دورهی شش جلدی در قطع پالتوئی به سرمایهی موسسه انتشارات نگاه، با دو مقدمه از زندهیاد «علی اصغر حکمت» و آقای «یوسف علیخانی» مندرج در جلد اول به چاپ رسیده است. اهل فن این ترجمه را ناقص و مشتمل بر کمتر از ثلث کتاب اصلی دانسته اند. برای اطلاعات بیشتر مدخل «هزار و یک شب» در دانشنامهی ویکیپدیای فارسی را بخوانید.
Books can be attributed to "Anonymous" for several reasons:
* They are officially published under that name * They are traditional stories not attributed to a specific author * They are religious texts not generally attributed to a specific author
Books whose authorship is merely uncertain should be attributed to Unknown.
حقیقتش من نسخه ی دو جلدی کتاب رو میخونم، که صفحاتش با نسخه ی شش جلدی گودریدز تطبیق نداره. اینه که یه مقدار گیج شدم که چطور وارد کنم آپدیت هام رو.
کتاب خیلی عالیه، بعضی از حکایاتش بسیار هوشمندانه است که آدم تعجب میکنه که آیا واقعاً این متعلق به سده های قبله؟ بعضی از جزئیاتی که از شیوه ی زندگی قدیمی ها به دست میده هم بسیار جذابه. خلاصه کتاب بسیار مفرحیه؛ ولی اشتباه من رو تکرار نکنید. این کتاب چیزی نیست که بخواید متصل و پیوسته از اول تا آخرش رو بخونید. بلکه باید سر فرصت، هر از چندی یه حکایتش رو بخونید. وگرنه حوصله تون به شدت سر میره.
کتاب ، بزرگترین مجموعه داستان هندی ایرانی عربیه. هزارویک شب رو منشا همهی قصه های جهان میدونن عبدالطیف تسوجی گفته که سعی کرده کتاب رو با رعایت اخلاق و عفت کلام ترجمه کنه هرچند که من فکرمیکنم که بازهم کتابی که خوندم سانسور شده با هزارویکشب شما میفهمید که کلام چقدر قدرت داره تا جایی که میتونه حتی باعث جلوگیری از مرگ بشه و با کلام میتونید جونتون رو نجات بدید جلد اولی که خوندم ۱۰۰ شب اول هست و من روزی ۵۰ صفحه ازش خوندم و فکر میکنم که کار درستی نکردم هر چی به حکایتهای آخر میرسیدم بیشتر داستانهارو دوست داشتم تصمیم دارم که جلد های بعدی رو هر روز صفحات کمتری بخونم تا اثر لازم رو برام داشته باشه 🧚🏻♀️
تا شب صدم «هزار و یک شب» برای من اثری بود که همزمان هم جذبم کرد و هم گاهی واقعاً اذیتم کرد. بزرگترین نقطه قوتش بدون شک داستانپردازی و قصههای تودرتوشه. اینکه یک داستان، داستان دیگری رو باز میکنه و روایت مدام وارد مسیرهای تازه میشه باعث میشه خیلی وقتها دلت بخواد فقط برای فهمیدن ادامهاش صفحه بعد رو بخونی.
از طرفی فضای داستانها و اتفاقات عجیب و غیرقابلپیشبینیشون جذابه ولی شخصیتپردازی همیشه به همون اندازه قوی نیست و بعضی شخصیتها بیشتر شبیه تیپهایی از یک جامعهی قدیمی به نظر میرسن تا آدمهایی با پیچیدگیهای واقعی.
چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد نگاه اثر به زنان بود. در خیلی از روایتها زنها با خیانت، فریب یا وسوسه پیوند خوردن و اختیار و جایگاهشون اغلب تحت سلطهی مردان تعریف میشه. برای یک خوانندهی امروزی، بعضی از این بخشها واقعاً میتونه زنستیزانه و آزاردهنده به نظر برسه. البته حضور شهرزاد خودش یک تناقض جالب ایجاد میکنه؛ زنی که با هوش و قدرت روایتگری، در نهایت کنترل داستان رو به دست میگیره.
در مجموع «هزار و یک شب» هنوز قصهگویی بسیار جذابی داره و کنجکاوم ببینم در شبهای بعدی چه چیزهایی انتظارمو میکشه.
من بارها اسم کتاب هزار و یک شب و قصه گویی های شهرزاد به گوشم خورده بود ولی خب هیچوقت کتاب رو نخوندم تا با قصه هاش آشنا بشم ولی بالاخره قسمت شد جلد اول از مجموعه 6 جلدی این کتاب رو بخونم. اطلاعات جالبی که در ابتدای کتاب میتونید پیدا کنید این هست که بین مناطق محتلف جغرافیایی خاورمیانه اختلافات زیادی بر سر اصل و اصالت کتاب وجود داره. ولی چیزی که به نظر خودم توضیح منطقی تری بود این هست که این کتاب با ریشه کشور هند شروع شده و داستان هایی داشته کم کم از لحاظ جغرافیایی کتاب به سمت غرب یعنی ایران آمده، و داستان های زیادی از ایران به اون وارد شده و در نهایت به سمت غرب و دنیای اعراب وارد شده و در زمان تسلط خلفای اعراب به این کتاب بسیار رسیده شده و دستکاری های زیادی هم برای مخفی سازی ریشه و اصل کتاب انجام پذیرفته ولی جالب هست که نام راوی داستان ها یعنی شهرزاد که مشخصا نامی پارسی هست صورت نگرفته. علی ایحال در عصر حاضر هم قئرت پول و تبلیغات نام کتاب با عنوان شب های عربی بین تمامی کشورها معروف هست نه هزار و یک شب و بیشتر ریشه کتاب عربی عنوان میشه. جالب این هست که این کتاب تا زمان قاجار ترجمه عربی نداشته و عبدالطیف طسوجی به دستور ولیعهد عباس میرزا این کتاب رو از عربی به فارسی با کمک چند نفر برگردان می کنند. نوشتار کتاب زبان پارسی در زمان قاجار هست ولی به نسبت روان هست و کلمات عربی زیادی هم در اون جریان داره و داستان ها به صورت تو در تو به هم متصل میشن که بعضی اوقات امکان فاصله انداختن در خوانش کتاب رو به خواننده نمیده. زیباترین داستان جلد اول به نظر همان آخرین داستان شهرزاد هست که طولانی ترین اون هاست و ادامه آن به جلد دوم وارد میشه تا کشش برای خواندن جلد دوم نیز ایجاد کند.
تجربه جالبی بود و با نثرش هم اوکی بودم. حدودا تا شب سیام خیلی خوب و هیجانانگیز بود. اما بعد دیگه حکایتها شبیه هم شدن و انگار فایده و لذتی نداشت🙁 شاید بعدا بازم ادامه دادم🌱