•
مردن به روایت مرداد، مجموعهای است شامل دوازده داستان کوتاه که هر یک بریدهای است از یک زندگی که گاه به سوی مرگ میرود، گاه پس از مرگ است و گاه در لحظهی مرگ رخ میدهد. داستانها از فقدان میگویند و از آن بخش از زندگی که نوشتن ازشان نیازمند خلق یک راوی درست است که اتفاقا مرجان صادقی نویسندهی کتاب در این موضوع بسیار خلاقانه عمل کرده است. در داستان برف گرم راوی مردی است که به سوی مرگ میرود، او قرار است کشته شود، پس شما در همین مسیر منتج به مرگ از گذشته، حال و حتی از آیندهی پس از مرگ آگاه میشوید، در داستان حاجیبابا راوی یک کودک است که مرگ حاجیبابا را روایت میکند، در یک جفت پولک آبی راوی زنی است به نام فرزانه دیوانه که داستان را از نگاه او میبینم، گستردگی راویان این مجموعه شما را به این نتیجه میرساند که با نوشتار قابل اتکایی مواجه هستید.
مردن به روایت مرداد در فضاهای ساده و گاه سنتی رخ میدهد و شخصیتهای کتاب معمولا به طبقهی متوسط و گاه فرودست مربوط است. این کتاب میتواند آینهای در مقابل جامعهای باشد که کمتر از آن میخوانیم، رمان مسقف نیست و دغدغه دارد و مخاطب با دلمشغولیاش نسبت به این طبقه در دل داستانها مواجه میشود، گاه با توصیف فضا گاه با بازگویی ذهنی راوی.
برف گرم، بونگ، بیبیِ دل، حاجیبابا، خورشید کوچک، کسریِ دستنوشته، مردن به روایت مرداد، مرگ مدام، ارمله، هذیان، یک جفت پولک آبی، نگهبان داستانهای است که میتوانید در این مجموعه بخوانید.