Jump to ratings and reviews
Rate this book

اهل هوا

Rate this book
.

209 pages, Paperback

First published April 1, 1966

10 people are currently reading
318 people want to read

About the author

غلامحسین ساعدی

83 books420 followers
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»

او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب تا مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی بی کلاه، آی با کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ و درگیر شدن ساعدی با حکومت در پس از انقلاب، از ایران مهاجرت کرد، وی در غربت به چاپ دوباره "الفبا" را (جهت حفظ فرهنگ) آغاز کرد. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد

Gholām-Hossein Sā'edi was born in Tabriz 5 January 1936. In 1963 he graduated from University of Tabriz in medicine, began his writing career (under the pen name Gowhar-e Morād) with short stories and plays (1966). Sā'edi was a noted writer, editor, and dramatist; an influential figure in popularizing the theater as an art form, as well as a medium of political and social expression in contemporary Iran. Later, after completing the mandatory military service he embarked (1963) on a five-year internship to specialize in psychiatry. He was repeatedly investigated, arrested, and incarcerated by the security police (SAVAK) and subjected to both physical and psychological abuse.
Sa’edi’s plays were at first produced and viewed by small groups of university students as ’theatrical experiments,’ and attracted wide audiences. The dialogues are designed to lend themselves to modification by local accents and dialects, a quality that has made the plays accessible and appealing to audiences of different ethnicity and varying levels of intellectual sophistication. By the end of the 1960s Sa’edi’s standing as a prolific dramatist and fiction writer had been well established in the circle of literary figures.
Based on his travels in 1965 to the villages and tribal areas of the Persian Gulf and in 1968 to Azerbaijan in northern Iran, Sa’edi produced a series of monographs with anthropological underpinnings. The importance of these studies is that in a variety of ways they became useful sources for many of Sa’edi’s later works. In Sa’edi’s monographic sketches and fictional narratives the village and the city are both inhabited by the same anxiety-ridden people, tormented by the same problems.
By the early 1970s, in addition to his short stories, he had published a short novel, Tup (The Cannon, 1970) and completed the manuscripts of Tātār-e Khandān (The Grinning Tartar) while he was in prison for

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
64 (44%)
4 stars
45 (31%)
3 stars
29 (20%)
2 stars
7 (4%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 26 of 26 reviews
Profile Image for Sara.
1,802 reviews562 followers
June 7, 2024
کتاب بسیار برام کتاب جالبی بود، به قدری که مشتاق شدم اگه تونستم حداقل یه بار یه مراسم زار برم. غلامحسین ساعدی واقعا آثار جذابی در زمینه فرهنگ و فولکلور ایران داره.

زار چیه و از کجا اومده؟ از خود متن کتاب و مقدمه‌اش بیارم:
گویا عقاید مربوط به بادهای زار از راه حبشه در سرزمین های اسلام راه یافته است و عقایدی مشابه آنچه در ایران وجود دارد در مصر و حجاز و عمان نیز تحت عنوان زار دیده میشود .
مسلمانان و مسیحیان حبشه معتقدند که زار از جمله ارواح خبیثه ای است که در رودها و چشمه ها بسر میبرند و گاهی در کالبد آدمها حلول میکنند . انجام بعضی مراسم وخصوصاً انواع رقص ها این ارواح را مجبور بترك كالبد انسانی میکند . این عمل معمولاً بوسیله زنی انجام میگیرد و مراسم چند شبانه روز طول میکشد و رقص همراه با صدای طبل های کوچک و بزرگ است.

فقط هم مختص به این مکان ها نیست، در سومالی نیز همین رسم بنام «سار» وجود دارد.

اهل هوا چیه و به کیا میگن؟

اهل هوا بطور اعم به کسی اطلاق میشود که گرفتار یکی از بادها شده است. و بادها تمام قوای مرموز و اثیری و جادوئی را گویند که همه جا هستند و مسلط بر تمام نوع بشر. هیچ کس و هیچ نیروئی را قدرت مقابله با آنها نیست و آدمیزاد در مقابلشان چنان عاجز و بیچاره است که راهی جز مماشات و قربانی دادن و تسلیم شدن ندارد. بادها گاه بی‌رحمند و همه از آنها گریزان و گاه مهربانند و عده ای داوطلب پذیرش آن بادها همه جا هستند در تمام دریاها و خشکی ها و همیشه طالب کالبدی هستند پریشان و خسته جان‌. و هر جا که وحشت و دلهره زیاد است باد زیاد است و هر گوشه که فقر و بیکاری شایع است زور باد بیشتر است.

حالا طبق مثال هایی که جلوتر زده میشه یه رسی از این بادها یه سری بیماری های شایع اند و برخیشون چیزهای دیگه. ولی وقتی با راهکار های معقول و ابتدایی جواب نمیگیرند میروند سراغ بابا یا ماما که مراسم مخصوص زار رو اجرا کنند:.

وقتی که باد سراغ کسی رفت و او را مرکب خود ساخت دیر یا زود مریض و هوائیش میکند. برای رهایی از درد و رنج باد باید پیش «بابا» و یا «ماما»ی آن باد رفت برای پائین آوردن و زیر کردن باد هر بابا و يا ماما مجالس و مراسم خاصی برای بازی کردن ترتیب میدهند وطی همین مراسم است که بابا با ماما باد را از تن بیمار بیرون میکند. مجلسی و سفره ای و خونی و این مراسم همانست که باد میخواهد و بوسیله همین ها است که باد صاف و بینا میشود و شخص مبتلا در جرگه اهل هوا در میآید.

