«راه آب نامه» حکایت مردی است که از سفر فرنگ (در دوره تحصیلاتش) برای شرکت در عروسی خواهرش به ایران میآید. اما پس از انجام مراسم عروسی، بامشکل راه آب خانه روبهرو میشود؛ و حل این مشکل، فضای کلی داستان را در بر میگیرد؛ که در واقع بیان واقعیتهای آشکار در نوع ارتباطات، خلقیات و رفتارهای مردم آن روز ایران است.
خواندن جملات جمالزاده شیرینه،پر از اصطلاحاتی که امروزم ازشون استفاده میشه ولی استفاده از همین حجم زیاد کلمات و اصطلاحات گاهی خواننده رو خسته میکنه. طنز تلخش خیلی برام عذابآور بود،اینکه میبینم سطح اجتماعیمون نسبت به صدسال پیش هیچ پیشرفتی نداشته. البته ناگفته نماند که جمالزاده خیلی اغراق کرده و بدترینها رو به خاطر کنایه و طنز تلخش در نظر گرفته.
«راهآبنامه» چندمین کتابیه که از آقای جمالزاده خوندم. داستانش درباره یه راهآبه که توی یه محل دردسر درست کرده و از دل همین ماجرا، رفتار آدمها رو نسبت بهم نشون میده. کتاب خیلی ساده و روونه، و آقای جمالزاده با همون طنز همیشگی خودش دغل بازی و کلک بودن مردم اون زمان رو نشون میده.
من چون کلاً عاشق نثر روان و طنز شیرین آقای جمالزادهم، هر کتابی که اسمشون روش باشه میخونم. ولی راستش، بین کتابهای خودشون، «راهآبنامه» رو ضعیفتر از بقیه میدونم. با این حال، چیزی که بعد تموم شدن کتاب بهش فکر کردم این بود که با اینکه کتاب قدیمیه، اما خیلی از رفتارهایی که توش با طنز نوشته، هنوز هم متأسفانه بین بعضی از آدمها دیده میشه!
به نزد من آن کس نکوخواه توست که گوید فلان خار در راه تست . هر آنکس که عیبش نگویند پیش هنر داند از جاهلی عیب خویش . مگو شهد شیرین شکر فایق است کسی را که سقمونیا لایق است . چه خوش گفت یک روز دارو فروش ، شفا بایدت داروی تلخ نوش .
محمدعلی جمالزاده آثار جمالزاده در نثر فارسی و قصه نویسی را نه می شود با آثار بعداز او، و نه با آثار نویسندگان اروپایی همدوره اش در ابتدای قرن بیستم، مقایسه کرد. برای درک بهتر آثار جمالزاده و بدعت هایی که در نثر و قصه نویسی معاصر ما گذاشته باید آنها را با آثار نویسندگان ایرانی همدوره ی او، مثلن نوشته های کسانی چون "اعتمادالسلطنه"، "امین الدوله"، زین العابدین مراغه ای، میززا ملکم خان، آخوند زاده و میرزا آقا تبریزی، یا در نهایت با نثر میرزا حبیب اصفهانی در ترجمه ی "حاجی بابا" مقایسه کرد تا بدعت های او در قصه نویسی و ساده نویسی، و حد تاثیر گذاری اش بر داستان نویسی معاصر فارسی را بهتر دریافت. متاسفانه جمالزاده هم مثل بسیاری از نویسندگان ایرانی، داستان نویسی را از روی خواندن داستان های اروپایی فراگرفته و چندان به نقد و بررسی، به ویژه از نظر آکادمیک آشنا نبوده است. از همین رو با وجودی که آثارش از "پلات"ها و هسته های اصلی زیبایی برخوردار است، اما داستان و شخصیت های آن دچار نارسایی ها و کمبودهایی هستند که بعد از مدتی که از انتشار آنها می گذرد، جذابیت خود را از دست می دهند و از یادها می روند. عیبی که در کار اغلب داستان نویسان ما دیده می شود. در مجموعه ی "یکی بود، یکی نبود"، غیر از "فارسی شکر است"، بقیه ی قصه ها هم از زمینه و هسته ی خوبی برخوردار اند. مثلن "رجل سیاسی" یا "دوستی خاله خرسه" و... نشانه های درک نویسنده از داستان کوتاه معمول زمانه در اروپا را با خود دارند. اما از آنجا که سابقه ی صد و چندین ساله ی داستان نویسی در غرب، هنوز به زبان فارسی راه نیافته بوده و جمالزاده اولین قدم های لرزان این کودک را برداشته، برای کسی که حتی چند داستان خوب خوانده باشد، اضافات و کمبودهای بی دلیل، بسیار دارند و ملال آور بنظر می رسند. بعداز یکی بود، یکی نبود، تقریبن تمامی آثار جمالزاده با همان نثر و همان مضامین تا اوایل دهه ی چهل منتشر شده. "صحرای محشر"، "تلخ و شیرین"، "راه آب نامه"، "دارالمجانین"، "قصه قصه ها"، "کهنه و نو"، "آسمون و ریسمون"، "قنبرعلی" و... همه شامل روایاتی حکایت گونه اند که به زبانی متعلق به همان دوره نوشته شده اند. سر و ته یک کرباس در دو جلد که به یک خود زندگی نامه شبیه است، و همین طور کشکول جمالی در دو جلد، پر اند از شرح سنت ها و شکل و شمایل اتاق و خانه و کوچه و محله های قدیم اصفهان و تهران و... شرح بسیاری از سنت ها و اصطلاحات رایج میان مردم و... مجموعه ی آثار جمال زاده به همان "کشکول" می ماند، انبانی از اصطلاحات معمول در زبان و فرهنگ فارسی در دوران مشروطه تا انتهای دوران قاجار، پر از خاطرات کودکی و نوجوانی و بعضن یکی دو سفری که نویسنده بعدن در سال های رضاخانی و بعد از شهریور بیست به ایران داشته. از نظر آشنایی با برخی سنت های جاری در خانواده و کوچه و خیابان و بازار، آثار جمالزاده خواندنی ست.
