Jump to ratings and reviews
Rate this book

جنبش‌های اسلامی معاصر: اسلام و دموکراسی

Rate this book
طی دهه‌های گذشته تأسیس ساخت‌های سیاسی دموکراتیک به دغدغه‌ی اصلی متفکران بدل شده است. ولی نحوه‌ی تعامل کنش‌گران اسلامی با این پدیده نوظهور چگونه بوده است؟
این کتاب الگوهای متفاوت رابطه‌ی اسلام و دموکراسی را نشان می‌دهد. جان ال. اسپوزیتو و جان ا. وال معتقدند که جهان اسلام نگاه ویژه‌ای به دموکراسی دارد و می‌خواهد آن را در بستر فرهنگ اسلامی نهادینه کند. آن‌ها برحسب نتیجه از سه الگوی جنبش‌های اسلامی معاصر سخن می‌گویند که نحوه‌ی تعامل اسلام و دموکراسی در هر کدام از آن‌ها متفاوت بوده است. در الگوی ایران و سودان قدرت از سوی انقلابیون تصاحب شد و نوعی از دموکراسی اسلامی تأسیس شد. در الگوی مالزی و پاکستان جنبش اسلامی از طریق مشارکت در قدرت و همکاری با رژیم مستقر به دنبال تعمیق و پیشبرد پروژه‌‌ی دموکراتیزاسیون بود. در الگوی مصر و الجزایر هرچند اخوان‌المسلمین مصر و جبهه‌ی نجات اسلامی الجزایر در فرایندهای دموکراتیک به قدرت نزدیک شدند اما ساختار اقتدارگرای مستقر اجازه‌ی ورود آن‌ها را به قدرت نداد. در این کتاب ماجرای جنبش‌های اسلامی در دهه‌های آخر قرن بیستم به روشی ساده تبیین شده است، به گونه‌ای که درک آن برای علاقمندان به جنبش‌های اسلامی و رابطه‌ی اسلام و دموکراسی میسر باشد.

408 pages, Paperback

First published January 1, 1996

3 people are currently reading
61 people want to read

About the author

John L. Esposito

102 books151 followers
He is a professor of International Affairs and Islamic Studies at Georgetown University. He is also the director of the Prince Alwaleed Bin Talal center for Muslim-Christian understanding at Georgetown University.

Esposito was raised a Roman Catholic in an Italian neighborhood in Brooklyn, New York City, and spent a decade in a Catholic monastery. After taking his first degree he worked as a management consultant and high-school teacher. He then studied and received a masters in theology at St. John's University. He earned a PhD at Temple University, Pennsylvania in 1974, studying Islam and held post doc appointments at Harvard and Oxford. He is well-known as a promoter of strong ties between Muslims and Christians and has challenged the Vatican to make greater efforts to encourage such ties.

A specialist in Islam, political Islam, and the impact of Islamic movements from North Africa to Southeast Asia, Dr. Esposito serves as a consultant to the Department of State as well as multinational corporations, governments, universities, and the media worldwide. In 2005, Professor Esposito won the American Academy of Religion's prestigious Martin E. Marty Award for the Public Understanding of Religion. This award honors a scholar who has been exemplary in promoting the public understanding of religion. A prolific writer, Professor Esposito is the author of over 25 books, including What Everyone Needs to Know About Islam, The Islamic Threat: Myth or Reality?, and Unholy War: Terror in the Name of Islam. He is also the Editor-in-Chief of The Oxford Encyclopedia of the Modern Islamic World, The Oxford History of Islam, and The Oxford Dictionary of Islam.


Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (17%)
4 stars
10 (29%)
3 stars
11 (32%)
2 stars
5 (14%)
1 star
2 (5%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Safar Paiam.
21 reviews
Read
March 13, 2021
کتاب جنبش های اسلامی معاصر، اثر جان اسپوزیتو/جان وال وترجمه ی شجاع احمدوند استاد دانشگاه شهید بهشتی در ایران است. این کتاب یکی از مهمترین کتاب هایی است که درمورد حرکت ها و جنبش های اسلامی نوشته است، جان اسپوزیتو از دانشگاه تمپل در پنسلوانیا در حوزه ی مطالعات اسلامی و حوزه ی فرعی ادیان تطبیقی دکترا دارد، وی اکنون استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه تاون است و بیش از 35 اثر دارد. پروفیسور جان وال در رشتة تاریخ و مطالعات خاورمیانه از دانشگاه هاروارد دکتری دارد و اکنون استاد تاریخ اسلام در دانشگاه جورج تاون است.

