بهاءالدین خرمشاهی (زاده ۱۳۲۴ در قزوین) نویسنده، مترجم، روزنامهنگار، طنزپرداز، فرهنگنویس، شاعر و استاد دانشگاه ایرانی است. وی تألیفاتی در حافظشناسی و تفسیر اشعار او دارد. او همچنین از ویراستاران دانشنامه تشیع (به مدیریت فهیمه محبی) است
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در قزوین گذراند. سپس در رشته پزشکی پذیرفته شد اما تحصیل در این رشته را در سال سوم نیمه کاره رها کرد (۱۳۴۳) و به همراه کامران فانی به تحصیل در رشته ادبیات فارسی پرداخت. سپس از دانشگاه تهران فوق لیسانس کتابداری گرفت (۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲) و در مرکز خدمات کتابداری مشغول به کار شد. از اساتید وی در رشته ادبیات فارسی میتوان به ذبیحالله صفا، مهدی محقق، سید جعفر شهیدی، پرویز ناتل خانلری، سید صادق گوهرین، آیتالله ابوالحسن شعرانی و عبدالحمید بدیع الزمانی کردستانی اشاره کرد. وی در ۱۳۵۲ ازدواج نمود که حاصل آن سه فرزند به نامهای هاتف (متولد ۱۳۵۴)، عارف (متولد ۱۳۵۸) و حافظ (متولد ۱۳۶۳) است.
به نام خالق خالق کلمات از نظر من این کتاب را باید زندگی کرد، چرا؟ چون از دل خاطرات و محاورات و زندگی ما در آمده. اگر بدنبال شاهکار ادبی هستید، اگر به دنبال یه مرجع دستور زبان فارسی آمده اید، اگر بدنبال طنز و قهقهه هستید راه را اشتباه آمدهاید یا آدرس را اشتباه به عرضتان رساندند. این کتاب ایستگاه تصفیه است ازجنس همان ایستگاههای تصفیه ی خون و آب انارهای محمد منتها از جنس زبانی. اینجا باید لحظهای ایستاد و لبخند زد و با متن این کتاب زیست.
در واقع این کتاب مجموعه مقالات(۳۰مقاله) با رویکرد نشان دادن کژتابی و کجتابی های زبان فارسی است. از حافظ مثال دارد از روزنامه مثال دارد و حتی از مکالمه دو دوست. چند مقاله انتهایی با نقیضه هایی بر رباعیات خیام آغاز میشود. چند مقاله ابتدایی با بررسی غزل حافظ خاتمه میابد. هر مقاله از ریز داستان ها و گزیده گویی ها و حاضر جوابی ها تشکیل شده. نویسنده گاهی به اصطلاح میزند به جاده خاکی و به خاطره گویی میافتد ولی بیراهه ی زیبایی بود. در طول داستان جز چند مورد قهقهه ای در کار نیست ولی با تقریب خوبی در همهی مقالات چاشنی مطالعهی شما لبخند بر لب است بیآنکه انحنایش را از حدی بیشتر کند یا به عبارت پایش را از گلیمش درازتر. نویسنده کتاب با اثرپذیری از حافظ معتقد است بهترین نوع طنز طنز کمرنگ است و این در کتابشان مشهود. به قول نویسنده، باری، این کتاب چشمان شما را(به همراه لبان شما) و گوش شما را باز میکند به کژتابی های زبان و بی آنکه بحث تئوریای پیش بیاید کم و بیش متوجه شباهت در ساختار بسیاری از کژتابی ها میشویم و این از دو حیث مورد توجه ااست: یک پرهیز از کژتابی هنگامی که مضر است و استفاده از کژتابی برای ایجاد طنز آنجا که نیاز است.
فرق کژتابی کجتابی و ایهام را در این کتاب بیابید. اگر اهل زبان فارسیاید اگر به واژه سازی بازی با کلمات ایهامسازی علاقه دارید این کتاب اوقات خوشی را برای شما رقم خواهد زد و گرنه اوقات خود را با تلخ نکنید.
http://pure-commander.persianblog.ir/... مقالاتی راجعبه جملاتِ مبهم و موهومی که دومعنی از آنها برداشت میشود و درواقع یک تفاوتِ کوچک با ایهام دارند و آن این است که در کژتابی تعمّد نیست و نمیتوان فهمید منظورِ اصلیتر کدام بوده ولی در ایهام تعمّد هست. مقالاتش خیلی مقالات نیستند و غالباً دوخط توضیحند بهاضافهی کُلّی مثالِ جملاتِ کژتاب. یک طنزِ آزاردهندهای هم در بعضی از این مقالات هست که حسابی روی اعصاب است. چندمورد غلطِ محتوائی هم در کتاب درآوردهام که باید برای انتشاراتِ ناهید بفرستم.
وقتی کتابش را میخوانی، کاملاً سرگرم میشوی؛ گاهی از تکرارهایش ملول البته. بهاءالدین خرمشاهی کژتابیهای ذهن و زبان آدمی را با شوخطبعیاش خواندنی کرده. در سراسر ۳۰ قسمت کژتابی، این احساس را به من میداد که پای صحبت پدربزرگ شیرینسخنم نشستهام و دارد برایم حرف میزند. گاهی از عمق وجود خندیدم و گاهی هم فقط به نوشتهها نگاه کردم و گذشتم. گاهی احساس میکردم دارم کشکول میخوانم. شعر میگوید، حدیث و آیه میآورد، از روزنامه یا رادیو یا تلویزیون مثال میزند، گاه حوادث خانه و خانواده و دوست و آشنا پررنگ میشود و از دل آن، یک کژتابی بیرون میآید که بیش از اینکه نظرت به کژتابی جلب شود، با خانواده و دوستانش، آشناتر میشوی. قسمت «سربهسر با خیام» را دوست داشتم که هرچند گاهی تکراری میشد، از خلاقیت شاعرانهاش کیف میکردم. واژهسازی او هم مثالزدنی است. یکی از همین واژهها «کژتابی» است که میگوید سال ۱۳۶۰ برای سلسلهمقالات دربارهی جملات دوپهلو ساخته است. مقالات ۲۹گانهی کژتابی، عمری ۱۷ساله دارند و سیامین کژتابی را از سر همان شوخطبعیاش اضافه کرده است؛ زیرا حمل بر بیذوقی میداند اگر ماه قمری را به ماه شمسی تبدیل نکند.