Jump to ratings and reviews
Rate this book

و دست‌هایت بوی نور می‌دهند

Rate this book
وقتی دل دست‌هایم
تنگ می‌شود برای انگشتان کوچکت
آن‌ها را می‌گذارم برابر خورشید
تا با ترکیبی از کسوف و گرما
دوری‌ات را معنا کنم.

48 pages, Paperback

First published January 1, 2010

5 people are currently reading
166 people want to read

About the author

مصطفی مستور

44 books764 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
58 (23%)
4 stars
69 (27%)
3 stars
65 (26%)
2 stars
34 (13%)
1 star
22 (8%)
Displaying 1 - 24 of 24 reviews
Profile Image for Elham 8 Azimi.
165 reviews62 followers
Read
January 29, 2016
نمرۀ واقعی: 1.5
درمورد مصطفی مستور، صحبت‌های طولانی دارم که جایش اینجا و در ذیل این کتابش نیست؛ اما خلاصه می‌گویم که نویسندۀ مطلوبم نیست.
اما کاری به نویسندگی مستور نداریم؛ اینجا با مستور شاعر طرفیم.
مستوری که نظیر به نظیر تفکر نویسندگی‌اش را در شعرهایش شاهدیم؛ و جز این هم نمی‌بایست باشد.
اما از منظر شعری، برای کسی که آشناست با محضر واژه‌ها، و حتی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است، و قطعاً از مطالعۀ کلاسیک و جدید خوبی برخوردار است، این شعرها شعرهای ضعیف و بی‌مایه‌ای بودند. غالباً یادآور دلنوشته‌های یک تازه‌جوانِ احساساتی با خرده‌دغدغه‌های اجتماعی.
می‌بویم گیسوانت را / تا فرشته‌ها حسودی کنند / شانه می‌زنم موهایت را / تا حوری‌ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا / شعر می‌گویم برای تو / تا کلمات کیف کنند/ مست شوند / بمیرند.
تقریباً غالب اشعار در این مایه هستند. نه بر تصویر است بنایشان، نه بر روایت است، نه هیچ‌چیز دیگری جز یک توصیف ادبی خام.
در بعضی شعرهای دیگر که متفاوتند کمی با این اشعار، شاعر فلسفه‌بازی(بافی) می‌کند و می‌خواهد از ظرفیت‌های تصویری زبان و به هم زدن منطق عادی‌اش، استفاده کند در راستای برجسته‌سازی؛ اما تلاش موفقیت‌آمیزی نیست و چیزی بیشتر از آن‌چه در داستان‌هایش به داستان می‌گوید، شاهد نیستیم:
پنج دوتا، هفده تا / مرغ گفت: قوقولی قوقو / چهارنه تا، شصت و پنج تا / آن مرد چاقو دارد، تفنگ دارد، روزی هزارنفر می‌کُشد و فلسفه را خوب می‌داند. / دوهفت تا، پنجاه و یکی/ آبیِ سرخِ صورتیِ سیاه است آن خوشگلِ خوبِ عوضیِ پاکِ حقه باز؛ آن مثلثِ پنج ضلعی./ آن زن در خیابان زندگی می‌کند و نود و پنج خانه در تهران دارد/ خانه ندارد/ چهارسه تا چندتا می‌شود؟/ آن مرد زن دارد/ و دیابت/ وهفت بچه/ وفشار خون/ و تاکسی دارد و پانزده ساعت در شبانه‌روز کار می‌کند/ وعینک ذره بینی دارد/ وهفته‌ای چهاربار می‌میرد/ درست می‌گوید آن عابدِ مستِ فروتنِ عاشقِ دخترِ دوکوچه بالاتر/ که هفت پنج تا امروز دقیقاً می‌شود: نهصد و پنجاه و چهارهزار و پانصد و شصت و سه.
یک بزرگی، که نامش را در ابتدای دفترچه‌ام باید جستجو کنم، می‌گفت که «آن سادگی که به فایدۀ ادبیات است و مخاطب آن را می‌پسندد، آن نوع از سادگی است که از پیچیدگی‌ها گذشته است.» من این جمله را از ته می‌خوانم و می‌خواهم بگویم آن پیچیدگی که به سادگی نرسیده باشد، اصلاً قابل قبول نیست در ادبیات. این‌طور فلسفیدن و به‌ظاهر امر شعر را در فرم و محتوا به‌هم‌ریختن، اگر قرار بود کار به جایی ببرد، پیش از این‌ها دادائیست‌ها می‌بایست برده باشند!
با شاعرانی که داستان می‌نویسند و نویسندگانی که شعر می‌گویند، مخالفتی ندارم؛ اما نمی‌توان انکار کرد که فقط یک قله را می‌توان فتح کرد... .
Profile Image for Ranj.
189 reviews1 follower
January 10, 2018
شاید من خواننده ی قانعی هستم، توی یه کتاب وقتی یه بیت یا جمله ی لذیذ پیدا کنم کافیست تا چشم عیب بین رو ببندم و اون جمله رو عَلَم کنم. من از برخی از واژه ها و سادگیها لذت می برم و لذت بردن ساده ترین کاریه که برای من، کارگره:
زل زده بود به زیباترین درخت شهر
مرد جذامی حاشیه ی خیابان.

