کم و بیش دیده ایم که برخی از عالمنماها میگویند: انسان باید ریسکپذیر باشد و چون نظم، زندگی انسان را خط کشی میکند و با ریسک پذیری نمیسازد، پس نظم، چیز خوبی نیست. اما آیا رابطه ریسکپذیری با نظم رابطهای متضاد و یا متناقض است؟! و یا برخی که در حد استاد محافل علمی هستند، میگویند: نظم یک دستور دینی نیست و در هیچ آیه و روایتی مطرح نشده!. به واقع عدم دقت عقلی و ضعف ما از نظر مطالعه منابع دینی عامل مهمی برای بیان این سخنان بیاساس شده است؛ که در مباحث کتاب، به این اشتباه پاسخ داده شده است.
این در حالی است که مولای متقیان امام علی (علیهالسّلام)، در حالی که در بستر شهادت افتاده بودند، آن هم در شرائط حساس احتضار، به مسئله نظم در امور توصیه میکنند، و به فرموده حضرت استاد مصباح یزدی (دامتبرکاته): "هر عاقلی به ارزش و اهمیت این مسئله واقف است... ما خود بر ارزش و اهمیت مسئله نظم و نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی واقفیم، از مسائل و امور ساده فردی گرفته تا مسائل و قضایای پیچیده اجتماعی میتوان نقش نظم را به روشنی مشاهده کرد... بدیهی است بدون نظم و برنامه همه چیز به هم میریزد و بسیاری از اوقات، انسان از رسیدن به هدف مطلوب خویش بازمیماند."
کتاب "نظم؛ آن چه همه دوست دارند ولی ..." اثر حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی، به راه کارهای ایجاد نظم و برنامه ریزی در زندگی پرداخته و موانع برنامه ریزی و عوامل مؤثر در آن را مطرح می کند. در ضمن مباحث کتاب سعی شده است تا پاسخ سوالات مربوطه در ضمن پنج فصل بیان شود.
فصل اول: نظم گفتار اول: تعریف نظم و معیار نظم برنامهها گفتار دوم: ضرورت بحث از نظرم گفتار سوم: اهمیت نظم گفتار چهارم: برکات نظم
فصل سوم: عوامل مؤثر در نظم و برنامهریزی گفتار اول: عوام ایجاد نظم گفتار دوم: عوامل مؤثر در برنامهریزی گفتار سوم: مراحل برنامهریزی گفتار چهارم: مراحل اجرای برنامه گفتار پنجم: عوامل مؤثر در اجرای برنامه
فصل چهارم: موانع ایجاد نظم و برنامهریزی گفتار اول: موانع ایجاد نظم گفتار دوم: موانع برنامهریزی گفتار سوم: موانع اجرای برنامهها
واقعا صحبت علامه مصباح یزدی به جاست که آیا هیچ چیز با اهمیت تر از نظم نبود که امیر المومنین علیه السلام در واپسین لحظات عمر خود می فرمایند فرزندان و همه ی کسانی که وصیتم به آنها می رسد را توصیه می کنم به نظم و تقوی؟ مخصوصا در برهه ی کنونی که کار جهادی را کار بدون نظم می گویند، کار هیأتی را کار بدون نظم می گویند، کار بسیجی و مذهبی و شیعی را به هر نحوی که شده است با پتک نظم به سرش می کوبند! و همه ی نظام و تشکیلات جهان با نظم به دستآورد های بزرگی رسیده اند، وجود چنین اثری که به شیعه ها ثابت کند اسلوب کار شیعی باید بر مبنای نظم -از کوچکترین تا بزرگترین واحد آن- باشد واقعا امیدبخش و لازم است. نویسنده تلاش خود را کرده تا در آینه ی آیات و روایات این مبحث را جلو ببرد و الحق که تلاشش خوب از آب در آمده. ولی آن چیزی که کتاب را متمایز می کند تنها روایات و آیات قرآنی نیست، بلکه ارتباطی ست که میان نظم و تقوی یا به بیان بهتر میان نظم و سلوک برقرار می شود. نقطه ی پیوندش را خود نویسنده مرابطه می داند. که انسان بدون نظم هیچ گاه در سلوک فردی و اجتماعی خود نمی تواند پیشرفتی داشته باشد. شاید به همین دلیل است حضرت علی علیه السلام نظم و تقوی را در یک سطح به همه توصیه می کنند. لذت بردم از کتاب، وحتما بار دیگر آن را خواهم خواند و نوشت. پیشنهاد می کنم به همه دوستانی که دغدغه کار دارند.
کتابهای روانشناسی در حوزهٔ موفقیت زیاد هست اما این کتاب از معدود کتابهاییست که در حوزهٔ اخلاق و روانشناسی، مباحث رو از متن دین استخراج کرده. کتابهای غربی و اروپایی که اکثر و شاید تمام تصورشون از موفقیت، کسب قدرت و مقام (چه مادی و چه علمی) و ثروت و پول است که سعی دارند تفکرات واهی خودشون رو با برچسب «علم» و آن هم علم روانشناسی به خواننده تحمیل کنند. چند نکته در خوندن این کتاب تو ذهنام هست: - انتظار نداشته باشید که یک-شبه با خواندن این کتاب منظم شوید. - از جمله کتابهاییست که باید به طور مستمر بخونیدش، خوندن در یکی-دو نشست، ثمرهای جز خستگی نخواهد داشت. - حتا اگر رابطهٔ خوبی با دین و اسلام ندارید، باز هم خوندن این کتاب پُر است از راهکارهای اخلاقی برای ایجاد نظم و برنامهریزی در زندگی.
این کتاب را باید چند بار خواند. و باید خلاصه ی آن را نوشت و آن را در مواقع مختلف خواند. باید به نظم در زندگی بیش از اینا اهمیت داد. باید با نظم، زندگی کرد. کتابی بسیار مفید است. بسیــــــار