چرا جستارها اینقدر جذاباند؟
بهنظرم جستارها مثل آینههاییاند که آدم خودش را در آنها میبیند؛ نه بهصورت مستقیم، بلکه در انعکاسهای ظریف، در سایهروشنهای فکر و خاطره... آنها زندگی روزمره را به اندیشه تبدیل میکنند و توان این را دارند که گفتوگوهای درونی را به نوشتار بدل کنند؛ نه برای تلقین کردن افکار، بلکه برای همراهی...
فصل «من خستهام» را خیلی دوست داشتم. بهنظرم یکی از شخصیترین فصلهایی است که نویسنده نوشته؛ فصلی که به تجربهی فرسودگی ذهنی و اضطراب مزمن میپردازد. او از لحظاتی میگوید که بیش از آنکه بخواهد همدل باشد، نیاز به همدلی دارد. این فصل یادآوری میکند که خستگی نشانهی بیاحساسی نیست؛ بلکه گاهی نشانهی بیشازحد احساس کردن است...