دو ستاره فقط بخاطر این میدم که جستار آخرش واقعا خوب بود. انقدر خوب بود که شاید بخاطرش کل کتاب رو ببخشم، ولی بقیهاش انقدر بد بود که زورش نرسید بدبخت :))
مصداق بارز نگاه غلط، ناسنجیده و نافهمیده نسبت به دو مقولهی شهر و ناداستان. متن حتی یک صفحهی قابل دفاع ندارد. تکرار شعارهای همیشگی دربارهی شهر بد است و فلان است و در آن بهمان اتفاق بد برای مهاجران طبیعیست محتوای این کتاب را در بر میگیرد.
در حد همان نوشتههای سلمان امین توی کانال تلگرامش بود. ارزش افزودهای ندیدم. جذاب و جالب بودند. در مجموع دوست داشتم این کتاب را. تهرانی که در آن تصویر شده بود برای من ملموس و واقعیتر از تهران توصیفشده در آثار افرادی چون سینا دادخواه بود.
جستارنویسی و جستارخوانی به نظرم بخشی از ادبیات امروز جهانه این کتاب هفت روایت یا هفت جستار درباره تهران است که البته بهتره بگیم شش روایت چون بخش هفتم با توجه به اینکه جذاب بود ولی هیچ ربطی به کتاب نداشت و اصلا یه چیزی بود جدا واسه خودش. نویسنده قلم خوبی داره و شما رو همراه میکنه ولی از غرغرها و وراجیها اگر بگذریم در نهایت نمیشه فهمید نویسنده با این جستار به چه چیزی میخواد برسه. این کتاب تکههای جذاب زیاد داره که خوراک شبکههای اجتماعیه ولی گاهی اوقات حکمتهایی صادر میکنه که انگار میشه رد یه مدل خاصی از ایدئولوژی رو درش پیدا کرد. کتاب درباره تهران است و من تهرانی حتما میتوانم باهاش ارتباط برقرار کنم ولی بعید میدونم یک غیر تهرانی یا کسی که تهران زندگی نکرده باشه رو بتونه با خودش همراه کنه. خواندن این کتاب بیشتر شبیه این میمونه که توی تاکسی تو ترافیک گیر کرده باشی و راننده خوشصحبت برات از هر دری سخنی بگه تا راه کوتاه شه. خیلی جاها حرفای خیلی خوب و جالبی میزنه ولی خب خیلی جاها هم میوفته به پرت و پلا گویی. در نهایت به نظرم نویسنده بین این که گزارشگری کنه یا متن شاعرانه بنویسه یا حتی در مواردی به دلنوشته نزدیک بشه نتونسته انتخاب کنه برای همین کتاب میتونه کمی شما رو سردرگم کنه ولی خب البته نثر زیبایی داره در جای خودش