Jump to ratings and reviews
Rate this book

دودمان

Rate this book
نفرت خاموش مردم.. همان مردمی که اگر دست به دایره‌ی دل‌شان می‌زدی صدتا صدای نفرت از آن بلند می‌شد… مردم… ما مردم… چه کسی قصه‌ی ما را می‌نویسد آن‌گونه که هستیم؟ چه کسی ما را روایت می‌کند؟ ما را؛ گذشته ما را؛ تاریخی که از سر گذرانده‌ایم. بلاهایی که از جان‌مان گذشته. مصیبت‌هایی که تاب آورده‌ایم تا … تا بمانیم هنوز. هنوز نفس‌مان در می‌آید گرچه به سختی. هنوز این‌جا مانده‌ایم. در سرزمین‌مان. هنوز به غربت راضی نشده‌ایم. ما هنوز نوشته می‌شویم… هنوز روایت می‌شویم...

279 pages, Paperback

First published January 1, 2023

5 people are currently reading
56 people want to read

About the author

محمود دولت‌آبادی

79 books1,384 followers
Mahmoud Dowlatabadi is an Iranian writer and actor, known for his promotion of social and artistic freedom in contemporary Iran and his realist depictions of rural life, drawn from personal experience.

برنده لوح زرین بیست سال داستان‌نویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دوره جایزه ادبی یلدا به همت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
Award for International Literature at the House of Cultures in Berlin 2009
Nominated Asian Literary Award for the novel Collon Collin 2011
Nominated for Man Booker International prize 2011
برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
English translation of Colonel's novel, translated by Tom Petrodill, nominee for the best translation book in America 2013
Winner of the Literary Prize Ian Millski Switzerland 2013
Knight of the Art and Literature of France 2014