تمرکز کتاب بیشتر به احیای هویت دینی و فرایند دیموکراتیک سازی در کشورهای اسلامی است. کتاب ابتدا به کلیاتی چون؛ دیموکراسی، سنت اسلامی ، اپوزیسیون، اسلام وسیاست، اسلام و هویت، ناسیونالیسم و… پرداخته است. بحث بعدی بادولت و اپوزیسیون درتاریخ اسلام شروع می شود:

جنبش های احیاگری با دولت های حاکم به نظر نویسنده ها چهارحالت را در طول تاریخ اسلام داشته است:

1.اپوزیسیون انقلابی در مقابل نظام حاکم 2. اپوزیسیون قانونی که در چهارچوب نظام سیاسی حاکم عمل می کند 3. مشارکت فعال در حکومت از طریق اتحاد یا ایتلاف با سایر نیروهای سیاسی 4. ایفای نقش درقالب نیروی ناظر درنظام سیاسی موجود. ونیز نویسنده گان کتاب چهارچوبی را مطرح می سازد که درآن نحوه ی تعامل جنبش های اسلامی با ساختار رژیم سایسی حاکم مشخص می شود. 1. الگوی تصاحب قدرت یا حاکم شدن رژیم های اسلامی درکشور های ایران و سودان 2. الگوی مشارکت درقدرت با رژیم سیاسی حاکم مثل جماعت اسلامی پاکستان و انگکتا بلیا اسلام( جنبش اسلامی جوانان ) مالزیا 3. الگوی سرکوب جبش توسط رژیم سیاسی حاکم مثل اخوان المسلمین درمصر و جبهه ی نجات اسلامی (FIS) در الحزایر.

مساله ی احیای هویت دینی درقالب ظهور جنبش های اسلامی پیوند عمیقی با ناسیونالیسم، هویت، بومی گرایی و … دارد. این مساله در بحث مربوط به جنبش های اسلامی در الجزایر به خوبی وضاحت یافته است، آن جا که جنگ بین فرانسوی زبانان دیموکرات و اکثرا سکولار و تحصیل کرده ی فرانسه ومجهزباعلوم مدرن و عربی زبانان نسبتا فقیر دین گرا و مخالف سکولاریزم درجریان است. خدا، زبان عربی و سنت های بومی الجزایر از همه چیز با ارزش تراست.این بحث کماکان در اجندای جنبش های اسلامی مالزیایی نیز به خوبی دیده می شود، اکثریت 53 درصدی مالایایی ها اسلام را با مسلمان های مالایایی پیوند زده است و حتی مالایایی ها را مساوی به مسلمان و مسلمان را با مالایایی یکی گرفته است و در مقابل اقلیت های چینی و هندی های نسبتا مدرن واز نظر پایگاه اقتصادی نسبتا قوی تر حساسیت نشان داده است و همچنان از دولت حاکم سکولار طرفدار غرب نیز نگران بوده است.

نویسنده گان این کتاب جنبش های اسلامی را بسیار جدی و تعیین کننده ارزیابی کرده است، جنبش های اسلامی در فرایند دیموکراتیک سازی در کشورهای اسلامی هم موثر بوده و درعین حال هم من حیث بازدارنده عمل کرده است، در مالزیا جبنش اسلامی بیشتر موفق عمل کرده است واز راه مشارکت واز طریق انتخابات درپروسه ی سیاسی مشارکت کرده و دست به اصلاحات زده است و اما در کشور های چون الجزایر ومصر این جنبش های با سرکوب مواجه شده است. اما این سرکوب ها نتیجه ی مطلوب نداده است وبرعکس خشونت ، قطب بندی و رادیکالیزه کردن جامعه را به همراه داشته وبه جای اشتراک مسالمت آمیز در قدرت راه خشونت و جنگ های چریکی راپیش گرفته است.

ازطرف دیگر سیاست ( هرنفریک رای ،‌برای یک بار) در مورد به قدرت رسیدن این جنبش هاقابل تآمل است، سکولارهای حاکم ، می گوید، جبش های اسلامی از دیموکراسی سوء استفاده می کند و بعداز به قدرت رسیدن به آسانی قدرت را رها نخواهدکرد، این موضوع تا حدودی درمورد سودان و جمهوری اسلامی ایران قابل تصدیق است ونیز سیاست ( دیموکراسی بدون ریسک) حکومت های سکولار طرفدار غرب نیز خالی از انتقاد نیست. آن ها دیموکراسی را تا آن حد قابل قبول می دانند که نظام حاکم شان از طرف اسلام گرایان تهدید نشود، مثلا در الجزایر ومصر اسلام گرایان از طریق آرای مردم به پیروزی های مطلق رسیدند ولی قدرت به آن ها تحویل داده نشد و به شکل بی رحمانه ای سرکوب شدند.