یه ویژگی جالب تعریف میکرد اینکه مراسم این‌ها به مرور زمان عوض شده. احتمالا تا امروز هم باز بیشتر عوض شده چون تو متن کتاب می‌گفت پلیس یه سری رو میگیره یا مجبورند یه سری مراسم رو عوض کنند.
معتقدات اهل هوا در سواحل ایران، مانند سایر معتقدات عامیانه تغییر و تکوین پیدا کرده است. بادها در طول راهی که از افریقا تا سواحل ایران پیموده اند با فرهنگ و اساطیر و قصص مختلف مخلوط شده حتی حال و محتوی عوض کرده رنگ و شکل اسلامی گرفته اند. اشعار و اوراد و جادوئی افریقائی با اشعاری در مدح پیغمبر اسلام جا عوض کرده حتی سنتها و روشهای معمول در این آداب و رسوم به سنت ها و روش های اسلامی نزدیک شده است.

نکته ای که هست اینه که هم باد ها متفاوتند و هم مراسمشون و اینکه یک نفر چندین مراسم انجام نمی‌ده و هر باد اشخاص مربوط به خود رو دارد. البته بجز ام‌صیبان، که گفته بود همه مامان بزرگ ها میتونن انجامش بدن و مراسم زیادی نمی‌خواد. حالا علایم ام‌صیبان چیه؟ همون علائم تب‌تشنج یا صرع کودکیه.
بادها همه مسری هستند و قابل انتقال اگر کسی یک نفر را زیاد دوست داشته باشد میتواند بادش را با و بدهد یا از وی بگیرد. هم‌چنین هستند آنهائی که از هم متنفرند یا بهم کینه می ورزند . ماماها و باباها میتوانند بادشان را به یکی ببخشند و یا کسی را دچار یکی از بادهای مضراتی بکنند.
برای رهائی از درد و شکنجه یک باد همیشه پیش بابا یا مامای آن باد میروند. هر باد برای خود یک بابا و یک ماما دارد. بابا و ماما حرفه خود را از پدر بارث میبرد.
هر بابا و ماما برای خود بساط مفصلی دارد، چند دهل با اسم های جور واجور ، بخوردان های گلی کوچک و بزرگ ، سازهای مختلف که در مجالس اهل هوا از آن ها استفاده میکنند. باباها اغلب در مجالس اهل هوا خون می خورند، خون قربانی را و هر بابا يا ماما با تعداد خون هایی که خورده اعتبار واهمیت پیدا می کند.


کتاب از این به بعد چند بخش میشه و به معرفی باد‌ها، زار ها، موجودات، مراسم ابزار و اصطلاحات می‌پردازد.

بادهای عمده و مشهور این ها هستند:
باد زار: که همه کافرند بجز عده معدودی . رو هم رفته همه را «باد سرخ» می گویند.
نوبان: بادیست که شخص را علیل و بی حرکت و افسرده می کند.
مشایخ: بادهائی هستند مسلمان و پاك و عده ای خطرنا کند و عده ای دیگر بی خطر و در سواحل مسلمان نشین فراوان هستند.
باد جن: بادهای زمینی یا زیر زمینی هستند. همه زنجیری‌و مضراتي وخطرناك .
باد پری: که دو جورند پری‌های کافر، پری های اهل حساب. هر دو شخص را مبتلا میکنند. پری های کافر خطرناک تر هستند.
باد دیب (دیو): که چهل گز بیشتر بلندی دارد. در بیابان ها و جزایر پیدا می شود، به آدم که بخورد همان دم بیجان و خشکش میکند.
باد غول: که از دور همچون شتر مستی پیدا میشود و هر کسی را که سر راهش باشد بی جان میکند.


بعدش شروع می‌کنه معرفی یه سری زار معروف و اینکه از کجا اومدن و علائمشون چیه. که یه سری رو تو آپدیت ها آورده بودم و یه سری دیگه هم الان میارم.

متوری
کسی که دچار این باد شد، اول « گرفتگی» و «حمله قلب» بسراغش می رود و سیاه میشود ، بعد میافتد و تخته میشود . موقع شروع حمله شخص مبتلا جیغ های بلند میکشد و می‌خواهد فرار کند. بیشتر وقت ها به آب انبار با چاه با طرف دریا قرار می کند که خود را غرق بکند و دیده شده که بعضی ها حتی خود را تلف کرده از بین برده اند. اما وقتی متوری راحت است شخص بی حرکت می افتد و تخته می شود، غذا نمی‌خورد، دست و پایش خشک میشود، چشم هایش کس یا جائی را نمی بیند، هر چند که از پشت پلک های نیمه باز دائم نگران بیرون است. زبانش اغلب بیرون می‌ماند و وقتی صدایش می‌کنند توجهی نشان نمی‌دهد.

