کتاب حاضر شامل سه نمایشنامه با این عناوین است: «فرشتهای با پاهای چوبی»، «نامههایی بدون تاریخ از من به خانوادهام و بالعکس» و «کسوف». نمایش نامه کسوف درباره دو شخصیتی است که چشمان یکی از آنها با دستمال سفید و دیگری با دستمال مشکی بسته شده است. کسی که دستمال سفید بر چشم دارد در تلاش است که به شخص دوم بقبولاند که چشمهای او را با دستمال سیاه بستهاند وگرنه قادر به دیدن است. اما شخص دوم آن قدر میترسد و به اعتقادات خرافی خود ایمان دارد که نمیتواند حرفهای شخص اول را بپذیرد.
رضا قاسمی در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۸ در اصفهان به دنیا آمد اما اصلیت جنوبی دارد. اولین اثر او نمایشنامه کسوف بود که در ۱۸ سالگی نوشت و دو سال بعد در دانشگاه تهران به روی صحنه برد. در سال ۱۳۵۵ جایزه اول «تلویزیون ملی ایران» برای بهترین نمایشنامه به اثر او، «چو ضحاک شد بر جهان شهریار»، تعلق گرفت. پس از انقلاب به کارگردانی نمایشنامههایش پرداخت. نویسندگی و کارگردانی سه نمایشنامه «اتاق تمشیت»، «ماهان کوشیار» و «معمای ماهیار معمار» حاصل فعالیت او در دوره پس از انقلاب بود. اما شرایط کار برایش سخت شد و در سال ۱۳۶۵ ترک وطن گفت و از آن زمان در فرانسه زندگی میکند.
اونطور که دلم میخواست لذت نبردم. شاید اگه برای نمایش نامه اول ی سری اطلاعات تاریخی داشتم بهتر میفهمدمش.صحنه سازی نمایش دوم رو بیشتر دوست داشتم. ------------------------------------------------ حرکت با شماست مرکوشیو! نمایش نامه ی دو پرده ای است درباره دو مرد که در غربت زندگی می کنند. یکی به نام مرکوشیو دیگری به نام میرزا آقا. مرکوشیو از همه چیز می ترسد و مدام فکر می کند هنوز دنبالش هستند چون سابق بر این گویا در یک دستگاه دولتی به کار شکنجه گری بوده است. سوء ظن او به همسایه بالایی است که هویتی نامشخص دارد کم کم جنون بر او مستولی می شود و اسلحه ای یافته می خواهد یا خودش و یا همسایه بالایی را بکشد.اما بازی و جشن تولد بچه های میرزا آقا نقشه او را به هم می زند. در پرده دوم نیز با همسایه بالایی آشنا می شویم که یک زن لهستانی است که بعد از فرو ریختن دیوار برلین دیوانه شده است و خودش را حبس کرده. اما فاجعه اینجا است که در جشن تولد، مرکوشیو بچه ها را مسخ کرده به دریا می اندازد و میرزا آقا با همان اسلحه مرکوشیو خودش را می کشد. نمایش نامه« کسوف »نمایشنامه بسیار کوتاهی است درباره دو شخصیتی که چشمان یکی از آنها با دستمال سفید و دیگری با دستمال مشکی بسته شده است. کسی که دستمال سفید بر چشم دارد در تلاش است که به شخص دوم بقبولاند که چشمهای او را با دستمال سیاه بستهاند وگرنه قادر به دیدن است. اما شخص دوم آن قدر میترسد و به اعتقادات خرافی خود ایمان دارد که نمیتواند حرفهای شخص اول را بپذیرد. نمایشنامه دیگر این مجموعه «نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعکس »نام دارد. برخی از صحنه های این نمایشنامه بدون دیالوگ و صرفا یک قاب را تشکیل می دهند.
وقتی نمایشنامه میخونی یعنی داری خیلی کارهای مهمی میکنی! چون فقط یه متن داری؛ صحنه رو خودت باید بچینی، موسیقی رو خودت باید بسازی، دیالوگها رو خود باید جای چند نفر بخونی، زحمت نورپردازی پای خودته و البته کارگردانی و ... . کلا به جز نوشتن متن نمایشنامه، بقیه کارهای تئاتر مذکور پای خودته، اونم بی جیره و مواجب!!! ـ
کتاب ۳تا نمایشنامه داره که فضاهاش هم خیلی به هم شبیه نیست. نمایشنامه ی اول خوب بود.درواقع میشد رگه هایی ای کتاب های دیگه ی قاسمی رو هم توش دید.ابهام و تعلیق داشت و داستان هم مستقیم و ساده روایت نشده بود و همین جذابش میکرد.پایانش رو هم دوست داشتم
نمایشنامه ی دوم شاید از فهم من خیلی بالاتر بود یا سرعت یا زمان خوندنم مناسب نبود،نمیدونم.ولی هیچی ازش نفهمیدم.نه داستان رو فهمیدم نه درونمایه ای ازش کشف کردم نه در فرمش چیزی دستگیرم شد.همه ش منتظر یه کلید بودم که ربط همه چیز رو پیدا کنم ولی متاسفانه قادر به پیدا کردنش نبودم.حالا بازم سر فرصت سرچ میکنم ببینم درموردش چیزی هست که بخونم و متوجه بشم یا نه.
آخرین نمایشنامه هم اونجوری که در آخر کتاب اومده بود گویا اولین اثر قاسمی بوده.کاملا سبک و محتوا شبیه نمایشنامه های بکت بود.میگم نمایشنامهها چون واقعا شبیه چندینتاشون بود.انگار تلاشی بود برای تقلید از سبک بکت.اما نتیجه به نظرم خوب بود.۷ صفحه بود اما در اومده بود. درکل به نظرم از همه ی کتاب های دیگه ی قاسمی ضعیف تر بود
در مورد این کتاب، یک بار نظرم را در این بخش نوشته ام. گویا دوستان هم وطنی که به عنوان "کتابدار" در گودریدز، با یک کلیک، عناوین مشابه را کنار هم می گذارند، بدون این که توجه کنند که در این عمل، با یک خطای سهو، ممکن است بسیاری از نظرهای شخصی خود به خود پاک شود، اقدام می کنند. شاید بهتر باشد در برآورد دانش کتاب شناسی خود، پیش از عمل، کمی تامل کنیم. بهرحال، در همان ایام، در مورد جاه بابل و رضا قاسمی مطلبی اینجا نوشته ام. https://www.goodreads.com/author_blog...