Erdman writes in the tradition of Gogol (think Government Inspector ), and it certainly shows in this madcap but sinister farce. Its premiere in 1925 was the most successful production by the most famous of Soviet directors, Meyerhold. Now it is given a rare revival at the National Theatre in London in a version written and directed by Declan Donnellan, who has staged many productions in Russia in the last 10 years.
Nikolay Robertovich Erdman was a Soviet dramatist and screenwriter primarily remembered for his work with Vsevolod Meyerhold in the 1920s. His plays, notably The Suicide (1928), form a link in Russian literary history between the satirical drama of Nikolai Gogol and the post-World War II Theatre of the Absurd.
نیکلای رابرتوویچ اِردمان در ۱۶ نوامبر ۱۹۰۰ در خانوادهٔ حسابداری از آلمانیتبارهای حاشیهٔ دریای بالتیک به دنیا آمد (تاریخ ۱۹۰۲ که بسیاری از اوقات به عنوان سال تولد او ذکر میشود، نادرست است). از نُهسالگی شعر میگفت. در دورهٔ نوجوانی، فوتوریسم و شعر مایاکوفسکی بر او تأثیر فراوانی گذاشت. در ۱۹۱۸ با ایماژینیستها، از جمله شرشنوویچ، مارینهوف و یسنین آشنا شد و با آنان همکاری کرد. نخستین شعرش در ۱۹۱۹ به چاپ رسید و در همان سال به خدمت ارتش سرخ فراخوانده شد. در طول خدمت در ارتش و پس از آن نیز شعرهایش در نشریههای مختلف چاپ میشد. در همان سالها با نوشتن لیبرتو برای اپرت و باله در محافل نمایشی مسکو اسم و رسمی به هم زد، ولی شهرت و جایگاه اصلی او در تاریخ ادبیات و تئاتر روسیه مدیون دو نمایشنامهٔ کمدی او به نامهای حکم و خودکشیکننده است.در نمایشنامهٔ حکم، گروهی از دلسپردگان به رژیم تزاری پیش از انقلاب به تصویر کشیده شدهاند که میان کشش درونی به نظام پیشین و تلاش برای همساز شدن با نظام جدید سرگردانند. نخستین اجرای این نمایشنامه در ۲۰ آوریل ۱۹۲۵ به کارگردانی میرهولد روی صحنه رفت و پس از آن در پترزبورگ، کازان، باکو، اُدِسا، یاروسلاول، اوفا، خارکوف، سامارا، سوِردلوفسک و... و همچنین در برلین (۱۹۲۷) و ژاپن (۱۹۳۴) به نمایش در آمد. اجرای آن با موفقیت فراوانی همراه بود و در جامعهٔ هنری و نمایشی روسیه همانند رویدادی بزرگ و مهم پذیرفته شد و در همان فصل نخست، بیش از صد بار در تئاتر میرهولد روی صحنه رفت. گارین، بازیگر نامدار روس، با بازی در نقش پاول گولیاچکین، قهرمان اصلی اثر، بود که به شهرت رسید. موسیقی نمایش نیز ساختهٔ دمیتری شوستاکوویچ نوزدهساله بود که در آن زمان هنوز دانشجوی کنسرواتوار بود. آوازهٔ نمایشنامه به ماکسیم گورکی که در آن زمان در سورنتو (ایتالیا) زندگی میکرد نیز رسید و اِردمان با مأموریتی که لوناچارسکی برایش ترتیب داد، دو هفته در ایتالیا مهمان گورکی بود.اِردمان بلافاصله پس از نخستین اجرای حکم، کار روی دومین نمایشنامهٔ بزرگ خویش را آغاز کرد: خودکشیکننده. وی در سال ۱۹۲۸ برای اجرای این نمایشنامه با میرهولد قرارداد بست، ولی انتقادهای گزندهٔ موجود در اثر، موجب شد تا نمایش آن ممنوع اعلام شود. تئاتر واختانگوف نیز موفق نشد اجازهٔ اجرای آن را به دست آورد. استانیسلافسکی که شیفتهٔ نمایشنامه شده بود (معروف است که پس از شنیدن متن آن فریاد میزد: "گوگول! گوگول!")