کتاب معمولی و خوبی بود. بیشتر انگار یک نفر تند تند داشت خاطرات اش را تعریف می کرد. انگار مسئول افشای سندهای محرمانه یک سازمان بعد از 30 سا اجازه ی بازگو کردن خاطرات در مدت محدود را به دست آورده بود. در هر حال جالب بود. هرچند که اصرار داشت بگوید رمان است ولی اصلا نبود. تنها روایتی خیلی خیلی ساده، کمی ابتدایی و بدون هیچ تصویر سازی از اتفاقی تاریخی ، به همین سادگی. انگار کسی داشت یک فیلم سینمایی یا یک روز اش را تعریف می کرد. بزرگترین نقطه ضعف اش که بازهم به علت تاکید ظاهری بر رمان بودن آن بود، اشاره ی ناصحیح به گذر زمان بود. در مجموع نمی گذارد خواننده بفهمد همه ی این ماجراها در چه مدت رخ داده است. شب روز می شود و فردا پس فردا بدون تاریخ. ولی بازهم برای نویسنده ای که نویسندگی حرفه اش نیست، برای ایران و ایرانی که عادت به فاش گویی ها ندارد، خوب بود.برای همین دو نیم ستاره را کردم سه!
بسم الله... خلاصه: کتاب، شامل مروری بر اسناد محرمانه و منتشر نشدهای از حفاظت اطلاعات در ابتدای دهه 60 است که به غائله بسیار وسیع فتنه، ایجاد شده از سوی منافقین در این دهه و در شهر تبریز میپردازد. محمد وفایی که در آن سالها از اعضای حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است، نویسندۀ کتاب هست. و شالوده اصلی داستان درباره اتفاقات اوایل انقلاب و غائله های مختلف منافقین و ضد انقلاب و آقای شریعتمداری و خانواده ش و مقابله ش با خط امام و انقلاب هست. در آن بحبوحه که تازه «کمیته» سر و سامان گرفته بود و نوپا بود و نه «اطلاعات سپاه»ی بود و نه «وزارت اطلاعات»ی جمعی از انقلابی ها که بیشتر عهده دار کارهای سخت و درگیری های انقلاب بودند از اتفاقات ناگواری مطلع می شوند و بالاجبار تصمیم به تحرک دوباره _که پس پیروزی انقلاب نمام شده بود_ می گیرند تا این غائله هم تمام شود. لحظه لحظه توصیفات و بیان اتفاقات این قدر جالب است که خواننده را میخکوب می کند پای کتاب و با خود جلو می آورد طوری که می توانی حس کنی کنار شخصیت های داستان داری کارها را پیش می بری!
*** توضیحات: - موضوع کتاب، موضوع خیلی جالبیه اصلا شبیه موضوعات تکراری انقلاب نیست - چون هم تاریخیه و هم هیجان داره (مثل فیلمای پلیسی!) لذا برای من خیلی جالب بود - قسمتهای زیادی از کتاب قبلا به صورت داستان های دنباله دار تو نشریۀ امتداد چاپ میشده - کتاب شبیه به رمانهای رایج نیست، فضاسازی های زیاد و توضیح و تفصیل حاشیه ای نداره و مستقیما به اصل مطلب میپردازه. در حدی که نویسنده اگر میخواست رمان از توش دربیاره میتونست 3 جلد رمان بنویسه با هرکدوم از زیر موضوعات کتاب. - برای من که دوست دارم متن کتاب، آموزنده و صریح باشه و مستند، هر دو ویژگی رو داشت. چون داستان تقریبا با زیربنایی واقعی ترسیم شده - تاریخ اون برهه و شرایط آقای شریعتمداری رو خوب میگفت. همچنین نقش هدایت فتنه از خارج از کشور و برنامه های قوی فتنه رو خیلی خوب و البته غیر مستقیم به تصویر میکشه دو، سه مورد از تصمیمات و صحبت های امام رو توی بستر داستان گفت که خیلی جالب بود برام (مثل: «اگر کسی به من توهین کند و