می دانم تنها چند بند از این دست واژه ها برای خوب بودن یک کتاب کافی نیست اما وقتی برای خوب بودن حال من کافیست پس کافیست...
Profile Image for Mitra.
77 reviews76 followers
November 3, 2015
خیلی خوب بود. :} از اون شعرا و جمله‌های قشنگ قشنگ داره توش. 8-> از اینا که آدم می خونه هی :} می‌شه.
خوش‌حال‌م که مستور ناامیدم نکرد. راضی‌م ازش.
Profile Image for معصومه توکلی.
Author 2 books260 followers
May 30, 2013
مدت های مدید بود که دست دوستی بود به رسم امانت
پسم داد و دوباره خواندمش
بار اول نمی دانم اگر ازم می پرسیدی، چه می گفنم
اما الان
سخت دوستش می دارم
در حدی که نمی دانم چرا بهش پنج نمی دهم...
این که چرا این قدر برایم دوست داشتنی است؟
دشوار است توضیحش...

" و من
-این حرف آخر نیست-
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزگاری های صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع کنم"

چقدر می فهممش...
Profile Image for R.
385 reviews25 followers
May 13, 2011
وقتي كه دل دست‌هايم
تنگ مي‌شود براي انگشتان كوچكت
آن‌ها را مي‌گذارم برابر خورشيد
تا با ترکیبی از كسوف و گرما
دوري‌ات را معنا كنم.
Profile Image for Sadjad Abedi.
174 reviews60 followers
November 23, 2023
جز چند مورد، باقی اصلا چیزی برای ارائه نداشت، به عنوان یکی از طرفداران مستور واقعا بهت‌زده شدم از مواجهه با این کتاب چراکه انتظار بالاتری داشتم. شاید مستور شاعر به خوبی مستور قصه‌گو نیست.
Profile Image for Mahsa.
6 reviews5 followers
August 27, 2012
من شما را ...
منظورم ایت است...
بگذارید اینطوری بگویم تا حالا...
من هرگز هرگز هرگز...
می خواهم بگویم شما را...
نمی دانید چقدر برای...
لعنت به کلمات...
آخ!
لعنت به کلمات
Profile Image for Mahdi.
299 reviews101 followers
February 6, 2017
چقدر محشر؛ چقدر دوست داشتنی؛ چقدر رویایی

