Jump to ratings and reviews
Rate this book

پرنده کوچولو، نه پرنده بود! نه کوچولو!

Rate this book
صفحه ی رسمی فیسبوک نویسنده

http://www.facebook.com/mehdi.mousavii

303 pages, Paperback

First published January 1, 2011

16 people are currently reading
183 people want to read

About the author

سید مهدی موسوی

20 books181 followers
سید مهدی موسوی (زاده ۱۳۵۵ در تهران) شاعر و نویسنده ایرانی و بنیانگذار جریانی به نام «غزل پست مدرن» در ایران است شعرهای او علی رغم محبوبیت در بین جوانان در دهه هفتاد و هشتاد، با مخالفت حکومت روبرو بود که منجر به بارها بازداشت و حکم نه سال زندان و ۹۹ ضربه شلاق برای او شد.

از آثار مطرح او می‌توان کتاب «فرشته‌ها خودکشی کردند» را نام برد. یکی از فعالیت‌های مهم او ایجاد کارگاه‌های شعر و داستان در شهرهای مختلف ایران نظیر کرج، تهران، شاهرود، مشهد و... در طی سال‌های ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۸۸ بوده‌است، که همین مسئله را عامل محبوبیت او در آن مقطع زمانی برمیشمرند. از شاگردان او می توان به فاطمه اختصاری، محسن عاصی، محمد حسینی مقدم، الهام میزبان، مونا زنده دل، آناهیتا اوستایی و حامد داراب اشاره نمود. کارگاه‌های او پس از دستگیری اش در سال ۱۳۸۹ تعطیل شد.

هم‌چنین او در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ سردبیری نشریهٔ «همین فردا بود» را به عهده داشت

خوانندگان بسیاری همچون ستار، آرش سبحانی، حامد نیک‌پی، رعنا منصور، شاهین نجفی، نوید زردی و آریا آرام‌نژاد اشعار او را به صورت موزیک اجرا کرده‌اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
57 (31%)
4 stars
54 (29%)
3 stars
38 (20%)
2 stars
21 (11%)
1 star
11 (6%)
Displaying 1 - 14 of 14 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
September 9, 2015
سبزه ها را گره زدم به غمت
غمِ از صبر بیشتر شده ام
سالِ تحویلِ زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام

سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها

بچّه بودم... و غیر عیدی و عشق
بچّه ها از جهان چه داشته اند؟
درِ گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند !

خواستی مثل ابرها باشی
خواستم مثل رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز گریه ام کردی

ماه من بود و عشق دیوانه !
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام روی آب آمد

پشت اشک و چراغ قرمزها
ایستادم! دوباره مرد شدم
سبزه ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم

«وَانْ یَکاد»ی که خواندم و خواندی
وسط قصّه ی درازی ها
باختم مثل بچّه ای مغرور
توی جدّی ترینِ بازی ها

سبزه ها را گره زدم امّا
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذرّه ذرّه می میرند
همه ی سال های بی تحویل
Profile Image for Sadjad Abedi.
174 reviews60 followers
January 12, 2019
کتاب جالبی نبود! در واقع خیلی "کتاب جالبی نبود!"
این قدیمی‌ترین دفتر شعر موسوی بود که خوندم (1389). البته بعدش می‌خوام "فرشته‌ها خودکشی کردند" رو که از اینم قدیمی‌تره بخونم.
شعر مهدی موسوی توی این دفتر یک شعر زورکی پست مدرن بود به نظر من. انگار آن زمان پست مدرنیزم در موسوی درونی نشده بود و شعر پست مدرنش در این دفتر عموما زورکی، پست مدرن شده بود. حجم کتاب هم زیاد بود -300 صفحه- و تنها مزیتش این بود که شما هرچه در جریان غزل پست مدرن به عنوان مولفه وجود دارد در شعرهای این کتاب پیدا می‌کنید در حالی که شعریت اشعار فدای این وجه مسئله شده. انقدر شعر خوب کم داشت -شاید کمتر از انگشتان دو دست- که من ناگهان شک کردم که نکنه همه‌ی شعراش همینجوری بودن و من الکی خوشم میومده! در مجموع خوانش لذت‌بخشی نبود گرچه تا حدودی آموزنده بود.
33 reviews7 followers
July 12, 2012
باید به پا خیزم از آنچه در توان دارم
از دردهایی كه میان استخوان دارم
باید كه از من، از خودِ من باخبر گردم
باید كه صفحه صفحه در تقویم برگردم
باید بسازم آنچه را در راه گم كردم
باید كه برگردم به اصل خویش برگردم
Profile Image for SA®A .
317 reviews384 followers
Read
November 18, 2013

نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است


----------


از چشم هام، آدم ِ دلتنگ می بَرَند
با جرثقیل، از دل من، سنگ می برند
!فحشی ست در دلم که شدیدن مؤدّب است
در من تناقضی ست که هر روزش از شب است
خوابیده اند در بغلم بی علاقه ها
!!پرواز می کنند مرا قورباغه ها
از یاد می برند مرا دیگری کنند
از دستمالِ گریه ی من روسری کنند
در کلّ شهر، خاله زنک ها نشسته اند
درباره ی زنی که منم داوری کنند
با آن سبیل! وُ خنجر ِ در آستینشان
!!در حقّ ما برادری و خواهری کنند
چشم تو را که اسم شبش، آفتاب بود
با ابرهای غمزده خاکستری کنند
ما قورباغه ایم و رها در تهِ لجن
بگذار تا خران چمن! نوکری کنند
!ما درد می کشیم که جوجه فسیل ها
در وصف عشق و زیر کمر، شاعری کنند
!از سختمان گذشته اگر سخت پوستیم
!بیچاره دشمنان شما! ما که دوستیم
!از دعوی برادری با سبیل ها
!تا واردات خارجی دسته بیل ها
از تخت های یک نفره تا فشار قبر
خوابیدن از همیشگی مستطیل ها
در جنگ بین باطل و باطل که باختم
!دارد دفاع می شود از چی وکیل ها؟
دیروز مثل سنگ شدم تا که نشکنم
امروز می برند مرا جرثقیل ها
چیزی که نیست را به خدایی که نیستیم
اثبات می کنند تمام دلیل ها
در حسرتِ گذشته ی بر باد رفته ای
!آینده ی کپی شده ای از فسیل ها
ناموسم و رفیق و وطن فحش می دهند
دارند بیت هام به من فحش می دهند
پرونده ای رها شده در بایگانی ام
از لایه های متن بیا تا بخوانی ام
باران نبود، امشب اگر گونه ام تر است
!بر پشت من نه بار امانت، که خنجر است
...
Profile Image for Mahdie panahian.
16 reviews9 followers
November 26, 2018
مهدی موسوی بعد از سالها هنوز هم کار جدید و خوبی ارائه نداده،،،این همه نظر مثبت رو درک نمیکنم
3 reviews1 follower
May 18, 2012
دكتر موسوي در اين مجموعه تمامي عناصر شعر پست مدرن را به شيوه‌اي هنرمندانه بكار ميبرد به نحوي كه در بعضي از اشعار، شما با يك تابلوي نقاشي روبرو هستيد كه جداي از محتواي شعري، گاه تنها غرق در ساختار و پيكربندي آن مي‌شويد. بي شك اين مجموعه شعر، يكي از سخت‌ترين مجموعه شعرهاي دكتر موسوي از حيث معنا و مفهوم است زيرا شما با حجمه‌اي از فلسفه‌هاي گوناگون مواجه مي‌شويد كه با توجه به ماهيت غزل پست مدرن، در پاره اي موارد به هيج وجه به معناي آن پي نمي‌بريد. در نهايت اشعار اين مجموعه با نظر به اينكه عميق‌ترين حالات دروني انساني را نشانه مي‌گيرد، با عظمت و ابهتي بي‌نظير به بيان دردهاي حقير انسان مي‌پردازد.
Profile Image for طیبه تیموری.
146 reviews
Read
July 11, 2015
دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست!
این چندمین شب است که خوابم نبرده است
رؤیای «تو » مقابل «من » گیج و خط خطی
در جیغ جیغ گردش خفّاش های پست
رؤیای «من » مقابل «تو » - تو که نیستی!-
[دکتر بلند شد... و مرا روی تخت بست]
دارم یواش واش... که از هوش می رَ... رَ...
پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست
هی دست، دست می کنی و من که مرده ام
مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!
یا علم یا که عقل... و یا یک خدای خوب...
« - باید چه کار کرد تو را هیچ چی پرست؟! » کمک!! من از... کمک!... همیشه... کمک!... خسته تر...
[مامان یواش آمد و پهلوی من نشست]
« - با احتیاط حمل شود که شکستنی ... »
یکهو جیرینگ! بغض کسی در گلو شکست!
Profile Image for Nadi kz.
77 reviews19 followers
July 18, 2015
شعرای محشری داره ...
Profile Image for Abas Azimi.
63 reviews38 followers
March 26, 2018
اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد

اگر که عشق، لبالب شود به لب برسد



که سال ها بدوی، قبل خط ّ پایانی

یواش سایه ی یک مرد از عقب برسد



شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود

که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!



که هی سه نقطه بچینی اگر... ولی... شاید...

کسی نمی آید، نه! کسی نمی آید



Profile Image for Nasim Shademan.
14 reviews1 follower
November 24, 2015
از بهترین هایی است که خوانده ام؛سید مهدی موسوی دروغگو نیست و به نظرم هیچگاه نخواسته است در شعرهایش شخصیت متفاوت از آنچه هست نشان دهد و من آرمانی او همان چیزی است که خود اوست.مردی که راوی شعر های سیدمهدی موسوی است خود سیدمهدی موسوی است و هرگز نخواسته است خودرا به شیوه ای دیگر نشان دهد.باری یکی از شعرهای ایشان را خواندم و صدایم را ضبط کردم،به نظرم بسیار مسخره آمد چون شعر،شعرمردانه بود با عناصر یک شخصیت مردانه؛ به امید آزادی هر هرچه سریعتر سید مهدی و فاطمه ی عزیز...
Profile Image for Hamed Ghanbari.
18 reviews1 follower
October 25, 2018
گرچه خودم هیچ موقع با شعرهای سبک پست مدرن، ارتباط برقرار نکردم و فکر هم نمیکنم این اتفاق در آینده هم بیفته؛ اما خودخواهیه که به خاطر نظر خودم، موفقیت سیدمهدی موسوی تو این سبک رو انکار کنم. حداقلش اینه که مشخصه شعرش آینه زندگی شخصیه و از دل براومده‌ست.
Profile Image for Erfan Hamdi.
68 reviews2 followers
October 16, 2018
در ابتدا تعابیر به کار رفته بسیار جذاب و جدید به نظر می‌رسید و در انتها به ابتذال کشیده می شدند .
Profile Image for Rez.
169 reviews4 followers
September 1, 2021
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است
Profile Image for Solmaz.
35 reviews11 followers
November 27, 2018
تا حالا هیچ شعری از مهدی موسوی ندیدم که از تمامش خوشم بیاد، این یک ستاره هم برای اون ترکیبات و یا معدود بیت های برای من دلنشینشه.

زندگی بچّه ای بدون توپ

گیج، در یک زمین خاکی بود

باختن بی مسابقه، بی هیچ!

زندگی چیز دردناکی بود...
Displaying 1 - 14 of 14 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.