تورج رهنما (متولد ۱۳۱۶ در اهواز) مترجم، شاعر و پژوهشگر زبان و ادبیات آلمانی است. رهنما تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در ایران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و در دانشگاه مونیخ دررشته پزشکی ثبتنام کرد. در حدود دو ماه به آموختن زبان آلمانی در انیستیتو گوته پرداخت. او چهار سال در رشته پزشکی تحصیل کرد، ولی با موافقت دانشگاه و سفارت آلمان رشته تحصیلیاش را تغییر داد. بعد در رشته ادبیات آلمانی، روانشناسی و تعلیم و تربیت ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ درجه فوق لیسانس در همان رشته شد و بعد به ایران بازگشت. رهنما از دولت اتریش برای ادامه تحصیل بورس گرفت و در دانشگاه زالتسبورگ تا مقطع دکتری ادامه تحصیل داد و رساله دکتری خود را تحت عنوان «بازتاب نظریههای روانکاوی درادبیات معاصر آلمان» نوشت.
کتاب شامل ۳۵ داستان کوتاه از نویسندگان آلمانی است که به ترتیب سال تولد آنها قرار گرفته بیشتر داستان ها حول جنگ شکل گرفته بود که بعضی از داستان ها بسیار ناراحت کننده بود . داستان اول چهره غمگین من از هاینریش بل به نظرم بهترین داستان این کتاب بود
خواندن برخی کتابها، هرچند حجیم و قطور زمان چندانی نمیبرند. چهره غمگین من اگرچه در شمار کتابهای قطور و سنگین به شمار نمیآید اما از جمله مجموعه داستانهایی است که بیگمان با هر روایتش، خواننده را ناخودآگاه ترغیب به بیشتر و بیشتر خواندن میکند. چهره غمگین من، گلچینی بسیار ظریف و خردمندانه از ادبیات کشورهای آلمانی زبان است که توسط تورج رهنما گردآوری و ترجمه شده و بیتردید برای بسیاری از علاقهمندان به ادبیات غنی کشورهایی نظیر آلمان، سوییس و ... گنجینهای ارزشمند محسوب میشود. گلچینی که پس از مطالعه هر یک از داستانهایش بیگمان حیرت زده خواهید شد و لب به تحسینِ نگاه و هنر مولف و ترجمه روان مترجم میگشایید. در کشورهای آلمانی زبان، فلسفه و ادبیات درآمیختگی غیرقابل تفکیکی دارند. هر یک مقدمه دیگری و دیگری پیشدرآمد آن یکی است. بر همین سیاق تورق چهره غمگین من که فلسفهای ساده، روان و از جنس زندگی بشر معاصر دارد مفید فایده مینماید. چاپ شده در ماهنامه گزارش ،آذرماه 91
#ادبیات_آلمان 🇩🇪 چهره غمگین من نویسنده: نویسندگان آلمانی مترجم: تورج رهنما "نمونه هایی از داستانهای کوتاه آلمانی" برشی از کتاب زمانی دو انسان وجود داشتند. وقتی آنها دو ساله بودند، با دستهایشان همدیگر را زدند. هنگامی که دوازده ساله شدند، با چوبدستی و سنگ به هم حمله کردند. زمانی که بیست و دوساله شدند، با تفنگ به هم شلیک کردند. وقتی چهل و دو ساله شدند، به هم بمب پرتاب کردند. هنگامی که شصت و دو ساله شدند، بیمار شدند . وقتی هشتاد و دو ساله شدند، مُردند و در کنار هم به خاک سپرده شدند. و زمانی که پس از صد سال کرمی قبر آنها را سوراخ کرد، اصلا متوجه نشد که در اینجا دو انسان متفاوت به خاک سپرده شده اند. خاک، همان خاک بود. و اما قصه از چه قراره: بخش اعظم داستان های آلمانی مربوط به جنگ جهانیه که به حق خوندنشون خیلی لذتبخشه. ادبیات غنی آلمان بر هیچ اهل مطالعه ی پوشیده نیست اما متاسفانه فقط چند نویسنده بیشتر معرفی نشدن و بقیه ناشناس موندن. تورج