عشق را غالباً در طبقهبندیها دو گونه میدانند: عشق آسمانی و عشق زمینی. مقالات این مجموعه مشخصاً بهسراغ عشق در معنای انسانیاش، یعنی عشق انسان به انسان، رفته و از واکاوی عشق عرفانی و الهی پرهیختهاند. گفتارهای مختلف این کتاب مخاطب را با طیف گستردهای از دیدگاهها درباب عشق آشنا میسازد؛ از رویکرد تاریخی و الهی گرفته، تا فلسفی و روانشناختی و فمینیستی. دراینمیان، نویسندگان صرفاً به توصیف پدیدهی عشق بسنده نکردهاند؛ بلکه هریک نظرگاههایی مختلف در تأیید یا رد آن پیش کشیدهاند. عنوان مقالهها بدین قرار است:
ـ خطابهی آلکیبیادس: قرائتی از رسالهی مهمانی افلاطون، مارتا نوسباوم
ـ فضیلت عشق اروتیک، رابرت سالومون
ـ پیوند عشق، رابرت نوزیک
ـ دلایلی برای عشقورزیدن، لارنس تامس
ـ عشقهای مخاطرهآمیز، آنِت بایر
ـ دربارهی آیندهی عشق: روسو و فمینیستهای رادیکال، الیزابت راپاپورت
نکتهی درخورتوجهی که در مقالهی نخست به آن اشاره شده، سرچشمهی همجنسگرایی و عشق همجنسانه است و بهدنبال آن، منشأ ظهور و شیوع عشق غیرهمجنسانه. مطابق قرائتی که در این مقاله از «رسالهی مهمانی» افلاطون شده است، عشقی که در دنیای باستان اصالت داشته، عشق مرد به مرد بوده است. این را بهخوبی میتوان از مطالب مطرحشده در این رساله دریافت. البته این مدعا به این معنی نیست که در دنیای گذشته هرگونه ارتباط میان دو جنس مخالف مردود بوده یا محل اعتنا نبوده است؛ بلکه به این معنا است که رابطهی دو جنس مخالف در آن روزگار صرفاً به آمیزش جنسی و تولید مثل منحصر میشده و عرصهی ظهور «عشق» در معنای راستینش که شوریدهسری و میل مفرط به معشوق است، به روابط همجنسانهی مردان خلاصه میشده است. بهاینترتیب، عشق به غیرهمجنس امری بیارزش قلمداد میشده است. در دورههای سیطرهی مسیحیت، آموزههای کلیسا بر مهجورماندگی عشقورزی اروتیک بیشازپیش پا فشرد؛ زیرا زندگی راهبانهای که در آن عصر تعریف میشد و امروزه نیز همچنان بهصورتی کمرنگشده وجود دارد، مجالی برای عاشقیکردن به این معنا باقی نمیگذاشت. هرگونه کامجویی جنسی در این طرز اندیشه، نکوهیده و ناپسند بود. بااینهمه، فرهنگ مسیحیت هالهای از تقدس و تعالی بر گِرد مفهوم عشق کشید و آن را متوجه آسمانها کرد. عشق آسمانی و عرفانی در این دوران جایگزین عشق جنسی شد. اینگونه بوده است که عشق زمینی و نیز عشق به جنس مخالف عملاً تا زمان جنبش رمانتیسیسم بروز چندانی نداشته است.
«ممکن است تمایل جنسی امری ثابت در طول تاریخ بهنظر برسد؛ اما آشکارا موضوع این تمایل و سرچشمه، ماهیت و عناصر آن بهاندازهی جوامع و فلسفههایشان متنوع است. عشق، بیش از هرچیز، برمبنای ایدهها تعریف میشود، نه سکس یا شور جنسی؛ و عشق رمانتیک (که مفهومی بسیار جدید است و سابقهی آن به قرن هجدهم میرسد) دربردارندهی پارهای ایدههای خاص دربارهی سکس، جنسیت، ازدواج، معنای زندگی و نیز محرکات بیولوژیک پایدار است. بهبیاندقیقتر، در «رسالهی مهمانی» و تمام منابع تا قبل از قرن هفدهم، هیچ چیزی دربارهی عشق رمانتیک نیامده است. عشق رمانتیک بخشی جداییناپذیر است از نهضت رمانتیسیسم که نهضتی است کاملاً مدرن. رمانتیسیسم اعتقاد فوقالعاده استواری نسبتبه حریم خصوصی و خودمختاری فرد دارد و بهنحو نسبتاً بیسابقهای عواطف را صرفاً از آن جهت که عاطفهاند، بزرگ میشمارد و در آن، خصوصاً وحدت و یکیشدن جنسی، نمونهای شورانگیز و ملموس تلقی میشود. [...] سخنوران در «رسالهی مهمانی»ِ افلاطون، شجاعت، فرهیختگی و حکمت را بهعنوان فضایل عشق میستایند؛ اما سخن چندانی دربارهی فضایل روابط میان دو جنس مخالف ندارند؛ البته بهجز نقش آن در تولید آتنیهای بیشتر.» (۱۲۴تا۱۲۵)
با این پیشزمینهها، مفهوم عشق اروتیک در طول دورههای گوناگون تحولاتی مییابد تا بهصورتی امروزیاش درآید:
«درک ما از عشق در طول تاریخ تحول پذیرفته است و تاریخ این تحولات تا حد زیادی با تلاشهایی مرتبط است که برای جمع و تلفیق دو مقولهی مهم صورت پذیرفته است: آن ایدهآلسازی که افلاطون و عشق مسیحی مطرح میکردند از یک سو و آن تمنا و هوسی که زوجهای عاشق در عمل میآزمودهاند، از سوی دیگر.» (۱۳۰تا۱۳۱) از منظر تاریخی، عشق رمانتیک محصول آمیزش دردناک و طولانی عشق اروتیکِ دوران شرکِ یونانیان و عشق آرمانی مسیحیت است.
بهگمانم، ضروری است با بهرهگیری از پارهای از مطلبهای این نوشتارها درباب عشق، بهسراغ مفهوم عشق در ادبیات کهن فارسی برویم. بهویژه بررسی مدعاهای سیروس شمیسا در کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» ازاینلحاظ ضروری مینماید؛ زیرا به اذغان بسیاری از صاحبنظران، آنچه با عنوان «عشق» در دستگاه اندیشگانی عرفان ایرانی راه یافته و نیز آن مفهومی از عشق که بهطور کلی در ادبیات کلاسیک فارسی وجود دارد، تااندازهی زیادی تحتتأثیر آموزههای فلسفی یونانی، بهخصوص مکتب افلاطون، است.
ترجمهی این اثر بهزبانی است بهغایت پخته و فخیمانه و این شیوایی و گویایی، بهنظرم بیش از هرچیز نشانگر فهم عمیق و عالمانهی مترجم آن است از محتوای مقالهها.