این یکی نه بخاطر زارش، که بخاطر درمان عامل طبیش برام جذاب بود:
زار پپه
شخص مبتلا به زار پپه تب میکند بعد مدت ها به سرفه می افتد و اطرافیان به خیالشان که طرف دچار ذات الریه شده معالجه ذات الریه می‌کنند. یعنی بهمان سیاق صد سال وصد و پنجاه سال پیش سینه مریض را با سیخ و تکه آهن گداخته داغ میکنند. اما په په با داغ کردن مخالف است. اگر کسی را که دچار په په است داغ کنند ، زار به غضب در آمده مرکبش را می کشد. این باد هم بیشتر، بعد از دعوا و مرافعه و با دلخوری و غصه بسراغ شخص می رود.

از موجودات افسانه‌ای دریاهای جنوب که معرفی کرده بود چندتاشون رو‌ میارم چون جذابن:
بابا دریا
موجود افسانه ای دریاهاست. هیکل آدم را دارد با بدنی که از صدفهای درشت(کلنگ) پوشیده شده. دست های بسیار بلندش انگشت شست ندارند. پستان‌های متعددی تمام سینه اش را پوشانیده، بیشتر طرف‌های هند یا سواحل افریقا ظاهر میشود. ملاحان و جاشوان ایرانی مجسمه او را در بمبئی و سایر شهرهای هند زیاد دیده اند که روی دو زانو نشسته.
بابا دریا در دریاهای بزرگ و عمیق زندگی می کند. در هوای طوفانی از آب بیرون می‌آید. اگر کسی تنها کنار ساحل نشسته باشد، او را می گیرد و به ته دریا میبرد و یا به کشتی ها حمله می‌کند و سعی کند که یک یا دو نفر از جاشوها را بگیرد و ته دریا ببرد. مشهور است که بابا دریا اول با شکار خود لواط میکند و بعد او را می کشد.
بابا دریا تنها از صدای آهن وحشت دارد. و بیشتر وقت ها حتی از شنیدن اسم یک آلت فلزی فرار می کند. هر وقت با با دریا پیدا شود، جاشوها فریاد بر می دارند: «تیشه بیار، اره بیار، تبر بیار.» و دو تکه آهن را محکم بهم میگویند.
در جهازها و لنج های ایرانی رسم است که با دیدن سایه بابا دریا، کارد کهنه ای را تند تند روی لنگر جهاز می کشند و اعراب فریاد بر می دارند: «حدید، حدید.»

و این دوتا
ام المداس
جانوریست خیالی که از دریا بیرون می آید و آدم هایی را که تنها در ساحل نشسته اند میترساند و دنبال میکند. پیر مردهای جزیره قشم ادعا می کردند که ام المداس را دیده اند. ولی بعقیده عده زیادی ام المداس همان «من‌منداس» است.

من منداس
بشكل زن بسیار زیبا و جوانی است که رانهای اره مانند دارد و در کوه ها همیشه آواره میگردد. بسته ای جواهر هم همراه دارد که هیچوقت از خود دور نمیکند. مردها خیلی زود شیدای من‌منداس می شوند و هر وقت او را ببینند دنبالش میافتند. من‌منداس»گ خیلی زود نرم میشود و روی خوش نشان میدهد و برای هم خوابگی مرد جوان را به خرابه ای میکشد.
بسته جواهراتش را زیر سر می گذارد و می خوابد و پاهایش را از هم باز می گذارد. اگر مرد چیزی درباره من‌منداس شنیده باشد و حدس بزند که با کی طرف است باید یک مشت خاک از زمین بردارد و در لحظه ای که من منداس روی زمین خوابیده به چشمانش بباشد. آن‌وقت بسته جواهرات را میتواند برداشته و قرار بکند. اما اگر مرد غافل و بی خبر باشد و طمع همخوابگی هم بکند من منداس او را وسط دوپای خود گرفته، با جفت کردن رانهایش مرد را از وسط دو نصفه می‌کند.


