هوبرت دریفوس، در ادامهٔ مجموعه بازخوانی آثار ادبی، بعد از موبیدیک و برادران کارامازوف، به ادیسهٔ هومر میرسد. دریفوس معتقد است که ادیسه، تجلی چندخدایی در ادبیات است، همانطور که کمدی الهی بازنمایی تکخدایی. به عنوان یک انسان که همیشه مدرن زیسته است، شاید از خود بپرسیم که زیستن در دنیای پیشافلسفهٔ یونانی، چطور بوده است؟ فرض گرفتن یک دنیای اساطیری از چه ذهنیتهایی نسبت به هستی ناشی میشود؟ آیا واقعاً آنطور که نیچه میگوید انسانهای پیشافلسفه، شادتر میزیستهاند؟ اینها، و چندین سؤال دیگر، چیزهایی است که دریفوس با دقت در متن ادیسه به ما نشان میدهد.
Hubert Lederer Dreyfus was professor of philosophy at the University of California, Berkeley, where his interests include phenomenology, existentialism, the philosophy of psychology and literature, and the philosophical implications of artificial intelligence.
تحلیل حماسه اودیسه از منظر اگزیستانسیالیسم هایدگری؛ کتاب جالبی بود هر چند در خیلی از بخش ها با نویسنده همرای نبودم و به نظرم برای اثبات دیدگاه فلسفی خودش تفسیر به رای کرده بود. در کل جزوه کوتاهی است و خواندنش خالی از لطف نیست.
به زعم دریفوس، مضمون مرکزی جهان ایلیاد و ادیسه غریبهنوازی (xenia) یا مهماننوازی است. از آنجا که خدایان یونانی همواره به شمایل آدمیان درمی آیند و در زمین جولان میدهند، هر غریبهای بالقوه میتواند یکی از خدایان باشد که به قلمرویی برای سرکشی و آزمون خدایگان آن وارد شده. پس باید با هر غریبه همچون یکی از خدایان بالقوه رفتار کرد و آداب مهماننوازی و بزم را نسبت به او رعایت کرد. در عوض مهمان هم باید قدردان مهماننوازی میزبان باشد و به او و بزم او آسیبی وارد نکند. ایلیاد با همین نقض حرمت بزم و مهماننوازی است که آغاز میشود. پاریس حرمت نان و نمک منلاس را میشکند و هلن، همسر او را، میرباید. این چنین است که نه تنها ناموس یک یونانی را ربوده بلکه سنت زئوس که حرمت میزبان را نگهداشتن است، نقض کرده و در نتیجه مستوجب شدیدترین تنبیهات است. این دلیل آغازین جنگ تروا است. اما جهان یونانی، جهانی قدسی است که خدایان از هر سوی در آن در حال آمد و شد هستند و در نتیجه "بیرون" به خودی خودی جایی قدسی است؛ فضایی در ید قدرت نیروهای الهی و در نتیجه در بیرون دم زدن، تنفس در فضایی الهی است. بنابراین از خود به در شدن و قدم در ماجراهای بیرونی نهادن امری ستایش برانگیز تلقی میشود. در واقع، برای یونانیان "درون" آنچنان وجهی ندارد. زیرا خدایان حتی به درون آدمیان، به خوابهای آنها هم وارد می شوند و به نوعی انسان یونانی همواره در معرض نظارت خدایان است.