در نمایشنامهی گربه به عنوان سگ همهچیز از یک بازیِ ساده شروع میشود. البته در دنیایی که بهظاهر شبیه دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم، اما در ادامه میفهمیم که جهانی است کمی عجیب؛ جهانی که در تابستان برف میبارد، میزان زنده بودن آدمها از نقطههای روی دستهایشان قابل اندازهگیری است و... در این نمایشنامه چهار شخصیت حضور دارند: 1) فریدون: مردی 38 ساله با قامتی متوسط. او نسبت به قامتش کمی چاق است. نشستن، بلند شدن و حرکاتش سنگین و آرام است. 2) مهسا: زنی 34 ساله، ریزجثه و زیبا. صورت مهربانی دارد و لبخند او دلنشین است. 3) ندا: زنی 35 ساله. او در میان زنان، بلندقامت محسوب میشود. انگشتان کشیده و پاهای بلندی دارد. صورتش استخوانی و تکیده است، اما بدنش لاغر نیست. 4) احمد: مردی 38 ساله با قامتی نسبتن بلند. اندام او تراشیده و ورزیده نیست، اما اضافهوزن هم ندارد. احمد و ندا فرزندی در راه دارند. داستان گربه به عنوان سگ از یک شوخی یا یک بازیِ بهظاهر بیاهمیت شروع میشود: فریدون، مهسا و ندا در سفر شمال احمد را با یکی از ترسهای اصلیاش روبهرو میکنند؛ مار. احمد بسیار میترسد و وقتی که متوجه میشود همسر و دوستانش از یک مار مصنوعی برای ترساندن او استفاده کردهاند تصمیم به تلافی میگیرد...
Masoud Shakarami (1986 - Tehran, Iran), has a BA in dramatic literature from Tehran’s University of Art & Architecture, worked as playwright, director and actor for 12 years and has been nominated and won several awards as a playwright and actor. Masoud’s study has focused on mythology and mythological literature.