کتاب پر است از واقعیت هایی که روزانه با آن ها دست و پنجه نرم میکنیم. انکار هنوز هم بعد از قریب به نزدیک یک قرن هنوز این کتاب رنگ کهنگی به خود ندیده است. شخصیت های توصیف شده کاملا با نسخه های به روز شده تطابق میکند چه از حکیم باشی بی سواد گرفته تا از مهندس معمار بی سواد تا شخصیتی مثل روحانی محل همگی درست بازتاب دهنده اقشاری از جامعه هستند که امروزه نیز رفتاری کاملا مشابه را از خود بروز میدهند.
دیدگاه غربی جمال زاده بر کسی پوشیده نیست ولی انصاف نیست به این بهانه از دیدن رذایل اخلاقی خود در آیینه این کتاب خودداری کنیم. کتاب در فصل آخر با کسی شوخی ندارد و با قلم تند و نیش های سخت درست همانند کتاب خلقیات ما ایرانیان از همین نویسنده صفات زشت اخلاقی ایرانیان را متذکر میشود که خواندن آن ها برای هر ایرانی دردناک و تاسف آور است. امیدوارم سال ها بعد کسی که این کتاب را در دست خواهد گرفت هیچ قرابت و نزدیکی با شخصیت های آن در جامعه آن روز ایران نیابد و کتاب یادآوری تلخی باشد از سال های تاریکی که با دروغ و پشت هم اندازی و تملق سپری شد.
آهی کشید و گفت: خیلی از مرحله دوری. وقتی در خانه ای منزل داری و آن خانه آتش گرفت، اطاق تو هرقدر هم در امان باشد آسودگی بر تو حرام می گردد و محال است با دیگران همدردی نکنی.
از نظر من، این کتاب در زمان خودش توانایی داشت که مبنای فیلمنامه ای برای یک فیلم سینمایی کمدی باشد. داستان کتاب کوتاه و با پایان بندی زیباست، توصیفات تک تک شخصیت ها دقیق و قابل تصور است، به طوری که هر شخصیت در ذهن خواننده یک سیمای کامل را به تصویر میکشد. داستان به شدت ساده و قابل درک هست، یه اتفاق کوچک که مسیر زندگی یک آدم رو به طور کامل عوض می کند، مثل پست کنار ناخن که وقتی میکشی خبر نداری تا کجا ادامه داره و درست بعد اینکه شروع میکنی پشیمون میشی … ممکن است داستان و نثرش از فضای امروزی بدور باشد ولی نتیجه گیری بشدت قابل استقرا به حال و احوال ایران امروز است.
داستان ماجرای پر کش و قوس و یا هیجان انگیزی را روایت نمی کند ولی در زمینه توصیف اشخاص و مکان داستان، تثر جمال زاده بی نظیر است. شخصیت های داستان را چنان با جزئیات بسیار ریز از ظاهر گرفته تا رفتار فرد را توصیف می کند که گویی به شناخت کامل از آن شخصیت می رسید و خواننده را نه تنها از این توصیفات زیاد خسته نمی کند بلکه مشتاقانه از این توصیفات لذت می برد. اگر در زمینه ادبیات توصیفی همراه با واژگان آن دوره علاقه دارید این کتاب را حتما بخوانید. .
در ابتدا خوب شروع میشود و دلنشین، اما کم کم زیادی توصیف ها خسته ات می کند. در اواخر کتاب دید غربی جناب جمالزاده به وضوح مشخص است که البته درباره تحصیل کرده های آن زمان فرنگ، چیز عجیبی نیست. کلا نثر جمالزاده شیرین است، اما با کمی اطناب.