گروه مبارز درمیابد که در بازی خطرناک شاهزاده مطرود گرفتار آماده و حالا تنها امیدشان به تنها موهبتدار گروه، آستن است. آنها ناچار میشوند برای ایجاد فضایی که منجر به حملهای کاری شود، با آن اهریمن بینام همراه شوند اما هر چه زمان بیشتر میگذرد پاهایشان برای ادامه مسیر سستتر میشود. چه کسی اولین لغزش و خیانت را خواهد داشت؟
مرجان صالحی وانانی با نام مستعار سایهسیاه متولد 30 خرداد 1371 و اهل آبادان است. او متاهل و مدیر انتشارات سایه سیاه نیز میباشد. تحصیلات مرجان کارشناسی ارشد رسوب شناسی و سنگ شناسی رسوبی از دانشگاه تهران است. او نویسندگی را از 12 سالگی آغاز و در 23 سالگی به صورت حرفهای ادامه داد. از معروفترین آثار او میتوان به مجموعه اولین پادشاه روشنایی اشاره کرد. علاقهمندیهای مرجان موزیک، فیلم، داستان، حیاتوحش و طبیعت است.
بلاخره خوندمش و از لحظه به لحظه اش لذت بردم🫠 نمیدونم چی برای ریویو بخوام بنویسم که حق مطلبو ادا کنه. چندبار نوشتم و پاک کردم چون هربار بنظرم به یه شخصیت کم لطفی کرده بودم پس کلا از خیرش میگذرم و کلا راجب مجموعه شاهزاده مطرود مینویسم و نه فقط این جلد داستان🫠😅 مجموعه "شاهزاده مطرود" دو فصل داره و هر فصل توی ۲جلد قرار نوشته بشه(طبق چیزی که خود نویسنده اطلاع داده) و این دو جلد اول فصل اول ماجرا بود که این مدت خوندم. تو تمام این مدت عملا با گروه باد اشنا شدم و دیدم که چطوری از نفرت به سمت اعتماد پیش رفتن... دیدم که ادریان چطور زیربار فشار حادثه روز طلایی نابود شد و مایلین که هرکاری برا محافظت ازش میکرد. نه میتونستم به ادریان ایرادی بگیرم و نه میتونستم کاملا بهش حق بدم🚶🏻♀️ و مایلین... اون قوی و باهوشه اما بی نقص و غیر قابل شکست هم نیست و این چیزی بود که بیشتر از هر چیزی توی شخصیت اصلی ماجرا دوست داشتم👀 خیلی خوب باشه مایلین بی رحم هم بود ولی خوب که چی؟ فوقش همه گروهی دفن میکرد همین🤷🏻♀️
و اخر ماجرا چندتا سوال بی جواب موند که احتمالا خط داستانی فصل دوم مجموعه باشه و الان واقعا موندم که چطور تحمل کنم تا فصل دوم نوشته بشه،مجوز بگیره و چاپ بشه😭😭 به سندپراد که این ته بدشانسیه😭
پ.ن۱: هوراس کثافت خیلی کراش بود 🤭 پ.ن۲: خداییش کادمن خیلی کیوت بود، نبود؟🤭