درسته که زیاد از متن آوردم ولی این تیکه از متن کتاب رو هم باید حتما اینجا بیارم:
ساحل نشینان جنوب با تشنگی آشنایی و الفت دیرین دارند. تشنه آب، تشنه محبت، تشنه حادثه ای که زندگی یکنواخت و بی‌رنگ و حالشان را نشاطی ببخشد و هر چیز تازه ای که حرکتی داشته باشد و رنگ مرگ از چهره شان پاک بکند.
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
November 27, 2025
به نظرم دانشگاه در کنار ده ها فایده ای که داشته، دست کم برای جامعۀ سرکوب-کنندۀ ما، یه ضرر اگه داشته بوده باشه اینه: مرزبندی صلب و سفت و سخت میان رشته ها و تخصص ها، تا جایی که عنصر خلاقیت رو سرکوب کرده در تحقیقات آکادمیک و امکان فعالیت بین رشته ای رو محدود کرده و ظهور آدمهایی مثل غلامحسین ساعدی رو ناممکن کرده. ظهور دوبارۀ ایده ای به نام «بحرالعلوم» رو ناممکن کرده. از یه وجه میشه گفت خوبه این تخصصی بودن و سپردن هر کار و حوزه به متخصص خودش؛ اما از وجه دیگه میشه پرسید آیا همین خط کشی و دیوارکشی نبوده که متخصص و متفکر رو اخته و فاقد اثربخشی بیرونی و ملم��س برای ملت و مملکت کرده؟ آیا همین خط کشی، که در عنفوان جوانی علم کمک کرده به پیشرفت بسیار سریع، در این دوران میانسالی علم موجب کُند شدن و درجا زدن نشده؟
نمیدونیم. ما فقط سؤال میپرسیم و رد میشیم. خودتون برید جواب رو پیدا کنید. بعد بیاید به منم بگید.
ساعدی در «اهل هوا» هم دقت مستندنگار رو داره، هم تخیل نویسنده رو، هم بی طرفی روانپزشک رو و هم تعهد و شرافت یه متفکر چپ رو. مجموع اینها میشه یه مونوگرافی که اطلاعات کاملی دربارۀ موضوع خودش ارائه میده؛ به تکرار نمیفته و خسته کننده نمیشه؛ برای هر قشری پُر از ایده س؛ و مهمتر از همه سیاسیه. امروز اینطور جا افتاده که کاری اگه سیاسی باشه، دیگه نمیتونه علمی و دقیق باشه. به نظرم ساعدی توی مونوگرافی های خودش نشون داده که اتفاقاً نگرش سیاسی و انتقادی داشتن میتونه وجه علمی رو هم برجسته تر و جدی تر کنه.
روایت های مربوط به اهل هوا و تسخیرشدگان سواحل و کویرهای جنوب بسیار خواندنی بود برای من. ایده ای که تا ابد در ذهنم میمونه اینه که کارگران و جاشوها و فقرا و گدایان و تنهایان و غواص ها و بدبخت ها دچار باد میشدن، و نه ثروتمندان.
ایدۀ بسیار مهم دیگه ای هم که در ذهنم میمونه فقر سهمگین و خُردکننده ایه که مردمان جنوب از یک حکومت به حکومت بعدی تجربه ش کرده ن؛ اون موقع ها (حوالی سالهای چهل و قطعاً قبل از اون و تحقیقاً بعد از اون و تا امروز) شناسنامه نداشتن و شغل نداشتن و آب شُرب نداشتن. دهکده ها متروکه بودن و مخروبه، و مردمان جنوب برای گذران عمر مجبور بودن به سخت ترین کارها تن بدن. امروز فرق کرده؟ میدونیم که نه.
Profile Image for Arman.
360 reviews352 followers
December 12, 2016
کتابی اتنوگرافیک(مردم نگارانه) که به صورت تک نگاری نوشته شده و به جنبه ای اگزوتیک اما واقعی از فرهنگ خطه ی جنوب ایران پرداخته و توصیفی همدلانه از آن ارائه داده است. اگرچه روایت کتاب با یک روایت و لحن علمی و تکنیکی فاصله ی زیادی دارد، اما همین لحن همدلانه و صمیمی کتاب، آن را تبدیل به اثری شیرین و روان نبوده است.
همچنین نباید فراموش کرد که کتاب جز< اولین تجاربی است که در این راه قدم می گذارد و لحن غیرعلمی آن را باید به حساب همین جوان بودن و نوپایی این رشته در ایران آن زمان گذارد.

اما موضوع کتاب:
"هوا" و "هوازدگی" را باید جزء اختلالات روانیِ وابسته به فرهنگ دانست؛ اختلالی که وابسته است به فرهنگ خطه ی جنوب ایران و همین مردمان نسل به نسل، دانش و درمان سنتی آن را تا به امروز منتقل کرده اند.
هوا عبارتست از قوای جادویی و مرموزی که در فرد بروز کرده(اصطلاحا بر وی سوار شده) و موجب آشفتگیِ روانی فرد می شود. افرادِ موسوم به مرکب باد را به نزد بابازار و مامازار می برند تا وی در طی مجلسی، اصطلاحا بازی اجرا کرده و به مدد ادوات موسیقی باد را به "زیر بکشند".

بعدها ناصر تقوایی این مراسم را به خوبی در مستند "باد جن" وفیلم "کشتی یونانی" به تصویر کشیده است.
در زیر نمونه ای از موسیقی زارخوانی را می توانید بشنوید به نوازندگی بابازار غلام مارگیری:
musiciranian.ir/77702-margiri.html
Profile Image for Anousha.
13 reviews48 followers
February 26, 2025
توی اتوبوس، شب‌ها توی چادر کنار خلیج فارس و در خرابه‌های جنوب خوندمش. تجربه عزیز و جالبی بود.
Profile Image for Zahra Naderi.
230 reviews42 followers
January 9, 2025
من عاشق جهانگردی‌ام و تاحالا تقریبا هیچ جایی رو ندیدم. حتی شهری که توش بزرگ شدم و کامل نمیشناسم. من عاشق جهانگردی‌ام، ولی نه عاشق دیدن برج ایفل پاریس و ترکیه و دوبی، من دوست دارم جاهایی مثل نپال و بوشهر و ببینم. یا شاید یه غار عجیب. من عاشق جهانگردی‌ام، پس عاشق لنز دوربین احسان عبدی‌پور شدم. دریچه‌ای که اون جهان و می‌بینه، همونیه که من میخواستم. یه دفعه رفته بود جنوب و این کتاب و معرفی کرد. منم بی‌درنگ و یه نفس خوندمش. کتابیه که اگه احسان راجبش مستندچه نساخته بود، خوندنش برام جذابیتی نداشت و حس خاصی در من اینجاد نمیکرد. (شاید دوست داشته باشم بازی باد لیوا رو ببینم.)
Profile Image for Somayeh Farhadi.
71 reviews72 followers
October 9, 2014
موضوع این تک نگاری برایم بسیار جذاب (و تا حدی عجیب) بود. در مقایسه با "خیاو" به نظر می آید که ساعدی سعی می کند که نویسنده ی بی طرف تری باشد. که البته وارد نکردن نظرات شخصی لازمه ی این نوع نوشته های پژوهشی ست.
مجموعه داستان "ترس و لرز" به وضوح مرتبط با اهل هواست. و البته مقایسه ی این دو، مهارت نویسنده در سبک های مختلف را نشان می دهد.
Profile Image for Farzaneh.
48 reviews10 followers
September 24, 2021
کتابی مستند، با توصیفات دقیق و در عین حال روان، بدون این که نظر و تحلیل شخصی نویسنده تاثیری بر روایت داشته باشد.

