Jump to ratings and reviews
Rate this book

گام‌های مستحکم #2

گام‌های مستحکم: آتش در آتش

Rate this book
یوهان خیلی زود خود را در ماجرای بزرگ‌تری از بار قبل یافت و همین مصممش کرد دست از همه چیز بشوید اما ریشه‌های عمیق و وجود دوست با ارزشش راگوین مانع بزرگی برای او بود. دست‌های پشت پرده زیادی بود که می‌خواست هویت واقعی او را فاش و رسوا کند چنان که تمام پیکان‌ها به سمت او نشانه رود. در این میان متوجه شد شاه هم تصمیم نهایی خود را در رابطه با او گرفته است. باید فرار میکرد؟

665 pages, Paperback

First published January 1, 2022

2 people are currently reading
16 people want to read

About the author

مرجان صالحی

14 books10 followers
مرجان صالحی وانانی با نام مستعار سایه‌سیاه متولد 30 خرداد 1371 و اهل آبادان است. او متاهل و مدیر انتشارات سایه سیاه نیز می‌باشد. تحصیلات مرجان کارشناسی ارشد رسوب شناسی و سنگ شناسی رسوبی از دانشگاه تهران است.
او نویسندگی را از 12 سالگی آغاز و در 23 سالگی به صورت حرفه‌ای ادامه داد. از معروف‌ترین آثار او می‌توان به مجموعه اولین پادشاه روشنایی اشاره کرد.
علاقه‌مندی‌های مرجان موزیک، فیلم، داستان، حیات‌وحش و طبیعت است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (100%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Eli24.
224 reviews143 followers
April 18, 2023
اخ اخ اخ که هرچی از این جلد بگم کم گفتم... رسما آتش در آتش بود!😂
جوری از این جلد لذت بردم که اخر سررفتم به نویسنده غر زدم چرا داستان تمام شد؟ اخرشو میتونستی کلا به جلدسومی تبدیل کنی چرا اینکارو نکردی؟🙁
یوهان داوسل شخصیت اصلی داستان اینبار میخواست بیخیال تمام پنهان کاریاش بشه و دست از همه چی بکشه و فقط یه سرباز عادی باشه ولی هرچی بیشتر جلومیرفتیم رازهای بیشتری ازش رو میشد و با کاراش ادمو متعجب میکرد!
زوج یوهان-بالسی از نظر پلید و عوضی بودن خیلی دوست داشتم😅 (کلا بالسی دوست داشتم) تا حدود نیمی از این جلد نقش راگا کم بود(به نظر من البته) ولی اخراش کلا ورقو برگردوند و نشون داد که دوستی میتونه چه نقس مخربی داشته باشه😏(دوستی مثل راگا میخوام...)
درگیری های احساسی یوهان واقعا قلب ادمو به درد میاورد و اینکه همش میگفت هیچ احساسی نداره... و خوب یوهان دروغگویی بزرگه🚶🏻‍♀️
وسط تمام این ماجراها و اتفاقات اون مکالماتی که با ته مایه طنز بیان میشدن محشر بودن جوری که نمیدونستی الان حرص بخوری و نگران باشی یا بخندی😅😂
این وسط هیچ شخصیتی مثل فرمانده وارنر برا من دوست داشتی نبود(مدیونید فکرکنین روش کراش زدم😁)
با تمام شدن این داستان صددرصد دلم برا یوهان و عوضی بودناش تنگ میشه 🫠
پ.ن: اصولا یه پ ن پایین ریویوهام دارم ولی اینبار بجا پ ن میخوام تیکه ای از کتابو بزارم که خودم خیلی بهش خندیدم😅

((ماک خنده ای کرد: فکر میکنید داوسل نامیراست؟
وارنر نگاه عاقل اندرسفیهی به او کرد: نه... اون تا مارو توی گور نکنه نمی‌میره...فرقش توی اینه ارشد))
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.