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (8%)
4 stars
7 (9%)
3 stars
17 (23%)
2 stars
12 (16%)
1 star
30 (41%)
Displaying 1 - 20 of 20 reviews
Profile Image for آیدا.
10 reviews
April 5, 2023
نویسنده‌ی روستانویس حتی اگه شخصیت‌های خیالش، تهران زندگی کنن، رشته‌ای نادیدنی اونا رو به روستا پیوند می‌ده و در روستا چیزی نیست جز ترس رعیت‌ها از ارباب‌ها.
Profile Image for Azimeh.
144 reviews14 followers
June 27, 2023
برای کسی‌ یا کسانی که کلیدر ، جای خالی سلوچ رو خوندن ، خب این کتاب قابل مقایسه با اونها نیست.
اون دو کتاب به اضافه چند کتاب دیگه از دولت آبادی جز شاهکارهای این نویسنده‌ی محبوب من هستن.
ولی با همه اینها، دودمان برای خودش و در حد و اندازه ی‌ خودش حرف برای گفتن داره.
دولت آبادی، دچارِ آدم هاست. دچار رنج و محنتی که کشیدن و شاید این بخاطر سبک و زندگی خودش گذشته است.
من آدم هایی رو که دولت آبادی توی کتاب هاش خلق شون میکنه رو عاشقشونم. حتی اگر شخصیت منفی قصه باشند.
از این جهت میگم که آنقدر اون آدم برات زنده است که وقتی بخشی از قصه رو میخونی و کتاب رو میبندی ، اون آدم رو کنارت حسش میکنی.
شخصیت های کتابهای دولت آبادی اینجورین، فرقی با ادم های واقعی ندارند، مثل سلوچ در کتاب جای خالی سلوچ .
مثل باباسبحان توی کتاب اوسنه باباسبحان، یا یه شخصیت منفی و منفور مثل عباسجان توی کلیدر.و …
بله، دولت آبادی اینجوریه
—————————————————
دودمان یه قصه‌ی معمولی از چند آدم خیلی معمولیه.
آدم هایی که پیرامونمون به وفور میبینیم. مثل خودمون.
توی این کتاب قرار نیست با یک داستان هیجان انگیز مثل داستان گل محمدها طرف باشید، یا قرار نیست به دنبال چرایی ناپدید شدن سلوچ در کتاب جای خالی سلوچ باشید، این کتاب روایت چند روز از زندگی چند آدم عادیه.
قصه‌ی آقا زمان جوباری، یک آدم بورژوازی و مرفه که درد اطرافیانش براش درد خودش نیست.
قصه ‌ی ارسلان
و شوقی؛ خواهر و برادر ناتنی که جبر روزگار مثل همیشه سدی شده در مقابل رسیدن به آرزوها شون.
ارسلانی که آرزوی پریدن با چتر از یک بلندی رو داره و شوقی که آرزوهای کوچک زنانه مثل رفتن به کلاس نقاشی در سر داره.
توی کتاب با این آدم ها سرو کار خواهید داشت.
آقا زمان جوباری
ارسلان
شوقی
آقای بقراطی
علازمان
والازمان(که همه ی آتیش های این قصه از گور اون بلند میشه)
تاج خانون
آقای علمداری
کاشونه خانم
زالکو
یاقو
و در آخر نصرو یا همون جوانمرد
این کتاب هر چند که در مارتن کلیدر و جای خالی سلوچ و عقیل عقیل؛ کم میاره ولی حتما ارزش خوندن داره .
دستان نویسنده ی محبوبم رو میبوسم برای اینکه قلب من رو سرشار از خوشی کرد با نوشتن کتاب جدید.
عمرشون پربرکت و قلم شون مانا و سبز.
Profile Image for Fatemeh mozakka.
71 reviews2 followers
May 15, 2023
۱/۵ستاره!
بعد از جای خالی سلوچ و کلیدر این سومین کتابیه که من از دولت آبادی میخوندم و اصلا قابل مقایسه با دو کتاب قبلی نیست.خوندن داستانش سخته و من اوایل کتاب با خودم میگفتم بالاخره نویسنده۸۰سالشه و داره با ادبیات قدیمی مینویسه طبیعیه برات خوندنش سخت باشه و صبر کن قلق کار دستت میاد اما نخیر!داستان هیچ انسجامی نداره و مدام از یک شخصیت به شخصیت دیگه میپره و در نهایت هم هیچی به هیچی!تنها دلیلی که تا آخر کتاب رو ادامه دادم این بود که نمیخواستم تصورم از دولت آبادی خراب شه و منتظر بودم داستان به اوج خودش برسه که خب اشتباه فکر میکردم.
Profile Image for Ali Danayie.
105 reviews
October 31, 2023
