«کارل پوپر» گفته بود: «شناخت با مشاهده آغاز نمیشود. بلکه با مسئله آغاز میگردد و آهن هنگامی است که چیزی در ذهن آدمی نابسامان است. «از حسن یا بد حادثه و برخلاف نیمی از سخن «پوپر»، در 1346 و 1347 بین مشاهدات آغازین و پیشین مؤلف در روستاها و شهرهای کوچک ایران و نظریات رایج در کلاسهای دانشکده، چنان تفاوت و اختلافی وجود داشت که نیمه دوم سخن پوپر یعنی «نابسامانی ذهنی» قدرتمندی را در مؤلف به وجود آورد که چهار دهه وی را به دنبال این مسئله کشانید و به تدریج به هدفهای نظری و بنیادی وی در این مدت، هدفهای بومیسازی، توسعهای و کاربردی را نیز افزود.
روش کار بنابر ماهیت موضوع میدانی اکتشافی بوده است و لذا همچون همه پژوهشهای اکتشافی فاقد مبانی نظری مسلم بوده است. این امر دانستهای است که کارهای میدانی و به ویژه کارهای میدانی اکتشافی در انسانشناسی، خود پایه تعاریف، طبقهبندی و نظریات جدید قرار میگیرد و باز بنا بر طبیعت موضوع روش پژوهشی ما به قول «مالینوسکی» روش مشاهده مشارکتی و با رهیافت از درون غالباً همراه بوده است. این پژوهش فرساینده و کاربر و زمانبر و هزینهساز و پرمخاطره چهلساله و البته موازی با کارهای عامتر درباره کلیاریگریهای سنتی در ایران و جهان ـ به شکل غالباً میدانی و اکتشفای و بعضاً کتابخانهای ـ به نتایج حداقلی به زعم خود و حداکثر به زعم برخی صاحبنظران و منتقدین دست یافته ـ که در نقدها و معرفیهای اثر بازتابیده است(1) ـ و به قول «موریس دوورژه» در سه سطح توصیف دقیق، تعریف و طبقهبندی و تبیین و نظریهپردازی به مواردی که به برخی از آنها در اینجا اشاره میشود، نایل آمده است:
1. کشف و توصیف دقیق واره با دو میلیون عضو در مقطع 1335 که در آن زمان جمعیت زنان و دختران ایران تنها «9 میلیون» بوده است و نظامات دیگری همچون مال و بلوک (مختابادی) و انواع غالباً ناشناختهای از گروهها و سازمانهای تعاونی غیررسمی زنانه و مردانه در ایران.
2. تضعیف نظریه تکروی و فردگرایی کشاورزان در کل جهان، بازتابیده در نظریات «کارل مارکس» و «موریس هالبواکس» و رد نظریه خانم «لمبتون» در کتاب: مالک و زارع در ایران و پیروان بیشمارش.
3. نقد و تصحیح تعاریف و طبقهبندیهای غالباً دوتایی و عرضی اروپاییان از همکاری که در مقالهای به شکل جداگانهای نیز به چاپ رسیده است(2).
4. طرح طبقهبندی جوهری جدید از همکاری بر پایه صفات ممیزه ـ یعنی صفاتی که تنها یک نوع را دربرمیگیرد ـ در ربع قرن گذشته که این طبقهبندی دایما تکمیل و دقیقتر شده و چهار بار تجدید چاپ شده است(3).
5. دستیابی به ساختهای جهانی و جوهری همکاری که در مقدمه واره مطرح است و مقالهای جداگانه از آن استخراج شده است. این ساخت نه تنها در میان آدمیان که در میان حیوانات و گیاهان نیز وجود دارد و دارای اهمیت بنیادی در فهم واقعیت و مکاتب انسانشناسی است که این یافته نشان میدهد که انواع جوهری همکاری جهانگستر و زمانگسترند. به عبارت دیگر انواع همکاری در عرضیات در حال دگرگونی و در ساخت پایدار و ماندگارند.
6. دستیابی به ساخت تغییرات مالکیت در دام از مالکیت طایفگی به مالکیت فردی که تا به حال شواهد تاریخی و زبان شناختی همراه نبوده است که می تواند برای علومی همچون اقتصاد و تاریخ مالکیت و روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی و انسان شناسی اقتصادی مهم باشد.
7. دستیابی به مشخصات شی مقدس و تأثیرات امور دینی در مسایل اقتصادی ـ که غالباً عکس آن دانسته و بیان شده بود و کشف اصل «هم ربایی قطب های هم نام» در انسان شناسی دینی ایران و نشان دادن تأثیر پنهان اما شگفت آور باورهای مذهبی در پیدایش و تداوم درازمدت در طول تاریخ و بخش متأخر پیش از تاریخ ایران بر پایه مدارک زبان شناختی و مردم شناختی.
8. کشف نوع تازه ای از خویشاوندی در برخی از استان های شمالی ایران از آذربایجان تا خراسان افزون بر انواع شناخته شده خویشاوندی نصبی و سببی و رضایی با نام های محلی بسیار و از آن جمله «کریپ» که ما آن را «خویشاوندی آیینی» نام نهاده ایم.
علت لذت بردن از این کتاب قطعا بررسی و تحقیق و توصیف وقایع به شکل دقیق بود گرچه نکات تخصصی جامعه شناسانه زیادی داشت که از حوصله من خارج میشد گاهی ولی سلیقه رو فاکتور بگیریم بسیار لذت بردم از اطلاعات این کتاب از واره ها و زندگی سنتی مناطق متعدد