این دفتر یک نقد ادبی نیست، گامیست برای بهتر شناختن و بیشتر شناساندن احمد شاملو با استفاده از منابع معتبر و موجه. مباد کسی به گمان نادرست افتد که این مستند بیصوت و حرکت سعی در تبلیغ یا تخریب کسی دارد، کسی که با احاطه بر واژگان فارسی و چیدمان و کاربرد درست آنها پیام خود را به شکلی بدیع و اثرگذار بر جان و دل مخاطبان خود نشانده است. با آنکه شخصیت و رفتار یک هنرمند و شیوه زندگی او ربطی به هنرش ندارد و از هنرمند فقط باید هنرش را در نظر داشت و قدردان آن بود، در مورد شاملو بسیاری از جوانان هر نسل، نه تحت تاثیر هنر او که تحت تاثیر شهرت او، وی را الگویی مناسب برای تقلید دانستهاند. این دفتر در تناقض آشکار با این ادعای شاملوست که «در خانهای شیشهای زندگی میکنم و چیزی برای پنهان کردن ندارم.
شاملو، شاعرپرکار و پردردسر معاصر، شاعریست که بهقول شمس لنگرودی برای ما از آن لحظهای که به دنیا میآییم تا وقتی که میمیریم، شعر دارد. چهرههای معدودی را میتوان سراغ گرفت که بر سر آراء و عقاید ادبی خود جنگیده باشند اما نیما یوشیج و شاملو در دورۀ معاصر از این چهرهها قلمداد میشوند. در بررسی کارنامۀ شاعری شاملو، الزاماً باید به موارد دیگر هم اشاره داشت. زیرا بهطور دقیق نمیتوان مرز شاعری او را در آثارش مشخص ساخت، او گاه در ترجمۀ رمان و نمایشنامه دست به آفرینش میزند و گاه حتی این امر را به حیطۀ تصحیح متون نیز میکشاند {البته این کار او را با نامِ بلایی که بر سر غزلیات حافظ آورده است، میشناسند!}
کتاب حاضر، بررسیِ ضمنی و دقیقی از شاملو ارائه داده و چهرۀ واقعی این شاعر را از پس هزاران بود و نمود ترسیم میکند. با تجربۀ زیستۀ ادبی گذشته، میتوان اذعان داشت که بعد از مدت زمانی، فسانه و قصههای متعددی پیرامون شاعران و هنرمندان شکل میگیرد. کتابها و منتقدانی نیز لازم است که این حجمِ ترهات را پالایش کند. بهرام گرامی با چنین رویکردی دست به نگارش این کتاب زده است. یکی از بارزترین ویژگیهای این کتاب، ارائۀ راهحل در مباحث مطرح شده در جایجایِ مطالب است. همچنین استناد بر مکالمهها و گفتگوهای تلفنی با اشخاص در جهت ایضاح هرچه بیشتر مطلب، حجم و تنوع منابع مورد استفاده، بهویژه مجلات نیز قابل توجه است.
نویسنده در بخشهای نخستین کتاب به روایتهای مختلف از زندگی شامل میپردازد و سپس فعالیتهای او را مورد کنکاش قرار میدهد. بحث داغ این مباحث شایعاتیست که از احمد شاملو بر زبانها افتاده است که نویسنده به روشنگری میپردازد. از جملۀ آنها میتوان به شایعۀ کاندید شدن شاملو برای جایزۀ نوبل ادبیات اشاره کرد. روشنگری نویسنده در باب ترجمههای شاملو از دیگر بخشهای درخشان کتاب است با اشاره به ترجمۀ کتابهای «شازده کوچولو»، «پاییز پدرسالار»، «دن آرام».
«شاملو و کتاب کوچه»، «شاملو و حافظ» و داستانِ اجتهاد او در دیوان حافظ، «شاملو و روزنامهنگاری»، «شاملو و فردوسی» که بارزترین بخش تحلیلی کتاب را -از نظر حجم مطالب- به خود اختصاص داده است، «شاملو و موسیقی ایرانی» از دیگر عناوین مطرح شده در کتاب است. بخش پایانی کتاب جوابیهها و مکاتبات چهرههای مختلف در موضوعات مطرح شده در کتاب است و در نهایت کتاب با چند تصویر پیوست پایان مییابد.
آنچه از پس از خواندن این کتاب از شاملو باقی میماند، سوای هر نوع غرضورزی و جهتگیری، نگاه واقعی و بیتعارف به شعر و شاعری و هنرمند بودن است. اما باید خاطرنشان ساخت که شاملو همچنان در جایگاه برزخی خود بین مطلوب و نامطلوب بودن سیر خواهد کرد و کسی نه میتواند او را به خاطر ابداعاتش نفرین کرده و یا یکسره دعاگویش باشد. اما به نظر من، اگر ادبیات را عرصهای دموکراتیک بدانیم باید انتظار دیگرخوانیها و همچنین شالودهشکنی و گاه شیطنت را هم داشته باشیم. شاملو عدوی نبود که سبب خیر شود اما به تعبیر خودش فرزند ناخلف شعر بود. در نهایت، آنچه از میراث شاملو بهجا ماند، موجب بروز و طرح مسائل جدید در حیطۀ هنر و شعر و نقد ادبی شد.