Jump to ratings and reviews
Rate this book

قلب زیبای بابور

Rate this book
داستان بابور خیلی قبل از تولد او شروع می شود،‌یعنی از زمانی که کشتی بزرگ بادبانی ناخدا ماجد از سفر صید مروارید برمی گردد و ناخدا ماجد یک نفر را می فرستد دنبال کهور و پیغام می دهد که هر چه زودتر نزد او بیاید. کهور در خانه ناخدا کسی را می بیند که زندگی او را برای همیشه تغییر می دهد. این اتفاق نه تنها زندگی کهور را شکل می دهد، بلکه باعث می شود که سالها بعد، پسر او به نام بابور دست به کاری شجاعانه بزند و نام خود را برای همیشه در قصه ها ماندگار سازد.

80 pages, Paperback

First published January 1, 1382

3 people are currently reading
37 people want to read

About the author

جمشید خانیان

20 books22 followers
جمشید خانیان داستان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس است. کتاب‌های او افتخارات ملی و بین‌المللی زیادی برایش به ارمغان آورده‌اند؛ برگزیده‌ی شورای کتاب کودک، نشان طلایی لاک‌پشت پرنده و قرار گرفتن در فهرست افتخار IBBY لندن و مکزیک از آن جمله‌اند. خانیان نخستین نویسنده‌ی ایرانی ادبیات کودک و نوجوان است که در سال 2018 به فستیوال کلاغ سفید مونیخ دعوت شد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (20%)
4 stars
7 (23%)
3 stars
8 (26%)
2 stars
4 (13%)
1 star
5 (16%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Neda.
498 reviews82 followers
November 2, 2015
شیوه روایت این رمان رو خیلی دوست داشتم. اینکه دختری نوجوان قدم به قدم می نویسه و هر چی به ذهنش میاد رو با خواننده مطرح میکنه و خواننده رو به چالش میکشه.
شاید همین شیوه روایت بتواند خواننده را به نوشتن ترغیب کند.
:)
نکته دیگر هم اینکه پیام داستان درواقع همان صلح است ، صلحی که پرداختن به آن بسیار لازم و ضروری است :)
Profile Image for Gita.
358 reviews79 followers
August 8, 2023
«من قلب زیبای بابور را دیدم و لرزیدم.
روزهای بعد و حتی حالا که دارم داستانم را می‌نویسم، هر چقدر فکر کردم که چطور شد من یکباره قلب زیبای بابور را دیدم، نمی‌دانم. واقعا نمی‌دانم. تنها چیزی که می‌توانم برای شما بنویسم، این است: خیلی از چیزها را نه می‌توان نوشت و نه می‌توان گفت.»
---
«در تمام طول سفر چهارماهه که از ماه خرداد شروع شد و در ماه شهریور به پایان رسید، کهور به تنها کسی که فکر می‌کرد، حزبا بود.»
---
«ندیدنِ حزبا، نه تنها آبی نبود بر روی آتش، که هیزمی بود برای شعله گرفتنِ این مهر.»
---
«آدم نمی‌تواند یک‌روزه همه چیز را آنطور که باید، یاد بگیرد. باید زندگی کرد.»
---
پی‌نوشت: نسبت به کارهای دیگر خود آقای خانیان هم سه ستاره داشت، ولی من قلم او را خیلی دوست دارم. آنقدر که هیچ‌وقت نتوانسته‌ام برایشان نقد/یادداشت بنویسم. این کتاب را قبلا از کانون امانت گرفته بودم و خوانده بودم. دیشب در طاقچه دیدمش و همانجا دوباره خواندم.

