نوشته هايى كه گويا افكار پراكنده اردشير رستمىان و طى چند روز براى مجنون نشدن! اونها رو بيرون ريخته. تجربه خوبى بود از تجربه ها و یادهایی كه برخى عجيب تكان دهنده بود و برخى غريب. کتاب مادران کبوتر میشوندش رو هم خوندم ولی اینجا نبود که اد کنم، تکه هایی از اشعار کهن ترک (بایاتی) که انتخابشون شبیه همین کتاب موضوعات پراکنده داشت و چقدر شبیه بود به حکمت هایی که از متون کهن دیگه دنیا خونده بودم.
با نویسنده کتاب در برنامه کتاب باز شبکه نسیم آشنا شدم. مبهوت حضور ذهن و کتاب شناسیاش. کتاب - اگر تمام نوشتهها را کنار هم بچینیم - شاید 10 صفحه هم نشود ولی از آن نوشتهها که گاهی قدرت کلمان قدرت خروج چشم از حدقه را دارد. راضیم ازش. -چرا نوشتهها مستقیم نبودن؟ تجربه عجیبی بود خوندنش.