این کتاب جز معدود کتابای تاریخی بود که خیلی خیلی خوب روایت شده و سریع میشه خوندش. تاریخ فرانسه و ناپلئون دست از سر من برنمیداره :)) همیشه فکر میکردم ناپلئون دزیره رو دوست داشته در حالی که این کتاب میگه عشق واقعی ناپلئون ژوزفین بوده!! و فقط به دزیره تعلق خاطر داشته...حالا خدا داند و ناپلئون!!!!
یه جای کتاب از زبان ناپلئون نوشته : من دنیایی را به زانو در آوردم ولی تنها کسی که مرا به زانو دراورد ژوزفین وبد و بس...
ژوزفین و کل فرانسه ای که این کتاب معرفی میکنه غرق در فساد بوده ناپلئون حتی.
زندگی به راه خود ادامه می دهد!!
داستان های زیاد و عبرت اموزی تو خلل سرگذشت ژوزفین وجود داشت مثل امیلی که دختر برادر شور اول زوزفین بود و به اصرار ناپلئون با یکی از افسراش ازدواج کرد بعدزیباییش رو بخاطر آبله از دست دادو شوهرش هیچ وقت زشتیش رو به روش نیاورد و امیلی بعدها با فداکاری تمام وقت یشوهرش در زندان منتظر اعدام بود لباس هاش ور ب شوهرش داد و شوهرش فرار کرد و امیلی زیر بار شکنجه نقشه بعدی شوهرش رو برای فرار لو نداد و در آخر دیوانه شد.
بازی سرنوشت از همه جالب تر بود چیزی که سر ناپلئون ، ژوزفین و بقیه آورد!!
گل سرخ مالمزون که ژوزفین در مالموزون کاشته و گویی هنوز اونجاس..."یادبود مالمزون"
آخ این کتاب، سرگذشت ژوزفین که بعد زن ناپلئون میشه، من این کتاب رو توی ۱۶ سالگی خوندم، اول بگم من عاشق خوندن سرگذشت ها هستم مخصوصا اگه به صورت داستانی نوشته شده باشه.تصور این که چیزایی که میخونی واقعی هست واقعا به دل میشینه. ترجمه این کتاب خیلی خوب بود، کتاب ساده و روان بود و واقعا به دلم چسبید. پیشنهاد میکنم قبل خوندن این کتاب ، کتاب دزیره رو بخونید و بعد که این کتاب رو میخونید کاملا همه چیز رو درک میکنید.
This entire review has been hidden because of spoilers.
من دزیره و غرش طوفان رو خونده بودم که تقریبا در همین برهه زمانی فرانسه رخ داده و روایت اونها رو بیشتر دوست داشتم.با خوندن دزیره هرگز از ژوزفین خوشم نمیومد و این کتاب هم مهر تاییدی بر غیر دوست داشتنی بودن این زن خوش شانس زد.