«دودمان» روایت یک رنج تاریخی‌ست در دل نیمه‌های قرنی که بد و خوب گذشت و هزار و یک خرده روایت که هر کدام ضمن حفظ استقلال و هویت‌شان در سر بزنگاه‌ها درست مثل تکه‌تکه‌های پازل به هم می‌رسند و در دل اصل روایت که بازگوکننده روزهای انقلاب و عصیان است، از رازهای سر به مهر تنیده در دل داستان گره‌گشایی می‌کنند، طرح پرسش می‌کنند و طرح دعوی. بعضی‌هاشان را راوی داستان در آخرین سطرها پاسخ می‌گوید و بعضی‌هاشان را هم چنان به قضاوت روح و روان ذوق وا می‌گذارد به رسم و رسوم ادبیات مدرن این روزها.
Profile Image for Fatemeh Ghorbanirezvan.
26 reviews3 followers
June 18, 2023
دودمان رو باید آروم آروم خوند تا رشته کلام و‌شخصیت‌ها از دست در نره. اما با این حال روایت انسجام نداشت برام. شخصیت‌ها و روایت‌ها گاهی توی هم گم میشدن. اسامی که انتخاب شده بود من رو مدام سردرگم میکرد.
هنوز هم معتقدم بهترین کتاب دولت‌آبادی جای خالی سلوچ هست.
Profile Image for Kieslowski.
84 reviews2 followers
April 14, 2023
دست پیرمرد نویسنده خالیه و این رو با خوندن یک سوم کتاب به راحتی احساس میکنین.اوایل کتاب سردرگمی خاصی وجود داره که با گذشت زمان سر و شکل مناسب تری پیدا میکنه ولی چون حرفی برای گفتن نداره دور خودش هی میچرخه.
همچنان قلم نویسنده پرقدرته.جمله بندی ها و کنار هم قرار دادن شخصیت های مختلفی که خلق میکنه در کنار هم به زیبایی شکل میگیره.
دولت آبادی به نظرم بعد از بلایی که سر کتاب کلنل ش اومد دیگه نتونست از زیر سایه اون اتفاق کمر راست کنه.یک جور در خودش شکست.احساس میکنم میخواست اون کتاب پایان باشکوه کاریش باشه.همون نسخه داغون ترجمه ای اون کتاب هم نشون میداد با چه رمان قوی و پر پیمونی طرف هستیم.
پیرمرد بعد از اون دیگه اون نویسنده قبل نشد.
ترکش های روحی روانی اون کار رو هنوز با خودش داره حمل میکنه از جمله تو کتاب دودمان.
دودمان قرار بود روایت گر بخشی از زندگی یک خان حالا شکسته و پیر شده در تهران و در مواجهه با افرادی از طبقه پایین جامعه با اون باشه.ولی در نهایت فقط به هر کدوم از زمینه هایی که میخواسته ورود کنه و شکل بده فقط سری زده در حد یک اشاره.گاهی به این گاهی به اون که در نهایت نتونسته حرفشو کامل به زبون بیاره.در نتیجه فرزندی معلول خلق کرده که اگر هم مخاطب تا پایان اون رو ادامه بده فقط به خاطر قلم نویسنده است نه روایتی که خلق کرده.
دولت آبادی جهان ناقصی با شخصیت هایی نصفه و نیمه میسازه که در بهترین حالت میتونست شروعی برای یک مجموعه باشه اگر و تنها اگر بن مایه و خمیره لازم برای ادامه دادن درست اون موجود بود.
Profile Image for Amene.
816 reviews84 followers
December 31, 2023
بعد از مدت‌ها کتاب خوبی از دولت‌آبادی خوندم که البته با کلیدر،جای خالی..و سلوک قابل قیاس نیست اما بازهم از کارهایی که اخیرا خونده بودم خیلی خیلی بهتر بود.
Profile Image for Afshin Hakimiyan.
127 reviews1 follower
November 22, 2023
دولت‌آبادی در هشتاد و سه سالگی‌اش، به زبانی که هم لحنِ بدیع و شاعرانه‌اش داده است؛ تا بتواند هم از درد و رنجی تاریخی سخن بگوید که دست از سر این مُلک و میهن برنمی‌دارد و هم از زبان عوام مدد می‌جوید تا شاید رد و نشانِ این درد را در کوچه پس‌کوچه‌ها بجویدش. زندگیِ ارسلان و خواهرش شوقی را از کوچه‌های دور و اطرافِ کوره‌های آجرپزیِ جنوب تهرانِ دوره پهلوی، به قلم می‌کشد. در خانه‌ای که زیرِ پله‌اش در اجاره‌ی جلمبری است. آن یکی دو اطاقِ آن‌ور حیاط در اجاره‌ی خانواده‌ای. و این یکی دیگر در اجاره‌ی بدبختی دیگر. ارسلان که در سنگ‌تراشی کار می‌کند و دم‌خور سال‌خورده‌ی خنزر پنزری است که سرِ کتاب باز می‌کند برای مردمِ بدبخت‌تر از خودش توی همان خانه. به زبانی فخیم سخن می‌گوید. و هم‌چون اسمش، یاقو که عجیب‌وغریب است، انگاری سال‌خورده‌ای است که رسمِ گذرانِ زندگی را در راضی به داده و نداده‌ی خدا پیدا کرده است.

