسی که بدونِ زره و دیگر وسایل، به دشمن حمله ور شود... پس عوف بن حارث، زرهی را که به تن داشت، درآورد و به گوشه ای انداخت و به دشمن حمله ور شد و کشته شد ********************************** پیامبر گفت: من با شمشیر مبعوث شدم تا اینکه اللهِ اکبر عبادت شود ... و او روزیِ مرا در سایهٔ نیزه ام قرار داد و کسانی را که با دعوتم مخالفت کنند ذلیل میکند. به من فرمان داده شده با مردم بجنگم تا بگویند: لا اله الا الله و محمد است رسول الله ********************************** دوستانِ عزیزم، ببینید با این خزعبلات و یاوه گویی ها، چگونه آن تازیانِ بیابانی و وحشی و بیخرد را تشویق به غارت و تجاوز و آدمکشی میکرده است... و متأسفانه هنوزهم عده ای بیشعور و از حیوان پست تر، منتظر نشسته اند تا به آنها حکمِ جهاد و کشتارِ دیگران را بدهند... شما قضاوت کنید، آن بیچاره و بدبخت هایی که به دستورِ رسولِ اللهِ اکبر، سر از تنشان جدا شده و زن و بچه و اموالشان توسط این جماعتِ وحشی به غارت رفته، چه گناهی مرتکب شده بودند؟ جز اینکه دگراندیش بودند و خود را از امتِ محمّد نمیدانستند، و نمی خواستند دینِ دروغینِ محمد را قبول کنند... آیا به خاطر همین موضوع، مستحقِ مرگ بودند؟؟ قصدِ رسول الله از جهاد، فقط و فقط غارتِ اموال و به خصوص زنان و دخترانِ دیگران بوده است، نه توسعهٔ اخلاق... مگر میشود با کشتار و تجاوز، اخلاق و آدابِ زندگی را توسعه داد؟؟ فلسفهٔ اخلاق عموماً بر مبانیِ جلوگیری و منع از قتل و کشتار انسانهاست، نه حکمِ کشتار و تجاوز به زنان و کودکان... در طولِ تاریخ، در کجایِ این کرهٔ خاکی، با کشتار و غارت و تجاوز، به اخلاق رسیده اند که این دومی باشد؟؟ حضورِ همین باورهایِ احمقانه و جا افتاده در افکارِ عمومی است که هر از گاهی، توده هایِ میلیونی عوام را، برای به تحقق رساندنِ اهدافِ کثیفِ متولیانِ دین، با نامِ مسخرهٔ جهاد و شهادت به قتلگاه هدایت میکند... و توده ها نیز، در شور و شوقی دسته جمعی، در اوجِ نادانی، جانِ خود را به تیغِ جلّادانِ مبشّرِ تاریخ دین، هدیه میدهند عزیزانم، این را بارها گفته ام و نمیدانم که این مردمِ درمانده، کِی میخواهند بفهمند که ارزشِ حضورِ انسانیِ آنها در خاک، خود دلیلی است، محکم برایِ مُردن آنها... مگر میشود نوعِ مُردن را، که یک واژهٔ شفاف و واضح است، با توهماتِ دین و این حدیث ها و آیات و خزعبلات، تغییر داد!؟؟ باید به این مردم این حقیقت را آموخت که مرگ، یک پایان است، یک تمام است، ولو به نام و عنوانِ زَر بافتِ شهادت باشد عزیزان و نورِ چشمانم، بدانید که خدایی که بندگانش را تحتِ نام شهادت و جهاد در راه خود تشویق به مُردن میکند، خدایِ دروغین و کلّاشی است که جز بقایِ خود، هیچ نمیخواهد... اگر خدایی باشد، این خدا، ما را خلق نکرده است تا قربانیِ خویش کند، بلکه ما را آفریده است، تا خویش را، قربانی ما کند --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برایِ شما خردگرایان، مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»
أفضل تحقيق وتخريج للأحاديث هي لطبعة (الرسالة ناشرون) من إنجاز فريق عمل مكتب الشيخ شعيب الأرناؤوط. أما السنن فقد كانت محبطة لي لكثرة الأحاديث المضعفة،وإن لم تخل قراءتي من فائدة. قيل قديما: ما انفرد به ابن ماجه، فليس للمسلمين به حاجة. والمعنى أن ما ورد في سننه هو فقط دون طرق أخرى للحديث في كتب آخرين، فهو على الأغلب ضعيف أو موضوع.
الشيخ الطريفي رصد لنا ٦ أحاديث فقط،انفرد بها ابن ماجه؛وكانت طرقها جيدة. ليثبت لنا أن ما قيل ليس على إطلاقه.
هو الكتاب الخامس لي من الكتب الستة في الحديث، نسختي كانت 1453 صفحة. ساعدني على فهم البيئة التي عاش فيها الصحابة بعيداً عن المعلومات المغلوطة التي يلقمنا إياها المشايخ أحياناً.
جميل جدا ..يوجد حوالي 4300 حديث وهو على ما اعتقد أخر الصحاح الستة و لهذا اشتريته حتى يحوي على اكبر عدد من الاحاديث ..ملاحظة انا أأخذ بجميع الاحاديث الموضوعة و الضعيفة و المتواترة لان معناها في الغالب يكون صحيح والله اعلم.. للعلم من أراد ان يستزيد هناك كتاب اسمه كتاب المستدرك للحاكم (الذي جاء بعده) و الذي يحوي 10,000 حديث و هو كتاب يقول صحيح على شرط الصحيحين البخاري و مسلم و لم يخرجاه