Леонид Зорин (1924 - 2020) был автором более полусотни пьес. Среди них: "По московскому времени", "Друзья и годы", "Энциклопедисты", "Декабристы", "Варшавская мелодия", "Коронация", "Покровские ворота", "Царская охота", "Медная бабушка", "Незнакомец", "Карнавал, "Счастливые строчки Николоза Бараташвили", "Цитата", "Максим в конце тысячелетия".
چقدر کسلکننده و شعاری، ادبیات فرمایشی در اوج خود. خواندنش که خوابآور بود، دیگر خدا میداند تماشای نمایشش چه خر و پفی به راه انداخته باشد. جوان که بودم، درباره همین حوادث، کتاب قیام دکابریستها را خواندم که به اقتضای سن خیلی هم از آن لذت بردم. حالا این کتاب را دست گرفتم بلکه حوادث آن قیام دوباره در یادم تازه شود. اما نه تنها چیز زیادی از حوادث روشن نمیکند بلکه اصولا نمایش هم به حساب نمیآید، دکلمهای است که چند نفر آن را میخوانند (البته پرده دوم کمی بهتر میشود). همین که نویسنده نمایش را برای جشن ۵۰سالگی انقلاب اکتبر نوشته بود باید مرا متوجه سفارشی بودن آن میکرد. نفهمیدم آقای مترجم چطور از لابلای چنین اثری اشاراتی به «مسئله روز شوروی» را بیرون کشیدند بعد هم ابراز امیدواری کردند ما هم «موضوعاتی برای تفکر» در این نمایشنامه پیدا کنیم. بله، پیدا کردیم: شرایط زمانه به جایی رسیده که خوانندگان ایرانی هر سخنی از دیکتاتوری را درسته میبلعند؛ به خصوص اگر شعاری و پرطمطراق باشد. ما، این ملت عاشق گزینگویی و حرافی!۰
نمایشنامه که نقلی تاریخی است و تعمدا هنر را عقب میراند و روایت تاریخش را پررنگ میکند. اما چقدر امروز ما کسی چون شاهزاده تروبتسکی کم دارد. چقدر حسرت برانگیز است خواندن از چنین شرافت و شجاعتی، و چه کمیابند این مردمان.
این جا خیال مستند است و سند خیال انگیز مضمون این نمایشنامه یک تراژدی از پیش تعیین شده است که منظورش به صورت مستقیم و بدون هیچ اضافه گویی بیان میکنه و واقعا ارزش مطالعه داره
نمایشنامهای برگرفته از شورش دکابریستها علیه تزار روسیه در دسامبر سال ۱۸۲۵ میلادی. آزادگانی که برای آزادی روسیه جانشان را فدا کردند و گرچه شکست خوردند اما الهامبخش حرکتهای آزادیخواهانه بعد از آن تاریخ شدند.