اگر به فرهنگ خط ساحلی جنوب و جزایر آن علاقمند هستید حتما از کتاب لذت خواهید برد. در سفرهایی که داشتم در باب بادها و علی‌الخصوص زار جسته
گریخته از مردم و مراسمشان چیزهایی شنیده و دیده بودم، اما این که همه‌ی این توصیفات و مشاهدات بصورت یک‌جا و مدون گزارش و جمع‌آوری شده بسیار ارزشمند است، بخصوص که زمان نگارش کتاب به بیش از پنجاه سال قبل برمی‌گردد که در مقایسه با امروز این آداب و رسوم اصیل‌تر، غنی‌تر و کمتر تحت تاثیر فرهنگ مرکزنشینان و گردشگران بوده است.
Profile Image for Sara Hosseini.
165 reviews65 followers
December 24, 2018
تو جشنواره سینما حقیقت امسال، فرهاد ورهرام فیلمی ساخته بود به اسم "عروسی پسر زینت" که مونوگرافی مراسم عروسی ای بود در روستای سَلَخ قشم. گفتم مونوگرافی چون معمولن به اشتباه به چنین فیلم هایی عنوان اتنوگرافی (مردم نگاری) رو میدن (فی المثل اُرُد عطارپور راجع به این فیلم همچین چیزی گفته بود). مطرح شدن قشم و سلخ و سفر جنوبِ پیش رو باعث شد یادم بیاد مدتیه می خوام اهل هوا رو بخونم (سلخ و بابا زارش تو چندین جای کتاب ساعدی حضور دارن). پیشتر ایلخچی (1342) رو خونده بودم که اون هم جزو همون مجموعه تک نگاری های سازمان مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بوده. از ایلخچی تا اهل هوا (1345) ما آشکارا با ساعدی خبره تری مواجهیم که با نگاه دقیق تر و موشکافانه تری آنچه دیده و شنیده رو به نگارش درآورده. مشابه مونوگرافی قبلی، داده های مکتوب در این کتاب هم مواد اولیه نگارش کتب داستانی بعدی ساعدی قرار گرفتن (مثلن ترس و لرز). کتاب از حیث موضوع و نگاه جزئی نگر و توصیفات ساعدی بسیار در جایگاه ارزشمندی قرار می گیره منتها مشکل همیشگی من با اینجور نوشتارها سر جاش باقیه. اینکه نویسنده "دیگری" رو فقط از حیث دیگری/ "نه-من" بودنش توصیف می کنه، سبب می شه ما با روایت ناقصی روبرو باشیم که چیزی از سوبژکتیویته اونهایی که موضوع پژوهش هستند رو در اختیار ما نمی ذاره. ساعدی بسیار انسان فروتنیه و صادقانه ابتدای کتاب گفته هیچگونه تلاش نفسیری یا تحلیلی ای نخواسته انجام بده. در عین حال نویسنده خیلی همدلانه با ابژه های اثرش مواجه می شه و سعی می کنه موضع فرادست-فرودست ایجاد نکنه. با در نظر گرفتن نگارش کتاب در دهه 40، همچنان اثر قابل قبولی محسوب می شه. اما کاش خود ساعدی یا دیگرانی اطلاعات بیشتر و عمیق تری از "اهل هوا" در اختیار ما میذاشتند و کمی بیشتر به کانتکست سیاسی-اجتماعی جنوب در نسبت با این آداب می پرداختند.
Profile Image for Liuna Ahmadani.
4 reviews3 followers
October 12, 2023
«اهل هوا» یک مونوگرافی یا تک‌نگاری به قلم غلامحسین ساعدی، نویسنده و روانپزشک است که سال ۱۳۴۵ انتشار یافت.
بر اساس باورهای قدیمی ساحل‌نشینان جنوب ایران، پری‌ها، دیوها و ... همه باد یا خیال یا هوا هستند. این بادها در سر آدمیان رخنه می‌کنند و او را «مرکَب» خود می‌سازند. اگر کسی گرفتار یکی از این بادها شود و بتواند جان سالم به در ببرد، آن وقت به جرگه «اهل هوا» درمی‌آید.