۱۴۰۲/۵/۱۶
Profile Image for Mim_farahani.
353 reviews26 followers
December 25, 2019
بیشتر از اینکه قصه اش را دوست داشته باشم شیوه روایت کردنش را دوست داشتم. مطمئنم اگر در نوجوانی می‌خواندمش حتما حتما هوایی ام می‌کرد که بروم و یک قصه بنویسم. پس می‌برمش برای شاگردهایم. ☺
Profile Image for نیلوفر بختیاری.
30 reviews5 followers
February 10, 2020
داستان «قلب زیبای بابور» از نظر جذابیت‌های بومی واسطوره‌ای موجود در آن که شامل «ننه دریا»، «دال»، و عناصری چون مروارید نایاب «حزبا» و... جالب توجه بود. همچنین پیوند برون‌متنی داستان نویسنده با قصه‌های معروف کودک و نوجوان جهان همچون «جوجه اردک زشت»، «آلیس در سرزمین عجایب»، «شازده کوچولو» و... و پیوند زدن آنها با روایت داستان از نظر شباهت در ساختار و شخصیت‌ها، ظرفیت تداعی را در خواننده افزایش می‌داد..
انتخاب اسامی خاص و تازه از دیگر جذابیت‌های داستان بود که در کنار درونمایه‌ی افسانه‌گونه‌ی داستان که بر پایه ی عشق و شجاعت قرار داشت،و در عین حال با واقعیت نیز پیوند داشت، با توجه به گروه سنی مخاطب مناسب بود.

ولی با توجه به آنکه در طول قصه مخاطب چندان با شخصیت بابور خو نمی‌گیرد و آشنایی اندکی از این به اصطلاح قهرمان داستان دارد برای من این شخصیت و اعمالش چندان جذاب نبود.
همچنین گمان می‌کنم شگردهای نویسنده برای جذاب کردن روایت داستان گاهی خسته کننده از آب در آمده. مثلا مقایسه ی برخی اتفاقات داستان با کتابها و قصه‌های دیگر را به شکلی که در متن وجود داشت نپسندیدم و گمان میکنم همین دلبستگی به این ارجاعها، تا حدی دست و پای نویسنده را در ساختن یک روایت مستقل و خلاقانه بسته بود. هرچند واقفم که قصد او یک روش جدید برای روایتگریست، اما این شیوه حداقل به عنوان یکی از مخاطبان این کتاب به نظر من چندان جذاب نبود، یا بهتر بگویم برای جذاب شدن داستان کافی نبود. به علاوه به نظرم نثر داستان و منطق موجود در آن برای گروه سنی د و ه کمی بیش از حد ساده بود. در پایان به نظرم اگر تصویرسازی‌های این مجموعه جاندارتر و رنگی بود، قدرت تخیل بیشتری به مخاطب می‌بخشید.
Profile Image for Fereshteh  Angella Gharib.
86 reviews1 follower
June 11, 2023
کتاب قلب زیبای بابور رو خیلی دوست داشتم، وقتی کتاب رو خوندم متوجه شدم این من نبودم که انتخابش کردم بلکه اون منو انتخاب کرده بود. شیوه روایت کردنش رو خیلی دوست داشتم به جای استفاده از توصیفات خیال انگیز برای جذاب تر شدن داستان نوجوانان، از مبحث مقایسه و تطبیق دادن فضا و شخصیت های داستان با دیگر داستان های نواجوانان استفاده کرده بود. و باعث میشد اگر داستانی را از نویسندگان گذشته فراموش کرده باشی برایت یادآوری بشه و با استنتاج نویسنده همراه بشی، و بتونی حدس بزنی پاراگراف بعدی با کدام داستان قرابت داره، و همین امر جذابترش کرده بود، نکته دیگری که برای من جذاب بود داستانی جنوبی موفق بود که هیچی از داستان پری دریایی کوچکِ هانس کریستین اندرسون کم ندارد....
Profile Image for Aylin.T.
85 reviews1 follower
March 26, 2023
داستانش جالب و تا حدودی پیچیده بود، اما جذاب نه. شاید نظر بقیه‌ی خواننده‌های این کتاب این نباشه؛ اما من نتونستم با داستان و شخصیت‌هاش ارتباط زیادی بگیرم. انگار داستان یه چیزی کم داشت.
دریافت این کتاب از اپلیکیشن طاقچه:
https://taaghche.com/book/93554
Profile Image for شیما.
139 reviews13 followers
July 2, 2024
بین دادن دو یا سه ستاره مردد بودم اما در نهایت دو ستاره پیروز شد.
من ایده‌ی کلی کتاب رو تا حدی دوست داشتم اما نگارش کلی کتاب شبیه یک تسهیلگری مکتوب بود که در حین گفتن داستان رخ میده و راوی به شدت مداخله‌گر بود.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.