رهنما توو این کتاب از ۲۰ نویسنده آلمانی به نام های: هاینریش بُل/ هانس بِندر/ ولف دیتریش اشنوره/ هانا هانیش/ ولفگانگ بُرشرت/ ایلزه اَیشینگر/ کورت مارتی/ گرهارد تسورنتس/ زیگفرید لنتس/ ماکس فُن دِر گرون/ کریستا راینیگ/ مارتین والزر/ هِربرت ماله شا/ کریستیان گایسلر/ گونتر کونرت/ هِربرت هِکمان/ گابرییله وُمان/ یورگن بَکر/ پتر بیکسل/ پتر هاندکه، ۳۵ داستان کوتاه رو ترجمه کرده. البته همونطور که توی پیشگفتار کتاب نوشته برخی از این داستان ها قبلن ترجمه و منتشر هم شده. اسم کتاب برگرفته از اولین داستان نوشته هاینریش بُل هستش. نکته مثبت این کتاب آشنایی با قلم نویسنده های دیگه ی از آلمان هستش که این کمک میکنه ببینیم کدوم نویسنده رو مشتاق تریم با آثار بیشتری ازش آشنا بشیم. خودم بعد خوندن کتاب در مورد بیشترشون سرچ کردم. یه چیز جالب هم در مورد نویسنده ها و روند داستان ها توو پیشگفتار آورده که خودتون خوندید متوجه میشید.
کتاب کوتاه چهره ی غمگین من اثر هاینریش بل داستان فضای کتاب من رو یاد کتاب 1984 جورج اورول انداخت . همون چند خط اول کتاب میگه چه چیزی باید از این کتاب توقع داشته باشید. هنگامیكه كنار ساحل ایستادم تا مرغان آبی را بنگرم، چهرهی غمگینم جلبتوجه پلیسی را كرد كه در آن لحظه در آن ناحیه پاس میداد.محو پرواز پرندگان بودم كه بیثمر به بالا و پایین میپریدند .ناگهان دست مأموری به پشتم خورد و صدایی گفت: «با من بیایید»؛ در ضمن مأمور خواست كتف مرا بگیرد و بكشد.«آخر به چه علت؟…» میخواستم شروع كنم… كه حرفم را قطع كرد و گفت: «علتش پرواضح است، چهرهی غمگین شما.»
آنها همه مرا یکی پس از دیگری کتک زدند: بازپرس، بازپرس ارشد، سربازپرس، قاضی مرحله نخست، قاضی مرحله نهایی، ... بعد مرا به جرم داشتن چهره غمگین به ده سال زندان محکوم کردند، همچنانکه پنج سال پیش از آن مرا به دلیل داشتن چهره بشاش به پنج سال زندان محکوم کرده بودند. (داستان کوتاه چهره غمگین من نوشته هاینریش بل)
این مجموعه داستان شامل 35 داستان کوتاه از بیست نوینده صاحب نامی است که بین سالهای 1945 تا 1985 در کشورهای آلمانی زبان انتشار یافته اند. ترتیب ذکر نام داستان نویسان بر حسب سال تولد آنهاست. از هر نویسنده بین یک تا پنج داستان انتخاب شده است که ملاک این گزینش اهمیت نویسندگان و کیفیت آثار آنان میباشد.
این که زندگی انسان دستخوش قوانینی باشد برای روزهایی که منع از شادی است و بروز شادی محازات زندان دارد و برعکس روزهایی که محاز نیستی به غمگین بودن ... این که احساسات انسان هم تحت تاثیر قوانین باید باشد و برای سرپیچی از آن ها محازات های سنگینی در نظر گرفته شده است
جمله ای از کتاب: "....باید کاری کنم چهره ای نداشته باشم"
درون مایه ی داستان تزاحم دو اصل عدالت و آزادیست، آنجا که قوانین حاکمیت که برای عدالت وضع میشوند آنقدر شدت و حدت پیدا میکند که خود را مالک و متولی همه ی ابعاد زندگی ما میدانند، حتی احساس خوشبختی یا بدبختی ما را آنها وضع و دیکته می کنند. آنجاست که انسان در سیطره ی قوانین، به امنیت و عدالت می رسد در حالیکه دیگر انسان نیست چون اراده و آزادی نوع بشر از او صلب شده است یا بقول شخصیت اول داستان انسان بدون چهره شده است....