جنبش های اسلامی بیشتر پس از اواخرنیمه ی اول قرن بیستم به دنبال دریافت استقلال از کشورهای ارباب شان وحاکم شدن حکومت ها و رژیم های طرفدار غرب با رویکرد سکولار شکل گرفت، این حکومت ها اغلب با فساد، ناکارامدی، تقلید بی جا، بیکاری، مشکلات صحی، دوری گزیدن از ارزش های دینی وسنتی مردم مواجه بودند و درنتیجه با توجه به پس زمینه ها ی دینی وشرقی مآبانه ی این جوامع دین بهانه ی خوبی برای مقابله با حاکمان سکولار وبعضا مستبد شدند و در چنین فضایی اسلام گرایی و جبنش های اسلامی ظهور پیداکردند و در مجموع با کارنامه های مثبت ومنفی شان نه تنها جوامع اسلامی بل جهان را کم وبیش تحت تاثیر قرارد دادند و ماجرا همچنان ادامه دارد.

آغاز جنبش های اسلامی همزمان با ظهور ایدیولوگ های بزرگ اسلامی بوده است، این کتاب از سید قطب، حسن البناء در مصر، حسن الترابی در سودان، ابوالاعلی مودودی هندی الاصل در پاکستان، دکتر شریعتی و آیت الله خمینی در ایران و ده ها نظریه پرداز دیگر نام می برند که چه در سروسامان دادن به این جنبش ها و چه در تیوریک سازی یک حکومت جامع اسلامی در عرصه های مخلتف اقتصاد، سیاست، فرهنگ واجتماع کمک کرده است و جنبش های اسلامی از شمال افریقا گرفته تا آسیای جنوب شرقی به افکار ونظریات این متفکران به عنوان منابع مهم نگریسته است . و درعین حال سیاست مدارانی چون ضیاء الحق در پاکستان، آیت الله خمینی و… درایران ، انورابراهیم، ماهاتیر محمد در مالزیا و سیاست مدران دیگری که کم وبیش به روند اسلامی سازی جوامع شان یا به شکل عمدی وآگاهانه ویا از روی اجبار و مصلحت کمک کرده است، نام می برد که چقدر در روحیه دادن و تقویت جبش های اسلامی نقش داشته ودر مناطق و زمانه های دیگر مورد تقدیر و الگوبرداری طرفداران احیای هویت اسلامی قرارگرفته است.ماجرای ایدیولوژیک سازی و طرح اندیشه بازگشت به اسلام اما به این افراد منحصر نمی شود،پای متفکرانی چون محمد اقبال لاهوری، محمد عبده وسید جمال الدین نیز درمیان است تا سیر تاریخی رشد اندیشه اسلام گرایی به گونه ی زمانمند دانسته و پی گرفته شده و ریشه های این جریان تازمانه های نسبتا دور کاویده شود.

این کتاب به جنبش های اسلامی و کارکردهای درافغانستان به وضوح اشاره نکرده است و تنها به همین بسنده کرده است که جنبش های اسلامیی که علیه شوروی وقت به پاخیستند از منابعی آب می خوردند که در شمال افریقا و خاورمیانه شکل گرفتند.

این کتاب، پیش از وقوع بهارعربی به رشته ی تحریر درآمده است و تحولات اخیر در خاور میانه وشمال افریقا را در برندارد، اما از بحث های منطقی، سیستماتیک، علمی وریالیستیک این دومتفکر غرب به وضوح پیدا است که چنین خشونت ها، انقلاب ها، تمایل به اسلامی سازی و برخورد شدید بین قطب بندی ها و شکاف های عمیق تاریخیی که بین سکولار های پروپاقرص غربی وانحصارگراو اسلامیست های هم میانه رو هم تندرو ورادیکال بعید نیست که درجوامع اسلامی هرآن اتفاق بیافتد، یا حمام خون جاری سازد و یا هم به شکلی نظام هایی از نوع جمهوری اسلامی ایران یا حکومت نظامی عمرالبشیر در سودان ویا حکومت نسبتا پلورالیستیی اسلامی دیموکراتیک از نوع نظام حکومتی مالزیا را برقرار سازد.بهار عربی اتفاق افتاده وهم اکنون درخاورمیانه جریان دارد، از حرکت های نسبتا اسلامی دیموکراتیک قانونی گرفته تا جنگویان مسلح ستیزه جو وانعطاف ناپذیر جزمگرا همه در صحنه حضور دارند و معلوم نیست که آینده ی این جوامع چه خواهد شد، تاهنوز نه سکولارها ونه اسلام گراها در تشکیل یک حکومت ملی موفق نبوده است.آنچه دیده می شود، اتهام سیاه و سفید زدن علیه همدیگراست و منتظرباشیم که آینده چه خواهد شد.