عکس مرا پاره کند، هیچ کس حق ندارد معترض شود» در جواب این بوده که پاسدار مراقبت کننده از منزل آقای شریعتمداری رو میکشند و کشتنش رو به نظام نسبت میدن ، ص 243 ) - نکتۀ اخلاقی اش: اخلاص و دنبال هدف بودنه، اجتناب از ورود به کار اقتصادی رو از عوامل دوری تیم از فساد میدونه و یه کار تشکیلاتی قوی در سراسر کشور رو به نمایش میگذاره - نقدی که بهش دارم: طبق معمول راهکار نمیده، یعنی موقعیت های خیلی خاصی رو شرح میده، خیلی خوب تقسیم کار میشه، و همه هم از پس کار خودشون خوب برمیان. اولا اینکه معلوم نیس این مهارتها چطور و تو چه روندی پیش اومده. دوم اینکه همیشه توی این داستان ها موفقیت ها ذکر میشه، چرا هیچ وقت لو رفتن ها، دعوا های بین گروهی، ولایت نپذیری ها ذکر نمیشه و همیشه همه چی خوبه؟ - نکتۀ بعدی که آدم رو سردرگم میکنه این هست که افراد مختلف و متنوعی توی داستان هستند و داستان رو پیش میبرند اما ویژگی بارزی ندارند که این افراد در ذهن باقی بمانند و آدم گم شون نکنه، لذا برای اینکه داستان رو از دست ندی، مجبوری از خود این افراد بگذری، حبیب و رحیم و محسن و.. - نقل قول از زبان یک نفر دیگه، گاهی انقدر طولانی میشه که یادت میره گوینده کدوم بود! - ایراد بعدی اشاره ی ناصحیح به گذر زمان بود. در مجموع نمی گذارد خواننده بفهمد همه ی این ماجراها در چه مدت رخ داده است. شب روز می شود و فردا پس فردا بدون تاریخ. - ولی برای نویسنده ای که نویسندگی حرفه اش نیست، خیلی خیلی خوب بود. یعنی شاید به لحاظ ادبی، نشه اثر رو خلق اثر هنری خوب بنامیم کتاب رو اما یه اثر تاریخی خیلی خوبه که آموزنده است و اصلا ناشیگیری توی نوشتنش آدم حس نمیکنه و خسته کننده نیست. - فصل 16: معرفی پسر شریعتمداری - فصل 15: مباحتۀ خوبی در مورد ولایت فقیه
*** مخاطب: تاریخ خونها، علاقه مندان به تاریخ، علاقه مندان به داستان های غیر عشقولانه و مرموز، فیلم های پلیسی، و کسایی که تاریخ انقلاب رو در رمان های انقلاب دنبال میکنند بنظرم نمیشه به عنوان کتابای اول و برای ترغیب به مطالعه کتاب رو به کسی معرفی کرد مگر آدم حقیقت جویی باشه یا یکی از ویژگی های بالا رو داشته باشه
قسمتی از کتابو تو مجله امتداد خوندم اون موقع نمی دونستم رمان بلافاصله کتابو سفارش دادم بازم بی اینکه روی جلو نگاه کنم بی وقفه فقط خوندمش کمتر از یک سوم کتاب باقی مونده بود که متوجه شدم رمان:| خییییییییلی ناراحت شدم طوری که ادامه رو به سختی تموم کردم.کتاب عالی نوشته شده :)
متاسفانه سی چهل صفحه اخر کتاب، ده صفحه ای وسطش چاپ نشده بود. فروشنده پس گرفت ازم و چاپ جدید هم نداشت که دوباره بخرم، برای همین نفهمیدم اخرش چی شد. البته اخرش کاملا قابل حدس ه و تاریخ برامون گفته. ولی، خوندش از قلم خوب سردار وفایی عزیز رو از دست دادم
شبیخون به خفاش داستانی پر حادثه و پر شخصیت؛ گزارشی از فتنه های گروهک های و احزاب ضد انقلاب در سالهای اولیه انقلاب تم داستان امنیتی است ناگفته هایی از حوادث و سرنوشت شخصیت های مهم اول انقلاب پرداختن به نقش آیت الله شریعتمداری که از صف انقلابیون جدا شد یکی از نقاط برجسته ی داستان است