- کتاب با بخشی تحت عنوان یادداشت‌های پراکنده درباره ساحل‌نشینان جنوب شروع می‌شود. در این قسمت، ساعدی شرح داده است که زندگی اهالی آن حوالی، چطور با دریا و ماهی‌گیری گره خورده و صیادی کشتی‌های خارجی، چطور دریا را خسیس‌ و دست مردم را تنگ‌تر کرده است. ساعدی در این بخش نوشته است که ساحل‌نشینان، هر کدام وسیله‌ای برای سفر در دریا دست و پا می‌کنند و هر که مجهزتر باشد، می‌توان دورتر سفر کند و با نقل و انتقال کالا، امورات بگذراند. در اثر همین سفرها و هم‌نشینی با مرزشینان خاک‌های دیگر از جمله کشورهای آفریقایی و هند، از فرهنگشان نیز تاثیر پذیرفته‌اند. بنا بر یادداشت‌های ساعدی، فرهنگ نواحی ساحلی جنوب، مخلوطی از آداب و سنن و باورهای عربی، هندی، سواحلی و ایرانی است.

بخش دوم این کتاب درباره اهل هوا و انوع بادها مانند زار ، نوبان و .. است و در این میان، یادداشت‌هایی درباره بادهای مشهور که افراد بیشتر به آن‌ها مبتلا می‌شوند و بعد چند شرح‌ حال از اهل هوا و در آخر سازها ، لوازم و اصطلاحات اهل هوا. /
• در کل من از خواندن این کتاب لذت بردم و ازش آموختم .
Profile Image for Ali Frz.
150 reviews43 followers
March 9, 2018
با این کتاب هنگام تماشای فیلم ایرانی-انگلیسی:
Under the Shadow
فیلمی در ژانر وحشت، با عواملی ایرانی ولی تولید شده در کشوری غیر ایرانی، آشنا شدم.
جالب اینکه ا��ن فیلم نماینده ی انگلیس در اسکار سال قبل بوده و انصافا فیلم متفاوت و قابل قبولی هم است.
----------
بعد از مطالعه این کتاب تقریبا با اکثر موجودات خیالی نواحی جنوبی کشور آشنا می شوید که البته مشترکاتی هم با باورهای سایر نقاط ایران قابل مشاهده است و همچنین آشنایی با مفاهیم آشنایی مانند
«سفره انداختن» ، «حال زار» و «فلانی باد به کله ش خورده»
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews254 followers
September 2, 2014
ساعدی یک تک نگاری عالی دارد که همین کتاب است، تکنگاری وحشتناک، دقیق، اما کمی پایان آن لنگ میزند. در مورد این کتاب قبلهادر اینجا نوشتم

mana-ravanbod.blogspot.com/2011/11/blog-po...

و هنوز وردهای عاشقان و حرفهای ساعدی و اهل هوا در سرم میچرخد. میچرخد.

نقد قاسم هاشمی نژاد بر این کتاب را در کتاب "بوته بر بوته" هم دنبال کنید گرچه بعضی حرفهاش درست نیست.
Profile Image for مهشید.
569 reviews29 followers
January 8, 2025
کتابی کوتاه و جالب از آداب و رسوم‌خرافی مردم‌جنوب . از انواع بادهایی که مردم جنوب معتقدند اگر به انسان برخورد کنه، حال و روزش رو دستخوش تغییراتی عجیب میکنه . کتاب اثری مستند از آداب و رسوم مردم جنوب تو سال‌های دوره و به نظر کار باارزش و جالبی بود.
Profile Image for Ehsan Movahed.
Author 1 book159 followers
July 12, 2025
اهل هوا به طور اعم به کسی گفته می شود که گرفتار یکی از بادها شده باشد. و بادها تمام قوای مرموز و اثیری و جادوئی را گویند که همه جا هستند و مسلط بر تمام نوع بشر ... بادها همه جا هستند، در تمام دریاها و خشکی ها و همیشه طالب کالبدی هستند پریشان و خسته جان. و هر جا وحشت و دلهره زیاد است باد زیاد است. و هر گوشه فقر و بیکاری شایع است زور باد بیشتر است.

با این که کتاب، مستند است ولی خیلی جاها همدلانه و زیبا نوشته شده و احساسات خواننده را بر می انگیزد. آقای ناصر تقوایی هم مستند کوتاهی ساخته اند با همین مضمون و با ساختار خیلی مشابه به نام "باد جن"
Profile Image for Arefeh.ps.
204 reviews11 followers
October 9, 2023
در فرهنگ جنوبی‌ها هوا یعنی جن . میگن طرف هوا برش داشته یعنی جنی شده .
Profile Image for hossein Babadi.
119 reviews4 followers
May 3, 2018
جالب است که علیرغم اینکه بیش از 7 سال در حاشیه خلیج فارس (شهرهای مختلف استان بوشهر تا بندرعباس) بوده ام بیشتر آداب و سنن اشاره شده در کتاب برام تازگی داشت
151 reviews2 followers
December 31, 2024
بر اساس باورهای قدیمی ساحل‌نشینان جنوب ایران، پری‌ها، دیوها و ارواح نیک و بد، همه باد یا خیال یا هوا هستند. این بادها در سر آدمیان رخنه می‌کنند و او را «مرکَب» خود می‌سازند. اگر کسی گرفتار یکی از این بادها شود و بتواند از چنگ آن جان سالم به در ببرد، آن وقت به جرگه «اهل هوا» درمی‌آید.