، نامهای به استالین نوشت و با اشاره به نظر مساعد گورکی و لوناچارسکی به این اثر، خواستار صدور اجازهٔ نمایش آن شد. یک جلسهٔ بازبینی با حضور مقاماتی مانند کاگانوویچ، پاستیشف (منشی استالین)، پاسکریوبیشف، استتسکی و... برگزار شد که در آن، فقط پردهٔ سوم نمایشنامه اجرا شد، ولی همان کافی بود که این کمیسیون اجرای عمومی نمایش را ممنوع کند.متن روسی خودکشیکننده نخستین بار در ۱۹۶۹ در آلمان غربی به چاپ رسید و در همان سال در سویس روی صحنه رفت؛ ولی در شوروی حتی در دورهٔ ذوب شدن یخها نیز تئاترهای واختانگوف و کاتانگا نتوانستند اجازهٔ نمایش آن را به دست آورند و حتی در سال ۱۹۸۲، یعنی دوازده سال پس از مرگ اِردمان، اجرای پلوچک از نمایشنامهٔ او، پس از نخستین اجرا از برنامهٔ تئاتر برداشته شد. اِردمان در سال ۱۹۳۳ سر صحنهٔ فیلمبرداری فیلم بچههای خوشحال دستگیر و به سیبری تبعید شد. علت دستگیری، سرودن حکایتی منظوم بود که شخصی با بیاحتیاطی آن را در مراسمی در کرملین خوانده بود. در تیتراژ فیلم مشهور بچههای خوشحال که در ۱۹۳۴ به نمایش درآمد، نام نویسندگان سناریو، ن. اِردمان و و. ماس برداشته شد.در ۱۹۳۴ تبعیدگاه اِردمان به تومسک تغییر یافت. در تئاتر تومسک متن رمان مادر گورکی را برای اجرا بر روی صحنه آماده کرد. در ۱۹۳۶ اجازه یافت در شهر کالینین سکونت کند و آنجا کار روی سناریوی فیلم ولگا، ولگا (برندهٔ جایزهٔ دولتی در ۱۹۴۱) را آغاز کرد. تا جنگ جهانی دوم در شهرهای کوچک مختلفی که زندگی کردن در آنها برای تبعیدیان مجاز بود به سر میبرد. در ۱۹۳۸ در یکی از سفرهای مخفیانهاش به مسکو، در آپارتمان میخاییل بولگاکوف پردهٔ نخست نمایشنامهٔ هیپنوتیزمکننده را برای او خواند (اِردمان هیچگاه این نمایشنامه را به پایان نرساند). در همان سال بولگاکوف در نامهای از استالین خواست که به اِردمان اجازهٔ سکونت در مسکو داده شود. نامه بیجواب ماند.در زمان جنگ جهانی دوم، پس از درخواستهای مکرر از جانب اِردمان و امتناع حکومت، به ارتش فرا خوانده شد: در واحدی متشکل از افراد فاقد حقوق اجتماعی و کشیشان سابق. به نفرات این واحد حتی سلاح و لباس نظامی هم داده نمیشد. در عقبنشینیهای طولانی، اِردمان که به سختی بیمار شده بود به ساراتوف رسید و از آنجا با دستور بریا به مسکو و گروه رقص و آواز ان.کا.و.د. (کمیساریای مردمی امور داخلی) فرا خوانده شد و تا ۱۹۴۸ در آنجا به آماده کردن آثار مختلف برای اجرا بر روی صحنه مشغول بود.اِردمان در سالهای بعد نیز عمدتاً به نوشتن متن آثار نمایشی، از قبیل نمایشنامه، فیلمنامه، میانپرده، لیبرتو، متن نمایشهای سیرک و... اشتغال داشت. همکارانش در این کارها و. ماس و م. والپین بودند. در ۱۹۶۴ مشاور یوری لوبیموف و عضو غیررسمی شورای هنری تئاتر تاگانکا شد و برای این تئاتر نسخهٔ نمایشی قهرمان عصر مای لرمانتوف (با همکاری لوبیموف) و میانپردهای بر اساس نمایشنامهٔ منظوم پوگاچوف از سرگئی یسنین را آماده کرد. لوبیموف سرانجام در ۱۹۹۰ موفق شد نمایشنامهٔ خودکشیکنندهی اِردمان را روی صحنه ببرد.اِردمان در ۱۰ اوت ۱۹۷۰ در مسکو درگذشت.