قلب اهریمنان تغییر و این تغییر اربابشان را به سمت زندگیای میکشاند که زمانی رها کرده بود. تا جایی که لذّت زندگی زیر پوستش دوید. او خود به اهریمنان یاد داده بود که چشم به دهانش بدوزند و برای دیدن لبخندش از هیچ کاری رویگردان نباشند. او خود، آنها را با سیاستش تغییر داده بود و حالا میخواست برای آنها زنده بماند؛ امّا ماموران مادرش هرمیون، همه چیز را تغییر دادند. آنها آمده بودند تا او را به مادرش بازگردانند و تحت فرمانش دربیاورند. او ناچار به همراهی دشمنانی شد که از هر لحظه برای خیانت به او دریغ نمی کردند. آنهان نمیدانستند قدرتمندترین سلاح ارباب موجودات، قدرت پریان و یا موهبت شگفتانگیزش نیست… بلکه قدرت تغییریست که با نوازش و لبخندش عجین میشد!
مرجان صالحی وانانی با نام مستعار سایهسیاه متولد 30 خرداد 1371 و اهل آبادان است. او متاهل و مدیر انتشارات سایه سیاه نیز میباشد. تحصیلات مرجان کارشناسی ارشد رسوب شناسی و سنگ شناسی رسوبی از دانشگاه تهران است. او نویسندگی را از 12 سالگی آغاز و در 23 سالگی به صورت حرفهای ادامه داد. از معروفترین آثار او میتوان به مجموعه اولین پادشاه روشنایی اشاره کرد. علاقهمندیهای مرجان موزیک، فیلم، داستان، حیاتوحش و طبیعت است.
کی رسیدم به اخر جلد هفت ... هرچی بیشتر به اخرش نزدیک میشیم درد ماجرا بیشتر میشه... دلم برا اهریمنا بسوزه؟ یا برا ایهان؟ یا برا گروه مبارز لوراس که هیچی از حقیقت نمیدونن... نمیدونم نقشه ایهان چیه و میخواد چطور این جنگ تمام کنه ولی دلم نمیخواد تهش بد باشه. نمیدونم چرا میگه به بان احتیاج داره یا چرا کلوین با خودش همراه کرده ولی میدونم هیچ کاریو بی دلیل انجام نمیده👀 اه... به لوراس که این بدشانسیه پ.ن: هرید هنوزم خره😒 پ.ن۲: اگه قراره تهش بد باشه امیدوارم قبل از هر چیزی آسناد بخورت😒😂