اهل هوا، به باورهای اهالی مناطق میناب و جزیره لارک و هنگام و در حالت کلی ساحل‌نشینان جنوب درباره انواع بادهایی می‌پردازد که آدمی را بیمار می‌کنند و برای رام کردنشان، باید مراسم به خصوصی برگزار شود. مراسمی که اصطلاحا به آن «بازی» می‌گویند. هر چند شاید امروز برای سراغ گرفتن از باورهای این‌چنینی، نسبت به ۵۰ سال پیش و زمانی که ساعدی به جنوب سفر کرد، نیاز به جست‌وجوی بیشتری است، اما هنوز هم می‌توان رد این باورها را در جزیره‌ها و سواحل مشاهده کرد. 

بنا بر یادداشت‌های ساعدی، فرهنگ نواحی ساحلی جنوب، مخلوطی از آداب و سنن و باورهای عربی، هندی، سواحلی و ایرانی است.

بر اساس این کتاب، بنا بر باورهای سنتی جنوب، ساحل‌ها و جزیره‌ها خانه بادها است و هر کس دچار یک ناراحتی شود و بعد از مراجعه به پزشک و گذراندن دوره‌های درمانی خوب نشود، ممکن است گرفتار یک یا چند باد شده باشد. بادها، با جن به بدن مبتلا راه می‌یابند. هر باد، یک درمانگر مخصوص دارد و درمانگران را بابا و ماما می‌گویند. برای رام کردن و «به زیر آوردن» بادها، مراسم مخصوصی برپا می‌شود. مراسمی که شبیه آن در آفریقا و هند و کشورهای عربی هم برگزار می‌شود. بادها اغلب سراغ سیاهان، فقرا و طبقه اجتماعی ضعیف‌تر می‌روند. مشهورترین بادها، باد زار، باد نوبان، باد مشایخ، باد جن و پری و دیب و غول است. بعضی زیر سایه درختان در کمیند و بعضی بالای کوه‌ها و پای برکه‌ها و باقی، سرگردان در دریاها.

فرد مبتلا را مرکَب یا فرس باد می‌گویند و یا به زبان سواحلی، په‌په. برای بادها سفره پهن می‌کنند، قربانی می‌دهند و مراسمی برگزار می‌کنند که با کوبیدن دهل و دایره همراه است. باد که به زیر بیاید و به اصطلاح «صاف و بینا» شود، می‌تواند از چیزهای ناشناخته خبر دهد و دیگر مرکب خود را آزار نمی‌دهد. اهل هوا یا شفایافتگان، تا آخر عمر باید اصولی را رعایت کنند و از محرماتی بپرهیزند. در مراسم اهل هوا، کسان دیگری هم شرکت می‌کنند؛ افراد سالمی یا «صافی» که به اهل عشق معروفند. به عقیده ساعدی، باورهای سواحلی، هندی و عربی با باورهای مذهبی و تصوف درآمیخته و آنچه حاصل شده، رسومات و اعتقادات اهل هوا است.
Profile Image for Shakiba.
9 reviews1 follower
November 3, 2025
کتاب «اهل هوا» نه داستان است، نه افسانه؛ بلکه سندی زنده از آیین‌های جنوب ایران، جایی که بادها نام دارند و ارواح در تن آدمی خانه می‌کنند. غلامحسین ساعدی، با نگاهی مردم‌نگارانه و بی‌قضاوت، به دل مراسم زار و باورهای اهل هوا می‌رود؛ جایی که درمان، رقص است و موسیقی، زبان ارواح.
در این کتاب، نویسنده نه راوی قصه، بلکه شاهدی خاموش است؛ ثبت‌کننده‌ی لحظه‌هایی که در آن انسان، طبیعت و ماوراء به هم می‌رسند. از شیخ فرج تا شیخ اروس ، از باد حبشی تا باد هندی، هر کدام نشانی از جهانی دیگرند که در جنوب ایران نفس می‌کشند.
«اهل هوا» کتابی‌ست درباره‌ی مرزهای ناپیدای بیماری و باور، درمان و آیین، و درباره‌ی مردمانی که با بادها زندگی می‌کنند، نه دربرابرشان.