در آخر باید به عرض رساند، آنچه که در سایر کشورهای اسلامی مردم و متفکران مسلمان به احیای هویت اسلامی دل بسته اند و درآرزوی برقراری حکومت اسلامی است و جنبش های بزرگ اسلامی ازدل توده ها برخاسته اند وبا مشارکت ویا با خشونت و رویکرد انقلابی علیه حکومت های حاکم قیام کرده اند، در افغانستان نیز مصداق دارد. درکشورما نیز مردم علیه حکومت کمونیستی دست به قیام زد و با تقبل هزینه های فراوان شوروی را ازخاکش بیرون رانده وحکومت تحت حمایتش را سقوط دادند. این تنظیم های اسلامی یا مجاهدین، از پایین دارای پایگاه محکم وگسترده ی مردمی بودند و از بالا دارای منبع فکری و الگو های متفاوت اسلامی درمصرپاکستان، ایران و جاهای دیگر. و حتی منابع اقتصادی مجاهدین افعانی نیز از این کشورها به کمک امریکا تامین می شدند. مجاهدین اما بعدازپیروزی موفق به تشکیل دولت فراگیر ملی نشدند، این ها پیروزی را با شلیک گلوله ها علیه هم جشن گرفتند و کابل پایتخت را به تلی از خاک تبدیل کرد و دها هزار نفر نیز ازدم تیغ مدافعان اسلامی گذرانده شدند.جنگ همچنان ادامه پیداکرد تا روزی که این مجاهدین به واسطه ی گروه دیگری از مسلمان های افراطی با گرایش های ناسیونالیستی به نام طالبان به حاشیه رانده شدند، طالبان نیز موفق به تشکیل دولت اسلامی در سراسر کشور نشدند و سرانجام در 2001 به واسطه ی امریکا سقوط داده شد و حکومت نیم بند دیموکراسی گونه با حفظ ارزش های دینی وبا نام جمهوری اسلامی افغانستان روی کارآمد، اما جنگ همچنان ادامه دارد، هنوز طالبان در رویای برقراری یک رژیم اسلامی در حالی به جنگ خود ادامه می دهند که گروه های گوناگون غیرمسلح زیرزمینی اسلامی دیگری نیز در شهرهای مختلف افغانستان به شکل غیر مستقیم فعالیت می کنند که منابع مالی و اجندای فکری آن ها چندان روشن نیست.

واقعیت این است که جوامع اسلامی نه از سکولارهای غربی که دست شان بافساد، فحشاء، دروغگویی، ریا، دزدی و هزاران مشکل دیگر آغوشته اند دل خوش دارند و نه از اسلام گرایان و جنبش های اسلامی که اکثرا با استبداد، جزمگرایی، تک روی، خشونت، تمدن ستیزی، زن ستیزی و… شناخته می شود.اما آنچه مهم است این است که این دوجریان به دوقطبی کردن جامعه کمک کرده و جامعه را هرچه بیشتر به سوی رادیکالیزه کردن سوق می دهد که درنتیجه هردوباید برای استقرار ارزش های خود دست به ماشه های کلا شنکوف ببرند.

ناامید شدن از هردو و درعین حال متمایل شدن به یکی ازسرناچاری باعث شده که هردو پایگاه های اجتماعی شان را همچنان حفظ کنند و این کشمکش به قیمت پایمال شدن و قربانی توده ها تمام شود.
این نوشته قبلا در وبسایت شخصی من به نام «نگارش» به نشر رسیده است.
https://safarpaiam.wordpress.com/2014...
Profile Image for Scott.
314 reviews3 followers
July 14, 2008
An academic argument on how Islam is compatible with democracy. He makes convincing arguments on why Islamic countries will strive for democracy to gain legitimacy. He outlines the various reasons why they want to be legitimate etc. However, these reasons don't seem to be happening in reality. He is one of the few that seem to believe in the peaceful Islam and its future with the West.
210 reviews47 followers
December 28, 2011
This is a decent survey of different majority Muslim nations across the world and their democratization processes. The focus is basically on the major political players and social forces. Since democratization is an ongoing process, I do feel this is outdated for modern reading.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.