بهترین دستورالعمل برای یک زندگی عاشقانه یا حداقل نامه نگاری های عاشقانه
Profile Image for Мari.
99 reviews2 followers
April 7, 2025
سلیقه ی من نبود
Profile Image for Kosar mobini.
27 reviews12 followers
Read
December 6, 2024
_ یا ارحم الرّاحمین!
مادرم گفت
وقتی پله‌ی سنگی
لغزید زیر پای او
در شیبِ تندِ رستوران Golden Foods
بعد،
تا خداوند
تا بدود تا پله ها
تا برسد تا لیزی سنگ
کسی تکان نخورد
کسی جیک نکشید
حتی مرگ.
Profile Image for Zahra.
43 reviews21 followers
May 13, 2013
کتاب کوتاه و شعرهای خیلی زیبایی داره. واسه کسی که کتابای دیگه ی مستورو نخونده. اما کسی که خونده براش تکراریه!!!
67 reviews
October 24, 2024
استعداد مصطفی مستور در گزینش کلمه ها واقعا تحسین برانگیزه.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
September 7, 2015
دلم تنگ می شود، گاهی
برای حرف های معمولی
برای حرف های ساده
برای "چه هوای خوبی!"/ "دیشب شام چه خوردی؟"
برای "راستی! ماندانا عروسی کرد."/ "شادی پسر زایید."
و چه قدر خسته ام از "چرا؟"
از "چه گونه!"
خسته ام از سوال های سخت، پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
برای
یک "دوستت دارم" ساده
دو "فنجان قهوه داغ"
سه "روز" تعطیلی در زمستان
چهار "خنده ی" بلند
و
پنج "انگشت" دوست داشتنی.
Profile Image for Sobhan.
41 reviews1 follower
September 11, 2020
سرود ملی صد و پنجاه و سه کشور جهان
و ما پاک ، همچون دریا...
جوخه .... آماده!
مقدس هچون مسیح
پیش فنگ !
با کلیدهای طلایی بهشت
اسلحه ها رو به هدف...
و دست هایی پر از عاطفه و مهر و عشق
انگشت ها بر ماشه
و هزاران شاخه زیتون
آتش...!
Profile Image for Narges Amooei.
264 reviews177 followers
July 19, 2018
بعد از خوندنش فهمی��م در زمینه‌ی داستان و رمان بیشتر قبولش دارم . و فقط دو شعر این کتاب جذبم کرد . و البته اسم خود کتاب .
Profile Image for Arezoo Banooei.
115 reviews
July 27, 2021
به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
از لذت گفتنش امتناع کنم.
Profile Image for Breeze.
164 reviews2 followers
Read
December 27, 2025
صادقانه؟ در حد اسم مصطفی مستور نبود این کتاب.
Profile Image for Amir Sahbaee.
389 reviews21 followers
December 26, 2015
با اینکه چندتا از نوشته های کتاب واقعا از نظر من خوب نبودن،ولی تعداد خوب ها خیلی زیاد بود!بیشتر از یک کتاب با 25 شعر.اگه بخوام شعرهایی رو که دوس داشتم بنویسم،باید حداقل 7-8 شعر کتاب رو بنویسم.پس به همین یدونه اکتفا میکنم :
دلم تنگ می‌شود، گاهی
برای حرف‌های معمولی
برای حرف‌های ساده
برای «چه هوای خوبی!»
«دیشب چه خوردی؟»
برای
«راستی! ماندانا عروسی کرد.»
« شادی پسر زائید.»
و چه قدر خسته‌ام از
«چرا؟»
از
«چه‌گونه!»
خسته‌ام از سؤال‌های سخت، پاسخ‌های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ‌های تند
نشانه‌های با معنا، بی‌معنا
دلم تنگ می‌شود، گاهی
برای
یک دوست‌ات دارم ساده
دو فنجان قهوه‌ی داغ
سه روز تعطیلی در زمستان
چهار «خنده‌ی» بلند
و
پنج «انگشت» دوست داشتنی .
Profile Image for Kia Taheri.
44 reviews26 followers
August 31, 2012
به جز قطعه‌ی «در ستایش صدای‌ات»، شعرهای دیگرِ کتاب معلق‌اند میان بحثِ قدیمیِ سوژه و اوبژه در شعرِ امروز فارسی.
Profile Image for Atiyeh.
156 reviews37 followers
August 3, 2016
فوق العاده. عین شین قاف به معنای واقعی کلمه. من ک عاشق نوشته های جناب مستورم اشعارشون هم عااالیه❤
Profile Image for Hossein.
48 reviews7 followers
Read
November 6, 2016
ولی من همچنان ترجیح میدم که این شعرها را در متن رمانهای مصطفی مستور بخونم.
Profile Image for Elaheh bagheri.
29 reviews10 followers
April 27, 2017
در این هستی غم انگیز
وقتی حتی روشن کردن یک چراغ ساده "دوستت دارم"
کام زندگی را تلخ می کند
وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی ات
زندگی را
تا مرزهای دوزخ
می لغزاند
دیگر -نازنین من-
چه جای اندوه
چه جای اگر...
چه جای کاش...
Displaying 1 - 24 of 24 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.