Jump to ratings and reviews
Rate this book

امروز شنبه

Rate this book
از سینه‌به‌سینه نقل شدن خسته شده‌ام. درست گفته‌اند: «وای به‌حال ملتی که داستان نداشته باشد.» شاید بشود گفت وای به حال ملتی که ادبیات مکتوب نداشته باشد. شاید به‌همین دلیل به‌سرعت در حال مکتوب کردن خود هستیم.‏
نوشتن برای من شفاست. امروز در بیست‌وهفت سالگی این مفهوم را تا بن دندان می‌توانم درک کنم.‏

112 pages, Paperback

First published January 1, 2011

6 people want to read

About the author

یوسف انصاری

2 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (9%)
3 stars
5 (22%)
2 stars
7 (31%)
1 star
8 (36%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Behnam.
90 reviews5 followers
June 23, 2015
بعضی از داستاناش برام فقط یه سوال باقی میذاشت: خب که چی؟ اما چندتا از داستاناش جالب بود
Profile Image for Roozbeh Estifaee.
95 reviews96 followers
October 22, 2012
یوسف انصاری، در یک سال اخیر، کنجکاوی‌انگیزترین آدم از بین فعالان اینترنتی جامعه ادبیات داستانی ایران برای من بوده است. او در نوشته‌هایش، که اصلی‌ترین پایگاهشان وبلاگ پاراگراف و در دوره‌ای هم صفحه ادبی روزنامه فرهیختگان بوده است، سعی کرد صدایی غیر از همهمه فضای داستانی ایران باشد و، بیرون از جریان غالب این فضا، توجه‌ها را به سمت گوشه‌های پنهان و آثار مهجور این دنیا هم جلب کند. سمت رسمی‌اش به عنوان دبیر بخش «داستان امروز ایران» در نشر افراز هم فرصتی برایش به وجود آورد تا فاصله حرف و عملش را کم کند و نتیجه‌اش فعال شدن نشر افراز در دوره جدید و انتشار تعدادی آثار قابل اعتنا بود.
انصاری، در مقاله‌ها و مصاحبه‌هایش، پیشنهادهای خوبی هم برای خواندن داشت که معتقد بود به واسطه فاصله داشتن از بخشی از صنعت نشر که توان تبلیغی بالایی دارد ناخوانده مانده‌اند و اما، در قیاس با کلیت آن چه به عنوان داستان امروز ایران می‌خوانیم، گنج‌های مدفونند. سه تا از این کتاب‌ها «روز هزار ساعت دارد»، «کتاب بی نام اعترافات» و «قارا چوبان» بودند. از این سه کتاب، دو تای اولی را به صرف پیشنهاد او خواندم و به نظرم آمد که دست کم، همان طور که ادعای انصاری بود، صدایی متفاوتند. این‌ها باعث شدند که نسبت به آن‌چه که خود انصاری هم نوشته کنجکاو شوم. مجموعه داستان «امروز شنبه»، تنها کار داستانی چاپ شده از اوست.
«امروز شنبه» هشت داستان دارد. راوی بیشتر این داستان‌ها اول‌شخص است، و فضای داستان‌ها رمز و رازی دارد، که به ادعا و علاقه انصاری، متاثر از دنیای داستانی غلامحسین ساعدی هستند. علی‌رغم فضای شهری، تنیدگی‌ای هم با طبیعت در داستان‌ها هست، و وقایعی که، اگر نه جادویی، دست کم غیرمعمول هستند، تقریبا در همه داستان‌ها وجود دارد. حالی شبیه به جن‌زدگی یا افسون‌شدگی در مورد شخصیت‌های محوری اکثر داستان‌ها مصداق دارد و خوف زیر پوست شهرها می‌چرخد. گاهی حتی به دنیایی شبیه به داستان‌ها ترسناک هم نزدیک می‌شویم. و این‌ها باعث شده که دنیای «امروز شنبه» طعم و لحن خاصی داشته باشد.
وقتی که داستان‌های این مجموعه را می‌خوانید، حس می‌کنید که نویسنده قلمش را محکم توی دستش گرفته بوده. منظورم از این تصویر، که ناخودآگاه به ذهنم می‌آید، این است که اعتماد به نفسی در متن داستان‌ها وجود دارد که از اطمینان نویسنده به «درست نوشتن»اش می‌آید. این اطمینان، به نظر من، در مورد خود نثر و در جزئیت اثر داستانی، به جاست. هم آن چه نوشته شده خوانا و تمیز است، و هم لحظه‌های ادبی خوبی، چه از نوع تکنیکی و چه از نوع مفهومی، در داستان‌ها پیش می‌آیند. مثلا، توصیف‌ها گویا و زنده، و در عین حال فشرده و حداقلی، اند،. یا حس و حال شخصیت‌ها جالب در آمده است. خرده روایت‌های تک‌جمله‌ای خوبی هم ساخته شده. اما اصلی‌ترین ضعف همه داستان‌ها، به چشم من، در کلیت طرح آن‌هاست. راستش، دست کم حس من این طور است، که ماجرای اغلب آن‌ها قانع‌کننده نیستند و در ضمن، زیادتر از آن چه لازم است گنگ می‌مانند. این است که تعلیق شدیدی، که پس از پایان داستان گریبان خواننده را می‌گیرد، مصنوعی به نظر می‌آید و حس کفایت ندارد.
یوسف انصاری ترک است و بیشتر داستان‌هایش هم در تبریز می‌گذرند. او، همان طور که گفتم، بسیار تحت تاثیر غلامحسین ساعدی است، که او هم ترک بود، و تعدادی از نویسنده‌های امروزی‌ای هم که تایید و توصیه می‌کند، مثل مرتضا کربلایی‌لو و داوود غفارزادگان، ترک هستند. به نظر می‌آید که سنتی در بین نویسندگان ترک در حال شکل‌گیری است و با هزار آرزو، امیدوارم این سنت داستانی هر چه زودتر و قوی‌تر پا بگیرد و صدای بلندی برای خودش بیابد. این اتفاق اگر بیفتد، در آینده از یوسف انصاری خیلی بیشتر خواهیم شنید.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.