یکی از بهترین مجموعه داستانکوتاههایی که خوندهم. مخصوصا ارادت خاصی هم به نویسندههای آلمانی و کلا آلمان دارم٬که اصلا باعث شد در نمایشگاه نشر چشمه٬ اردیبهشت ۹۱ بخرمش. از ترجمهاش هم بسیار راضیام.
تورج رهنما زحمت کشیده و 35 داستان کوتاه از نویسندگان آلمانی زبان که بین سالهای 1945 و 1985 می نوشتند را گلچین کرده و به فارسی در آورده. داستان های خوب زیادی در این مجموعه خواندم و تجربه دلنشینی بود. به طور خاص چند داستانی که از هاینریش بل، ولفگانگ برشرت و زیگفرید لنتس آورده شده بود و داستان مرخصی در مایورکا از کریستیان گایسلر را زیاد پسندیدم. این اسم ها هم باشد اینجا تا یادم بماند بعدن از آنها بیشتر بخوانم.
Heinrich Boll Wolfgang Borchert Siegfried Lenz Max von der Grun (Dortmunder Gruppe 61) Christian Geissler Peter Handke
Die Geschichte wirft wichtige Fragen auf, die den modernen Leser betreffen könnten, wie etwa: Was bedeutet es, gesehen zu werden, und wie wird das individuelle Leid wahrgenommen? Böll zeigt auf, wie der Einzelne in einer anonymen Gesellschaft oft missverstanden und isoliert wird. In einer Welt, die immer mehr auf Effizienz und Oberflächlichkeiten setzt, ist dies eine Einladung zur Reflexion über den Umgang mit anderen und sich selbst.
Obwohl die Geschichte in der Nachkriegszeit spielt, sind die Themen der Entfremdung, der Suche nach Identität und der Kommunikationsprobleme heute ebenso relevant. In einer zunehmend digitalisierten und globalisierten Welt, in der Menschen oft mit sich selbst und anderen in Kontakt treten, aber trotzdem vereinzelt sind, bleibt die Thematik der Geschichte zeitlos und bietet eine wertvolle Grundlage für eine tiefere Auseinandersetzung mit modernen sozialen und psychologischen Herausforderungen.
آن ها همه را یکی پس از دیگری کتک زدند. بازپرس، بازپرس ارشد، سربازپرس، قاضی مرحله نخست، قاضی مرحله نهایی. بعد مرا به جرم داشتن چهره ی غمگین به ده سال زندان محکوم کردند، همچنان که پنج سال پیش از آن مرا به دلیل داشتن چهره بشاش به پنج سال زندان محکوم کرده بودند …
اولین داستانی که از هاینریش بل خوندم داستان عقاید یک دلقک بود و خوشم نیومد اما این داستان به شدت منو جذب کرد و خیلی راحت میتونستم با محیط اطرافم تطبیقش بدم .
جنگ ویرانی و نابودی است؛ آتشی است که بر جان همگان می افتد و مصرانه همه را به گودال بی انتهای مرگ می کشاند. در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم بیش از پنجاه میلیون انسان کشته شدند. آنهایی که جان سالم به در بردند، خود را در خلایی یافتند که روح و روانشان را از هم می گسیخت. هر کس به گذشته می نگریست نقطه هایی خالی را در وجود خد پیدا می کرد از انسان هایی که دیگر نبودند. اما از پس خاکستر بازمانده از آتش دانه هایی سر از خاک بر می آرند تا زندگی را احیا کنند. "چهره ی غمگین من" داستان هایی است از انساهایی که تا بن استخوان از جنگ و نابودی اسیب دیده اند، با این وجود بر زندگی اصرار می ورزند. "چهره ی غمگین من" داستان زندگی است