شوقی خدمت‌کار خانه‌ای است که اربابش آقا جوباری است. جوباری از زمین‌دارانِ خطه‌ی خراسان است که برای گذرانِ زندگی دانشجویی علازمان پسرش، این خانه را نزدیک دانشگاه تهران خریده است.

شوقی یک‌پای‌اش در این خانه به خدمت‌کاری مشغول است و پای دیگر در آموزشگاهی دارد که می‌خواهد به خیاطی، خودش را از خانه‌ی کوفتی‌شان دور نگه دارد. و شاید هم امیدِ به بقراطی بسته است‌که بتواند سقفی بالای سرش باشد. بقراطی‌ایی که توی همین آموزشگاه، زیست‌شناسی تدریس می‌کند و شوقی هم راه فراری در او می‌جوید؟

آدم‌های رُمانِ دودمان، همه گرفتارند. بورژواش آقازمان که اسیر و عبیر دودمان خویش است. روشنفکرش دکتر بقراطی، دستش دراز پیشِ خانواده‌اش. هم از عزم و اراده کم دارد. هم از شناختنِ راه از چاه. جوانش ارسلان، سرگردان است. دل در هپروتِ پریدن از بالای کوره آجرپزی دارد و با این‌که خود را در قبال خواهرش مسئول می‌داند ولی گویی کسی جز یاقو را ندارد که او هم انگاری در رسمی که از روزوروزگار این سرزمین دریافت کرده است؛ به چیزی بهتر از راضی به رضای خدا نیافته است. به این که سقفِ قلندر آسمان خداست.
Profile Image for Elahe.
12 reviews2 followers
April 2, 2023
خیلی سختخوانه ولی ارزش خوندن داره
Profile Image for Aida.
45 reviews6 followers
December 7, 2024
شیوه روایتش رو دوست داشتم ولی محتوای داستان گیرا و منسجم نبود.
Profile Image for Niloofar.
13 reviews
June 7, 2023
بهتر بود از آثار اخیرش
Profile Image for Ardalanbookart.
91 reviews3 followers
August 4, 2024
شاید اگر از محمود دولت آبادی نبود اثر درخور و قابل توجهی بود ولی واقعا خوب نیست ، خیلی بد!
دوست نداشتم این را بگم ولی واقعا حقیقت گاهی بسیار تلخه
Profile Image for Jina Hameveysi.
24 reviews1 follower
March 20, 2025
کتاب "دودمان" اولین کتاب کاملی بود که من از آقای دولت‌آبادی خوندم.
خوندنش برای من خیلی طول کشید‌، یه جاهایی از کتاب روایت رو نمی فهمیدم و یا یکی از دیالوگ ها از دستم در می‌رفت و مجبور می‌شدم برگردم عقب، توی یه سری از قسمت ها باید چندبار میخوندم تا بتونم هدف از بودنش توی این کتاب رو متوجه بشم و اینکه گاهی گیرایی و توالی روایت به اندازه‌ی کافی نبود من رو اذیت می‌کرد.
من فکر میکنم کتاب، بیشتر جنبه های جامعه شناختی داره.
شخصیت هایی از بخش های مختلف جامعه که هر کدوم یک جور نماد برای قشرخاص یا محله ی خاصی اند، روایت مشخص و معلوم از نقطه نظر افرادی با پایگاه اجتماعی متفاوت بررسی می‌شه و این باعث می‌شه که ادامه اش بدی.
شخصیت هاش دلنشین‌ترین بخش این کتاب بودند. خیلی دقیق و ظرف به عنوان نماینده‌ی یک گروه خاص انتخاب شده بودند و حتی رویاپردازی ها و تصوراتشون هم دقیقا مطابق با همین بود.
چیزی که مدام توجه ام رو جلب می‌کرد و دوستش داشتم؛
استفاده ی نویسنده از این عبارت بود:
می‌خواست بگوید(.......)اما نگفت.
یادش نیامد گفته :(.....) یا نگفته.
فراموش کرد که بگوید(......)
و عبارات این‌چنینی.
مسائلی که در این عبارت ها بیان می‌شدند،
به طرز جادویی‌ای، ابعاد پنهان یا نیمه پنهان شخصیت هارو آشکار می کردند و به نظر من این به شدت جذاب بود.
خوندنش برام سخت بود و اینکه روایت رو گم می‌کردم عصبانیم می کرد، هزار بار خواستم که نیمه کاره ولش کنم اما شخصیت‌ها ذهنم رو درگیر کرده بودند،
خوب شد که ادامه‌ش دادم چون اون حال و هوای پایان کتاب رو خیلی خیلی خیلی دوست داشتم.
Profile Image for Hasti.
22 reviews
January 8, 2025
من واقعاً از خواندش جوری که انتظار داشتم لذت نبردم. یکم برای سلیقه‌ی من شلوغ و پرشخصیت بود و کم‌حوصلگیم شاید دلیلی بود که نتونستم اونطور که باید دوستش داشته باشم. کتاب بعدیم از دولت ابادی قطعا جای خالی سلوچ ئه تا بفهمم این سلیقه‌ام نبود یا کم‌حوصله بودم!
پ.ن/ البته که نوشتارشون و جملات و واج آرایی بسیار زیبا بود ولی پراکندگی داستان نمیذاشت کامل توجه کنم به قلم
Profile Image for M.
18 reviews12 followers
July 16, 2023
بلایی که دولت آبادی دارد سر خودش می آورد بی نظیر است. چشمه هم دندان تیز کرده از این مرد نیم بسمل باز هم پول بیرون بکشد و تشویقش می کند این مزخرفات را چاپ کند. ناشرونویسنده هر دو در سقوط کامل به سر میبرند.
Profile Image for Parvaneh.
153 reviews
April 18, 2023
حرفی برای روایت نیست. نویسنده سرگردان است و عملا داستانی هم ندارد.
1 review
January 10, 2024
حس آزادگی در کردار چیز دیگری است تا کوشش برای وانمود کردن حس آزادی و بی خیالی.
از متن کتاب.
Displaying 1 - 20 of 20 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.