Jump to ratings and reviews
Rate this book

ببینم نبض‌تان می‌زند؟

Rate this book

120 pages, Paperback

First published January 1, 2009

2 people want to read

About the author

امین فقیری

15 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (7%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
5 (35%)
2 stars
4 (28%)
1 star
4 (28%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Mojtaba Shirani.
87 reviews19 followers
March 7, 2023
کتابی که شامل مجموعه ای از داستان های کوتاه است و اصلا جذاب نیست اصلا توصیه نمیکنم حتی نزدیکش بشید...
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews78 followers
September 24, 2019
کتاب را خواندم و الان که می نویسم اولین گودریدز نوشتنم بعد از آن لپ تاپ مهربان سفید است. ثول داده ام با این یکی خیلی مهربان تر باشم و الکی هی توی شارز نگذارم و.. از همین قول های اول هر چیزی دیگر..
از دیشب یک کشتی گوشه ی رودخانه افتاده است. صحنه ی بسیار عجیبی ست.
.
خوب کتاب را می گفتم. امین فقیری را سرچ کردم و دیدم نویسنده ی شیرازی ست و شیراز واقعا یک شهر نویسنده پرور است. کتاب هایش را بیشتر نشر سپهر چاپ کرده است. نشر بی نام و نشانی ست اما به قول آیدا که نویسنده است که نشر را معروف می کند. چه حرف قشنگی..من اما گفتم نه همیشه.. او هم قبول کرد. کاش بیشتر می ماند و ...
.
کتاب را می گفتم.
داستان های اولش را که اصلا دوست نداشتم. هیچ کشش داستانی و شخصیت پردازی قوی ای نداشت. چند داستان که دوست داشتم به نام های عزیز دلم که ماجرای عزیز و قصه های مادربزرگ است. داستان " او" که عاشق شدن در موقعیت نامناسب و نا به جا است و هر روز رفتن و دیدن چشم هایی که از خیابانی آشنا رد می شدند. چهاربانوی مخترم که کشش روایی و ماجرای جالبی داشت اما انتهای نافرجام و لوسی که با غش کردن چهار بانو تمام می شود.
.
" عشق مصیبت است. بهتر است این موجود در همان مراحل اولیه سقط شود."
.
" دستم در گردنم انداخت و در چشمانم خیره شد و گفت: می شود هیچ وقت نمیری؟"
.
کتاب را که تمام کردم کارهای امین فقیری را سرچ کردم و دیدم که با دولت آبادی در یک سال جایزه ی بهترین داستان های ایرانی را گرفته اند و یک کتاب دارد که اجازه ی چاپ دوباره نمی دهند و در سال های 40 ئ 50 از کتاب خای معروف او بوده است.
اسم کتاب دهکده ی ملال است که در دورانی که در سپاه دانش در دهکده ها و روستاهای ایران درس می داده این کتاب را نوشته و چون از فقر و کمبود امکانات روستایی نوشته است این کتاب را بعد از انقلاب ممنوع کرده اند. :0
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.