John Cottingham is Professor Emeritus of Philosophy, University of Reading. Professor of Philosophy of Religion, University of Roehampton, London. Visiting Professor, King’s College London. Honorary Fellow, St John’s College, Oxford University.
John Cottingham has published over thirty books – fifteen as sole author, a further nine editions and translations, plus (either as single or joint editor) eight edited collections – together with over 140 articles in learned journals or books. From 1993-2012 he was Editor of Ratio, the international journal of analytic philosophy.
تقریبا همیشه وقتی درباره سوال خاصی که به فلسفه مربوط است از کسانی که مطالعهی جدی فلسفی دارند میپرسم، همه به متن اصلی فیلسوف ارجاع میدهند و به شدت از خواندن کتابهای تفسیری و مروری منع میکنند. حتی یکی دو بار در دانشگاه هم که از اساتید فلسفه سوال کرده بودم، یک لیست طولانی از متون اصلی فلاسفه را جلویم میگذاشتند و میگفتند که بعد از خواندن اینها بیا و سوالت را بپرس، فارغ از اینکه من اصلا رشتهام فلسفه نیست و شاید وقتی برای خواندن این همه متن نداشته باشم یا اصلا برای زندگیام برنامههای دیگری داشته باشم. این در حالی است که خیلی وقتها یک سرنخ کلی از اندیشههای یک آدم کارت را راه میاندازد و اجازه میدهد در مسالهی اصلی خودت پیش بروی و سالها وقت را برای خواندن کل تاریخ فلسفه و جزئیات ریزِ هر اثرِ فیلسوف نگذرانی. البته ابداً منظورم این نیست که باید متون اصلی را کنار گذاشت. خودم هم بارها سراغ آنها رفتهام و اتفاقاً برای همان جزئیات ریزشان وقت صرف کردهام. حرفم این است که مثلا اگر یک روز سوالی در زمینهی معرفتشناسی داشتم، شاید برای پیش رفتن در سوالم لازم نباشد مسیر معرفتشناسی را از پیشاسقراطیان تا فلسفه تحلیلی قرن بیستم به شکل دقیق دنبال کنم. چند هفته پیش که دنیل دنت از دنیا رفت گزیدههایی از کتاب آخرش را خواندم. در بین توصیههایش به پژوهشگران جوان از مفهومی حرف زد به اسم «فهمِ توزیعشده». از این گفت که در جوانی خودش را در کتابخانه حبس میکرده و ساعتها با آثار اصلی وقت میگذرانده و تلاش میکرده تا خودش به ذاتِ مفاهیم برسد و همه چیز را دقیق متوجه شود. اما بعدش از این میگوید که زندگی خیلی کوتاه است و قرار نیست که همهی آدمها با تلاش فراوان همهی مفاهیم را خودشان استخراج کنند. حتی خیلی از اوقات محققان بزرگ هم درگیر این اشتباه میشوند و همین تمرکز بر روی چند مطلبِ محدود در طول سالها باعث میشود دیدِ پژوهشگر تونلی شود و در همان دنیای کوچک گیر بیفتد. اینجاست که میتوانیم برای فهمیدن ایدههای بدیع و سوالاتمان در حوزههای دیگرِ دانش سراغ آدمهایی برویم که این مفاهیم را برایمان توضیح دهند و با این کار یکطورهایی ابزارهای آنها را برای مسائل خودمان قرض بگیریم. این روزها کتاب «دکارت»ِ کاتینگم برای من همین بود، راهنمایی جامع و کامل که بدون نیاز به مطالعهی دقیقِ قبلی، از ابتدا آغاز کرد و پایههای فهم اندیشه دکارت را پی ریخت. همه چیز را در آن حدی که میخواستم و نیاز داشتم فهمیدم و سرنخهایی پیدا کردم که بعد از این باید چه مسیری را دنبال کنم. حقیقتاً مدتها بود که خواندن یک کتاب فلسفی برایم اینقدر لذتبخش نبود.
کتاب بسیار خوشخوان و قابل فهم است و از طریق آن به خوبی میتوانید با دکارت آشنا شوید. ترجمه بسیار روان است و مترجم که استاد دانشگاه هم هست مشخصا برای آن زحمت زیادی کشیده. دوستم که فلسفه خوانده است به من گفته بهتر بود قبل از این کتاب تاملات در فلسفه ی اولی دکارت را میخواندم.
Good resource for my Metaphysics essay on Cartesian dualism. I would have liked more philosophical depth beyond its explanations, but the latter were done very well nonetheless.
Cottingham is arguably the best interpreter of Descartes that I have read (although I'm out of date now). This book is an excellent and fair introduction that manages to enter into the seventeenth century mindset which is especially important for understanding what Descartes was trying to say. A good introduction that will help the reader avoid the wild grossly inaccurate simplifications of Decartes that curse his interpretation more than any other leading philosopher.
كتاب مختصر و مفيد خوبي است درباره ي تامل ششم دكارت كه درباره ي تمايز نفس و بدن است. كاتينگهام خودش مفسر خيلي خوب و دقيق دكارت هست، نظريات دكارت و بيان كرده، اعتراضاتي كه بهش شده و پاسخ هاي خود دكارت رو و تحليل هاي خودش هم بيان كرده.
A slim volume that provides a critical introduction Descartes' life and thought in a cursory but non-stereotyped fashioned. In properly Cartesian fashion, Cottingham moves from the simplest, most divided level, to the most integrated and whole. He begins by examining and critiquing Descartes' early attempts to reconcile epistemology and ontology, before ultimately ending on an image of Descartes' thought as holistically and morally unified in service of human life.
خیلی جالب است که کاتینگام نه تنها بهترین شارح دکارت است، منتقد جدی فلسفه دکارت است که نقدهایش ملاک منصفانه و دقیق بودن را داراست. یک دور خواندن این کتاب دقیق و لذت بخش، ما را با کلیت فلسفه دکارت آشنا میکند. ترجمه هم که بسیار دقیق و استادانه بود. چیزی که خیلی دلم میخواست دکارت بیشتر به آن میپرداخت، مباحث اخلاقی و حکمت عملی است. به نظرم دکارت تاثیر سلبی و روشی بر فلسفه گذاشت اما آموزه های ایجابی او به حدی محل خدشه بود که تا به امروز چیز چندانی از آن نمانده است.
Un resumen bastante corto y preciso de la propuesta filosófica de Descartes en su época. Me gustó que no solo fue una presentación de sus ideas, sino que también una conversación entre Descartes, el autor (que se podría tomar como esa voz de la filosofía contemporánea).
It is ok. This is meant to be a summary of course, but I feel even at that you get a clearer overview of the key points from using Gemini AI than this book. That being said the format of this book is really good as it tackles all of Descartes’ main ideas with embedded letter excerpts.