"Shahāb ad-Dīn" Yahya ibn Habash Suhrawardī (Persian: شهاب الدین سهروردی, also known as Sohrevardi) was a Persian philosopher and founder of the Iranian school of Illuminationism, an important school in Islamic philosophy and mysticism that drew upon Zoroastrian and Platonic ideas. He is referred to by the honorific title "Shaikh al-ʿIshraq" (Master of Illumination) and "Shaikh al-Maqtul" (the Murdered Master) in reference to his execution for heresy.
مِن حیثالمجموع -حتّا با این وجود که ابداً ویرایشِ خوبی نداشت- کتابِ خوب و خواندنیای بود. مجموعهای از رسالاتِ شیخشهاب سهروردی پیرامونِ انسان، درونیّاتِ انسان و نسبتِ انسان با پروردگار و تا حدودی دربارهی معنای زندهگی، آفرینش و هم پیرامونِ تصوّف و اینها. واژهنامهی کتاب چه بهتر بود اگر میآمد در دلِ کار و پای هر صفحه معنای واژهگان و عباراتِ کهننثری و مغلقش نوشته میشد. آمدنش در پایانِ کتاب به صورتِ دایرةالمعارفی چه فایدهای دارد؟ مگر ما قرار است کتاب را دست بگیریم و روزی دهبار از روی واژهنامهاش بخوانیم تا حفظ شویم؟ از طرفی و فارغ از محتوای کتاب، خیلی منطقِ قطعِ «وزیری» را برای این کتاب نمیفهمم. کتبِ درسی و پژوهشی را در این قطع چاپ میکنند با این توجیه که مثلاً پانویسها و توضیحات و اسامی و نمودارها که میآیند، جا برای متن هم باقی بماند. همآن هم اشکال بهش وارد است البتّه، امّا کتابی مثلِ این دیگر چهرا؟ کتابِ وزیری اصلاً کتابِ خوشدستی نیست. بزرگ است برای خواندن. هرچند که به قولِ جلال بهتر است: «رها کنم»!
عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گیاهی است که در باغ پدید آید.در بن درخت،اول بیخ در زمین سخت کند،پس سربرآرد و خود را در درخت پیچد و همچنان میرود تا جمله ی درخت را فراگیرد ،و چنانش در شکنجه کشد که نم در میان رگ درخت نماند، و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت میرسد به تاراج میبرد تا آن گاه که درخت خشک شود. فی حدیقة العشق/سهروردی