چهارمین مجموعهٔ داستان منتشرشده از محمد کشاورز. مجموعههای قبلی «پایکوبی»، «بلبل حلبی» و «روباه شنی» هستند که بر همین ترتیب انتشار پیدا کردهاند.
این کتاب از ٩ داستان بهنامهای زیر تشکیل شده: اصطبل تشریفات اتاق نقاشی وقایعنگاری یک ماجرا در دهکدهای ملالانگیز شاپریون کلاهی که پس معرکه ماند نقطهی سرخ بازی بعدازظهر پولبازی مردی که همهچیز داشت
بعد از "بلبل حلبی" و "روباه شنی"، این سومین مجموعه داستانی هست که از محمد کشاورز خوندم. به قول فرمایش عباس معروفی نازنین، محمد کشاورز معمار داستان نویسی هستند. با حساسیت، دقت و وسواس بسیار زیادی روایت میکنند، در استفاده از زبان، لهجه ها و تکیه کلام ها بسیار باهوش و دقیق هستند، و مهمتر از همه، ایشون قصه گوی بی نظیری هستند. موضوع دریچه ایی برای ورود به دنیای قصه گویی او هست، او از ساده ترین اتفاقات، داستان ها قصه های دلنشین میسازد. در تمام داستانها یک روح مشترک وجود دارد، یک فرا اتفاق، یک رخداد غیر قابل پیش بینی و غیرقابل کنترل. هرچند کوچک. این روح مشترک در تمامی داستان های این سه مجموعه پرسه میزند، ولی در عین حال داستانها همگی از استقلال داستانی و موضوعی دور نمیشوند. طنزی آیرانیک و سیاه در موقعیت های ضد قهرمانان او رخ میدهند. او همچنین امانت دار شیراز هست. در اغلب داستانها، شهر شیراز را با توصیفاتی دلنشین میبینیم. مثل داستان "پول بازی"، که در آن فالوده شیرازی خواننده رو یاد چرخی های قدیمی و فالوده آبلیمو های خنک و شیرین میاندازه.