نتیجه‌گیری:
در جهانی که علم پزشکی مدرن گاه از درک ریشه‌های فرهنگی بیماری‌ها بازمی‌ماند، «اهل هوا» یادآور این نکته است که درمان، تنها دارو نیست؛ بلکه گاه رقصی است با باد، نوایی است از طبل، و باوری است به روحی که در هوا جاری‌ست. غلامحسین ساعدی با این اثر، نه‌تنها آیینی را ثبت کرده، بلکه پلی زده میان روان انسان و طبیعت، میان درد و رهایی .
Profile Image for Maziar Parizade.
30 reviews
October 31, 2019
شیفته نگاه توصیفی و بی‌طرف ساعدی شدم که به صورت دقیق تا جایی که می‌توانسته به بیان جزییات پرداخته است. از مقدمه شاهکار کتاب هم نمی‌شود گذشت که وضع معاش و زندگی مردم را بی‌کم‌وکاست شرح داده است‌. از تمام داستان‌های ساعدی بگذریم، به نظر من همین کتاب به تنهایی قدرت نویسندکی و همچنین دقت علمی‌اش را بازگو می‌کند. نظم و سیاق کتاب همین حالا هم سروگردنی بالاتر از ذهن آشفته محققان ایرانی معاصر است که همچنان عادت به کشکول‌نویسی دارند.
Profile Image for Reza.
29 reviews3 followers
January 28, 2019
ساعدی از بسیاری جهات من رو یاد چخوف میندازه. هردو دکتر هردو داستان کوتاه و نمایشنامه‌نویس و هردو ثبت‌کننده اطلاعات محلی. کاری که ساعدی در مورد جنوب ایران انجام داده چخوف در مورد جزیره ساخالین روسیه کرده. اهل هوا یه کار تحقیقی بسیار ارزشمنده که چه الان و چه در آینده به نظر من مبنای خیلی از داستانا و فیلم‌ها میتونه باشه.
Profile Image for Schahin.
125 reviews
November 16, 2022
زمانی که شروع به مطالعه در مورد اهل هوا و آیین زار کردم، نمی دانستم که ساعدی در این باره کتاب نوشته. کمی مطالعه و سفر کردم و چیزهایی از زبان مردم به دست آوردم. اما وقتی تو یک آفست فروشی این کتاب رو دیدم مثل دیدن گنج بود. فکر کنید کنید که یک پزشک نویسنده در مورد آیین زار و اهل هوا و مردم جنوب بنویسه.... دراماتیک پشت دراماتیک
عالی بود این کتاب
Profile Image for Parastou Heidari Azar Heris.
4 reviews2 followers
Read
December 7, 2022
ساعدی تو اهل هوا از حال و روز ماهیگیری نوشته که حوصله دریا رفتن را از دست میدهد و موقع لیغ کشیدن از دیگران عقب میماند، اغلب کم اشتها میشود و ترجیح میدهددر گوشه‌ای جدا از دیگران بنشیند و گرفتار خودش باشد؛ ساعدی جمله‌اش رو اینجوری تموم کرده: به اصطلاح اهل هوا جانَش بد میشود.
Profile Image for Hadith.
29 reviews6 followers
December 26, 2019
از غلامحسین ساعدی، علاوه بر داستان‌های کوتاه، رمان‌ها، نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌هایش، سه تک‌نگاری مهم نیز بر جا مانده است. ایلخچی (۱۳۴۲)، خیاو یا مشکین‌شهر (۱۳۴۳) و اهل هوا (۱۳۴۵). این تک‌نگاری‌ها که با همکاری «مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی» دانشگاه تهران (تأسیس ۱۳۳۷)، به پیشنهاد جلال آل احمد و زیر نظر او به انجام رسیده است، وجه دیگری از نگاه دقیق، موشکافانه و تیزبین ساعدی را در مواجهه با اجتماعی که در آن می‌زیست، بازنمایی می‌کند.
سومین و آخرین و شاید بتوان گفت مهم‌ترین تک‌نگاری ساعدی، به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فرهنگی، دور از زادگاه و پیشینه‌ی فرهنگی-قومی اوست.

پیش از این یادداشتی در معرفی تک‌نگاری‌های ساعدی با تاکید بر کتاب «اهل هوا» نوشته‌ام که متن کامل آن از طریق لینک زیر در دسترس است:
http://peyrang.org/articles/75/ غلامحسین-ساعدی-و-تک-نگاری-هایش-با-تأکید-بر-کتاب-اهل-هوا

درباره‌ی «اهل هوا» می‌توان گفت که علی‌رغم گذشت بیش از پنجاه سال از انجام آن، هیچ پژوهشی در این موضوع، بدون ارجاع به «اهل هوا»ی ساعدی به انجام نرسیده است. این امر، بر اهمیت کاری که ساعدی در آن برهه از زمان بر عهده گرفت و به انجام رساند، صحه می‌گذارد.
Profile Image for Kambizdirakvand.
93 reviews2 followers
January 19, 2016
روايتي موشكافانه و تحقيقي روان از يك موضوع اجتمايي و روانشناسي جنوب كشورمان.
Profile Image for Nima Nariman.
22 reviews5 followers
May 2, 2017
به سبک و سیاق یک کتاب مستند نوشته شده. مشاهده‌گری دقیق٬توصیفات ساده و کامل٬احاطه به اصل ماجرا٬تلاش برای بیان صادقانه و درست و بی‌طرفانه‌ی مشاهدات حاصل از تحقیقات گسترده از ویژگی‌های این کتابه. اگر جنوبی هستید٬اگر می‌خواهید درباره زار بدانید٬اگر مشکلات روان و درمان‌های سنتیش در ایران (جنوب کشور) براتون جالبه٬و نهایتا اگر دوست دارید یک ماسترکلاس مشاهده‌گری و گزارش‌نویسی درست و ساده و روان رو به‌طور مجانی از یک روان‌پزشک و نویسنده‌ی قهار (غلام‌حسین ساعدی) تجربه کنید این کتاب رو از دست ندید
Displaying 1 - 26 of 26 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.